این ایام مصادف با بیست و ششمین سالگرد انقلاب اسلامی است، باید اذعان و اقرار کرد که این رخداد یکی از رویدادهای کمنظیر قرن بیستم بود که بازتابهای جهانی آن همچنان ادامه دارد. رهآورد روشن این حرکت عظیم اسلامی و مردمی، نعمت تأسیس نظام جمهوری اسلامی است و امروزه پاسداری از این موهبت الهی، بر همگان واجب میباشد، به ویژه صاحبان فکر و اندیشه و نسل جوان، در این مسیر وظیفهای گران بر عهده دارند و باید با تأسیس نهضتی نرمافزاری، با چراغ فکر و اندیشه، مسیر دشوار و پر پیچ و خم حرکت و تداوم این الگوی جدید حکومتی را روشنتر نمایند و آن را از گزند انواع آسیبهای احتمالی مصون دارند.
بدیهی است کارآمدی و توفیق نظام مزبور، در کلیه عرصههای پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی شهروندان و مخاطبین خویش، بهترین راه معرفی و عرضه این الگوی حکومتی به جهانیان است و حاکی از عدم تنافی دو عرصه دین و سیاست، بلکه تعامل مثبت و بهینه آن دو، بوده و خواهد بود.1
یکی از معضلات گریبانگیر نظام جمهوری اسلامی، به اقرار بسیاری از کارگزارن آن، ضعف در کارآمدی از یک سو و از سوی دیگر ضعف در سامانه پاسخگویی آن است2 و تلاشهای متعددی تاکنون صورت گرفته و یا در دستور کار است تا بر این دو مشکل متعامل غلبه گردد. مسلم است سامانبخشی به این تلاشها، به عنوان راهبردی ملی و اساسی در آسیبشناسی نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار میآید و به همین خاطر است که رهبر انقلاب اسلامی سال 1383 ش. را به عنوان سال پاسخگویی سه قوه به ملت ایران معرفی کردند.3 به حق این سال شایسته این نامگذاری بود؛ زیرا که سال مزبور همزمان با پایان دوره هشت ساله ریاست جمهوری، اختتام دوره ششم مجلس و دوره پنج ساله ریاست قوه قضاییه و به پایان رسیدن برنامه پنج ساله سوم است و کارگزاران نظام باید به مردم پاسخگو باشند که در مسائل مهمی مانند تولید علم، استقرار عدالت و نهضت مبارزه با فساد، چه فعالیتها و خدماتی انجام دادهاند و به چه کمبودها و نواقصی برخورد کردهاند.
واضح است که طرح مباحث نظری در حوزه دو مفهوم متعامل و با اهمیت «کارآمدی» و «پاسخگویی»، به گسترش روند فعالیتهای پیشگفته و نقد و ارزیابی کارنامه عملی دوایر و دستگاههای نظام بسیار کمک خواهد کرد.
گفتار اول:
پاسخگویی، حسابرسی و مسؤولیتخواهی در قرآن و نهجالبلاغه (نگرشی کلی)
مبحث اول ـ قرآن
براساس آموزههای قرآن، اسلام بر پایه پاسخگویی استوار است. پاسخگویی دو جنبه دارد؛ فردی و اجتماعی از جنبه فردی، خداوند اختیارات و توانمندیهایی در اختیار انسان قرار داده و اهداف مشخصی برای او تعیین کرده است که در مقابل این توانمندیها و اهداف باید پاسخگو باشد. از این پرسشگری الهی میتوان نتیجه گرفت که از جنبه اجتماعی نیز وقتی مردم، اختیارات و توانمندیهایی در اختیار کارگزاران خود قرار دادند و قدرت خود را به آنها تفویض کردند، این مسؤولان ملزم به پاسخگویی هستند.
از دیدگاه قرآن، جهان آفرینش و به تبع آن حیات انسانی دارای حساب و کتاب دقیقی است و سراسر این کتاب آسمانی سرشار از آیاتی است که بر مسؤولیتخواهی، پرسشگری و حسابرسی از انسانها تأکید کرده است و انسانها باید پاسخگوی امانتی باشند که بنا به آیه 72 سوره احزاب به آنها سپرده شده است؛ امانتی که آسمانها و زمین و کوهها از حمل آن سر باز زدند.4 برخی از این آیات از باب نمونه چنیناند:
ـ «آیا مردم چنین پنداشتند به صرف اینکه ما ایمان به خدا آوردهایم، رهایشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحان نشوند؟»5
ـ «آیا آدمی میپندارد که او را مهمل از تکلیف و ثواب و عقاب گذارند؟!»6
ـ «آیا انسان پندارد که هیچ کس بر او توانایی ندارد، زهی غرور و جهالت!»7
ـ «آیا چنین پنداشتید که ما شما را به عبث و بازیچه آفریدهایم. و پس از مرگ هرگز به ما رجوع نخواهید کرد؟!»8
ـ «آیا پندارد که کسی او را ندیده است؟!»9
ـ «هرگز بر آنچه علم و اطمینان نداری دنبال مکن که در پیشگاه حکم خدا چشم و گوش و دلها همه مسؤولاند.»10
ـ «همه باید به عهد خود وفا کنید که البته در قیامت از عهد و پیمان پرسیده خواهد شد.»11
ـ «چه بسیار مردم دیاری را، که از امر خدا و رسولانش سرپیچیدند و کافر شدند، ما هم آنان را به حساب سخت مؤاخذه کردیم و به عذاب بسیار شدید معذّب ساختیم.»12
ـ «روز حساب مردم بسیار نزدیک شد و مردم سخت غافلاند و اعراض میکنند.»13
ـ «... مگر کسانی که روی از حق گرداندند و کافر شدند، آنگاه حساب و جزای اعمال نیک و بدشان بر ما خواهد بود.»14
ـ «و هر کس غیر خدا کسی را به الوهیت خواند، حساب کار او نزد خداست و البته کافران را در روز کیفر فلاح و رستگاری نیست.»15
در آیه 39 سوره نور، خدای متعال اعمال کافران را به سرابی فریبنده در بیابانی هموار، در نظر شخص تشنه تشبیه میکند و وعده میدهد که کافران در روز جزا خدا را حاضر و ناظر اعمال خویش خواهند دید که به حساب کار آنان به صورت تمام و کمال خواهد پرداخت و کیفر کفر آنها را خواهد داد و در اصل خداوند متعال در یک لحظه به حساب تمام مخلوقات رسیدگی خواهد کرد.16 این در حالی است که خداوند در آیات 6 الی 9 سوره انشقاق17 و بسیاری دیگر از آیات، از حسابرسی آسان جهت مؤمنین و سرور آنان در موعد حساب یاد میکند؛ کسانی که به خلاف کافران و بدکاران، کارنامه اعمالشان را در دست راست میگیرند و با پاسخگویی خویش به فلاح و رستگاری میرسند.
از دید آیات الهی و از جمله آیه 52 سوره انعام، به هر کس حسابرسی خاص میشود و حساب کسی به حساب دیگری گذاشته نخواهد شد.18 ضمن اینکه کافرانی که هوای نفس را بر خود غالب کرده و از خدا و محاسبه روز جزا غافل شدهاند، در بیعقلی و بیفکری با چهارپایان مقایسه شده و حتی از آنها نادانتر و گمراهتر به شمار آمدهاند.19
در فرهنگ قرآنی، حتی این محاسبه و انتظام در سراسر گیتی جریان دارد؛ همچنانکه در آیه 96 سوره انعام میفرماید:
«خداست شکافنده پرده صبحگاهان و شب را برای آسایش خلق مقرر داشته و خورشید و ماه را به نظمی معین به گردش درآورده، این خدای مقتدر دانا است.»20
بدیهی است حیات بشری نیز به عنوان برخی از خلقت الهی نمیتواند از این نظام محاسبه و پرسشگری و ضرورت پاسخگویی و ادای امانت و ایفای مسؤولیت بیبهره باشد. جالب اینجاست که خداوند متعال خود را هم مسؤول معرفی نموده است؛ همچنانکه خداوند در آیه 16، سوره فرقان، خود را در برابر تحقق وعده بهشتی، که به مؤمنان داده، موظف و مسؤول میداند.21
از این آیات به روشنی استنباط میشود که اساس خلقت الهی و آفرینش آسمانها و زمین و جامعه بشری بر حسابگری و حسابرسی و ضرورت پاسخگویی بنا شده است و انسانها چه در حیطه مسؤولیت فردی و چه اجتماعی و چه در مقام کارگزاران سیاسی و حکومتی موظف به قبول مسؤولیت کنشها و رفتار خویشاند و باید در قبال قبول مسؤولیت به خدا و خلق او پاسخگو باشند؛ همانگونه که بنا به باورهای اسلامی، پرسشهای شب اول قبر، بزرگترین پرسشگری خداوند از انسان است و برای این موجود، مفر و گریزی جز پاسخگویی نیست.
مبحث دوم ـ نهجالبلاغه
در نهجالبلاغه نیز پرسشگری و پاسخگویی دارای جایگاه عالی و پسندیدهای است. امام علی علیهالسلام پرسش را کلید دانش شمرده و در همین راستا در خطبه 93 از مردم میخواهند پیش از آنکه ایشان را از دست دهند، تمامی پرسشهایشان را با وی در میان گذارند تا به آگاهی کامل برسند. اما در همین خطبه خود را محور جریان سالم پرسشگری و پاسخگویی دانسته، میفرمایند:
«اما اگر از دست بدهیدم، در هنگامه جریانهای ناخوشایند و مشکلات سهمگین، بسیاری از پرسشگران به دام میافتند و بسیاری از پاسخگویان به کارشان درمیمانند.»22
و در خطبه 72 فرمودهاند: «که پیامبر صلیالله علیه و آله چگونه بار سنگین مسؤولیت رسالت را به دوش کشیدند.»23
آن حضرت تعهد و مسؤولیت را مرز انسانیت به شمار میآورند و در خطبه 175، غافلان بیمسؤولیت را با عنوان «از خود بیگانگان و رهاشدگان» مورد خطاب قرار میدهند و به آنها اعلام میدارند که از تمامی کارهایشان بازخواست خواهند شد.24
و بر جدی گرفتن مسؤولیت و انجام فرایض الهی و اولویتبخشی به آنها پای فشرده و در خطبه 113 از مردم میخواهد آنچه را که خدا بر آنها واجب کرده، بدهکاری خود تلقی کنند و از خداوند بخواهند که حقش را آنچنان که خواسته بپردازند.25
حضرت در خطبه 176 میفرماید: «بکوشید از عهده مسؤولیتی که خدا بر عهده شما گذاشته به درستی برآیید و انجام وظیفه کنید.»26
در فرهنگ نهجالبلاغه بر مسؤولیت ویژه عالمان و توانگران تأکید شده است و بیان امام علیهالسلام در حکمت 478 و 425 شاهد این مدعا است.27 حضرت در خطبه 86 مردم را مخاطب قرار داده، به آنها یادآور میشود که خداوند مسؤولیت پاسداری از کتابش را به شما سپرده و شما را پوچ نیافریده است.28
و در نامه 74 اظهار میدارند که: «بیگمان انسان در خصوص پیمان الهی مورد بازپرسی است»29 و باید پاسخگو باشد. در حکمت 383 فرمودهاند: «غافل مباش که از تو غافل نیستند.»30 امام علیهالسلام در نامه 31، حتی مسؤولیت در قبال فرزندان را یادآور شدهاند!31
علاوه بر این فرازهای عام، امام علیهالسلام در بیانات مبسوطی به ضرورت پاسخگویی و مسؤولیتشناسی کارگزاران سیاسی اشاره نمودهاند که در جای خود به آنها پرداخته خواهد شد.
گفتار دوم:
مفهوم کارآمدی و کارآیی در علوم مدیریت و سیاست
مفهوم کارآمدی32 و کارآیی،33 از مهمترین مفاهیم علوم مدیریت و اقتصاد میباشند و تقریباً از چندین دهه گذشته در عرصه علم سیاست نیز به طور جدی پای نهاده و مطرح گشتهاند. از آنجا که هر سامانه مدیریتی و هر سازمانی به دنبال پیشینه کردن کارآمدی و کارآیی خویش است، بدیهی است که گستردهترین و مقتدرترین سازمان موجود؛ یعنی نهاد دولت هم به دنبال دستیابی به این هدف حیاتی باشد تا با داشتن پیشینه مشروعیت اولیه، به مشروعیتسازی جدیدی دست یازیده و مشروعیت ثانویه از طریق کارآمدی را نیز کسب کند و بدین وسیله دوام و پایبندی خویش را، با تحصیل رضایت افزونتر شهروندان، بیش از پیش تضمین نماید.
کارآمدی در حقیقت بیانگر قابلیت و توانایی اداره هر کشور توسط مدیران و کارگزاران شایسته آن است و ایفای بهینه کارویژههای دولت و کسب حداکثر رضایتمندی مردم را در پی دارد.
امروزه با گذشت بیست و شش سال از انقلاب اسلامی و مردمی ایران و بالطبع با تأسیس جمهوری اسلامی، کمتر کسی تردیدی در پایههای مشروعیت این نظام روا میدارد، اما این نیز واقعیت دارد که هر حکومتی ممکن است در عرصه تحقق کارویژهها و وظایف و اهداف خود با درجهای از ناکارآمدی و دغدغه آن مواجه شود. این در حالی است که متأسفانه برخی نیز عنادورزانه سعی در ایجاد شبهه ناکارآمدی حکومت دینی و تشکیک در توان آن، در پاسخگویی به انتظارات و خواستههای مردم دارند.
این در حالی است که کاهش کارآمدی، بیماری گریزناپذیر هر نظام سیاسی است و نظامهای موفق آنهایی هستند که همواره با ارائه راهکارهای نظری و عملی، سعی در علاج این بیماری موسمی دارند، هر چند این مداوا قطعی نیست بلکه زمانمند و موقت است. از سویی حتی نظامهای کارآمد نیز به دنبال تجربه راههای جدیدی برای افزایش کارآمدی خود هستند؛ زیرا این واقعیت دارد که ناکارآمدی یکی از اساسیترین چالشهای توسعه و پیشرفت هر کشور و از عوامل مخل عمده این مسیر است و هرگونه طراحی توسعه میبایستی جای ویژهای را برای ارتقای کارآمدی در کلیه جوانب و عرصهها قائل باشد.
در علم مدیریت، «کارآمدی» در گرو کسب هدفهای تعیین شده و رضایت خاطر کسانی است که در راه رسیدن به اهداف نقش دارند. اما «کارایی» در به کارگیری و تخصیص منابع تولید، برای استفاده از منابع تولید و صرف حداقل هزینه و کمترین ضایعات برای هر میزان تولید است. این دو واژه در علم سیاست معمولاً به گونهای درست یا نادرست؛ مترادف فرض شده و غالباً بیانگر قابلیت و توانایی اداره هر کشور توسط مدیران و کارگزاران شایسته آن و ایفای بهینه کارویژههای دولت و کسب حداکثر رضایتمندی مردم میباشد. بسیار واضح است که این ایفای بهینه و کسب حداکثر رضایتمندی مزبور، بدون اتصاف حکومت به صفت پاسخگویی و مسؤولیتشناسی و شناختن حق پرسشگری برای مردم حاصل نخواهد شد و بدینسان این استنباط روشن خواهد بود که کارآمدی و پاسخگویی، لازم و ملزوم و مکمّل یکدیگرند.
گفتار سوم:
مشروعیت،34 محصول تعامل کارآمدی و پاسخگویی
امروزه در اصلیترین تفکیک نظامهای سیاسی، آنها را به دموکراتیک (مردمسالار)، و غیر دموکراتیک تقسیم میکنند. مهمترین وجه تمایز نظامهای مردمسالار از غیر آن، وجه پاسخگو بودن و قبول مسؤولیت در قبال مردم بوده و هست. در مقابل؛ حکومتهای غیر دموکراتیک؛ اعم از سنتی و مدرن و در انواع مختلف آن؛ مانند رژیمهای «تمامیتگرا و جامعالقوا»،35 استبدادی36 و غیره با نادیده گرفتن مردم و حقوق آنها، اهمیتی به پاسخگویی نداده و خواستهها، مصالح و باورهای فردی و گروهی خود را بر مصالح مردم و عموم ترجیح میدهند و نه تنها خود را خادم مردم نمیدانند بلکه مردم را با انواع شگردها و ترفندها، در راه منافع خود به خدمت میگیرند و از قبول مسؤولیت در قبال کنشهای حکومت، در آنها خبری نیست.
به عکس، در نظامهای مردمسالار به دلیل توجه به پاسخگویی به مطالبات، خواستهها و نیازهای مردم و مصالح عمومی، رضایتمندی مردم جلب شده و چنین نظامی به دلیل همین پاسخگویی به عامه و مسؤولیتشناسی، واجد مشروعیت میگردند. همچنین بدیهی است؛ نظام «مشروعی» که قائل به پرسشگری مردم و ضرورت پاسخگویی به آنها است میبایستی از حداکثر «کارآمدی» سود ببرد تا بتواند به مطالبات ضروری مردم پاسخ گوید.
بنابراین، «مشروعیت» محصول تعامل پاسخگویی و کارآمدی است. تبیین بیشتر مفهوم مشروعیت اولیه و ثانویه (کارآمدی)، به فهم بیشتر ارتباط آنها با پاسخگویی و تعاملات پیشگفته کمک خواهد کرد. از مشروعیت، تعریفهای فراوان کردهاند اما در مجموع، پرسش از چرایی «الزام و التزام سیاسی»؛37 پرسش از مشروعیت است. این مفهوم به معنای میزان اعتقاد شهروندان به دولت، به مثابه تجسم بخش منافع آنها و باور به حقانیت و شایستگی دولت در برخورداری از قدرت و اعمال این قدرت بر شهروندان میباشد. به تعبیر رابرت دال: «حکومت زمانی مشروعیت دارد که مردم تحت فرمان، اعتقاد راستین داشته باشند بر اینکه ساختارها، عملکردها، اقدامات، تصمیمات، سیاستها، مقامات و رهبران یا حکومت از شایستگی، درستکاری، یا خیر اخلاقی و از حق صدور قواعد الزامآور برخوردار باشند.»38
از نظر لغوی، مشروعیت گاهی به معنای «حقانیت»، و گاه به معنای «قانونیت» و گاه به معنای «مقبولیت و پذیرش عمومی» است. عالیترین سطح مشروعیت دربرگیرنده هر سه تعبیر از این مفهوم است.
اما مشروعیت و کارآمدی، دو شرط اصلی بقای هر حکومتی است و میان آنها تعامل و ارتباط دوجانبه و مستقیمی وجود دارد و به عبارتی، هنگامی که «پایینیها نخواهند و بالاییها نتوانند» سقوط و سرنگونی حتمی است. کارایی با بازده عملی هر سامانه (سیستم) مترادف است و منظور از آن، نتیجهبخش بودن یک طرح، برنامه یا سیاست است. نظام سیاسی آنگاه کارایی دارد که بتواند وظیفههایی را که بیشتر مردم یا حکومتشوندگان از آن متوقعاند، انجام دهد و پاسخگو باشد و وظیفه اصلی یک نظام سیاسی پشتیبانی همهجانبه از زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، مادی و معنوی همه شهروندان به ویژه پاسداری از آسایش و امنیت تک تک آنان در اجتماع است. پشتیبانی واقعی و عینی مشروعیت هر نظامی وابسته به کارایی آن است که این دو نیز بدون اتصاف حکومت به صفت پاسخگویی میسّر نیست.
بدین ترتیب رابطه میان مشروعیت و کارایی در یک نظام سیاسی، از اهمیت حیاتی برخوردار است؛ چرا که وجود یا فقدان یکی، در درازمدت میتواند به رشد یا از دست رفتن دیگری منجر شود. احتمالاً «لیپست» نخستین شخصی بود که به طور اخص رابطه میان مشروعیت و کارایی را تجزیه و تحلیل کرد و بحث نمود که ثبات یک رژیم به رابطه میان این دو مفهوم بستگی دارد. لیپست کارایی را عملکرد حقیقی و واقعی حکومت یا برآورده شدن کارویژههای اساسی حکومت توسط نظام تعریف میکند.39
در هنگام مواجهه با بحران کارایی (مانند فشار اقتصادی)، ثبات رژیم تا حد بسیار زیادی، بستگی خواهد داشت به مقدار مشروعیتی که دارد. این مطلب در نمودار لیپست که در آن پویایی مشروعیت و کارایی نشان داده شده، آمده است:
بنابراین نمودار، اگر رژیمی خویشتن را در خانه A بیابد، درجه بالایی از مشروعیت و کارایی را داراست که در لحظه بحران ازخانه A به خانه B حرکت میکند که این نشاندهنده از دست رفتن کارایی ولی حفظ مشروعیت است. سپس زمانی که بحران برطرف شده باشد به جای اصلی خویش (خانه A) باز میگردد.40
مشروعیت بالای یک نظام سیاسی، به طور قابل توجهی تمایل و اشتیاق مردم برای تحمل کمبودها و نقایص کارایی را افزایش میدهد. در مقابل، اگر رژیمی خود را در خانه C بیابد، با درجه بالایی از کارایی اما درجه کمی از مشروعیت، یک بحران کارایی، رژیم مورد نظر را از خانه C به خانه D حرکت خواهد داد که در آن موقع، رژیم احتمالاً ساقط خواهد شد.
با این توضیحات مبرهن میگردد که کارآمدی هم منبع مشروعیت است و هم مشروعیتزا و مایه تقویت آن. در حقیقت، کارآمدی در حوزه مفهوم «مشروعیتیابی»41 قرار میگیرد که به معنای فرآیندی است که طی آن، حکومتها به بسط و گسترش پایگاه اجتماعی خود و همچنین بالا بردن درجه رضایت مردم میپردازند و سعی میکنند مقبولیت اجتماعی و موقعیت سیاسی خود را تثبیت نمایند و به عبارتی «مشروعیت ثانویه» را تحصیل کنند.
در توضیح بیشتر باید گفت: «مشروعیت اولیه یا پیشینی، حقی است که برای یک فرد یا گروه در به دست گرفتن حکومت و اعمال قدرت فرض میشود. در حالی که مشروعیت ثانویه یا جاری، در واقع توانایی اعمال و حفظ این حاکمیت است. رابطه این دو مشروعیت و به تعبیر دقیقتر «مشروعیت» و «مشروعیتیابی» یا مشروعیت و کارآمدی، به صورت زیر است:
مشروعیت پیشینی -> شکلگیری قدرت -> استقرار -> اعمال قدرت -> مشروعیت -> جاری یا ثانویه (کارآمدی).
بر این مبنا، کارآمدی، مشروعیتزا و از نوع مشروعیت مکمّل و ثانویه است و در راستای تحصیل دو نوع مشروعیت مهم اولیه و ثانویه، بیتردید و به شکل گریزناپذیری، نظام سیاسی باید به مردم پاسخگو و مسؤولیتشناس باشد.
گفتار چهارم:
کارآمدی و پاسخگویی در نظام سیاسی علوی (نگرشی جزئی)
مبحث اول ـ مفهوم کارآمدی و کارایی
مفهوم اداره و به تعبیر امروزیتر «مدیریت» در کلمات و بیانات امام علی علیهالسلام با واژههایی مانند: «تدبیر»، «اِمره»، «قدرت»، «سید» و «سیادت» و «راعی» به کار گرفته شده است.
از سویی مفهوم «کارایی» با وجود تازه و عصری بودنش، در نهجالبلاغه نیز به طور اخص و صریح اگرچه کمتر مورد اشاره قرار گرفته اما مضمون آن به خوبی در این زمینه به طور عام قابل مشاهده است. شایان ذکر است در حالی که پیشرفت و کارایی در سازمان و نظامهای غیر دینی و لائیک تنها با ملاحظات مادی سنجیده میشود، سازمانها و نظام سیاسی در اسلام، پا را از این ملاحظات مادی فراتر مینهد42 و فقط به فکر اهداف زودگذر و کوتاهمدت بر پایه ملاحظات اقتصادی و کارایی اقتصادی و مادی نیست و بدینوسیله هدفهای فردی، اجتماعی، سازمانی و حکومتی را صرفاً در پرتو محاسبات مادی نمینگرد بلکه ابعاد معنوی کارایی و شرافت انسانی و ارتقای کرامت بشری را نیز در رفتار سازمانی و تعاملی حکومت و مردم مدنظر دارد و بیشترین بازده مادی را به گونهای متقارن با افزایش بهینه و کارایی بازدههای معنوی در نظر میگیرد.
امام علی علیهالسلام به مفهوم کارایی اشاراتی اختصاصی داشته که حداقل دو مورد آن توسط نگارنده رؤیت و درک شده است. لازم به گفتن است اصلیترین واژه مترادف «کارایی»، در زبان عربی «نفاذیّه» و از مصدر ثلاثی مجرد «نفذ» است که امام علیهالسلام دقیقاً در حوزه مدیریت و حکمرانی اجتماع با کلماتی مُنشق از این ثلاثی، به کارایی و اثربخشی اشاره نمودهاند که عین این عبارات «نفاذهم» و «نفذ» است. امام علیهالسلام در نامه خویش به مالک اشتر، داشتن کارایی را از مختصات و شرایط وزیران لایق میشمارند و در این فراز مهم (نامه 53، بند 17)، کلمه «نفاذ» را به معنای «کارا» و در نتیجه «نفاذهم» را به معنای «کاراترین» ایشان به کار بردهاند.43 همچنین در بخش دیگری با جمله: «من عدل نفذ حکمه»44، عدالتورزی را مایه اثربخشی و کارایی عملکرد حکومت به شمار آوردهاند.
شایان گفتن است که در زبان انگلیسی برای معنای کلمه «کارآمدی» از واژه «Competence» به معنای «صلاحیت و سزاواری» هم استفاده میشود. با این ملاحظه میتوان به جرأت اذعان و اقرار کرد که امام علیهالسلام با تأکیدی که همواره بر شایستهسالاری و گزینش لایقترین داشتهاند در فرازهای بیحدی با عباراتی مانند: «صلاح الولاة»، «اصلحهم»، «خِیَرهم»، «أعلمهم»، «أقْواهم»، «شفاعة الکفایة» و...، همواره اصرار داشتهاند که صالحترین، بهترین، عالمترین، قویترین و با کفایتترین کارگزاران در رأس تدابیر و مدیریت جامعه قرار گیرند و از جمله در بندهای متعددی از نامه خطاب به مالک اشتر، گزینش فرماندهان، کُتّاب و مُنشیان و... منوط به انتخاب سزاوارترین و بهترینها شده است.45
علاوه بر جستجوی واژه کارآمدی در نهجالبلاغه، میتوان به مفهومسازی در این باره پرداخت و با توجه به اینکه بسیاری از اندیشمندان معاصر همچون «لیپست» کارایی و کارآمدی را عملکرد حقیقی و واقعی حکومت یا برآورده شدن کارویژههای اساسی حکومت توسط نظام تعریف کردهاند میتوان کارآمدی را در معنای کارویژههای اساسی حکومت و نحوه ایفای بهینه آنها تبیین کرد:
الف) کارآمدی به معنای ایفای بهینه کلیه کارویژههای حکومت
از دو منظر میتوان به دیدگاههای امام علی علیهالسلام در موضوع کارویژههای اصلی حکومت نگریست؛ منظری عام و منظری خاص ـ در بخشهایی از نهجالبلاغه، مانند عهدنامه مالک اشتر، ایشان در فرازهایی کلی، اهداف عالی حکومت را برشمردهاند و در منظرهای خاص دیگر هم به صورت مباحثی فرعی، مقاصد حکومت را مورد تصریح قرار دادهاند. به عنوان ذکر نمونههای منظر عام، در خطبه 131، اهدافی مانند احیای دین و حاکم ساختن شعائر و احکام و قوانین الهی، برچیدن آثار فتنه و فساد و استقرار صلاح، حمایت از بندگان مظلوم و محروم، و اقامه حدود الهی اشاره شده است.46
از بیانات امام علی علیهالسلام در خطبه 40، برداشت میشود که اهداف حکومت عبارتاند از:47
1. بسترسازی و تمهید حیات مادی و معنوی مؤمنان.
2. تأمین حقوق سایر شهروندان و در امان بودن غیر مؤمنان و تأمین حیات مادی ایشان.
3. تأمین امنیت و استیفای حقوق مردم، به ویژه مظلومان جامعه.
4. سامان دادن به نظام اقتصادی کشور، جهت اداره صحیح و توانمند جامعه.
مؤلف در مقالهای دیگر، اهداف و کارویژههای حکومت از دیدگاه امام علیهالسلام را به شرح زیر آورده است:48
1. تأمین سعادت مادی و معنوی و توجه به رشد و بالندگی مردم.
2. احیأ و اقامه حق و دفع باطل.
3. تحقق عدالت.
4. تأمین امنیت.
5. تحقق وحدت امت در پرتو حکومت رهبری الهی.
6. تأمین رفاه عمومی.
7. حفظ کرامت انسانی.
8. وصول به تعامل صحیح و مثبت میان حکومت و مردم و کسب حداکثر رضایت آنها.
بدیهی است میزان دستیابی به این اهداف و تحقق این کارویژهها، میتواند تعیینکننده میزان کارآمدی و کارایی حکومت باشد.
ب) شاخصههای مهم کارآمدی و کارآیی و ارتباط آنها با اصل پاسخگویی
مسلم است که تبیین این شاخصهها ارتباط آنها را با اصل مهم پاسخگویی بهتر نمایان خواهد ساخت.
برای «کارآمدی و کارآیی» میتوان شاخصههایی تعریف کرد. البته این اشارات نوعی فهم و دریافت از کلام امام علیهالسلام است وگرنه حضرت به طور مشخص به چنین تقسیماتی، ذیل عنوان کارآمدی اشاره نداشتهاند، بلکه در حقیقت با تفسیر نهجالبلاغه و تبیین مفهوم کارآمدی میتوان چنین سنجهها و اصولی را برای این واژه تعریف کرد که وجود آنها باعث افزایش کارآیی و کارآمدی حکومت میشود که فقط به عناوین آنها با ذکر یک شاهد از نهجالبلاغه به شرح زیر اشاره میشود:
1. اصل عدالت و عدالتورزی:
«هر کس عدل بورزد حکمش نافذ و کارا میگردد.»49
2. اصل شایستهسالاری:
«در استخدام کارکنان و فرمانروایانت شفاعت و وساطت کسی را مپذیر مگر شفاعت شایستگی و امانتداری خود آنها را.»50
«سزاوارترین کس به خلافت، قویترین مردم نسبت به آن و داناترین آنها به فرمانهای خدا است.»51
3. اصل تجربهگرایی:
«کارگزاران خود را از صاحبان تجربه و مهارت، که از خاندانهای صالح باشند، انتخاب کن.»52
4. اصل نظارت و کنترل:
«بازرسانی را بر آنان اعزام کن که اهل راستی و وفا باشند... آنان را براساس خبرویّت و شایستگی به کار بگمار و از روی روابط و امتیازات نابجا، آنان را به کار نگیر.»53
5. اصل ضابطه و قانونگرایی به جای رابطهگرایی:
«(در خطاب به خلیفه دوم): سه چیز است که اگر به آن عمل کنی تو را کفایت میکند و اگر ترک کنی، هیچ چیز تو را کفایت نمیکند: اقامه حدود بر قریب و بعید، قضاوت براساس کتاب خدا در حال رضا و سخط و تقسیم عادلانه میان قرمز و سیاه.»54
6. اصل امانتداری و تکلیفگرایی:
«(خطاب به اشعث بن قیس، استاندار آذربایجان): همانا پست استانداری، برای تو وسیله آب و نان نبوده، بلکه امانتی در گردن توست. باید که از فرمان الهی و امام خویش پیروی کنی... در دست تو، مالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانهدار آن، تا به من بسپاری...»55
7. اصل الگو بودن رهبران و مدیران و سادهزیستی آنان:
«بر رهبران حق است که در خوراک و پوشاک، همانند ضعیفترین مردم رفتار کنند، هیچ چیز اضافی که آنان قادر به تهیه آن نیستند نداشته باشند، تا فقرا با دیدن رهبران، در آنچه هستند از خدا راضی باشند و ثروتمندان با دیدن آنان شکر و توضعشان بیشتر شود.»56
8. اصل کفاف و قناعت و پرهیز از اسراف:
«میانهرو باش و از زیادهروی دست بردار و امروز، فردا را به خاطر آر و از مال نگهدار چندانکه تو را کارساز است و زیادت را پیش فرست برای روزی که تو را بدان نیاز است.»57
9. اصل مسؤولیتشناسی حکومت:
از دیدگاه نهجالبلاغه، نظام سیاسی مشروع و دارای مقبولیت و با رضایت عامه و نظامی که واجد کفایت و صلاحیت برآوردن مطالبات و تحقق کارویژههای خود است، ضرورتاً باید نظامی پاسخگو و مسؤولیتشناس باشد و به طور حتم چنین حکومتی با تکیه بر رمز پاسخگویی و قبول مسؤولیت، از «نفوذ حکم»و اثربخشی فرامین و به تعبیر امروزیتر، از کارآمد و کارایی روزافزون برخوردار خواهد شد. شواهد لازم این مبحث در زیر ارائه میگردد.
مبحث دوم: پاسخگویی و مفاهیم همپیوند
همانطور که پیشتر یادآوری شد، امام علیهالسلام در نامه 5 نهجالبلاغه به والی خویش در آذربایجان، حکومت را به سان امانتی برای وی تعریف میکند که میبایستی در قبال قبول این امانت و مسؤولیت، پاسخگو باشد. جالب اینجاست که در فرهنگ سیاسی علوی این مسؤولیت و پاسخگویی، تنها در قبال خدای متعال، رهبر جامعه اسلامی و مردم نیست، بلکه شامل سرزمین، شهرها، خانهها و حتی حیوانات آن نیز میشود. امام علیهالسلام در همین راستا در خطبه 167 میفرماید:
«از خدا بترسید، و تقوا پیشه کنید؛ زیرا شما در پیشگاه خداوند، مسؤول بندگان خدا، و شهرها و خانهها و حیوانات هستید. خدا را اطاعت کنید و از فرمانش سر باز مدارید، اگر خیری دیدید برگزینید و اگر شرّ و بدی دیدید از آن دوری کنید.»58
از نظر امام علیهالسلام پرسشگری مردم و پاسخگویی حکومت و زمامداران، رمز سامانیابی و اصلاح دستگاه حاکمه است همچنانکه در خطبه 216 میفرمایند:
«ملت سامان نیابد مگر با اصلاح زمامداران و زمامداران اصلاح نشوند جز با استقامت ملت.»59
امام علیهالسلام همواره به والیان خویش، مسؤولیت خطیر حکومت و ضرورت استواری آنها را در ایفای وظایفشان یادآور میشدند و از آنها میخواستند به گونهای عمل کنند که در هنگام پاسخگویی به مردم، مجبور به عذرخواهی نشوند. در همین راستا در نامهای به قُثَم بن عباس فرماندار مکه در سال 39 هجری پس از تذکر و هشدار به توطئه عوامل معاویه در شهر مکه، میفرمایند:
«... در اداره امور خود هوشیارانه و سرسختانه عمل کن، نصیحتدهندهای عاقل، پیرو حکومت و فرمانبردار امام خود باش. مبادا کاری انجام دهی که به عذرخواهی روی آوری، بکوش نه به هنگام نعمتها شادمان و نه هنگام مشکلات سست باشی.»60
حضرت خود را در مسؤولیتشناسی و تعهد و پاسخگویی، پیشگام دانسته و اینگونه صفات را پیشاپیش بر خود فرض میشمارند؛ همچنانکه در خطبه 175 فرمودهاند:
«به خدا سوگند من هرگز شما را به طاعتی برنیانگیختم مگر آنکه خود پیشتاز آن بودم و از هیچ گناهی نهیتان نکردم مگر آنکه خود را پیش از شما از آن باز داشتم.»61
در خطبه 16 نیز همین مضمون، با گفتن این جمله که «آنچه میگویم بر عهده من است»62 وجود دارد و یا در خطبه 119 با تأکید بر مسؤولیت خطیر رهبری میفرمایند:
«شایسته نیست که من سپاه و شهر و بیتالمال و گردآوری خراج و قضاوت میان مسلمانان و گرفتن حقوق درخواستکنندگان را وانهم و با موجی از لشگر بیرون آیم.»63
نامه 45 نهجالبلاغه یکی از فرازهای بلندی است که بیانگر اوج مسؤولیتشناسی و تأکید امام علیهالسلام بر ضرورت پاسخگویی خویش به مردم است، آنجا که میفرماید:
«من اگر میخواستم، میتوانستم از عسل پاک، و از مغز گندم و بافتههای ابریشم، برای خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم، در حالی که در حجاز و یمامه کسی باشد که به قرص نانی نرسد، یا هرگز شکمی سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی که از گرسنگی به پشت چسبیده، و جگرهای سوخته وجود داشته باشد...
آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین خوانند و در تلخیهای روزگار با مردم شریک نباشم و در سختیهای زندگی الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشدم که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پرواری که تمام همت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم و از آینده خود بیخبر است. آیا بیهوده مرا آفریدند؟ آیا مرا به بازی گرفتهاند؟ آیا ریسمان گمراهی در دست گیرم و یا در راه سرگردانی قدم بگذارم؟...»64
امام علیهالسلام خود را مسؤول و پاسخگوی اقدامات لشگریانش میداند و این پاسخگویی را به عنوان مثال در نامه 60 به فرماندارانی که لشگر از شهرهای آنان میگذرد. اعلام میکند. حضرت با سفارش سپاهیان به عدم آزار و اذیت و شرارت نسبت به مردم و اموال مردمی که در مسیر حرکت لشگریان قرار دارند، از این آزارها بیزاری میجوید و در مقام پاسخگویی به رفتار و کردار آنها میفرماید:
«من پشت سر سپاه در حرکتم، شکایتهای خود را به من رسانید و در اموری که لشگریان بر شما چیره شدهاند که قدرت دفع آن را جز با کمک خدا و من ندارید، به من مراجعه کنید که با کمک خداوند آن را برطرف خواهم کرد.»65
اساساً، امام علیهالسلام در بازخواست و پاسخطلبی نسبت به اقدامات کارگزاران و فرمانداران خویش، اهل مجامله و تعاریف نبود. نامه عتابآلود حضرت نسبت به یکی از یاران نزدیکش؛ یعنی کمیل بن زیاد نخعی66 در سال 38 هجری، گواه روشن این مدعا است. کمیل که فرماندار شهر «هِیت» بود در این نامه به دلیل ترک مقابله با دشمنان مهاجم شام به شدت از سوی حضرت مورد نکوهش قرار گرفته است آنجا که میفرماید:
«سستی انسان در انجام کارهایی که بر عهده اوست و پافشاری در کاری که از مسؤولیت او خارج است، نشانه ناتوانی آشکار و اندیشه ویرانگر است. اقدام تو به تاراج مردم «قرقیسا» در مقابل رها کردن پاسداری از مرزهایی که تو را بر آن گمارده بودیم. و کسی در آنجا نیست تا آنجا را حفظ کند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد، اندیشهای باطل است. تو در آنجا پلی شدهای که دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت هجوم آورند، نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند، و نه هیبتی داری که از تو بترسند و بگریزند، نه مرزی را میتوانی حفظ کنی، و نه شوکت دشمن را میتوانی در هم بشکنی، نه نیازهای مردم دیارت را کفایت میکنی، و نه امام خود را راضی نگه میداری.»67
در ضمن، این نامه بیانگر این نکته نیز هست که هر کس باید به مسؤولیت خاص خود بپردازد و در غیر قلمرو تکلیف خویش پای ننهد.
امام علیهالسلام در نامهای خطاب به فرماندار دیگر خود؛ یعنی «منذر بن جارود عبدی» که خیانتی انجام داده و هواپرستی پیشه کرده بود، ضمن احضار او به نزد خویش میفرماید:
«اگر آنچه به من گزارش رسیده، درست باشد، شتر خانه و بند کفش تو، از تو با ارزشتر است و کسی که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد و نه میتواند کاری را به انجام رساند، یا ارزش او بالا رود، یا شریک در امانت باشد یا از خیانتی بدور ماند. پس چون این نامه به دست تو رسید نزد من بیا.»68
امام علیهالسلام یکی از نشانههای جامعه ناسالم و آفتزده و بیمار را در این میداند که پرسشگران انگیزه آزار داشته و پاسخگویان به تکلّف دچار باشند. در این باره، در حکمت 344 چنین آمده است:
«گفتارها نگهداری میشود و نهانها آشکار، و هر کسی در گرو اعمال و کارنامه خویش است، و مردم گرفتار کمبودها و آفتهایند جز آن را که خدا نگهدارد، پرسشگرانشان انگیزه آزار دارند و پاسخگویان نیز به تکلّف دچارند و آن کس که از همه استوارتر است از نیمنگاهی ناراحت شود یا کلمهای او را دگرگون سازد.»69
امام علیهالسلام، درباره پرسشگری صحیح میفرماید:
«برای فهمیدن بپرس نه برای آزار دادن، که نادان آموزش گیرنده همانا، داناست، و همانا دانای بیانصاف چون نادان بهانهجو است.»70
در فرهنگ سیاسی نهجالبلاغه، پرسش هر چند که به حق باشد باید در وقت مقتضی و در جای خود عرضه شود؛ در خطبه 162 در پاسخ فردی که از علل و عواقب غصب امامت، از حضرت سؤال کرد، فرمود:
«ای برادر بنی اسدی! تو مردی پریشان و مضطربی که نابجا پرسش میکنی.»71
امام علیهالسلام، پاسخگویی دقیق و هوشیارانه و مقارن با مصلحت را توصیه میکند و میفرماید:
«آنچه نمیدانی مگو، بلکه همه آنچه را که میدانی نیز مگو؛ زیرا خداوند بزرگ بر اعضای بدنت چیزهایی را واجب کرده که از آنها در روز قیامت بر تو حجت میآورد.»72
از منظر حضرت، پاسخگویی میبایستی در نهایت شهامت و صداقت صورت گیرد و پاسخگویان نباید در صورت فقدان اطلاعات لازم از پاسخ منفی شرم کنند و باید حقایق را منعکس نمایند؛ «و اگر از یکی سؤال کردند و نمیداند، شرم نکند و بگوید نمیدانم.»73 زیرا «کسی که از گفتن نمیدانم، رویگردان است، به هلاکت و نابودی میرسد.»74 از نظر امام علیهالسلام، در پاسخگویی، ظرافتهای لازم میباید رعایت شود و از ارائه پاسخهای انبوه و همانند پرهیز شود؛ زیرا «هرگاه پاسخها، همانند و زیاد شد، پاسخ درست پنهان گردد.»75
همچنین نکته ظریف دیگر آن است که همواره ایشان پاسخگویی را در حضور جمع بر پاسخگویی در محیطهای محدود و فردی ترجیح میدادند گواه این مدعا آن است که شخصی از امام خواست تا ایمان را توصیف کند، امام علیهالسلام فرمود: «فردا نزد من بیا تا در جمع مردم پاسخ گویم، که اگر تو گفتارم را فراموش کنی دیگری آن را در خاطرش سپارد؛ زیرا گفتار چونان شکار رمنده است، یکی آن را به دست آورد و دیگری آن را از دست بدهد.»76 بدینسان مشخص است که کارگزاران نظام اسلامی نیز در پاسخگویی خود و ارائه گزارش به مردم، میبایستی از حداکثر ابزارهای رسانهای جهت انتقال کارنامه خویش به عموم مردم سود جویند و بدینوسیله مسائل، مشکلات و حتی خدمات خود را به مردم منعکس نمایند.
با این توضیحات و با توجه به اهمیت پرسشگری و پاسخگویی در آیات و روایات و در اندیشههای سیاسی اسلامی، مُبرهن است که کارآمدی و ایفای کارویژههای حکومت اسلامی کاملاً در گرو تمهید و تسهیل شرایط پرسشگری عمومی و پاسخگویی مسؤولان و کارگزاران آن است و تنها بدین وسیله است که مشروعیت اولیه و ثانویه نظام تأمین گردیده و رضایتمندی عمومی حاصل خواهد شد.
برداشت و نتیجه
از مستندات این پژوهش به خوبی برمیآید که چه در منابع اسلامی و چه در ادبیات علوم سیاست و مدیریت، دو مفهوم متعامل «کارآمدی» و «پاسخگویی» از مفاهیم بسیار با اهمیت هستند و به نظر میرسد که شواهد تحقیق بیانگر اثبات مدعا و مفروض این نوشتار است که میان پاسخگویی و افزایش کارآمدی نظام سیاسی، تعامل مستقیم و دوجانبهای برقرار میکند و پاسخگویی را زیر مجموعه و یکی از اصول کارآمدی نظامهای سیاسی به شمار میآورد.
پاسخگویی از آن رو شاخصی از شاخصههای کارآمدی و اصلی از مجموعه اصول آن است که تحقق آن، به مشروعیت اولیه و ثانویه نظام خواهد افزود. از سوی دیگر، چون پاسخگویی متضمّن موارد زیر است:
1. اطلاعرسانی، روشنگری و تنویر افکار عمومی.
2. برقراری ارتباط دوسویه و متقابل حاکمیت و مردم.
3. ارتقای فرهنگ مشارکتپذیری همگانی.
4. گسترش فرهنگ نقد و پرسشگری.
5. تعمیم نظارت عمومی.
البته چنین پاسخگویی دارای ویژگیهای خاص خود است؛ از جمله نیازمند سازماندهی و محتاج پرسشگری واقعی، مطلوب و سامانمند است و باید فارغ از تبلیغات کاذب، کلیگویی و برخورد شعاری و کلیشهای باشد.
این مهم نیاز به فضای باز سیاسی، قوت جامعه مدنی و رسانهها دارد و باید جهت تحقق آن به قوت فضای نقد، انتقادپذیری و انتقادگری افزود.
پاسخگویی نیاز به فرهنگسازی، به ویژه در میان مسؤولان، نخبگان، احزاب و رسانهها دارد. دستگاههای نظارتی و پرسشگری؛ مانند مجلس و رسانهها باید تقویت شوند. موانع درون سازمانی و عدم پایبندی نظاممند دستگاههای دولتی و غیر دولتی باید پیگیری شود. از تجارب دیگر کشورها در این قلمرو میتوان استفاده کرد77 و ضروری است نظریهپردازیهای لازم صورت گیرد.
در این مسیر، رسانهها باید به اطلاعرسانی دقیق، صحیح و صادقانه روی آورند و از برخوردهای جناحی، باندی و یکسویه خودداری کنند؛ همچنانکه پاسخگویی هم نباید یکسویه و یک طرفه باشد.
امر به معروف و نهی از منکر به عنوان اسلامیترین و اصلیترین ساز و کار نظارت عمومی باید تحکیم و ساماندهی شود، با سکون و بیتفاوتی، ذهنیت قیومیّت یا تولّیگری پارهای مسؤولان و یا نهادها حتماً مقابله شود، گزارشهای دوایر و نهادها و... فقط به قصد رفع تکلیف و آنهم به صورت مقطعی انجام نشود. ضمن اینکه نباید پاسخگویی فقط در مرحله پایان امور صورت گیرد بلکه دستگاههای مختلف ضروری است در کلیه مراحل چهارگانه عملکرد یک سامانه سیاسی؛ یعنی داده، فرایند، بازده و بازخورد، پاسخگوی مطالب مردم باشند و آنها را تجمیع و پاسخگویی کنند.
بدیهی است حاصل پاسخگویی نهادینه شده و عمومی؛ سلامت، اقتدار، توانمندی و در نهایت افزایش کارآمدی و کارایی نظام خواهد بود. البته باید خاطرنشان کرد که از همه مهمتر، کارگزاران نظام سیاسی ابتدا میبایستی خود را در مقابل خداوند متعال پاسخگو بدانند و بنا به حدیث معروف (حاسِبُوا أنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحاسَبُوا)78 در آغاز به محاسبه نفس خویش بپردازند، آنگاه در برابر وجدان، مردم و سپس آیندگان خود را مسؤول و پاسخگو بشمارند.
عرصه پرسشگری نیز باید عاری از هرگونه تهدید و تطمیع باشد. تخریب و مچگیری، جای نقد ننشیند و پرسشگران و پاسخگویان از سعه صدر لازم سود برند و با شفافیت کامل و با پرهیز از سیاهنمایی با یکدیگر برخورد کنند. ضمن اینکه سطوح پرسشگری و سطوح پاسخگویی، در یک نظام کارآمد، خواه ناخواه باید از یکدیگر تفکیک شوند و رعایت این تفکیکها ضروری است.
از سویی قلمرو و اهداف پرسشگری و پاسخگویی و ساز و کار اجرایی و قانونمند آن، باید مشخص باشد. در چنین صورتی میتوان پرسشگری و پاسخگویی را از شاخصههای اصلی کارآمدی یک نظام سیاسی بشمار آورد. البته به جرأت میتوان گفت که در منابع قرآنی و روایی، نمونههای عالی پرسشگری و پاسخگویی و ساز و کارهای آن، که منجر به افزایش کارایی یک نظام سیاسی میشود، مورد اشاره قرار گرفت و در مستندات تحقیق تا حد مقدور به آنها اشاره شد و امید میرود که عمل به این ساز و کارها در کشورمان آنهم نه فقط در یک سال و مقطع خاص، روزافزون گردد.