حمید مولانا
در ماه مه 1979 (میلادی)، سه ماه پس از آنکه آیتالله خمینی قدرت را بدست گرفت، یکی از مسئولین انرژی ایران بنام فریدون فشارکی دستگیر شد و به پیش آیتالله محمد بهشتی که نزدیکترین مشاور ]امام] خمینی[ره] است آورده شد. فشارکی انتظار داشت تیرباران شود. ولی بجای آن از او خواسته شد که در یکی از پروژههایی که کمتر در میان مردم شناخته شده ولی بسیار خطرناک است در دولت [امام] خمینی[ره] شرکت کند ـ این پروژه ساختن یک بمب هستهای برای ایران است. بهشتی به این کارشناس علمی گفت که وظیفه شما است که این بمب را برای حزب جمهروی اسلامی ایران بسازید. تمدن ما در خطر است و ما باید این کار را انجام دهیم. فشارکی پاسخ داد که چنین پروژهای بسیار پرهزینه خواهد بود. بهشتی در جواب به او گفت: خوب، ولی هزینه قابل تحمل است و ما باید شروع کنیم. وظیفه ما است که این کار آغاز شود.»
این چند سطر آغاز مقالهای طولانی بود که 16 سال قبل که هنوز جنگ تحمیلی ایران و عراق ادامه داشت تحت عنوان «آیتاللههای اتمی» در شماره 12 آوریل 1987 در صفحه مقالات روزنامه واشنگتنپست منتشر شد. نویسنده این مقاله فردی بنام دیوید سیگال از ساکنین قبلی اسرائیل و یکی از سردبیران مجلهای به نام «کمبت و پولز» که اختصاص به تسلیحات جنگی داشت، بود. او در زمان انتشار مقاله در شهر دنور در ایالت کلرادو در آمریکا زندگی میکرد و طبق نوشته واشنگتنپست مشغول تهیه کتابی درباره تروریسم بینالمللی بود. دکتر فریدون فشارکی که مقارن با چاپ این مقاله در «مرکز شرق ـ غرب» در هاوایی کار کرده و مسئول برنامه مطالعات انرژی آن مؤسسه بود بلافاصله اظهارات منتشر شده در این مقاله را تکذیب کرده و در نامهای که به سردبیر واشنگتنپست به تاریخ 21 آوریل 1987 ارسال داشت اظهار داشت که نویسنده مقاله دیوید سیگال در مصاحبه با او گفتههایش را تحریف و مخدوش کرده و قسمتهایی از مصاحبه را از خود ساخته است که به طور کامل حقیقت ندارد.
از طلوع پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا امروز انتشار اکاذیب درباره جنبش تاریخی مردم ایران و متهم کردن نظام جمهوری اسلامی ایران به ساختن بمب هستهای و سوء استفاده از انرژی اتمی از طرف دولتمردان، دستاندرکاران و مطبوعات و رسانههای آمریکا و اسرائیل ادامه داشته است. جنجال اخیری که درباره برنامه انرژی اتمی ایران در بین دولتمردان و مطبوعات آمریکا و در نشستهای اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی و در شورای اجرایی (حکام) آن سازمان ایجاد شده است باید در چارچوب این نقشههای تبلیغاتی و سیاسی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
مقاله دیوید سیگال در واشنگتنپست که پاراگراف اول آن به طور نمونه در اینجا نقل شد دقیقاً موقعی منتشر میشد که قوای رژیم بعث عراق در تمام جبهههای جنگ در حال عقبنشینی بوده و صدام حسین که از طرف آمریکا، اتحادیه اروپا و رژیمهای محافظهکار عرب حمایت میشد در حال شکست بود. نه تنها دولتمردان و مطبوعات آمریکا و غرب در مقابل استفاده صدام از تسلیحات کشتار جمعی و مواد شیمیایی در حلبچه سکوت اختیار کرده و اقدامی نمیکردند بلکه دولتهای فرانسه، انگلستان، آلمان، روسیه (شوروی سابق) و آمریکا با ارسال موشک و هواپیما و ابزار و آلات جنگی و کمکهای اقتصادی و مالی، آتش این جنگ هشت ساله را دامن زدند و در آرزوی شکست ایران و انقلاب اسلامی بودند.
در جنجال اخیر، پیرامون تکنولوژی و برنامه هستهای، آمریکا میخواهد اراده قاطعیت و ایستادگی ایران را به آزمایش بگذارد. گروهی از هیئت حاکمه آمریکا و بخشی از کشورهای اتحادیه اروپا نیز مصمم هستند تا با استفاده از این جنجال، مقدمات ضعف و به خیال خود شرایط براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را فراهم کنند. ایران به عنوان یک عضو پیمان منع تولید و تکثیر سلاح اتمی به اصول این قرارداد وفادار مانده است و در هرگونه سرپیچی یا تخلف از طرف ایران، اصرار آمریکا و یا آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مورد پروتکل الحاقی یا اضافی برای ایران چیزی جز یک تبعیض و فشار سیاسی نمیتواند باشد. چرا ایران باید تنها کشوری باشد که تسلیم اینگونه تبعیضات و جسارتها گردد؟ در حقیقت آمریکا با مطرح کردن پروتکل الحاقی، نیت و قصد جمهوری اسلامی ایران را مورد سؤال قرار میدهد و چنین چیزی در زبان حقوق بینالملل فاقد ارزش و اعتبار است.
پیمان منع تولید و تکثیر سلاح اتمی، استفاده مشروع از تکنولوژی صلحآمیز هستهای جهت افزایش ظرفیت انرژی ملی و زیرساختهای علمی و تکنولوژی را حق مسلّم کشورهای امضاءکننده این قرارداد میداند. این قرارداد هم چنین در مقدمه خود تأکید میکند که خلع سلاح اتمی یکی از آمال و اهداف این پیمان است. ماده سه این پیمان مخصوصاً اشاره میکند که هرگونه دخالت از طرف آژانس بینالمللی انرژی اتمی که موجب جلوگیری از توسعههای اقتصادی و فنی کشورها باشد ممنوع است. علاوه بر این ماده هفت این قرارداد اظهار میدارد که حقوق همه کشورها در تشکیل هرگونه قراردادی که بتواند از تکثیر و تولید سلاحهای اتمی در یک منطقه جلوگیری کند محفوظ میباشد.
و بالاخره ماده ده این پیمان با صراحت به هر کشوری اجازه و حق میدهد در صورتی که حاکمیت ملی صدمه ببیند میتواند از این پیمان خارج شود. بدین ترتیب ایران این اختیار و حقوق بینالمللی را دارد که در صورت تشخیص مصلحت و با وجود تبعیضات بیمورد با این پیمان خداحافظی کند. آمریکا مدتهاست که با راهاندازی جنگ روانی بر ضد ایران از اعضای شورای اجرائی آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواسته است تا موضوع فعالیتهای هستهای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد. در این قطعنامه، آمریکا از ایران میخواهد که به بازرسان هستهای سازمان ملل متحد بدون هیچ پیششرط و محدودیتی اجازه بازدید تأسیسات اتمی خود را بدهد.
عدم عدالت و بیانصافی در سیستم بینالمللی به جایی رسیده است که در منطقه وسیع خاورمیانه و آسیای جنوبی سه دولت هند و پاکستان و رژیم صهیونیستی که دارای سلاحهای هستهای و بمب اتمی میباشند هیچکدام عضویت پیمان منع تولید و تکثیر سلاح اتمی را امضا نکرده و بدین ترتیب از هرگونه بازرسی از طرف سازمان بینالمللی انرژی اتمی در عمل معاف میباشند!
در سال 1968 میلادی وقتی که پیمان عدم تولید و تکثیر اسلحه اتمی نخستین بار به امضاء رسید تنها کشورهای آمریکا، انگلستان، فرانسه و روسیه (شوروی سابق) دارای تسلیحات هستهای و بمب اتمی بودند. امضای این پیمان قدمی بود که اعضای این کلوپ ویژه جهت امتیاز و آقایی خود دیگران را از تولید بمب اتمی منع میکردند. ولی در این سه دهه نه تنها این گروه نتوانست در خلع تسلیحات اتمی موفقیت حاصل کند، برعکس در مقابل توسعه بمب اتمی توسط چین، هند، پاکستان و اسرائیل عاجز ماند.
امروز تنها آمریکا و روسیه دارای 2500 بمب هیدروژنی آماده به کار دارند. بسیاری از شهروندان و ساکنین کره زمین بیاطلاع هستند که علیرغم سقوط رژیم شوروی و علیرغم شعار «دهکده جهانی» و جریان موسوم به جهانیسازی، همه ما در هر لحظه، اگر اشتباهی صورت گیرد، در معرض هدف این تسلیحات کشتار جمعی هستیم. وجود اسلحه کشتار جمعی در عراق و ایران و سایر کشورها ممکن است فرضیهای بیش نباشد ولی در مورد اسرائیل، آمریکا، انگلستان، فرانسه، چین، هند و پاکستان همه اینها حقیقت دارد و خود به آنها اذعان دارند.
اینجاست که دستور روز، مذاکرات و جهت بحث و گفتمان سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دیگر سازمانهای دولتی و غیر دولتی باید یکصد و هشتاد درجه تغییر یابد. ما در یک سیستم اسارت و بردگی بینالمللی زندگی میکنیم بدون اینکه بردهها و اسیران از اسارت و بردگی خود احساس حقارت کنند. همه از دموکراسی و مساوات صحبت میکنند ولی آنچه در سطح بینالمللی موجود نیست دموکراسی و مساوات است، سیستم بینالمللی یک نظام استبدادی است و سیستمهای ملی یک سیستم تبعیضی میباشند. نظام بینالمللی حتی به انقلاب مشروطیت هم نزدیک شده است. آیا کشورها، ملتها، رؤسای جمهوری، وزرا و سازمانها پیدا میشوند که علیه این سیستم استبدادی برخیزند و از خود شهامت و استقلال فکر و کرامت نشان دهند؟ اینها سؤالاتی است که هر لحظه و هر روز ما را به آزمایش میطلبد.
لیست درخواستهای آمریکا و برخی از کشورهای غرب از ایران که یک انقلاب باشکوه و عظیم اسلامی را طی کرده است پایان ندارد. امروز به پروتکل الحاقی راضی شویم فردا صحبت موشکها را به میان خواهند آورد، از موشکها دست بکشیم. مسئله دفاع و نظام اجباری را مطرح خواهند کرد. آمریکا درباره اینکه ایران روزی خواهد توانست همراه با اسرائیل وارد صحنه سلاحهای هستهای شود نگران است.
ایران در جنگ تحمیلی یاد گرفت که باید تسلیحات موشکی داشته باشد. از طرفی نیروی دریایی در سالهای اخیر قوت فوقالعادهای پیدا کرده و میتواند در مقابل ناوگان آمریکا خودنمایی کند. ولی ایران در سالهای اخیر، همکاری بین ترکیه، اسرائیل و جمهوری آذربایجان را تهدیدی از جانب ناتو (پیمان نظامی آتلانتیک شمالی) برای خود میشمارد. آزمایشات هستهای بهار 1998 م پاکستان برای ایران مهم بود و دسترسی اسرائیل به اسلحه اتمی از هر جهت ناراحتکننده است. امروز تسلیحات هستهای به عنوان ابزار و آلات دیپلماسی به کار میروند، و بدبختانه تجاوزات آمریکا در افغانستان و عراق، کشورهای کوچک و قدرتهای متوسط را به این سو هدایت میکند. ایران پس از جنگ تحمیلی موشکهای نوع «اسکاد» را که ظرفیت پرتاب 500 کیلومتری دارد از کره شمالی خریداری کرد. در سال 1998 م ایران شهاب 3 را آزمایش کرد که بردی معادل 1700 کیلومتر را دارا میباشد.
و این روند تکاملی ادامه خواهد داشت، زیرا در دنیای زیادهطلب امروز هر کس ضعیف باقی بماند، طعمه اقویا خواهد شد و برنامههای دفاع موشکی ایران به جمهوری اسلامی قدرت بازدارندگی میبخشد، نه توسعهطلبی و تجاوز.