تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۵۳۴۲۶
گزارشی از ریشه‌های تاریخی و جایگاه حقوقی نام خلیج‌فارس

تحریف تاریخ

ثریا امینی اشاره: چندی پیش مجله آمریکایی نشنال‌جئوگرافی در اقدامی تعجب‌برانگیز در نسخه اطلس 2004 خود از نام مجعول خلیج عربی استفاده کرد که این اقدام با واکنش‌های داخلی و خارجی زیادی مواجه شد. این اقدام با واکنش‌های سراسری ایرانیان مواجه شد و علاوه بر نهادها و ارگان‌های دولتی، سازمان‌های غیر دولتی و حتی مردم عادی نیز به مخالفت با آن برخاستند. تاکنون واکنش‌های مختلفی در این عرصه بروز و ظهور یافته، برخی کارشناسان سیاسی، فشار آمریکا در خصوص فعالیت هسته‌ای ایران و همزمان با آن تغییر نام خلیج‌فارس در یک مجله آمریکایی را معنا‌دار دانستند. چنین به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها برای اینکه بتوانند در خاورمیانه نفوذ کنند، قصد دارند انسجام این منطقه را بر هم بزنند و با استفاده از نام خلیج عربی، درصدد تقویت حاکمیت اعراب بر جزایر سه‌گانه و نهایتاً تغییر ژئوپولیتیک و استراتژی‌های سیاسی ـ امنیتی منطقه هستند. برخی دیگر از کارشناسان نیز معتقدند این تغییر نام از سوی شیوخ عرب و با صرف هزینه‌های گزاف صورت گرفته است. نشریه فرهنگ و پژوهش در این شماره به بررسی ریشه‌های تاریخی و جایگاه حقوقی این بحث پرداخته و از زاویه علمی، نظر کارشناسان را جویا شده است.

مقدمه:
باید توجه داشت پویایی روابط بین‌المللی در عصر حاضر، از فضای پیچیده ناشی از جهانی شدن اثر پذیرفته و تحت‌الشعاع مفاهیم سنتی و بازنگری در مفاهیم و بازیگران بین‌الملل به همراه نظریه‌های متنوع در عرصه روابط بین‌الملل و تعامل میان واقعیات و نظریه‌ها و توجه به متغیرهای درونی و بیرونی در طبقه‌بندی رژیم‌های منطقه‌ای و جهانی با شتابی فزاینده، به صورت پیوسته در حال دگرگونی است و روابط بین‌الملل را به شبکه‌ای پیچیده و در عین حال گسترده تبدیل کرده است.
این پیچیدگی‌ با افزایش تعداد بازیگران دولتی و تعدد سازمان‌های بین‌المللی سازمان‌های غیر دولتی بین‌المللی و شرکت‌های چند ملیتی، هم به لحاظ کیفی و هم به لحاظ کمی، دو چندان شده است و هر روز گسترش می‌یابد و انزوای دولت‌ها در این شرایط تصوری باطل و غیر ممکن است این پیچیدگی نه تنها در روابط بین‌ کشورها بلکه در مرزهای جغرافیایی و تاریخی آنها نیز تاثیرگذار است. وجود هرودت یکی از معتبرترین مورخان باستانی در کنار اسکندر مقدونی و استرابون در کنار امپراطور روم و کاشفان جغرافیایی در کنار دولت‌‌های استعمارگر انگلیس، فرانسه، هلند و بلژیک و بهره‌جویی ناپلئون بناپارت و آدلف هیتلر از جغرافیا، وجود اندیشه‌های ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک را ثابت می‌کند.
مؤسسه‌هایی مانند ماهان، هاوس، هوفر، نشنال جئوگرافیک و ده‌ها مؤسسه دیگر در کشورهای انگلستان، آمریکا، آلمان، روسیه و فرانسه و سرمایه‌گذاری‌های نجومی بر آنها از اهمیت جغرافیا برای دولت‌ها و حکومت‌ها حکایت دارد.
جغرافیا امروزه برای اثبات هویت ملت‌ها و تعیین تکلیف برای بسیاری از کشورهای بی‌پشتوانه تاریخی به ابزاری کارآمد تبدیل شده است و مؤسسه‌های مختلف با جعل نام‌ها و عنوان‌های ساختگی و غیر واقعی سعی دارند برای بعضی از حکومت‌ها هویت‌سازی کنند.
موقعیت‌های جغرافیایی امروزه از عوامل بسیار مهم و تعیین‌کننده در رفتار سیاسی و فرهنگی دولت‌هاست و در شکل‌گیری تصمیم‌های آنها نقش اساسی ایفا می‌کند. برخی موقعیت‌های جغرافیایی در جهان مانند خلیج‌فارس از چنان اهمیت بالایی برخوردار هستند که در طول تاریخ همواره حکومت‌ها و دولت‌های زیادی سعی در جعل نام این دریا به نفع خود کرده‌‌اند.
در اهمیت خلیج‌فارس و تنگه هرمز همین بس که ناپلئون بناپارت در سال 1804 میلادی گفت: «اگر ما، شش ساعت ارباب تنگه‌های جهان از جمله تنگه هرمز باشیم آقای جهان خواهیم بود.»
خلیج‌‌فارس با ویژگی‌های منحصر به فرد مثل کمی عمق و شوری آب، مجموعه حیاتی وابسته و پیوسته‌ای در کف، داخل و بالای سواحل خود ایجاد کرده است به همین دلیل اکوسیستم آن نیز در جهان منحصر به فرد است. از ویژگی‌های دیگر این دریا وجود مه غلیظ و توده‌های ریز غبار و ذرات ریز یا دود معروف به نزم است که قابلیت دید شناورهای دریایی را تا یک کیلومتر کاهش می‌‌دهد. بنابراین موقعیت استراتژیک منطقه خلیج‌فارس موجب شده است که مدت‌ها کانون کشمکش‌های سیاسی و جغرافیایی قرار بگیرد مثل ماجرای انتشار اطلس جدید نشنال جئوگرافیک.
این با تغییراتی در مورد نام خلیج‌فارس و نام دو جزیره دیگر ایرانی و اظهارنظر و موضع‌گیری نسبت به وضع مالکیت جزایر سه‌گانه ایرانی، مدتی است که مطرح شده است.
در اطلس مورد بحث زیر نام کهن فراوانی خلیج‌فارس با همان حروف و همان رنگ ARABIN GULF (خلیج عربی) نوشته شده است.
نام جزیره معروف کیش به یک‌باره به صورت ناشناخته به قیس تغییر یافته و زیر نام جزیره لاوان در داخل پرانتز، یک نام عربی شیخ‌ شعیب آورده شده است، اقدام غیر منتظره و بی‌سابقه دیگری که صورت پذیرفته، عبارت است از آنکه با گذاردن فلش در برابر جزیره‌های ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، دو عبارت «اشغال‌ شده از سوی ایران» و «مورد ادعای امارات» با رنگ قرمز نوشته شده است، جزیره‌هایی که جزیی از خاک سرزمین ایران به شمار می‌روند و فقط مورد ادعای یک شیخ‌نشین کوچک تازه پا گرفته قرار دارند.
مجله‌ای که طی 116 سال گذشته در چشم جهانیان برای خود اعتبار و آبرو کسب کرده و 250 میلیون مخاطب دارد این پیام را به 250 میلیون نفر در دنیا که با اشتیاق مجله نشنال جئوگرافیک را ورق می‌زنند رسانده است که عرب‌ها اصرار دارند خلیج‌فارس را خلیج‌ عربی معرفی کنند.
هر چند که این مجله در بخش بیانیه‌ها و اخبار خود توضیحی در این باره منتشر کرده است، اما به هر حال این سؤال مطرح است، چرا رسانه‌ای با این تعداد مخاطب حقایق پذیرفته شده و مصوب بین‌المللی را به پرسش کشیده است.
در این بیانیه آمده است: نشنال جئوگرافیک خلیج‌فارس را نام اصلی این خلیج‌ می‌داند اما روال متداول نقشه‌‌کشان و متخصصان این مجموعه این است که نام دومی از سوی عموم به دست می‌آید شناخته شده و داخل پرانتز عنوان گردد. در ادامه بیانیه به این نکته اشاره شده است که برای افزدن نام خلیج عربی در داخل پرانتز و در کنار نام اصلی یعنی خلیج‌فارس فقط به یک منبع اکتفا نشده است. نشنال جئوگرافیک مدعی است با این کار تلاش کرده است از سیاسی‌کاری و جانبداری اجتناب کرده و بی‌‌طرفی و بی‌غرضی خود را تا غایت ممکن حفظ کند.
نشنال جئوگرافیک وقتی نام دوم را در داخل پرانتز در کنار نام اصلی قرار می‌دهد که بخواهد نشان دهد در مورد آن نام و مرزبندی‌های آن اختلاف نظر وجود دارد. با این وصف نشنال جئوگرافیک ادعا می‌کند که در مورد این ادعا، خود قضاوت نمی‌کند بلکه فقط می‌خواهد با این کار نشان دهد که در این خصوص اختلاف نظر وجود دارد. در این بیانیه نشنال جئوگرافیک وعده داده است که همین توضیح را در چاپ‌های بعدی نیز به چاپ برساند. این تغییر را در بخش اینترنتی خود نیز اعمال کرده است.
نشنال جئوگرافیک تنها به تغییر عنوان خلیج‌فارس بسنده نکرده بلکه به تغییرات دیگری نظیر تغییر عنوان دریای ژاپن به دریای شرق و... نیز اشاره کرده است.
هشتمین ویراست اطلس 416 صفحه‌ای جهان که نشنال جئوگرافیک به چاپ رسانده است، 140 هزار نقطه جغرافیایی جهان را معرفی کرده و نسبت به ویراست قبلی 15 هزار تغییر دارد. انجام این 15 هزار تغییر 5 سال زمان برده است.
سابقه تاریخی خلیج‌فارس
مدارک بی‌چون و چرای تاریخی از منابع یونانی و رومی گرفته تا منابع پرشمار دوران بعد از اسلام به عربی و فارسی به روشنی حکایت از آن دارند که دست‌‌کم از دوران هخامنشیان به بعد در نوشته‌های یونانی و کتیبه‌های موجود در ایران همیشه این پهنه گسترده و مهم استراتژیکی به نام خلیج‌فارس یا فارس و دریای پارس خوانده شده است. طبق مدارک و اسناد معتبر به دست آمده به ویژه کتیبه‌ای که در موقع حفر کانال سوئز به دست آمد این خلیج‌ به نام دریای پارس نامیده می‌شد.
مورخان و محققان دنیای قدیم از جمله هرودت، نئارخوس، استرابون و کورسیوس در آثار و نوشته‌های خود این دریا را دریای پارس و یا خلیج‌فارس نامیده‌اند.
بطلمیوس دو قرن پیش از میلاد این خلیج را پرسپکوس سینوس نامید که به معنی خلیج‌فارس است. همین نام در نقشه جهان هنریکوس مارتلوس در سال 1492 میلادی نیز به کار رفته است.
در نوشته‌های جغرافی‌دانان و سفرنامه‌نویسان عرب و ایرانی همه‌ جا با عنوان خلیج‌فارس، خلیج‌ عجم، دریای فارس و یا بحر فارس از این پهنه یاد شده است که گاه دریای عمان و فراتر از آن را نیز جزء محدوده خلیج‌فارس آورده‌اند. به عنوان نمونه می‌توان از المسالک و الممالک ابن خردادبه، البدان ابن فقیه، مسالک الممالک اصطخری، مسعودی، مقدسی، ابن حوقل، یاقوت حموی، ابوریحان بیرونی، حمدالله مستوفی و گروه پرشمار دیگر یاد کرد. ابن‌بطوطه نیز در شرح سفر خود در این پهنه از آن با نام دریای فارس سخن می‌‌گوید.
در قدیمی‌ترین کتاب جغرافیا به نام «حدود العالم من المشرق الی‌ المغرب» که حدود هزار سال قبل تألیف شده به زبان فارسی نیز ترجمه شده، آمده است، خلیج‌فارس از حد پارس بر (سرچشمه) گیرد و با پهنای اندک تا سند رسد.
داریوش هخامنشی و اسکندر مقدونی هر کدام با اعزام نماینده‌ای ویژه به خلیج‌فارس درباره آن به تحقیق پرداختند.
ساسانیان نیز در سواحل جنوبی آن نیرو پیاده کردند و یمن و مسقط را به تصرف خود درآوردند، اما قدیمی‌ترین قومی که مطالعه زمین را به طور جدی آغاز کردند بابلی‌ها بودند. آنان در آثاری که دو هزار و پانصد سال پیش بر جای نهادند زمین را صفحه مسطحی فرض کردند، و به رودخانه آب شور «خلیج‌فارس، که آشوریان آن را نارمرتو Narmarratu می‌نامیدند نیز اشاره کردند. دلیل چنین تصوری، محدودیت اطلاعات جغرافیایی آنان بود که جهان را عبارت از سرزمین‌های واقع در اطراف بابل و میان رود نیل و شط دجله می‌دانستند و از دریاها، فقط خلیج‌فارس را می‌شناختند که در مجاورت آن سرزمین واقع بود.
نقشه‌ای از سلسله سوم بابلی‌ها موجود است که نشان‌دهنده میزان معلومات آن قوم از شکل جهان می‌باشد و در آن هفت جزیره به صورت مثلث در ورای خلیج‌فارس نشان داده شده است.
پس از بابلی‌‌ها، علمای جغرافیا‌نویس یونان قدیم که آثار آنان در واقع مبنای پیدایش آثار بزرگ علمی در شرق و غرب عالم محسوب می‌شود، جهان را عبارت از خشکی مستطیل شکلی مرکب از سه قاره اروپا، آفریقا و آسیا فرض می‌کردند و دریاهای شناخته شده را دریای متوسط یا خلیج روم، دریای خزر، خلیج‌فارس و خلیج عربی (دریای سرخ) می‌دانستند. ابوریحان محمد بن احمد البیرونی الخوارزمی نیز در کتاب ارزشمند «التفهیم الاوائل صناعه التنجیم» این تقسیم‌بندی یونانیان را تأیید کرده است.
چنین تقسیم‌بندی جغرافیایی را که مدت‌ها اساس کار علمی دانشمندان جهان بود در آثار بسیاری از دانشمندان بزرگ یونانی قبل از میلاد می‌توان جست‌وجو کرد، از جمله در آثار طالس ملطی که حدود سال‌های 546 تا 540 قبل از میلاد می‌زیست، آناکسی ماندر که در سال‌های بین 546 تا 612 قبل از میلاد زندگی می‌کرد، خصوصا کوسماس ایندیکوپلتس 535 قبل از میلاد، هکاتوس 500 قبل از میلاد، اراتوستن 200 قبل از میلاد، و بالاخره استرابوس که مقارن با میلاد مسیح می‌زیست و به پدر جغرافیا معروف است.
در مدارک و آثار عربی قرن چهارم هجری یکی از آثار مهم این قرن کتاب صورالاقالیم ابی زید بلخی است که حدود سال 321 هجری به رشته تحریر در آمده است. در این کتاب نقشه‌ای آورده شده که دو دریای عظیم فارس و روم به روشنی و وضوح نشان داده شده است.
کتاب المسالک و الممالک ابواسحق ابراهیم بن محمد اصطخری در سال 346 هجری بارزترین و گویاترین اثر جغرافیایی است که راجع به دریای فارس سخن می‌‌گوید. اصطخری در صفحه 28 کتاب مزبور می‌نویسد: دریای فارس مشتمل است بر بیشتر حدود فارس و از فارس به دیار عرب و دیگر سرزمین‌های اسلام متصل می‌شود.
ابوالقاسم محمد بن حوقل بغدادی فصلی از کتاب پر ارزش صوره‌الارض را که در سال 367 هجری به پایان رسانیده به بحر فارس اختصاص می‌دهد و در شرح این دریای عظیم می‌گوید: دریای فارس از قلزم به ایله منتهی می‌شود، سپس حدود دیار عرب را دور می‌زند و از آنجا به آبادان و پس از قطع عرض دجله به مهروبان و بعد به جنابه می‌رسد. آنگاه از کناره‌های فارس به سوی سیراف می‌گذرد و به سواحل (هرمز) از پشت کرمان امتداد می‌یابد و به دیبل و سواحل ملتان که ساحل سند است می‌رسد و در این جا مرز بلاد اسلام پایان می‌یابد و به سواحل هند و چین می‌رسد و از سمت غرب نیز به بیابان‌های مصر می‌رسد.
بنابراین در این کتاب خلیج‌فارس به طور وسیعی ترسیم شده است. بعد از ابن حوقل، حدود دریای فارس در آثار جغرافیایی رفته رفته در جهت تطبیق با حدود کنونی خلیج‌فارس تغییر پیدا می‌کند.
براساس نتایج به عمل آمده می‌توان گفت که پیش از آنکه آریایی‌های ایرانی بر فلات ایران تسلط یابند آسوریان این دریا را در کتیبه‌های خود به نام «نارمرتو» Narmarratu که به معنی رود تلخ است یاد کرده‌اند و این کهنه‌ترین نامی است که از خلیج‌فارس به جای مانده است.
ـ در کتیبه‌ای که از داریوش در تنگه سوئز یافته‌اند این عبارت «درایه تیه هچاپارسا آئی تی» Drayatya hacha parsa aity یعنی «دریایی که از پارس می‌رود» که منظور همان خلیج‌فارس است آمده است.
ـ در زمان ساسانیان نیز این خلیج را دریای پارس می‌گفتند.
ـ مورخ دیگر یونانی فلاویوس آریانوس که در سده دوم میلادی می‌زیست در کتاب معروف خود آنازیس یا تاریخ سفرهای جنگی اسکندر ضمن شرح بحرپیمایی نه آرخوس که امر اسکندر مأموریت یافته بود از رود سند به دریای عمان و خلیج‌فارس بگذرد و به مصب فرات داخل شود، نام این خلیج را «پرسیکون کای ای تامن» persikonkaitas نوشته که ترجمه تحت‌اللفظی آن خلیج فارس است.
شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن ابوبکر بنای شامی مقدسی، معروف به بشاری در کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» که آن را در سال 375 به پایان رسانیده این دریا را مانند دیگران «بحر فارس» خوانده‌ است.
محمد بن نجیب بکُیران در کتاب جهان‌نامه که نسخه آن به تازگی در روسیه چاپ شده است نیز از این دریا به عنوان بحر فارس یاد می‌کند و بسیاری از مدارک دیگر که در خصوص تأیید نام خلیج‌فارس وجود دارد.
اما در خصوص خلیج‌عربی که به رومی آن را سینوس آرابیکوس sinusarabicus یعنی خلیج عرب‌ها می‌گفتند. در تاریخ و جغرافیای قدیم آن را به بحر احمر که بین تنگه باب‌المندب و آبراه سوئز قرار دارد نسبت می‌دادند که به مناسبت شن‌های سرخ ساحل آن، آن را به یونانی، «اری‌تره» Erithree و به لاتینی ماره روبروم Mare Rubrum یعنی دریای سرخ نیز می‌خواندند، و بحر قلزم نیز نام داشت.
هکاتایوس ملطی از علمای قدیم یونان و ملقب به پدر جغرافیا در گذشته در 475 قبل از میلاد بحر احمر را «خلیج عرب» یاد کرده است.
هرودت مورخ مشهور یونانی در گذشته در 425 قبل از میلاد نیز در تاریخ معروف خود نام بحر احمر را مکرر خلیج‌عربی نوشته است. در کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب که در 372 هجری تألیف شده است از بحر احمر با عنوان «خلیج‌ عربی» نیز یاد کرده است، بنابراین می‌‌توان نتیجه گرفت که نخست، نام خلیجی که در جنوب ایران است از دو هزار و پانصد سال پیش، خلیج‌ پارس، یا بحر پارس نام داشته و خلیج عربی به بحر احمر اطلاق می‌شده است.
دوم اینکه، این نام‌ها را نخستین‌بار یونانیان بر این دو دریا یعنی خلیج‌فارس و بحر احمر نهادند و خلیج‌فارس و خلیج عرب گفتند و عنصر ایرانی ـ فارسی یا عربی ـ قحطانی را در این نامگذاری دخالتی نبوده است.
سوم اینکه، جغرافی‌دانان عرب و مسلمان، این دو نام را از یونانیان و رومیان آموخته و این دو اصطلاح را در آثار خود به کار برده‌اند، به خصوص که دریای پارس را به اتفاق خلیج‌فارس یا بحر فارس یاد کرده‌اند.
چهارم اینکه نام خلیج‌فارس در همه زبان‌های زنده دنیا از قدیمی‌ترین زمان تاکنون پذیرفته شده و همه ملل جهان این دریای ایرانی را به زبان خود خلیج‌پارس می‌خوانند.
در پایان اینکه بدون آنکه همکیشان عرب‌نژاد ما در تسمیه خلیجی به نام خود محتاج به تغییر نام خلیج‌پارس باشند از 2500 سال پیش، خلیجی به نام ایشان که فعلاً بحر احمر نام دارد در تاریخ و جغرافیای قدیم آمده و در مأخذ یونانی از 500 قبل از میلاد، خلیج عربی خوانده شده است.
جایگاه تاریخی
دکتر مجتهدزاده در جایگاه تاریخی بحث ایران‌زدایی از خلیج‌فارس را از سال 1820 با ورود بریتانیا به خلیج‌فارس می‌داند و می‌گوید: در این سال اولین قرارداد تحت‌الحمایگی بریتانیا با قبایل عرب در جنوب خلیج‌فارس امضاء شد و تا سال 1840 هیچ فردی بر این امر اعتراض نکرد. در این سال حاج میرزا آقاسی رسماً به بریتانیا اعتراض کرد که مورد توجه هیچ کس قرار نگرفت.
وی معتقد است، با این اقدام نه تنها بریتانیا به کار خود خاتمه نداد بلکه به کار خود ادامه داد و از رأس تنگه هرمز گرفته تا ساحل کویت قراردادهای مشابهی را امضا کرد. بریتانیا این قبایل را به شیخ‌نشین‌ها و امارات عربی تبدیل کرد و در سال 1971 به آنها استقلال داد.
دکتر مجتهدزاده در خصوص اقدام بریتانیا برای شمال خلیج‌فارس معتقد است: بریتانیا رسماً اقداماتی را برای تبدیل بندرعباس، جنوب بلوچستان و مکران به مرزهای کنونی پاکستان انجام داد اما میرزا آقاخان نوری به جنگ علیه بریتانیا برخاست و به این اقدامات خاتمه داد.
این استاد روابط بین‌الملل، اولین پیشنهاددهنده تغییر نام خلیج‌فارس به خلیج عرب را سر چارلز بلگریو می‌داند و اظهار می‌دارد: این پیشنهاد به دلیل درگیری‌های متعدد بریتانیا با دولت ایران مسکوت ماند، تا اینکه در سال 1958 عبدالکریم قاسم در عراق کودتا کرد و حکومت را به دست گرفت و در زمینه ایران‌زدایی از خلیج‌فارس به اقداماتی دست زد، اما چون وی انسان منفوری در دنیای عرب بود هیچ کس به صحبت‌های او توجهی نکرد.
وی می‌افزاید: در سال 1968 عبدالناصر در مصر، در اوج جنجال پان‌عربیستی خود این مسأله را دوباره مطرح کرد اما فراموش کرده بود که دو سال قبل از این اقدام، در مقدمه کتاب خود نقشه خلیج‌فارس را آورده بود و علاوه بر آن سرزمین اعراب را از اقیانوس اطلس تا خلیج‌فارس عنوان کرده بود. وی با این اقدام، خود را مورد تمسخر دنیای عرب قرار داد.
دکتر مجتهدزاده ظهور صدام حسین در سال 1968 و جنایات بزرگ فرهنگی و سیاسی وی در منطقه خلیج‌فارس را از دیگر موارد ایران‌زدایی از خلیج‌فارس عنوان می‌کند و می‌افزاید: صدام حسین کنفرانس‌ها و کتاب‌های خلیج‌ عربی را راه‌اندازی کرد. گفتنی است در این امر دانشگاهیان مزدبگیر به او کمک فراوانی کردند تا علاوه بر تغییر نام خلیج‌فارس به خلیج عربی، تغییر نام خوزستان به عربستان را نیز مطرح کند و با لشگرکشی به خوزستان بزرگ‌ترین حماقت خود را مرتکب شد.
این پژوهشگر تاریخ معتقد است: امروز که صدام حسین از بین رفته میراث‌خواری وی را شیخ‌‌های ابوظبی و قطر بر عهده گرفته‌اند به طوری که این دو کشور پول زیادی به نشنال جئوگرافیک دادند تا نام خلیج‌فارس را تغییر دهد، در صورتی که نمی‌‌دانند، ایرانی که 2500 سال قدمت دارد، تغییرناپذیر است.
دکتر محمدعلی امامی، عضو ارشد وزارت امور خارجه نیز بحث ایران‌زدایی از خلیج‌فارس را از قرن 19 با حضور فعال انگلیسی‌ها می‌داند و می‌گوید: در سال 1847 در عهدنامه‌ای که انگلیس با فتحعلی‌شاه بست تغییر عنوان خلیج‌فارس مطرح بود، اما در سال 1930 سر چارلز بلگریو نماینده انگلستان در بحرین به طور رسمی این بحث را اعلام کرد که با عکس‌العمل دولت وقت ایران مواجه گردید و پرونده بایگانی شد.
وی می‌افزاید: اقدامات دیگری از سوی ناسیونالیسم عربی یعنی با روی کار آمدن عبدالناصر در مصر، عبدالکریم قاسم در عراق و... صورت گرفت، اما اقدامی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران صورت گرفت این بود که یک گروه مذهبی ایرانی بحث تغییر نام خلیج‌فارس به خلیج اسلامی را مطرح کردند که این امر به سوءاستفاده اعراب از این اقدام منجر شد.
دکتر مرتضی نجفی استاد دانشگاه علوم قضایی نیز در این خصوص می‌افزاید: علاوه بر اقداماتی که در چند دهه اخیر از جانب اعراب و انگلیسی‌ها صورت گرفته است پیشنهاد یک گروه ایرانی برای تغییر نام خلیج‌فارس به خلیج اسلامی عامل مؤثری شده است که غربی‌ها و اعراب از این پیشنهاد سوء‌استفاده کنند.
وی این حرکت را خلاف تمام اسناد و مدارک معتبر در سطح جهان توصیف می‌کند و معتقد است: در سازمان ملل و سازمان بین‌المللی دریایی لندن و سازمان‌های دیگر هیچ مدرکی دال بر اینکه خلیج‌فارس، خلیج‌ عربی است وجود ندارد.
وی می‌افزاید: این حرکت مشکوکی است که باید برای مقابله با آن یک اقدام ملی صورت گیرد.
بهمن کشاورز وکیل دادگستری نیز آغاز این ماجرا را از آغاز سلطه استعماری انگلستان توصیف می‌کند و می‌گوید: منافع انگلستان در منطقه جنبه‌های مختلف سیاسی، نظامی و تجاری را دربرمی‌گرفت و این عوامل با استیلای خلیج‌فارس ملازمت داشت.
سواحل طولانی ایران در خلیج‌فارس طبعاً آن را در موقعیت استراتژیک مناسبی قرار می‌‌داد که با اهداف و مطامع انگلستان در تضاد بود، از این‌رو انگلستان با استفاده از ضعف نیروی دریایی ایران همواره می‌کوشید برتری ناشی از داشتن سواحل طولانی را خدشه‌دار کند.
وی می‌افزاید: در عین حال، انگلستان همواره مشتاق داشتن پایگاه‌های دائمی نظامی در خلیج‌فارس بود‌ به طوری که چنین پایگاهی نیز در قسمتی از قشم ایجاد کرده بود و همچنین تمایل بسیاری داشت تا جزیره کیش را نیز به پایگاه خود تبدیل کند.
کشاورز تاریخ روابط ایران و انگلستان را سرشار از سابقه توطئه انگلستان علیه ایران در منطقه توصیف می‌کند و می‌گوید: این روند به صورت مناقشه‌ای دائمی در منطقه البته با درجات شدت و ضعف متفاوت ادامه داشته است به طوری که امروز با حضور آمریکا در منطقه خلیج‌فارس موضوع جنبه دیگری پیدا کرده است، یعنی این بار «طرح ایران‌زدایی از خلیج‌فارس» مدعی دیگری غیر از انگلستان دارد که البته خود را در پشت شیوخ حاشیه‌نشین خلیج‌فارس پنهان کرده است.
دلایل تاریخی
دکتر مجتهدزاده حضور غربی‌ها در این منطقه را مهم‌ترین عامل شدت این مسأله می‌داند و معتقد است: وقتی که انگلستان از منطقه خلیج‌فارس خارج شد بین عربستان و ایران روابط خوبی برقرار شد و تمام مشکلات سرزمین ما و اعراب یعنی مرزهای دریایی بین ایران و عربستان، بحرین، قطر، کویت، عمان مشخص شد، اما با ورود آمریکا این مشکلات مجدداً ظهور پیدا کرد.
وی تأکید می‌کند: با وجود غرب در منطقه ناامنی حکمفرما و با رفتن آن از منطقه امنیت برقرار می‌شود.
دکتر مجتهدزاده به لحاظ تاریخی، تلاش برای تغییر نام خلیج‌فارس را به دو دوره جریان‌سازی از سوی پان‌عربیست‌های افراطی نیز مرتبط می‌داند و می‌گوید: در موج اول که از دهه 70 شروع شد، بیش از هر چیز، همراه شدن اروپا با این ادعاهای واهی هدف‌گیری شده بود، که اکنون نتیجه این موج‌سازی به وضوح مشخص شده است.
وی معتقد است: نکته حائز اهمیت این است که طی این دوره، آمریکا از متهم شدن به همسویی با این جریان تا حد زیادی مصون مانده است. ورود مؤسسه آمریکایی نشنال جئوگرافیک به جریان‌سازی‌های ضدایرانی، در کنار رویکردهای اخیر برخی نهادهای رسمی آمریکایی نظیر نیروی دریایی این کشور (مستقر در خلیج‌فارس) حاکی از اتفاق جدیدی است که در موج تازه ضدایرانی رخ داده است. در موج جدید، برخی شیوخ عرب با تحویل پول‌های بیشتر به محافل آمریکایی تلاش می‌کنند این کشور را نیز وارد جریان کنند.
این دسته از اعراب موفق شده بودند بخش‌هایی از اروپا را با خود همراه کنند اما تا همین یکی دو سال پیش هیچ گوش شنوایی در آمریکا برای ادعاهای خود پیدا نکردند، بنابراین متوجه می‌شویم حمله عراق به ایران، اشغال کویت، ورود نظامیان آمریکا به منطقه و تداوم این جریان‌ها تا سرنگونی صدام و شکل‌گیری اوضاع و شرایط امروز، نتوانسته بود تلاش‌های برخی شیوخ عرب در جهت همراه کردن آمریکا برای حمایت از ادعاهای واهی نظیر تغییر نام خلیج‌فارس را با موفقیت همراه کند، اما اقدام اخیر نشنال جئوگرافی نشان داد مسائلی نظیر حضور نظامیان آمریکا در منطقه و وابستگی تدارکاتی این نیروها به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، زمینه‌های همراهی آنها با برنامه تغییر نام‌های جغرافیایی و تاریخی بر ضد ایران را فراهم آورده است.
ورود یک مؤسسه تحقیقاتی به یک فرآیند ماهیتاً سیاسی در واقع می‌تواند بیانگر عمق نفوذ اقتصادی شیوخ خلیج‌فارس برای جعل تاریخ منطقه ‌باشد.
اکنون آنچه مورد تأکید و توافق بسیاری از صاحب‌نظران می‌باشد، این است که اقدام نشنال جئوگرافیک صرفاً پاسخی مثبت به تطمیع برخی شیوخ عرب ارزیابی می‌شود.
در این خصوص دکتر عبدالرسول خیراندیش استاد دانشگاه می‌گوید: نیازهای اقتصادی مؤسسات تحقیقاتی، بسترهای نفوذ‌پذیری آنها در مقابل سودجویان سیاسی و اقتصادی را فراهم می‌کند.
علاوه بر این، فشارهایی که در حوزه‌های مختلف بین‌المللی بر ایران وارد می‌آید زمینه اقداماتی نظیر آنچه را از سوی نشنال جئوگرافیک صورت گرفت، فراهم آورده است.
وی اضافه می‌‌کند: در سال‌های اخیر، کشورهای عربی با استفاده از ابزارهای اقتصادی تلاش‌هایی را برای مطرح کردن عنوان‌های مجعول در حوزه خلیج‌فارس آغاز کرده‌اند.
این استاد دانشگاه تصریح می‌کند: تغییر نام‌های جغرافیایی، اصولاً صورت نمی‌گیرد چرا که «نام» بخشی از مشخصات اساسی یک منطقه جغرافیایی است و ذکر یک نام جغرافیایی پیامدهای مختلف علمی به دنبال دارد. در مورد نام خلیج‌فارس نیز باید اذعان کرد که این نام با موقعیت تمدنی ایران پیوندی مستقیم دارد.
دکتر خیراندیش این مسأله را کاملاً سیاسی عنوان می‌کند و می‌گوید: در مجامع علمی اصالت نام خلیج‌فارس روشن و مسلم است. از نظر مجامع بین‌المللی، سازمان ملل و محققان علمی نیز نام واقعی و صحیح این خلیج را خلیج‌فارس می‌دانند.
وی می‌افزاید: در این میان دو عامل عمده از جمله دلارهای حاصل از نفت و سپس فعالیت‌های دیپلماتیک در تخریب نام این دریا عامل تشدید‌کننده بوده‌اند. همچنین دکتر نجفی یکی از عوامل عمده این تغییر نام را، کسب هویت کشورهای حاشیه‌نشین خلیج‌فارس عنوان می‌کند و می‌گوید: این کشورها به دلیل اینکه تازه شکل گرفته‌اند به دنبال این هستند که برای خود کسب هویت کنند بنابراین در ادبیات و سیاست خود همواره رقیب ایران بوده‌اند. این کشورها هر وقت احساس می‌کنند که ایران درگیر یک مسأله بین‌المللی است بلافاصله مطالبات غلط خود را اعلام می‌کنند و تنها مطالبه آنها تغییر نام نیست، بلکه جزایر سه‌گانه نیز مطرح است.
وی می‌افزاید: هسته مرکزی این ماجرا خود عرب‌ها و دولت‌های عربی منطقه خلیج‌فارس هستند این سناریو به وسیله کشورهای عربی نوشته می‌شود و هزینه گزافی نیز پرداخته می‌شود تا عده‌ای این نقش را ایفا کنند. روزی سر چارلز بلگریو، کارگزار معروف انگلیسی این کار را انجام می‌دهد و روزی دیگر در نشنال جئوگرافیک مطرح می‌شود.
دکتر نجفی بی‌تفاوتی عده‌ای از ایرانیان را نیز عامل مؤثر دیگری می‌داند که بر شدت این مسأله می‌افزاید، وی تصریح می‌کند: اگر ما در مورد این مسائل از خود تعصبی نشان ندهیم این کشورها مطالبات خود را افزایش می‌دهند.
دکتر امامی نیز به منفعت آمریکا در منطقه خلیج‌فارس اشاره می‌کند و می‌گوید: آمریکا در این منطقه بیشترین پایگاه را داراست. از جمله در قطر، کویت، بحرین، امارات، عربستان و عمان، همچنین در مسأله عراق، آمریکا نیاز شدیدی به کمک کشورهای عربی دارد، به همین دلیل سیاست دلجویی یا راضی کردن اعراب را در پیش گرفته است.
وی می‌افزاید: این اقدام آمریکا مشابه سیاست انگلستان در نیمه قرن بیستم است.
ضعف دیپلماسی
دکتر مجتهدزاده ضعف دیپلماسی را یک مسأله عمومی می‌داند که گریبانگیر زندگی بین‌المللی کشور ماست و معتقد است: یکی از مواردی که قدرت‌های دیگر را تشویق می‌کند تا از کشور ما سوء‌استفاده کنند، ساختار اشتباه دیپلماسی و عملکرد ضعیف آن‌ است، همچنین بی‌دفاعی ایران در روابط بین‌الملل از دیگر موارد این ضعف به شمار می‌رود.
وی می‌افزاید: این دیپلماسی در درون کشور است و ربطی به روابط ما با کشورهای دیگر ندارد چون بحث ایران‌زدایی از خلیج‌فارس موضوع امروز نیست بلکه ریشه در سال‌های پیش دارد. اگر می‌بینیم که امروز به صورت گسترده با آن مقابله شده به این دلیل است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که یک مرجع دولتی است نسبت به آن اعتراض کرده است که این امر جای خوشحالی دارد.
دکتر نجفی نیز ضعف دیپلماسی را عامل مهم در طرح این‌گونه مطالبات می‌‌داند. وی معتقد است: اگر بتوانیم حساسیت‌های لازم را به موقع انجام بدهیم فرصت را از رقیب و بدخواه خواهیم گرفت. ما در جایگاه جهانی خود نیاز به یکسری حقوق داریم از جمله حق حفظ حریم مرزهای ملی و بین‌المللی، حق استفاده از فن‌آوری هسته‌ای، مسأله مطالبات در جنگ تحمیلی و... که باید در مقابل نسل‌های آینده پاسخگو باشیم.
نجفی تصریح می‌کند: اینها نکاتی است که ضمیر تاریخ ملت‌ها و مردم، به ویژه ایران را در بر می‌گیرد. روزی نسل‌های آینده از ما خواهند پرسید که چه برای ما باقی گذاشتید؟ باید توجه کنیم که مظلومیت ما در منطقه موجب توهم و تصور غلط خواهد شد و در آینده نیز شاهد جنگ‌های پنهان و آشکار خواهیم بود.
این استاد دانشگاه معتقد است دیپلماسی خنثی به این مسأله دامن می‌زند و رفته رفته تاریخ و هویت ایرانی را از بین می‌برد.
دکتر خیراندیش نیز دیپلماسی ایران را در این مورد ضعیف توصیف می‌کند و معتقد است: دستگاه دیپلماسی به عنوان دستگاهی مسئول، در فعالیت‌ها و روابط با خارج از کشور اهتمام جدی نداشته است و لازم است نسبت به از بین بردن این ضعف با دقت و سرعت بیشتری اقدام شود.
کشاورز نیز در این خصوص می‌گوید: دولت در قبال این فشارها باید سیاست غیر قابل انعطافی در پیش بگیرد، چون کوچک‌ترین عقب‌نشینی، عقب‌نشینی‌های بزرگ بعدی را در پی خواهد داشت.
وی معتقد است: انزوای ایران در عرصه بین‌المللی و عدم توانایی کافی نظامی در خلیج‌فارس موجب می‌شود کشورهایی که در پی مطامع اقتصادی خود هستند از این فرصت سوء‌استفاده کنند، که این عوامل به ضعف دیپلماتیک ایران بستگی دارد.
دکتر امامی این ضعف را به سیاست داخلی کشور نیز مربوط می‌داند و معتقد است: در بعضی موارد مشاهده می‌شود رسانه‌های گروهی از جمله صدا و سیما، از عنوان ناقص خلیج به جای خلیج‌فارس استفاده می‌کنند و حتی در تهران خیابانی به نام خلیج نامگذاری شده که باید نام کامل آن آورده می‌شد.
به عقیده عضو ارشد وزارت امور خارجه، دیپلماسی در خلاء عمل نمی‌کند، دیپلماسی هر کشور بازتابی از قدرت سیاسی، نظامی، فرهنگی، اقتصادی آن کشور است و نحوه رفتار و مناسبات با دولت‌های مختلف و کشورهای گوناگون می‌تواند پیش‌زمینه این موضوع باشد.
بر همین اساس وی می‌گوید: همه ارگان‌ها می‌توانند در این زمینه گامی مؤثر بردارند باید در کشور اجماعی به وجود بیاید که بتواند این ضعف را از بین ببرد.
جایگاه حقوقی
نخبگان علمی کشور این روزها تصریحات علمی اینچنینی را از منظر دفاع از موجودیت و هویت ملی بر زبان می‌‌آورند. دفاع از «ایران» در مقابل «جریان جعل تاریخ برای شکستن مرزهای هویتی این سرزمین کهن».
دکتر پیروز مجتهدزاده در این خصوص معتقد است: حذف واژه «فارس» از عبارت خلیج‌فارس به قصد اهانت و نادیده گرفتن هویت ایران صورت می‌گیرد.
وی می‌افزاید: نامیدن یک منطقه جغرافیایی با عناوین مختلف، فی‌نفسه مذموم نیست، بلکه برای مثال فرانسوی‌ها دریای شمالی خود را مانش می‌نامند و انگلیسی‌ها به آن کانال انگلیسی می‌گویند با این حال اختلاف در نام و عنوان، حائز اهمیت تلقی نمی‌شود، اما در مورد خلیج‌فارس وضعیت به گونه‌ دیگری است.
به اعتقاد این محقق و استاد دانشگاه، حرکت اخیر نشنال جئوگرافیک را نباید منهای دیگر رویدادها تحلیل و ارزیابی کرد.
او تأکید می‌کند که این اقدام در خلاء صورت نگرفته است بلکه بخشی از برنامه‌ریزی گسترده برای ایران‌زدایی از خلیج‌فارس است.
مجتهدزاده پیشنهاد می‌کند صرفنظر از واکنش‌هایی که از جانب محافل داخلی و خارجی ایرانیان نسبت به اقدام اخیر نشنال جئوگرافیک صورت می‌گیرد، باید به طراحی یک اعتراض جهانی نسبت به این رویداد اندیشید، البته باید برای این اعتراض مطالعه زیادی انجام دهیم و به جمع‌آوری اسناد مستحکم بپردازیم.
وی می‌افزاید: در اینگونه موارد اگر ادعای حقوقی بدون مطالعه صورت بگیرد زیانش خیلی بیشتر از سودش خواهد بود، البته گفتنی است به اندازه کافی مستندات تاریخی برای این اقدام داریم.
دکتر امامی با اشاره به اینکه سازمان ملل در سه نوبت نسبت به تغییر نام خلیج‌فارس اخطار داده بود معتقد است: این اخطارها بنا به اعتراض ایران در مورد به کار بردن نام خلیج‌فارس صورت گرفته است، ابتدا در 5 مارس 1971 سپس 10 اوت 1984 و دیگر در 10 ژانویه 1990 بود.
وی می‌افزاید: اگر لازم باشد این کار می‌تواند تکرار شود، چون این مجله خصوصی است. با توجه به اینکه ارزش علمی داشته ولی با این کار شخصیت خود را زیر سؤال برده است. هیچ‌کس نمی‌تواند به نام خلیج‌فارس آسیبی برساند همان‌طور که در گذشته این اقدامات به سرانجام نرسید.
دکتر امامی تعداد کشورها و وسعت مرزهای جغرافیایی را دلیلی برای تغییر نام نمی‌داند. همان‌طور که خلیج‌ بنگال در کنار هند است ولی خلیج هند خوانده نمی‌شود و یا خلیج مکزیک در کنار آمریکاست اما خلیج مکزیک نامیده می‌شود و بسیاری از جاهای دیگر با عنوان‌های مختلف یاد می‌شوند. همان‌طور که اندیشمندان و روشنفکران عرب در آثارشان به طور صریح از خلیج‌فارس یاد می‌کنند. به طوری که علی حمیدان در کتاب خود به نام شاهزادگان طلای سیاه نام خلیج‌فارس را استفاده کرده است.
دکتر سلیم واکیم در کتاب روابط ایران و اعراب نام صحیح خلیج‌فارس را استفاده کرده است.
دکتر محمد موصل از مصر گفته‌، تلاش‌هایی که از سوی عده‌ای در مورد تغییر نام خلیج‌فارس می‌شود نادرست است و باید از نام صحیح آن استفاده شود.
دکتر نجفی به طور صریح ابراز می‌دارد: ابتدا باید به بررسی این موضوع بپردازیم که این موضوع از کجا سرچشمه می‌گیرد. آیا دولت و دولت‌هایی پشت این قضیه هستند و سپس به دعوی حقوقی بپردازیم، اما ابتدا باید به مذاکره و گفت‌وگو به عنوان اولین راه بسنده کنیم.
وی ادامه می‌دهد: اگر در نهایت این اتفاق دوباره تکرار شد می‌توانیم براساس راهکارهای بین‌الملی چاره‌ای بیاندیشیم. چون در این صورت این روند می‌تواند سرآغاز حرکت‌های مذبوحانه دشمن باشد و بعید نیست که تغییر عنوان خلیج‌فارس پیش‌زمینه‌ای برای مسأله جزایر سه‌گانه باشد، بنابراین باید یک بازتاب جدی از خود نشان دهیم.
این استاد حقوق دریاها تصریح می‌کند: در قانون 78 تکلیف دولت و حکومت در خصوص مرزها مشخص شده است، بنابراین اگر مرز تاریخی ما مورد تعرض قرار بگیرد قطعاً می‌تواند به صورت فیزیکی به مرزها و سرحدات نیز آسیب برساند بنابراین باید یک عرض حال حقوقی به نهاد ذی‌صلاح‌ بین‌المللی بدهیم.
دکتر نجفی با بیان اینکه این حرکت را نباید یک اقدام بی‌سابقه تلقی کنیم می‌گوید: از دیرباز این موارد به شکل‌های مختلف صورت گرفته است این اختلافات برخاسته از نگاه غیر منطقی کشورهای عربی به مسائل است.
وی می‌افزاید: کشورهای عربی به دلیل وسعتی که در این منطقه دارند نمی‌توانند ادعای چنین حقی کنند چون در مرحله اول این امر رایج نیست.
و در مرحله دیگر این امر منطقی نیست و هیچ دلیلی برای این تغییر نام وجود ندارد. ایران قدمت چند هزار ساله دارد و همه سازمان‌های بین‌المللی آن را به رسمیت می‌شناسند حال با شکل‌گیری کشورهای عربی که به کشورهای ذره‌ای معروفند این واقعیت تاریخی تغییر کند؟
وی ادامه می‌دهد: اگر بخواهد براساس این استدلالات تغییر عنوان صورت بگیرد پس باید در بسیاری از نقاط دیگر نیز این تغییرات صورت گیرد.
بهمن کشاورز نیز در خصوص دعوی حقوقی این ادعا می‌گوید: در کنفرانس ژنو و کنوانسیون ملل متحد برای حقوق دریاها و آب‌های جهان ضوابطی مدون شده است. در آن زمان 20 منطقه در جهان مشمول این تعریف شناخته شده بودند که یکی از آنها «خلیج‌فارس‌» بود.
وی معتقد است: نام فارس برای خلیج‌فارس نامی است که حق مالکیت برای آن ایجاد کرده و مورد شناسایی بین‌المللی قرار گرفته و حقوق متعلق به آن مربوط به ایران است و اعراب هیچگونه حقی نسبت به این منطقه ندارند.
این حقوقدان ادعای شیخ‌نشین‌های عرب را بهانه‌جویی‌های بی‌اساس تلقی می‌کند و معتقد است: در صورتی که اعراب به مطالبات بی‌پایه خود ادامه بدهند ایران نیز می‌تواند برخی مطالبات خود را که کاملاً مستدل و دارای سند است، مطرح کند که شاید به مذاق عده‌ای خوش نیاید.
در این خصوص دکتر خیراندیش معتقد است:‌ ممکن است این تغییر نام در یک اطلس جغرافیایی به منظور تخریب ایران و طرح شکایت و گشودن سیاستی دیگر باشد. از آنجا که ممکن است این طرح شکایت در دادگاه‌های کشور آمریکا باشد، چنین احتمالی را نباید از نظر دور داشت، لذا با توجه به حقانیت علمی و فرهنگی ایران باید نام خلیج‌فارس را، فعلی مسلم عنوان کرد و بر میزان فعالیت‌های علمی و فرهنگی در خصوص آن افزود.
وی می‌افزاید: ایران باید این اقدام را اختلال در نظم اطلاع‌رسانی بین‌المللی نیز بداند چون ارائه یک نام مجعول در عرف بین‌المللی موجب عدم اطلاع‌رسانی صحیح ـ به عنوان حقی همگانی ـ می‌شود.
دکتر خیراندیش طولانی بودن مرزهای جغرافیایی اعراب را دلیلی بر تغییر نام خلیج‌فارس نمی‌داند و معتقد است اقدام به تغییر نام‌های جغرافیایی شناخته شده و معروف موجب هرج و مرج در ارتباطات بین‌المللی و فرهنگ بشری خواهد شد. ضمن آنکه بستر تفاهم‌های سیاسی و فرهنگی را نیز با مشکلات اساسی روبه‌رو خواهد کرد.
اقدام اخیر نشنال جئوگرافیک به لحاظ علمی یک حرکت حیرت‌انگیز است. مؤسسه‌ای که باید دژی مستحکم برای مراقبت از جغرافیا و اسامی واقعی نقاط مختلف جهان باشد تغییری را در نام یک منطقه مهم جغرافیایی اعمال کرده است که با هیچ‌یک از معیارهای علمی همخوانی ندارد. باید از جغرافیدانان معتبر دنیا این سؤال را پرسید که آیا موافقید به خاطر کشمکش‌های سیاسی، مشخصه‌های جغرافیایی یک منطقه تغییر کند؟
در واقع موج اعتراض نسبت به اقدام نشنال جئوگرافیک باید از سوی محافل علمی و نخبگان حوزه جغرافیا ایجاد شود. توسل به مسلمات علمی، روشی است که می‌تواند حتی در جهان عرب، حامیانی برای ایران در مقابل این موج ضد ایرانی پدید آورد، کما اینکه طی سال‌هایی که از تلاش‌های برخی شیوخ عرب برای تغییرات جغرافیایی در خلیج‌فارس می‌گذرد، شماری از محافل علمی و دانشگاهی جهان نیز هیچگونه همراهی با این موج‌سازی از خود نشان ندادند. شاید علت این عدم همراهی نخبگان دانشگاه‌های کشورهای عربی را بتوان در عدم اثبات این تغییر نام به لحاظ علمی جست‌وجو کرد. چنان‌که اقدام نشنال جئوگرافیک نیز در وهله نخست خلاف رویه‌های معمول ثبت مشخصات جغرافیایی ارزیابی می‌شود.
اسامی جغرافیایی براساس زمینه‌‌های فرهنگی و تاریخی و در طول زمان شکل می‌گیرند و تثبیت می‌شوند. در واقع این اسامی بر مبنای ملاحظات سیاسی و نژادی به وجود نمی‌آیند که به واسطه این ملاحظات تغییر کنند.
بر این اساس اقدام نشنال جئوگرافیک مطابق با رویه‌های همیشگی نامگذاری جغرافیایی نیست.
از سوی دیگر در هیچ‌یک از نشست‌های سالانه «کمیسیون سازمان ملل برای وحدت در اسامی جغرافیایی» به رغم تلاش‌های مستمر کشورهای عربی، نام خلیج‌فارس دستخوش هیچ تغییری نشده است. بنابراین گردانندگان نشنال جئوگرافیک باید توضیح دهند با استناد به چه منابعی، برخلاف اعلام رسمی کمیسیون سازمان ملل عمل کرده‌اند.
صرفنظر از اسناد تاریخی، حتی اگر شرایط امروز را در نظر بگیریم، خود را با واقعیت‌های انکارناپذیری مواجه می‌بینیم از جمله اینکه ایران در حال حاضر، طولانی‌ترین ساحل را در خلیج‌فارس دارد، فارس، بزرگ‌ترین قوم و جمعیت حاشیه خلیج‌فارس محسوب می‌شود و تنگه هرمز به عنوان مهم‌ترین بخش خلیج‌فارس به ایران نزدیک‌تر از هر کشور دیگری است. تمام مشخصه‌های جغرافیایی و جغرافیای انسانی، صحت وجه تسمیه خلیج‌فارس را اثبات می‌کند به طوری که مراجعه به پیشینه این منطقه نیز نشان‌دهنده این موضوع است.
برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس تا چند سال پیش قبائلی کوچک محسوب می‌شدند و اکنون به کشورهایی مستقل تبدیل شده‌اند، اما نظام حکومتی ایران سال‌ها، قالبی فدرالی داشته و حضور قبایل و طوایف مختلف در آن طبیعی محسوب می‌شود. تا پیش از طرح مباحث پان‌عربیسم از سوی جمال عبدالناصر و طی قرن‌های متمادی، طوایف مختلف حاشیه خلیج‌فارس بدون هیچ‌گونه مشکلی در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. مراجعه به متون تاریخی نشان می‌دهد که تا همین چند سال پیش، شیوخ قابل منطقه با عنوان «خلیج‌فارس» آدرس خود را اعلام می‌کردند.
گردانندگان نشنال جئوگرافیک مدعی شده‌اند از آنجا که خلیج‌فارس طی سال‌های اخیر با عنوان خلیج عربی نیز شناخته می‌شود عبارت خلیج عربی را در کنار نام اصلی آورده‌اند تا کسانی که برای انجام امور تحقیقاتی، نظیر جست‌وجوهای اینترنتی، اقدام می‌کنند دچار مشکل نشوند.
نکته جالب توجه این است که تقریباً تمامی مخاطبان این نشریه بین‌‌المللی محققان و کارشناسان حوزه جغرافیا و یا کسانی هستند که از حداقل‌های جغرافیایی جهان مطلع‌اند، در این صورت ذکر عنوان مجعول «خلیج‌ عربی» چگونه قابل توجیه است؟
بازتاب جهانی تغییر نام خلیج‌فارس
اعتراضات ایرانیان مستقل از سراسر جهان به اقدام اخیر مؤسسه نشنال جئوگرافیک از باب قرار دادن عنوان جعلی «خلیج عربی» جلوی نام «خلیج فارس»، معرفی کردن جزایر کیش و لاوان با نام‌های عربی «قیس»، «شیخ شعیب» و همچنین معرفی ایران به عنوان اشغال‌کننده جزایر سه‌گانه، سرسختانه ادامه دارد.
بر همین اساس وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مسئولان و کارشناسان فرهنگی کشور پیشنهاد کرد که برای عمومی کردن فرهنگ ایران‌شناسی برنامه‌های موضوعی مانند «جشنواره فرهنگی، هنری، خلیج‌فارس» را طراحی و برپا کنند.
احمد مسجدجامعی می‌گوید: برای گسترش مفهوم ایران‌شناسی و هویت ملی باید به فکر تقویت امنیت فرهنگی کشور بود.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به درج نام جعلی «خلیج‌ عربی» در کنار «خلیج‌فارس» در اطلس مؤسسه «نشنال جئوگرافیک» تصریح می‌کند: نباید اجازه داد که برای مناطق مختلف کشور نام جعلی بگذارند زیرا ایران دارای فرهنگ و هویتی واحد و قابل دفاع است.
وی معتقد است: این هویت و دفاع از آن به عنوان یک واقعیت و حقیقت می‌تواند در قالب هنر، ادبیات و به ویژه سینما بیان شود. آداب، رسوم، سنن، تاریخ و جغرافیای مناطق مختلف کشور به ویژه نقاط دریایی، دستمایه مناسبی برای برپایی جشنواره‌ها و رویدادهای متعدد فرهنگی و هنری است.
از اقدامات دیگری که صورت گرفته، کوشش سرسختانه وبلاگ‌نویسان و دیگر ایرانیان فعال در شبکه اینترنت است. جست‌وجوگران عنوان «خلیج عربی» همچنان با جست‌وجوی این عبارت در تارنمای گوگل، با صفحه‌ای مواجه خواهند شد که حاوی متن کوتاهی است، مبتنی بر اینکه چنین خلیجی در دنیا وجود ندارد و نام درست آن Gulf Persian «خلیج‌فارس» است.
در ادامه این فعالیت‌ها، ایرانیان در بخشی از تارنمای آمازون که در اطلس 2005 نشنال جئوگرافیک به فروش می‌رسد، به نوشتن ده‌ها نقد منفی درباره این اطلس پرداخته‌اند که موجب افت شدید در ارزشگذاری این اثر از دید مشتریان سایت شده است ولی گردانندگان آمازون در اقدامی ناگهانی که ظاهراً در روز اول دسامبر صورت گرفت، تمام نقدهای منفی ایرانیان را از تارنمای خود حذف کردند، به طوری که از سیصد نقد موجود در 29 نوامبر در حال حاضر تنها بیست و شش نقد در این تارنما باقی مانده است.
تا به امروز تعداد ایرانیان معترضی که دادنامه اینترنتی علیه نشنال جئوگرافیک را امضا کرده‌اند از مرز شصت و دو هزار نفر گذشته است. همچنین واکنش خبرگزاری‌های جهانی، اسناد تاریخی و بیانیه‌های سازمان ملل و در نهایت گزارش‌هایی از فعالیت ایرانیان در این خصوص نیز در تارنمای گروه ویژه خلیج‌فارس قابل دسترسی است.
فرانک رویلنس، از این واکنش‌ها گزارش مفصل و جالبی برای روزنامه «بالتیمورسان» چاپ آمریکا نگاشته که بخش‌هایی از آن بدین شرح است: «از هزاران سال پیش، مردم در پارس باستان و فرزندان آنها در ایران امروز، این منطقه را خلیج‌‌پارس نامیده‌اند ولی نقشه‌سازان مؤسسه نشنال جئوگرافیک دریافته‌اند که برخی از عوامل نظامی آمریکا و برخی دیگر از نقشه‌سازان، از عنوان خلیج‌ عربی نیز برای آب‌های جنوب‌غربی ایران استفاده می‌کنند.
این اقدام، آنها را با ایرانیان در تمام نقاط دنیا درگیر کرده است. این احساسات نمایانگر افتخار عمیق ایرانیان به تاریخ و فرهنگ باستانی‌شان و همچنین انزجار از قدرت‌های عرب منطقه همچون عراق است...» از ایالت‌های ویرجینیا و واشنگتن نیز خبر می‌رسد که تعدادی از ایرانیان مقیم این ایالات در حال برگزاری تظاهرات اعتراض‌آمیزی در برابر ساختمان نشنال جئوگرافیک هستند.
پروفسور تورج دریایی، استاد تاریخ ایران در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نیز در اعتراض به اقدامات غیر حرفه‌ای و غیر اخلاقی این مؤسسه، استعفا‌نامه خود را تسلیم مدیر نشنال جئوگرافیک کرد.
باید در اندیشه اقدامات مشابهی در برابر موزه لوور (پاریس) و وزارت دفاع کانادا نیز بود. با مراجعه به تارنمای این وزارتخانه و بیانیه‌هایی که صادر کرده، می‌توان مشاهده کرد که ده‌ها بار صراحتاً از عنوان جعلی «خلیج‌ عربی» استفاده شده است ولی شاید جالب‌تر از همه این موارد، شرکت‌های خارجی باشند که در داخل ایران شعبه دارند.
آنها از منابع طبیعی کشور ما سود سرشاری می‌برند ولی در عین حال برای کسب منفعت بیشتر، از انجام هرگونه اقدام غیر اخلاقی نظیر کاربرد خلیج‌ عربی نیز رویگردان نیستند. و از آنجا که واکنش قابل توجهی از سوی دولت و ملت ایران ندیده‌اند، روز به روز با جسارت بیشتری به این کار ادامه می‌دهند.
یکی از این شرکت‌ها، کمپانی نفتی شل است که در تهران نیز دارای دفتر است و آزادانه به فعالیت‌های خود در ایران ادامه می‌دهد. چندی پیش در یکی از مقاله‌های نشریه این کمپانی از نام «خلیج‌» به جای «خلیج‌فارس» استفاده شده بود. طی اعتراضی که به این شرکت شد رابرت وینر (مدیر کمپانی شل در ایران) این‌گونه پاسخ داد: «ما تردیدی نداریم که نام این آبراه خلیج‌فارس است ولی لازم است نسبت به تعداد کثیری که آن را خلیج عربی می‌نامند نیز حساس باشیم.
کمپانی ما در هر دو سو، دارای سهامداران و دوستانی است، بنابراین هنگامی که شش سال پیش، نخستین شماره از مجله خود را منتشر ساختیم در سطح عالی تصمیم گرفتیم که برای جلوگیری از ایجاد هرگونه ناراحتی در بین خوانندگان ایرانی و عرب، از عنوان «خلیج» استفاده کنیم...» اما در شل همه‌ چیز به این سادگی نیست! با جست‌وجوی اینترنتی کوتاهی در تارنمای این شرکت می‌توان مواردی از کاربرد «خلیج‌ عربی» را یافت.
در حال حاضر، موج عظیمی از اعتراضات ایرانیان، در داخل و خارج از کشور بر پا شده است از جمله اعتراض انجمن دانشجویان ایرانی مقیم ژاپن به مؤسسه نشنال جئوگرافیک. حبیب حسن‌نژاد دبیر این انجمن معتقد است: این انجمن همگام با مردم ایران در داخل و خارج از کشور و بنا به درخواست دانشجویان اقدام به تهیه یک نامه اعتراضیه‌ و ارسال آن به مؤسسه نشنال جئوگرافیک و سایر مراکز کرده است. در این نامه آمده است که این اقدام خلاف استانداردهای بین‌المللی است و همچنین به اسناد تاریخی و منابع مطالعاتی موجود اشاره کرده است.
شماری از استادان دانشگاه‌ها، نویسندگان، پژوهشگران، منتقدان و شاعران نیز در نامه‌ای خواستار عذرخواهی سریع و شفاف مؤسسه نشنال جئوگرافیک شدند.
«حسن عباس نصرالله» تاریخ‌نگار و استاد تاریخ دانشگاه لبنان نیز با تأکید بر اینکه نام خلیج‌فارس در همه اسناد و کتاب‌های تاریخی ذکر شده است می‌گوید: امام خمینی(ره) با سرنگون کردن ژاندارم آمریکا در منطقه خلیج‌فارس، خواهان استقلال خاورمیانه، کشورهای عرب و مسلمان و خودداری آنها از وابستگی به آمریکا شدند، اما برخی حاکمان امیرنشین حاشیه خلیج‌فارس برخوردی منفی با ایران داشتند.
وی معتقد است: موضوع غیر دوستانه برخی رسانه‌های کشورهای عرب در برابر ایران مانند تحریف نام خلیج‌فارس ناشی از فشارهای آمریکاست که با همه امکانات به جنگ انقلاب اسلامی آمده است.
نصرالله اضافه می‌کند: کسانی که می‌خواهند ماهیت عربی خود را حفظ کنند باید با جمهوری اسلامی ایران به تفاهم برسند تا بتوانند با کشورهای بزرگی که به مال و ثروت آنها چشم دوخته‌اند رویارویی کنند. وی اعتراض ایران را به ناشر اطلس «ناسیونال جئوگرافی» که خلیج‌فارس را خلیج‌ عربی نامیده است، منطقی دانست. براساس بررسی نظرات کارشناسان، هر چند استفاده از واژه مجعول خلیج‌ عربی با حرکت خودجوش بسیاری از مردم داخل و خارج از ایران مواجه شده است، اما به نظر می‌رسد که دولت نیز باید برای مقابله با اقداماتی که هویت ایرانیان را به چالش می‌طلبد، به اقدامات حقوقی ویژه‌ای دست بزند.
هر چند واقعیت این است که خلیج‌فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ بر روی این خلیج گذاشته شده است و انگیزه این تلاش حساب شده برای تغییر نام جز ایجاد فتنه چیز دیگری نیست.
تاریخ به ما نشان داده است که ملل و طوایف بسیاری بر کرانه‌های خلیج‌فارس استیلا یافته و فرمانروایی کرده‌اند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شده‌اند و تنها قوم پارسی است که با هوش و درایت خود همچنان پابرجا زیسته و میراث خود را تاکنون نگهداری کرده‌ است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات