دریادار ورنون کلارک
مترجم: علی رمضانی
خلاصه مطلب
دفاعهای موشکی و هوایی دریا پایۀ مقتدر، اصل توانمندی استراتژیک را برای نیروی دریایی قرن 21 شکل میدهد. امروزه نیروی دریایی با تهدید ضد دستیابی جدی مواجه است که خود به تنهایی بارها افزایش مییابد. تولید و ساخت هواپیمای رزمی پیشرفته، موشکهای بالستیک و کروز سریعالسیر مجهز به کلاهک با برد زیاد، در صورتیکه با دید چالشی به آنها نگاه نمیشد، میتوانست ماموریت پروژه قدرت اساسی نیروی دریایی را به مخاطره افکند. تهدید موشک بالستیک به خصوص میتوانست نیروهای مقدم ماورای بحار، دوستان، متحدین و حتی کشورمان را دربرگیرد.
دفاعهای موشکی و هوایی، عنصر اصلی مفهوم پروژۀ قدرت دریا پایه هستند که به عنوان یک اصل برای ارائه و توسعه آنها در قدرت دریایی قرن 21 مدنظر قرار میگرفتند. این دکترین جدید سه مولفه عمده را دربرمیگیرد.
ـ تهاجم دریا
ـ سپر دریا
ـ پایگاهسازی دریا
سپر دریا از محسنات منحصر بفرد پایگاهسازی دریا بهرهبرداری لازم را به عمل میآورد؛ استقلال و حاکمیت بدون نزاع در دریا، مانور و استقامت که در زمان صلح اجازه هر گونه توانمندی دفاعی فرامرزی را میدهد و یا این که در مواقع بحران سریعا توسعه مییابد. از این گذشته توسعۀ توانمندیهای مقتدر دفاع موشکی و هوایی را ایجاد میکند که نه تنها نیروهای دریایی را قادر میسازد که به تنهایی از خود دفاع کنند، بلکه همچنین این امکان را برای قدرت دفاعی پروژۀ دور از خاک خودی و حتی برای ایجاد سپر دفاعی از کشور ایالات متحده را فراهم میآورد.
نیروی دریایی طیفی از برنامهها را دنبال میکند تا دفاعهای موشکی کروز هوایی موجود خود را ارتقاء دهد و دفاع موشکی چند لایه و مقتدر را تدارک ببیند. دفاعهای هوایی با ورود هاواکی ایی 2 سی «چشم شاهین ای 2سی» پیشرفته و موشک دفاع هوایی برد وسیع بهبود مییابد. ایی2سی فعالیتهای دفاع موشک بالستیک را پشتیبانی میکند. برنامه دفاع موشکی منطقهای نیروی دریایی در وهله اول به دنبال تدارک دفاعهای کوتاهبرد و نهایی برای یگانهای ناوگان خود و نیروی کنار هم قرار گرفته و تاسیسات میباشد.
برنامه دفاع موشکی صحنه عمده، دفاعهایی را علیه موشکهای بالستیک میانبرد تدارک میبیند و به مثابه یک اصل برای توانمندی دفاعی دریا پایه کوتاهمدت کشور عمل میکند. پیشرفتهایی در راستای افزایش و بالا بردن ضریب کشندگی فناوری ادوات مورد استفاده به منصور قادر ساختن دفاع موشکی و دریا پایه مقتدر از کشور، مورد نیاز خواهد بود. سیستمهای دفاع موشکی نیروی دریایی بر نمونههای ارتقاءیافتهای از نوع سیستمهای دفاع هوایی موشکی ایگیس «Agis» و استاندارد «Standard» استوار بود که معمولا بر 60 فروند از ناوهای نیروی دریایی مستقر بود.
اطلاعات، نقش شاهکلید را در دفاعهای موشکی و هوایی دریا پایه بازی خواهد کرد. سنسورهای زمین پایه و تنوع گسترده فضا، هوابرد و دریا در عملیاتهای دفاعی آینده دخالت خواهند داشت. این سیستمها باید به شکلی یکپارچه در کنار هم قرار گیرند. نیروی دریایی با دست زدن به معماری اطلاعاتی برای تقویت دستیابی هر چه سریعتر به اهداف، پردازش و توزیع اطلاعات مفید از طیف وسیع سنسورها برای تقویت طیف کامل ماموریتهای دفاعی در حال توسعه شبکه نیرویی خود استفاده میکند. شبکه نیرویی همچنین عملیاتهای دفاعی مشترک خود را با برخورداری از داشتههای خدماتی خود تقویت خواهد کرد. اغلب اطلاعات به منظور پشتیبانی از عملیاتهای دفاعی که میتوانست به طور بالقوه در پیشبرد اقدامات تهاجمی مفید باشند، جمعآوری میشدند.
مقابله با افزایش تهدید موشکی و هوایی به سرمایهگذاری اساسی در بخش دفاعهای دریا پایه نیاز خواهد داشت. همچنین کماکان به سرمایهگذاری بیشتر از جانب وزارت دفاع در زمینۀ سنسورها، ارتباطات و ضرورت فرماندهی و کنترل به منظور توانمند ساختن دفاعی مشترک و جهانی نیاز خواهد داشت.
نخستین پیشنویس این گزارش توسط دکتر دانیل گور یکی از پرسنل موسسه لگزینگتن ارائه شد. همه اعضای گردهمایی نیوال استریک «Naval Strke» فرصت کافی برای بازنگری و اصلاح گزارش نهایی را داشتند.
مقدمه:
پروژۀ قدرت دریا پایه در جهان آکنده از خشونت قرن 21 قرنی است که میتوان در آن پیشرفتهای خارقالعادهای را در مولفههای دقت، دستیابی و ارتباط نیروی دریایی را که به وجودآورندۀ کارآیی عملیاتی مشترک میباشند، نظارهگر بود. مفاهیم نوآورانه و فناوریها؛ زمین، دریا، هوا، فضا و سایبر اسپیس را برای توسعه بیشتر حتی به نسبت قبل با هم تلفیق میکند، در این میدان نبرد یکپارچه، دریا به عنوان منطقه مانوری وسیع برای طرحریزی مستقیم و قدرت قاطع در اطراف جهان تدارک خواهد دید.
پایان جنگ سرد چالشها و تهدیدات جدی را به همراه خود میآورد که در پارهای از موارد پیچیدهتر و پرتنشتر از آن است که کشور یا نیروی دریایی در نیمه آخر قرن بیستم با آن مواجه شده بود. ایالات متحده اکنون با فوجی از رژیمهای متمرد، دولتهای شکستخورده و گروههای تروریستی روبرو است که این قدرت و توانایی را دارند که بیشترین صدمه را به این کشور، دوستان و متحدین و منافع جهانیاش بزنند. با توجه به مقاصد طرحریزی دفاعی نمیتوان با این تهدیدات به همان شکلی سابق که کمتر چنین مواردی را شامل میشد، رفتار کرد. این تهدیدات اغلب سریعتر از آنچه تصور میشود، بدون هیچ علائم هشداردهندهای ظاهر میشوند.
رویهم رفته اغلب تهدیدات در بافت منطقهای بالا میگیرند، جهان امروز ابزار گذار از این تهدیدات محلی را در عرض چند روز، چند ساعت یا حتی ظرف چند دقیقه فراهم میآورد. این تهدیدات نوظهور میتوانند از لحاظ اندازه، شدت و یا موقعیت به گونهای باشند که حتی تا کمترین زمان قبل از وقوع قابل پیشبینی باشند. ایالات متحده در پی یافتن اهمیت قابلیت طرحریزی مستقیم و قدرت قاطع در گوشه و کنار جهان در اسرع وقت و همچنین با تضمین آن میباشد.
در حالی که امروزه پیشبینی هویت مخالفان آینده یا موقعیت تهدیدات یا بحرانهای بالقوه دشوارتر است، و از این رو، مهمتر این که مخالفان مذکور سلاحهای مرگبار و نوین را در اختیار داشته باشند، مخالفان آینده در جستجوی یافتن دفاعهای هوایی پیشرفته، موشکهای کروز ضد ناو و دیگر ابزار مانعشونده یا به عبارتی بازدارنده ایالات متحده از دستیابی به مناطق درگیری آینده میباشد. آنها امیدوارند برای نیروهای آمریکا دشواریهایی را بتراشند تا در مناطق مورد توجه و بینهایت خطرناک، پروژه قدرت ساحلی را بر ایالات متحده تحمیل کنند.
رژیمهای متمرد و گروههای تروریستی مشابه به دنبال دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی و در مورد مدعیان دولتی نیز دستیابی به ابزار پرتابی دوربرد هستند. بازرسان سازمان ملل در عراق هیچ آثاری از موشک بالستیک غیر قانونی و یا برنامههای مروبط به تجهیزات پرنده خودکار را کشف نکردند.
ایران به موشک بالستیک میانبرد شهاب 3 دست یافته و در حال حاضر نیز بر روی موشک دوربرد شهاب 4 کار میکند که قادر خواهد بود اهداف مورد نظر در اروپا را نیز مورد هدف قرار دهد. کره شمالی موشک نودینگ را در اختیار گرفته است.موشک تئوپودونگ 1 کره شمالی با توجه به اظهارات تیم اطلاعاتی قادر خواهد بود با کلاهک کوچک به بخشهایی از ایالات متحده نیز پرتاب شود. تئودینگ دوربرد 2 میتوانست با کلاهک چند صد کیلوگرمی به اهدافی در گوشه و کنار قاره ایالات متحده نیز پرتاب شود. کره شمالی بر این باور است که تا کنون با دستیابی به یک یا دو سلاح هستهای و رسیدن به ضریب اطمینان در بخش برنامه تولید سلاحهای عمده در وضعیت آماده قرار دارد.
ایران معتقد است که خود به تنهایی می تواند ظرف چند سال به توانمندی مراحل مختلف تکمیل سلاحهای کشتار جمعی دست یابد. این توانمندیها میتوانستند پایگاهسازی صحنه ایالات متحده یا موقعیتهای استقرار نیرویی را تهدید کنند، از این گذشته به دول متخاصم اجازه میدهد که به افروختن شعلۀ بحران محلی یا درگیری در یک منطقه یا حتی همهسوزی جهانی رو آورند.
رژیمهای متمرد همچنین به دنبال راههای حفاظت از داشتههای ارزشمند خود با پیشگیری نیروهای ایالات متحده از دستیابی و بهرهبرداری از برتری اطلاعاتی هستند. اهداف ارزشمند، زیر زمین قرار گرفته و یا متحرک میباشند. سیستمهای ارتباطی فیبر نوری به تدریج جایگزین، رادیو، ماکروویو و تلفن میشوند. با استفاده از چنین تکنیکهایی، این رژیمها امیدوارند از شناسایی اجتناب کنند، توانمندیهای ضربتی حساب شده آمریکا را از پایه سست میکنند و به طور بالقوه چشماندازهای خود را برای موارد جالب توجه تاکتیکی یا استراتژیک در وقوع درگیری ارتقاء دهند.
گروههای تروریستی نظیر القاعده به دنبال دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی هستند. آنها به دنبال آن هستند که در گوشه و کنارهای دورافتاده جهان علیرغم بیهویت جلوه دادن خود تا جای ممکن از بحران بوجود آمده در دول شکستخورده و درگیریهای مداوم منطقهای نسبت به ساخت آزمایشگاههای سلاحهای کشتار جمعی بهرهبرداری کند. دستیابی به این پایگاهها به علت موقعیتهای دورافتادهاشان، ماهیت اطلاعاتی شناور یا مداخله در دولت میزبان میتواند بینهایی دشوار باشد.
تمهیدات تازه متضمن استراتژیهای دفاعی و توانمندیهای نظامی نوین میباشد. استراتژی امنیتی ملی سال (nss) 2002 به دول رادیکال «افراطگرا» مجهز به سلاحهای کشتار جمعی هشدار داد که ممکن نیست با استفاده از همان اقدامات تجاوزکارانه که در طول جنگ سرد به کار میرفتند، بازداشته شوند.
در نتیجه، ایالات متحده نیازمند آن است که انگیزه را در چنین رژیمهایی که ممکن است به چنین توانمندیهایی دست یابند، از بین ببرد، از این گذشته راههایی را برای شکست تلاشهایش در به کارگیری از آنها را در نظر میگیرد. استراتژی پیشنهادی، استراتژی امنیت ملی را با کاربرد آمیزهای از معیارهای هجومی و دفاعی علاوه بر این که تولیدکنندههای آینده را از روند دستیابی به برنامههای سلاحهای هستهای منصرف میکند، در اسرع وقت هر تلاشی را برای ضربهزدن به ایالات متحده، دوستان و متحدنیش یا نیروهای ورای بحار با شکست مواجه میسازد.
ایالات متحده برای نیل به این هدف به تغییر و تحول نظامی نیاز دارد. کشور به وضعیت نیرویی نیاز دارد که از لحاظ استراتژیک چالاک بوده و از نظر عملیاتی منعطف باشد. نیروهای ایالات متحده باید متحرک و بسیار واکنشپذیر باشند و قادر باشند وضعیت خود را از درگیری زمان صلح به حفاظت نیرویی یا حتی اقدام هجومی سریع تغییر دهند. آنها باید همچنین بتوانند در برابر تهدیدات نامتقارن و ضد دستیابی دفاع کنند، نوآوری در رزم را حفظ کرده و استفادۀ لازم را از آن ببرند و قدرت هجومی و دفاعی سرکوبکننده را در سراسر صحنه درگیری طرحریزی کنند.
این تهدیدات جدید همچنین چالشهای تازهای را برای فرماندهان میدان مطرح میکنند. فرماندهان نیروی مشترک اکنون باید برای مخالفان بالقوه مجهز به سلاحهای هستهای، سیستمهای پرتابی دوربرد و توانمندیهای ضد دستیابی، برنامهای را طرحریزی کنند. این موارد آنها را وامیدارد که سریعتر، طیف گستردهتر و یا قاطعیت بیشتر از قبل با مشکل روبرو شوند. به منظور طرحریزی داخلی پروژۀ قدرت در خشکی، نیروهای ایالات متحده باید بتواند به تسلط بر محیطهای هوایی و دریایی اطراف و حتی فراتر از منطقه متخاصمان دست یابد. برتری هوایی و پایگاهسازی ایمن نیروهای مشترک در دریا در طول نخستین مرحله درگیری و نیروهایی که در صحنه پیشروی میکردند را پشتیبانی میکند.
پروژه قدرت در عمق خاک کشور نیاز است تا اطمینان را ایجاد کند که دشمن از سلاحهای کشتار جمعی نمیتواند استفاده کند. نهایتا از خصومتهای شدید اینگونه برمیآید که فرماندهان نیروی مشترک باید توانمندی حفاظت از نیروهای خود را داشته باشند، هر دو مورد هم آنهایی که در خط مقدم و آنهایی که به صحنه انتقال مییابند، به خوبی حفاظت از دوستان و متحدین در منطقه را تدارک میبینند.
اقتدار دریایی قرن 21
برای رویارویی با چالشهای عصری که هیچ چیز آن مشخص نیست، نیروی دریایی آمریکا در پی دیدگاه جدیدی است، مبنی بر این که چگونه میتواند نیروهای دریایی را سازمان داده، یکپارچه ساخته و متحول سازد. قدرت دریایی قرن 21 به دنبال همتراز کردن توانمندیهای منحصر به فرد نیروی دریایی در راستای عملیات کردن از زیر، رو و از دریاها با ظهور فناوریها در ساختار عملیاتی نوین میباشد. این ساختار نوین در صدد ایجاد یک سری توانمندیهای نظامی نامتقارن میباشند که مستقیما چالشهای امنیتی عصر جدید را مورد هدف قرار میدهند. هدف قدرت دریایی قرن 21 توسعه راههای جدید برای بهرهبرداری از فناوریها و منطقه مانور وسیع در اقیانوسهای جهان را به منظور تقویت کارایی نیروهای دریایی ایالات متحده تدارک میبیند، در همان حال نیز آنها را در عملیاتهای مشترک، یکپارچه میسازد.
قدرت دریایی قرن 21 بر سه مفهوم عملیاتی که دارای ارتباط بینابینی بوده و توانمندیهای پشتیبانی آنها را شکل میدهد.
1- مفهوم تهاجم دریا، پروژه قدرت تهاجمی است.
2- مفهوم دوم سپر دریا، پروژه قدرت دفاعی است.
3- پایگاهسازی دریای، پروژه تسلط تیمی است که پشتیبانی پیشرفته را برای نیروهای شناور مشترک و ساحلی تدارک میبیند.
سپر دریا:
سپر دریا شاید نوظهورترین و در برخی از موارد جسورترین مفاهیم عملیاتی در پشتیبانی از قدرت دریایی قرن 21 باشد. علاوه بر این، برای هدایت توسعه دفاعهای نیروهای موجود در دریا یا در نزدیک پایگاهها، این مفهوم پروژه دفاعهای از دریا را برای نیروهای مشترک و متحدین ساحلی به تصویر میکشد. توانمندی حفاظت از نیروهای مستقر ماورای بحار یا دوستان و متحدین قارههای دیگر میتوانند همچنین به منظور دفاع از حمله به کشور ایالات متحده به کار برده شود. به منظور تشریح سپر دریا، آدمیرال ورنون کلارک رئیس عملیاتهای نیروی دریایی اعلام کرد که «آن (سپر دریا) کلید حفاظت از کشورمان در خود آن است» و به متحدین ماورای بحار تضمین میدهد و مخالفان بالقوه را از دست زدن به هر اقدامی در صحنههای چندگانه منصرف کرده و یا بازمیدارد.»
سپر دریا مستقیما به تهدید فزایندهای که توسط توانمندیهای ضد دستیابی و موشکهای بالستیک در دست رژیمخهای متمرد با گروههای تروریستی مطرح شد، توجه میکند. سپر دریا از استحکامات منحصر به فرد نیروی دریایی ایالات متحده در کنترل دریایی، حضور مقدم، مانور و دستیابی طولانی و اطلاعات شبکهبندی شده برای تدارک هر دو مقوله دفاعهای صحنه و استراتژیک تدارک میبینند. این یک مزیت توانمندی خوددفاعی ذاتی است که دفاعهای موشکی و هوا پایه را برای واحدهای خود تدارک میبیند.
دفاعهای دریا پایه ذاتا انعطافپذیر هستند. این تا اندازهای، مانور نیروهای دریایی و توانمندی آنها را در عملیات کردن نسبتا نزدیک به سواحل دشمن انعکاس میدهد. توانایی استقرار دفاعهای موشکی و هوایی دریا پایه در خط مقدم به خودحفاظتی نیرو، دستیابی تضمینشده و دفاع نیروهای مقدم کمک میکند. اینها همان نیروهای دریایی هستند که میتوانند در درگیری با موشکهای بالستیک دوربرد در مراحل میانبرد و پیشرفته پروازی به دفاع از کشور کمک کنند. علاوه بر این، مکملهای سپر دریا حضور توانمندی هجومی در تهاجم دریا برای دستیابی به اهداف خطرآفرین را ارائه میدهند، بدین طریق به طور موثر، توانمندی دفاعی لایهای را اجرا میکنند.
دفاعهای هوا پایه عموما میتوانند به دو نوع تقسیم شوند: دفاعهای کوتاهبرد یا نهایی و دفاعهای دوربردتر یا صحنهای
در حالی که دو مقوله در شرف وقوع هستند، اختلافاتی در انواع تهدیدات وجود دارند، آنها میتوانند با سیستمهای تسلیحاتی به کار میگیرند و اطلاعاتی که برای درگیریهای موفقیتآمیز نیاز بود، درگیر شوند. دفاعهای نهایی در صدد خودحفاظتی نیرویی برای دفاع از منطقه بلافصل اطراف واحدهای دریایی هستند. معمولا، دفاعهای نهایی تسلیحاتی سوار شده بر ناو، موشکهای سطح به هوا و هواپیماهای جنگنده را دربرمیگیرد. برنامۀ دفاع موشکی منطقهای نیروی دریایی در صدد تدارک حفاظت علیه تهدیدات موشکی بالستیک کوتاهبردتر میباشد. نظیر سیستمی که میتوانست به طور بالقوه به مثابه لایه دوم دفاعی علیه برخی از موشکهای بالستیک دوربردتر به کار میرود.
دفاعهای صحنه در صدد تدارک حفاظت علیه تهدیدات موشکی و هوایی بر مناطق بزرگتر میباشد. نیروی دریایی تا کنون بخش وسیع قابل ذکر توانمندی دفاع هوایی را با داشتههای ناوبری هواپیمابر در اختیار گرفته است. این موارد با استقرار هاوکی آی/ـ ایی 2سی پیشرفته و موشک ضد هوایی دوربرد افزوده خواهد شد. علاوه بر این نیروی دریایی در حال توسعه توانمندی دفاع وسیع صحنهای است که قادر خواهد بود با موشکهای بالستیک دوربرد، درگیر شود.
یکی از ویژگیهای قابل توجه مفهوم سپر دریا حفاظت قدرت آتش نیروی دریایی با دست زدن به دفاعهای هوایی و موشکی است که در خشکی شدت بخشیده میشود. نیروی دریایی برای مدت طولانی توانسته است قدرت تهاجمی مسافت دور خشکی را طرحریزی کند. توانمندی گسترش سپر دفاعی دور از سرزمین خودی و اعمال قدرت هجومی سنتی برگرفته از اهمیت عملیاتی و استراتژیک میباشد.
از نظر استراتژیک
سپر دریا ابزار کنترل کارشناسی را برای وقایع و نیروها در بردهای زیاد و دور از دریاها تدارک میبیند. دفاعهای موشکی و هوایی دوربرد میتواند توانمندیهای مخالفان را از نظر افقی گسترش دهد، یا در غیر این صورت درگیریهای منطقهای را تشدید بخشد. توانایی غلبه بر تهدیدات موشکهای بالستیک دوربرد که به سلاحهای کشتار جمعی مسلح بودند، نیز میتواند تلاشهای صورت گرفته از طرف دولتهای متمرد برای دست زدن به اهرم زور علیه ایالات متحده را خنثی کند. با محدود کردن چشماندازهایی که دولتهای متمرد قادر خواهند بود به اولین حمله موفقیتآمیز خود دست بزنند، سپر دریا میتواند وقوع درگیری مشابه را به حداقل برساند. علاوه بر این دفاعهای موشکی جهانی موثر میتوانند برای دوستان و متحدین تضمین کافی را به همراه داشته باشند.
از نظر عملیاتی
سپر دریا میتواند به نیروهای مشترک و ائتلافی در زمینه دستیابی و حفظ نوآوری در وقوع درگیری کمک کند. همانند سپر دریا درصد این است که توانمندی مشترک را برقرار کند. داشتههای نیروی دریایی در ارتباط با سپاه تفنگداران دریایی و به دفاع موشکی و هوایی ارتش نظیر استفاده از پاتریوت دست زده و در آینده نزدیک نیز در دفاع هوایی ارتفاع بالای صحنهای (THAAD) عملیات کند. نیروی دریایی با استفاده از توانمندی درگیری مشارکتی خود، توانمندی پشتیبانی از عملیاتهای دفاع موشکی و هوایی توزیع شده که دربرگیرندۀ ناوهای سطحی، هواپیمای غیر خودکار، ادوات هوایی خودکار و سنسورهای زمین پایه و سیستمهای تسلیحاتی میباشد را شرح داده است.
بخش اصلی زمان صلح نیروی دریایی آمریکا، دفاعهای موشکی و هوایی دریا پایه قادر خواهند بود حفاظت سرنوشتساز را برای نیروهای تازه وارد و امنیتی برای نیروهای زمینی مقدم تدارک ببینند. سپر دریا در صدد دستیابی و حفظ برتری ساحلی و دریایی در مقابل طیف کامل تهدیدات ضد دستیابی میباشد.
سپر دریا همچنین میتواند توانمندیهای تهاجمی دریایی را برای غلبه بر سیستمهای ضربتی دوربرد متخاصم به اجرا گذارد.
توانمندی شبکه نیرویی نیروی دریایی طیف کاملی از ماموریتهای نیروی دریایی از جمله عملیات دفاع موشکی و هوایی مشترک را پشتیبانی خواهد کرد. این یک معماری اطلاعاتی است که سنسورها، تسلیحات، فرماندهی و کنترل، پایگاههای دادهای و سکوهای پرتابی را شبکهبندی میکند. در این فاصله، این مورد پیشبرد جنگ اعزامی را در بافت عملیاتهای مشترک پشتیبانی خواهد کرد. شبکه نیرو به مثابه ساختاری برای دستیابی، پردازش و توزیع اطلاعات و در صورت لزوم نیز برای پشتیبانی عملیاتهای دفاعی و هجومی به کار خواهد رفت.
کارایی دفاعهای موشکی و هوایی پایه به طور قابل توجهی به توانایی در جمعآوری و بهرهبرداری از دادههای متنوع سنسورهای برد نامحدود وابسته خواهد بود. در فضا این مورد برنامه ماهوارههای دفاع را قبل از ماهوارههای هشداردهنده در آیندهای نه چندان دور سیستمهای شناسایی و رهگیری فضایی و ماهوارههای راداری فضا پایه را دربرمیگیرد. در دفاعهای هوایی، دریایی با چنین سیستمهای جاری همانند آری سی 135، ایی آ6ـ بی، پی3، ایی 3آدبلیو آ سی اس، ای2سی پیشرفته و هاوک جهانی از نوع ادوات هوایی خودکار، پشتیبانی خواهد شد. وزارت دفاع باید نسبت به سکوهای پرتاب، شناسایی و مراقبتی و اطلاعاتی هوابرد برنامهریزیشده پیشرفته تضمین دهد، به عنوان مثال، هواپیمای فرماندهی و کنترل چند ماموریته، سیستم شناسایی دریایی منطقه وسیع و هواپیمای جنگ الکترونیک گرولر»Growler« اف/آ 18 با همه سیستمهای دیگر که در دفاعهای موشکی و هوایی درگیر میشوند، عملی خواهد شد.
دفاعهای موشکی و هوایی نیروی دریایی میتوانند همچنین با پشتیبانی از هر دو بخش هم داشتههای موجود از آی اس آر «شناسایی، مراقبت و اطلاعات» زمین پایه (به عنوان مثال، رادار توپخانه تی پی اس و سیستمهای دفاع موشکی / هوایی پاتریوت) و علاوه بر آن به سیستمهای آینده (به عنوان مثال، دفاع هوایی ارتقای بالای صحنه، رادار ایکس باند) دست یابند.
ملزومات اطلاعاتی برای دفاعهای موشکی و هوایی دریا پایه کاملا موثر به طور مناسب مدیریت و بهرهبرداری میشدند، همچنین به موقع عملیاتهای ضد نیرو را با بهرهبرداری از مفاهیم تهاجمی دریا پشتیبانی خواهد کرد. سنسورهای منظم موجود در آینده نزدیک به فرماندۀ صحنه اجازه خواهد داد تا برنامه مراقبت دائمی از صحنه را به مرحله اجرا بگذارد. با جمعآوری اطلاعات در مورد موقعیتهای تهدید و کوچکترین تحرک در لانچرها «پرتابکنندهها»، مراقبت دائمی امکان هرگونه استقرار خوشبینانه داشتههای دفاعی و برنامهریزی اولیه برای ماموریتهای ضد نیرو را فراهم میسازد. در حقیقت با استفاده از شبکه نیرو، نیروی دریایی ممکن است به توانمندی هماهنگسازی عملیاتهای دفاعی و هجومی علیه تهدیدات موشکی و هوایی دست یابد.
یکپارچگی تهاجم دریا و سپر دریا با رهیافت جدید وزارت دفاع برای سازماندهی و عملیات نیروهای استراتژیک ایالات متحده آمریکا سنخیت دارد. در بازنگری وضعیت هستهای سال 2002، وزارت دفاع وضعیت استراتژیک جدیدی را که بر دفاعهای استراتژیک پیشرفته، توانمندیهای تهاجمی متعارف پیشرفته و امن استوار ساخت که در صورت کاهش توانمندی تهاجمی هستهای استراتژیک، توسعه داده میشد. طبق بازنگری هستهای 2002 ترکیب دفاعهای موثر و توانمندیهای تهاجمی متعارف مقتدر میتواند وجود زرادخانههای موشک بالستیک کشورهای متمرد را دچار تزلزل سازد. کنار هم قرار گرفتن توانمندیهای ضربتی دوربرد برای تهاجم دریا و توانمندی سپر دریا برای دفاعهای در عمق که علیه تهدیدات موشکی بالستیک و هواسوز هوایی متصور بود، میتواند معماری چند لایهای را برای مواجه با آرایش کامل توانمندیهای تهاجمی دوربرد و ضد دستیابی تدارک ببیند.
سپر دریا نیز بخش سرنوشتساز دفاع از کشور ایالات متحده آمریکا خواهد بود. نیروهای دریایی با نیروهای نظامی دیگر و همچنین آژانسهای مدنی برای اعمال قانون یکپارچه خواهند شد تا توانمندی مقتدرانه برای شناسایی، ردیابی و شکست برنامه تهدید علیه کشور را تدارک ببینند. با عملیات تحت فرماندهی شمال، نیروی دریایی و یگانهای گارد ساحلی مرکز ثقل کنترل بر رهیافتهای دریایی برای کشور خواهند بود. این نیروها همراه با عناصر دیگر نیروی مشترک از این دست که در فرماندهی شمال انجام وظیفه میکنند، مسئول پیشگیری از تهاجمات دریا پایه علیه کشور خواهند بود.
مهمترین کمک سپر دریا در دفاع از کمک به سیستم دفاع موشکی جهانی آمریکا است. پایگاهسازی دریایی دفاعهای موشکی میتوانند به موقع تنها ابزار امکانپذیر دستیابی به موشکهای بالستیک دشمن در زمانی که پرتاب میشوند را تدارک ببیند. نیروهای دریایی مقدم از توانمندیهای سپر دریا اغلب در اولین خط دفاعی علیه تهدیدات کشور به کارگیری خواهند کرد. نیروهای دریایی مقدم با اختیار داشتن توانمندیهای متناسب میتوانند قبل از هر چیز اطلاعات رهگیری و هشداردهنده مربوط به مرحله پیشرفته درگیری و فرصتهای رهگیری متوسط چندگانه در مقابل موشکهای بالستیک و کلاهکهای آنها که کشور ایالات متحده را مورد هدف قرار داده بودند.
سپر دریا مکمل ضروری برای تهاجم دریا و پایگاهسازی دریا میباشد. سپر دریا، تهاجم دریا را ارتقاء خواهد داد، داشتههای دیگر به طور آشکار برای پخش دفاعی ناوگان در ماموریتهای تهاجمی اختصاص داده میشد. هر دو سپر دریا و تهاجم دریا به طور متوسط دستیابی شبکهبندی شده به پایگاه علمی مشترک با روشهایی که از موثرترین کاربرد داشتههای دفاعی و هجومی پشتیبانی خواهد کرد، را تحت فشار میگذارند. سیستمهای هدفگیری، شناسایی، مراقبت، اطلاعاتی ارتقاءیافته برای بهرهبرداری از سیستمهای تسلیحاتی جدید که به عنوان بخشی از تهاجم دریا و سپر دریا به کار میرفتند، حیاتی خواهند بود. سپر دریا کنترل دریایی مستمر را برای حفاظت از نیروهای عملیاتی در مرحلهبندی از دریا تدارک خواهد دید.
سپر دریا مفهوم عملیاتی میباشد که برای دستیابی به سه هدف اولیه تعیین میشود: ایجاد و حفظ برتری در میدان نبرد، عملیاتهای نیروی مشترک در دریا، زمین و گسترش قدرت آتش دفاع در فواصل دور از خاک خودی را توانمند میسازد. سپر دریا به منزلۀ توانمندی گسترش چتر دفاعی ورای موقعیت بلافصل یگانهای شناور میباشد که برای تدارک حفاظت دریا پایه و به منظور تدارک نیروهای ساحلی دوستان و متحدین و حتی کشور ایالات متحده حیاتی میباشد. نیروهای دریایی مقدم با بهرهبرداری از توانمندیهای سپر دریا میتوانند اقتدار فرماندهی ملی را با شماری از گزینههای بازدارنده منعطف توسعه داده شد، تدارک ببیند. این توانمندیهای مشابه میتوانند عملیاتهایی که تازه به آنها پا گذاشته شده پشتیبانی کنند، برتری میدان نبرد را برقرار میکند و عملیاتهای نیروهای مشترک دفاعی و هجومی را پشتیبانی میکند.
در مواجه با چشمانداز دفاعهای موشکی و هوایی موثر، برخی از تولیدکنندههای آینده ممکن است از پیگیری و کاربرد گزینه موشک بالستیک دست بردارند. از این گذشته رژیمهای متمرد باید در تلاشهای خود برای ممانعت از دستیابی نیروهای آمریکایی یا به مخاطره افکندن کشور ایالات متحده، نیروهای استقراریافته یا متحدین منطقهای مقاومت کنند، سپر دریا عاملی است که میتواند این تهدید را خنثی کند.