محمد زمانی
سومین دور مجلس شوراهای شهر و روستا تشکیل شد.
در سومین شورای شهر و روستا سه «هوو» در زیر یک سقف با هم یک جا جمع شدهاند و قرار است برای فرزندان شهر و روستا، یک زندگی دلچسب، همراه با آرامش و بهداشت و رفاه را به ارمغان آورند! اولین دوره شورای شهر و روستا، پس از 20 سال مغفول ماندن اصل 100 قانون اساسی در بستر فضای اصلاحات، بالاخره توانست رسما جزو اصول قانون اساسی شود.
از آنجا که در تهران و غالب شهرهای دیگر، رایحه اصلاحطلبی دلانگیز بود، کرسیهای اکثر صندلیهای مجلس شوراهای شهر و روستا جلوسگاه آنان شد.
در تهران یک شورای شهر با حضور افرادی با سابقه بسیار سیاسی در فاز بالا تشکیل شد و همین شاخصه، به علاوه اولین دوره آغاز کار شوراهای شهر و روستا، آفت آنان شده و در گرداب بازی سیاست، آن آرزوهایی که از شوراهای شهر دائما در این 20 سال شعار داده میشد عملی نشد. گفته میشد چنانچه شوراها تشکیل شود و کار را به مردم بدهیم، معضلات شهری و روستایی بهتر و سهلتر از میان برداشته خواهد شد، چون مردم احساس میکنند در ریزترین امور روزمره خود، مثل پاکیزگی شهر و رفت و شد ترافیک، دخیل هستند، پس همین امر منجر به شکوفایی امور و گشوده شدن گرههای کور خواهد شد. اما این چنین نشد! سیاستبازی بر همه اصول برآمده از خاستگاه شوراهای شهر غلبه کرد و در اولین دوره عقیم ماند.
دوره دوم، با افول اصلاحطلبی، این بار آن را به دست جناح مقابل سپرد تا شاید رایحه خوش خدمت، فضای شهر و روستا را دلانگیز کند. مردم شهر و روستا سرخورده از دوره اول، در دور دوم، به آن سمتی رفتند که کمتر در آن بوی سیاستبازی در امور شهری و روستایی غالب باشد و به جای بوی تعفن انباشته شدن زبالهها در درگاههای منازلشان، بوی فضای سبز و گل تازه استشمام کنند. اما این آرزو هم بر باد رفت و باز هم نشد!
گفتهاند تا سه نشود بازی نشود!
اما غالب منتخبین در سومین دوره، خصوصا در پایتخت- که نماد است- از سه گروه سیاسی اصلاحطلبان، محافظهکاران و حامیان دولت هستند. «سه هوو» که در زیر سقف یک خانه به نام شورای شهر در خیابان بهشت جمع شده و میخواهند با هم زندگی مسالمتآمیزی را شروع کند.
از این «سه هوو» در ظاهر و آنچه آشکار است، میتوان یک اتحاد تاکتیکی علیه یک هووی دیگر- که اصلاحطلبان باشد- داشته باشند، شاید هم دنیا برعکس شود و «سه هوو» با یک همدلی و یک زبانی برای یک بار هم که شده به رتق و فتق امور بپردازند!
آیا این آرزو شدنی است؟! گفتهاند سالی که نکوست از بهارش پیداست، باید صبر کرد.
اما یک نکته تاریخی را نیز در نظر بگیرید و آن اینکه همانطور که ملت ما به سیاستورزی در قالب احزاب عادت ندارد و به آن خوشبین نیستند، به این امور- یعنی شورایی اداره کردن شهر و روستا- که با امور روزمره زندگیشان کار دارد، با توجه به پیشینه فرهنگی و نیز تجربه به دو دوره تشکیل شوراهای شهر، آنچنان به آن امید و دل نبستهاند. شاید زمانی برسد که بگویند صد رحمت به همان روزگار تعطیلی شوراها! بیگمان در این وسط بعضی از اندیشههای سیاسی بیمیل نیستند که این اتفاق بیفتد و چنین ذهنیتی تقویت شود.
البته تربیت سیاسی مردم و اطلاعرسانی و آگاهی سیاسی برای درک از اهمیت احزاب و شوراها، وظیفه خود احزاب و شوراهاست که چقدر در عمل موفق شوند تا بتوانند این تفکر و ذهنیت منفی را مثبت کنند.