تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۲۵۵۱۶

برای رابطه با ایران آماده شوید


نیکلاس برنز*

سالها پیش، اولویت سیاست خارجی آمریکا، اروپا بود؛ توجه آمریکا به اروپا از سال 1917 میلادی آغاز شد و باید بگویم اوج این توجه‌ها در زمان ریاست جمهوری کندی و بیل کلینتون بود؛ از آن گذشته آمریکا در جنگ جهانی اول و دوم نیز نقش زیادی را ایفا کرده و به کمک‌ کشورهای اروپایی شتافت؛ در آن زمان ما نیاز به برقراری ثبات در اروپا داشتیم که بعد از سالها تلاش به این مهم دست یافتیم. با برقراری امنیت در اروپا، اولویت سیاست خارجی آمریکا نیز تغییر کرد و واشنگتن توجه اصلی خود را به نقاط دیگر جهان متمرکز کرد؛ برای مثال می‌توان به بحران موشکی کوبا اشاره کرد که آمریکا در حل این بحران نقش بسیار بزرگی را ایفا کرد.

اما اکنون، دیگر، اروپا و یا آمریکای لاتین، اولویت سیاست خارجی آمریکا را تشکیل نمی‌دهند و باید بگویم که مهمترین اولویت سیاست خارجی آمریکا در حال حاضر خاورمیانه است. هم اکنون 4 بحران در خاورمیانه وجود دارد که هر 4 مورد برای منافع ملی آمریکا اهمیت زیادی دارند و ادامه بحران در این منطقه به هیچ‌وجه به نفع آمریکا نیست. این چهار بحران شامل جنگ عراق، لبنان، اسرائیل و ایران است؛ آمریکا در عراق بیش از 170 هزار نیرو دارد و وضعیت حاکم در این کشور هرگز در جهت منافع آمریکا نیست. در لبنان دولت این کشور تحت فشار زیاد داخلی قرار دارد و کشورهای دیگر از قبیل ایران و سوریه نیز در اوضاع داخلی لبنان دخالت می‌کنند؛ در اسرائیل (مناطق اشغالی 1948) نیز به مدت 60 سال است که درگیری‌هایی میان فلسطینی‌ها و یهودیان وجود دارد و اما ایران، ایران کشوری است که علاوه بر مشکلاتی که خود برای آمریکا به وجود آورده؛ در امور هر سه کشور یاد شده (عراق، لبنان و اسرائیل) دخالت می‌کند. اگر ما صحبت‌های رئیس‌جمهور ایران را درباره اینکه گفته بود اسرائیل باید از بین برود و اینکه ایران باید قدرت مطلق در خاورمیانه باشد، به دخالت‌های این کشور در اوضاع عراق و لبنان و اسرائیل بیفزاییم آنگاه متوجه نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه می‌شویم. از نظر ما ایران یک چالش نسلی است. این چالشی نیست که اتفاقی یا زودگذر باشد و به احتمال زیاد مسئله ایران در سال 2010 و 2012 و شاید 2020 هم در راس مسائل سیاست خارجی ما قرار داشته باشد. ایران بزرگترین کشور در خاورمیانه است و هدف آن نیز این است که قدرتمندترین کشور خاورمیانه باشد.

من مطمئن هستم که می‌توانیم از درگیری با ایران خودداری کنیم و شاهد موفقیت‌آمیز بودن راهبرد خود باشیم و تمام سناتورهای دموکرات و جمهوریخواه نیز از آنچه ما درباره ایران انجام می‌دهیم، حمایت می‌کنند. ما در تلاش هستیم تا درباره عراق با ایران، یکی کانال ارتباطی ایجاد کنیم و امیدواریم ایرانیان نیز پاسخگو باشند و درک کنند ما قصد انجام چه کاری را داریم. آمریکا باید در بلندمدت رابطه خود را با ایران اصلاح‌ کند، زیرا این غیرعادی‌ترین رابطه دیپلماتیکی است که ما در جهان داریم. ما با کره شمالی گفتگو می‌کنیم؛ ما در آستانه اعزام سفیر به لیبی هستیم، با کوبایی‌ها گفتگو می‌کنیم و یک دیپلمات ارشد در این کشور داریم. ما با "رابرت موگابه" رهبر زیمبابوه گفتگو می‌کنیم، ولی با ایرانیان گفتگو نمی‌کنیم. جدا از دو کانال ارتباطی که توصیف کردم (کانال برنامه هسته‌ای که هنوز آن را به رسمیت نشناخته‌ایم و کانال اولیه‌ای که قرار است درباره عراق ایجاد شود)، ما با ایرانیان هیچ مذاکره‌ای نداریم. هر چند بحث‌های اتفاقی و سرسری بین دو طرف وجود داشته است، ولی این گفتگو‌ها در سطح روسای جمهور دو کشور یا حتی در سطح جدیی وزرا امور خارجه نبوده است. به این ترتیب وقتی خانم رایس در ژوئن سال گذشته اعلام کرد حاضر است در هر نقطه‌‌ای از جهان درباره موضوع هسته‌ای با وزیر امور خارجه ایران گفتگو کند، در حقیقت جهش بزرگی برای ما بود. اگر برای بلندمدت فکر کنیم، ما باید موانع موجود بین ایران و آمریکا را از بین ببریم، زیرا هیچ ارتباطی بین دو طرف وجود نداشته است. بهتر است توجه کوتاه مدت خود برای مهار دولت ایران را کنار بگذاریم و دارای تمرکزی بلندمدت باشیم به این معنا که ما می‌خواهیم در 15 یا 25 سال آینده کجا قرار داشته باشیم؟

ما می‌خواهیم همدیگر را بشناسیم. ما سعی کرده‌ایم این کار را با شیوه‌های گوناگون انجام دهیم. ما در ماه ژانویه تیم ملی کشتی آمریکا را به ایران اعزام کردیم و تیم کشتی خود را برای یک دوره مسابقات کشتی که از طریق شبکه تلویزیونی ایران پخش می‌شد، به بندر عباس اعزام کردیم که مورد احترام و تشویق زیادی قرار گرفتند، هر چند که هیچ کدام از اعضای ما در وزن خود مدالی به دست نیاوردند. ما به دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در مجالس سنا و نمایندگان گفته‌ایم لطفا به ما بودجه‌ای بدهید تا از آن برای این نوع تبادلات فرد به فرد استفاده کنیم. بیایید موانع موجود بین مردمان دو کشور خود را از بین ببریم و بیایید برای حل مشکلات دو کشور خود نیز تلاش کنیم. ما باید مثبت فکر کنیم؛ زمانی خواهد رسید (ما امیدواریم در دوران حیات ما رخ دهد) که مجددا با ایران مذاکره کنیم و روابط دیپلماتیک خود را با آن از سر بگیریم. ما هم اکنون سعی داریم تا زمینه‌های این نوع رابطه سازنده را فراهم آوریم، زیرا ازمان بسیار زیادی از زمان قطع روابط ایران و آمریکا گذشته است. من در ماه آوریل امسال با 12 تن از کارمندان سفارت آمریکا که در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران در تهران حضور داشته‌اند دیدار و با آنها به رایزنی درباره ایران پرداختم رهبری کارمندان سفارت آمریکا در ایران را "بروس لاینگن" ‌بر عهده داشت که در سال 1979 کاردار آمریکا در تهران بود. من به دو علت آنها را به وزارت امور خارجه دعوت کردم، یکی تشکر از آنها به خاطر خدماتشان و دیگری مطلع شدن از نظر آنها درباره اینکه چگونه باید این مشکل بسیار سخت یا ایران را حل کنیم. من نمی‌دانم چه مدت دیگر طول خواهد کشید تا یک دیپلمات آمریکایی بار دیگر قدم در تهران بگذارد، ولی آنها به من گفتند این اتفاق باید در دوران حیات آنان رخ بدهد. ما باید خود را برای روزی که دو کشور بار دیگر یک مذاکره‌ عادی برگزار کنند، آماده کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات