در روزهای اخیر با اعلام موجودیت اصولگرایان مستقل، تشکل جدیدی متولد شد و به جمع خانواده احزاب پیوست. تحزب، مؤلفه لاینفک نظامهای مردمی است که برای تداوم تعاملهای سیاسی، وجود گروههای سیاسی در منظومه قدرت را غیرقابل اجتناب نموده است. به سخن دیگر، فلسفه وجودی ساختار سیاسی مردمسالار در فرایند گردش نخبگان از طریق سازوکار جریانهای سیاسی تحقق پیدا میکند. امروزه، نظامهای سیاسی مبتنی بر دمکراسی، روابط قدرت با مردم را از طریق مناسبات حزبی پیگیری و آحاد ملت را برای تشریک مساعی در حوزه ارکان نظام، ترغیب مینمایند. در واقع، مشق دمکراسی بدون چالشهای احزاب در پروسه کسب و یا حفظ قدرت، مفهوم و مصداق پیدا نمیکند.
در نظام مردمسالاری دینی، وجود احزاب امری پذیرفته شده است که با هدف پیگیری مطالبات مردم در چارچوب قانون برای به دست آوردن قدرت نمایندگی بخشی از جامعه شکل میگیرند و هر حزب و جریان سیاسی به فراخور تبلیغات و گستردگی کار، پایگاهی را در متن جامعه و اقشار مختلف به تناسب فعالیتهایش مدیریت مینماید.
در جمهوری اسلامی سالهاست تشکلهای مختلف در پیوند با ارکان نظام، از طریق مکانیسمهای سیاسی و حقوقی در رقابتهای حزبی حضور چشمگیری را تجربه نمودهاند، اما انگیزه و هدف احزاب سیاسی در ایران اسلامی که با تأمین منافع ملی و امنیت ملی در مناسبات قدرت حضور پیدا کردهاند و با موازین بومی و ملی رقابت برای مطالبه قدرت را دنبال مینمایند، کاملاً متمایز از تحزب در نظامهای مردمسالار غربی است.
مهمترین شاخصه تعاملهای حزبی در جمهوری اسلامی، حضور آنان در عرصه رقابتهای انتخاباتی با الگوی مبارزاتی کاملاً بومی و متأثر از دکترین و آموزههای دینی و اخلاقی است. هر چند مبارزات قدرت در نظامهای غربی رقابتهای حزبی است که بعضاً تلفات جانی بر جای گذاشته است، ولی در نظام مردمسالاری دینی ایران، با وجود رقابت تنگاتنگ مبتنی بر تعلقات گروهی، هرگز رقابتی خارج از عرف انجام نشده است، اگرچه در سالهای اخیر بعضاً بد اخلاقی حزبی زمینه سایش افکار عمومی را فراهم نموده و احزاب ضمن پرهیز از ناهنجاریهای مناسبات حزبی در راستای کسب قدرت، خواستار وجود فضای متناسب با انگارههای بومی میباشند. با نگاه مذکور، بدیهی است تکثر احزاب نه تنها روابط قدرت در جامعه و جریانهای سیاسی را دستخوش تحول نمینماید، بلکه باعث به میدان آوردن بخشی از جامعه میشود که نمایندگی آنان را یدک میکشد.
رقابتهای احزاب سیاسی به دلیل نفس هنجارها و انگارههای فرهنگی جمهوری اسلامی، بسترساز حضور چشمگیر آحاد جامعه در فرایندهای قدرت میشود. به بیان دیگر، شعارهای انقلاب اسلامی مبین اراده معطوف به خدمت است و اراده معطوف به قدرت سنخیتی در نظام مردمسالاری دینی ندارد. تولد جریانهای سیاسی که در راستای حفظ نظام و ارتقای فرهنگ سیاسی جامعه، حمایت هدفمند مردم را در پیوند با قدرت به شکل سازماندهی شده نهادینه مینماید، باعث حضور فعال مردم در احقاق حقوق شهروندی آنان میشود. اعلام ورود تشکل جدید اصولگرایان مستقل به حوزه احزاب سیاسی کشور، دوگونه اظهارنظر را به دنبال داشت؛ عدهای این تولد جدید را انشعابی از اصولگرایان تلقی نموده و با خرسندی، وجود تشکل تازه شکل گرفته را بیانگر انشقاق در درون خانواده حزب مذکور قلمداد کردند. در حالی که در گونهشناسی گروههای سیاسی جامعه، زیرشاخههای متعددی را میتوان با نگرش کلی و جهتگیری اصلی احصا نمود، اما نمیتوان تکثر زیر شاخهها را از علایم انشعاب و تفرقه اعلام کرد. گروه دیگر این تشکل جدید را انشعاب تلقی نمینماید؛ همان گونه که برخی فعالان سیاسی در اظهارنظری اعلام نمودند جریان جدید به منزله انشعاب از اصولگرایان نیست. بدین ترتیب، میتوان از آن تحت عنوان اختلاف سلیقه یاد کرد که در ذیل چتر اصولگرایی انجام وظیفه مینمایند.
مقام معظم رهبری در خصوص همگرایی و احزاب سیاسی کلان کشور میفرمایند: «... مرزی که بین اینها وجود دارد، یک مرز واقعی و یک مرز تعیین کننده نیست، میتوانند با هم یک وحدت عمومی را تشکیل بدهند. هویت کلی جامعه اسلامی و انقلابی را تشکیل بدهند. در واقع، مثل دو «جناح» عمل کنند. دو جناح، یعنی دوبال یک پرنده.» بر اساس فرمایشهای معظمله، دو جناح کلان سیاسی کشور که تحولات سیاسی را مدیریت مینمایند، در همسویی کلان نسبت به سیاستهای داخلی و خارجی، میتوانند منافع ملت را با مواضع عزتمندانه مدیریت کنند. به بیان دیگر، احزاب در نظام جمهوری اسلامی میتوانند با اتخاذ تصمیمات استراتژیک توأم با تأمین مطالبات عموم و هوشیاری در مقابل وسوسههای دشمنان، راه نفوذ را بر آنان ببندند و امیدهایشان را جهت نفوذ در ارکان نظام از ناحیه جریانهای سیاسی با ناکامی روبهرو سازند.
بنابراین، انتظار میرود: الف) جریانهای سیاسی کشور در سالی که مزین به اتحاد ملی و انسجام اسلامی است، بر وحدت و یکپارچگی مواظبت نمایند و به گونهای عمل نکنند که دشمن را در تعقیب اهدافش امیدوار نمایند.
ب) گروههای سیاسی، ضمن ابراز وفاداری به آرمانهای رهبر کبیر انقلاب حضرت امام (ره)، با تبعیت از رهبری و حرکت در چارچوب قانون، در راستای کسب منافع ملی و امنیت ملی، پیگیر مطالبات مردم بوده و در ارتقای فرهنگ سیاسی جامعه نقشآفرینی نمایند. جریانهای مذکور میباید همواره در راستای پیوستگی و همبستگی جامعه در جهت صیانت از آرمانهای نظام، پایگاهها و مواضع حزبی خود را در ذیل راهبردهای ولایت هدایت کنند و عزم جدی خویش را جهت پیشرفت و توسعه کشور اعلام نمایند.
ج) شایسته است احزاب سیاسی با توجه به تعلقات گروهی، استراتژیهای محوری نظام را با رعایت اصول و مبانی انقلاب اسلامی، آرمانهای امام و تبعیت از فرامین رهبری در حوزه داخلی حفظ و زمینه پیشرفت و توسعه را فراهم نمایند و در حوزه سیاست خارجی، با اقتدار و استقلال، ترفندهای دشمنان را با بنبست مواجه کنند.