* اسلامگرایان در ترکیه بار دیگر درصد قابل توجهی از آراء را به خود اختصاص دادند و ارتش این کشور که مروج و ضامن لائیسم است از این بابت احساس خطر کرد. تحولات اخیر ترکیه در چه فضایی به وقوع پیوسته است؟
** ـ بحث ترکیه فقط بحث داخلی آن نیست. بحث ترکیه بحث منطقه و اروپاست. ترکیه از مدتهای نه چندان کوتاه قبل سعی دارد که نقش خود در منطقه را بازسازی کند تا در تحولات منطقه هم سهیم باشد. این از وقتی که حزب عدالت به قدرت رسید پررنگتر شده. به عبارت دیگر وقتی اسلامگرایان در ترکیه به قدرت رسیدند سعی دارند که یک چهره جدید هم از ترکیه ارائه دهند. مخصوصاً که این دمکراسی در ترکیه بود که توانست اسلامگرایان را به قدرت برساند و جلوی نفوذ ارتش و لائیکها را تا حدودی بگیرد.
این انتخاب، انتخاب جامعه بود و لائیکها مجبور شدند که نتایج دموکراسی را که برایش تبلیغ میکردند و میگفتند که ما تنها کشور منطقهایم که دمکراسی داریم، بپذیرند و اسلامگرایان هم در قدرت بمانند. در گذشته نجمالدین اربکان نخستوزیر سابق با تانسوچیللر همپیمان شد و دولت تشکیل داد. او را مجبور کردند که کنارهگیری کند و چیللر هم استعفا دهد. آن موقع قدرت لائیکها و ارتش بسیار بالا بود ولی با تحولات منطقه و افزایش اقتدار اسلامگرایان حزب عدالت ـ رجب طیباردوغان ـ توانست این نقش را تا مقداری بازسازی نماید و یک چهره دیگری نشان دهد. در مقابل ارتشیان و لائیکها هم پلهپله مجبور به عقبنشینی شدند. در بحث ترکیه و اروپا بیشترین نقاط مثبت برای رسیدن به اتحادیه اروپا در زمان اسلامگرایان به وجود آمد. اسلامگرایان نشان دادند که لائیکها همهچیز را به اروپا تقدیم میکنند، ارتشیان هم سختشان است که دمکراسی را به طور کامل بپذیرند. اسلامگرایان در ترکیه نفوذ دارند و اسلام در جامعه ترکیه جای پیشروی دارد و حرف اول را در این جامعه میزند. هر گامی به سوی اتحادیه اروپا یا هر گامی از سوی اتحادیه اروپا به سمت ترکیه بایستی تا حدی با نظر اسلامگرایان موافق باشد وگرنه اسلامگرایان هم میتوانند این مساله را عقب بیندازند؛ اگر نگوییم که این مساله را برهم بزنند یا به تعویق بیندازند، به خاطر همین مطلب دولت ترکیه هم توانست گامهایی در مسیر دمکراسی بردارد و آن را به همه نشان دهد. در بحث پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا هم خیلی پیشرفت کرد و در بحران اخیر و دخالت ارتش در مساله انتخاب رئیسجمهور که تنها یک کاندیدا ـ وزیر امور خارجه ترکیه ـ داشت ارتش خواست جلوی این مساله را بگیرد که دولت به طور یک دست نباشد و همه تحولات مثبت در ترکیه هم به نام اسلامگرایان تمام نشود. از همین رو ارتش و لائیکها همقسم شدند که جلوی این مساله را بگیرند تا به نام دیگران ثبت نشود ولی دخالت ارتش در مسائل سیاسی هم ترکیه را به عقب برمیگرداند و هم مساله ضدیت با دمکراسی در ارتش به عقب انداختن دمکراسی در ترکیه منجر خواهد شد. به همین دلیل اصرار عبدالله گل برای ادامه کاندیداتوری ریاست جمهوری و مواضع سفت و سخت حزب عدالت در این مساله باعث میشود که کل دنیا متوجه این مساله شود که دمکراسی میتواند در ترکیه خدشهپذیر شود و ارتشیان و لائیکها هم مجبور شدند که این واقعیت را تا حدی بپذیرند و عبدالله گل توانست بگوید که هرچه باشد من کاندیداتوری خود را پس نخواهم گرفت.
* در گذشته هم این روند دخالت ارتش در امور سیاسی ترکیه وجود داشته است که حتی برخی احزاب اسلامگرا منحل شدند و اسلامگرایان از دسترسی به مناصب بالای حکومتی ناکام ماندند. آیا این بار هم روند به همان سمت کشیده خواهد شد یا آنکه ارتش ترکیه صلابت گذشتهاش را از دست داده و با توجه به موج اسلامگرایی در منطقه احتمال عقبنشینی ارتش از مواضع خود وجود دارد؟
** ـ ارتش مجبور خواهد شد که عقبنشنی کند و این براساس روند سیاسی فعلی است که در ترکیه و در منطقه در حال جریان است. او نمیتواند در مقابل دولت اردوغان و کاندیداتوری عبدالله گل مقاومت نماید. چند دلیل بر این تحلیل استوار است. یک دلیل همان بحث پوستن ترکیه به اتحادیه اروپاست که به این مساله گره میخورد و اروپا به هر دلیل نمیخواهد که چنین چیزی را بپذیرد. آنها یک سری پیششرط برای ترکیه گذاشتهاند که اگر میخواهد به اتحادیه اروپا ملحق شود بایستی آن را مراعات نماید. یک شرط آن است که روند دمکراسی در ترکیه ـ هرچند دمکراسی غربی ـ صدمه نبیند. این مساله به نفع ارتش نیست و از این رو دخالت در امور سیاسی و جلوگیری از رئیسجمهور شدن عبدالله گل و رسیدن اسلامگرایان به این منصب به نفع ارتش و لائیکها نیست. از سوی دیگر موج اسلامگرایی در جامعه ترکیه خیلی پیشرفت کرده و حرف اول را میزند. ترکیه جامعهای مسلمان است که به گذشتهاش اعتماد میکند و همیشه در خاطر جامعه ترکیه خاطره خلافت عثمانی وجود دارد. یعنی مساله نقش سابق ترکیه در جهان اسلام همیشه مطرح است و جایگاه او در منطقه اسلامی برای جامعه ترکیه خیلی مهم و موثر است. ترکها هم سعی کردند که در قرن بیست نشان دهند که کشوری دمکراتیک هستند. حال این دمکراسی البته با وجود لائیکها و حضور آتاتورک رنگ خاصی هم گرفته است. ولی به هر نحو دمکراسی روند طولانی مدتی را طی کرده است که بدینجا رسیده است. به نظر نمیرسد که جامعه ترکیه اعم از مسلمانان و لائیکها ـ به غیر از احزاب و جریاناتی که در قدرت حضور دارند ـ بگذارند و بخواهند که چنین روندی خدشهدار شود. از این رو ارتش را مجبور به عقبنشینی خواهند کرد.
* اصرار ترکیه بر پیوستن به اتحادیه اروپا از سالیان گذشته مطرح بوده است. این اصرار چه منافعی را برای ترکیه دارد؟
** ـ منافع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا برای ترکیه عمدتاً اقتصادی است یعنی ترکیه در منطقهای است که ثروتهای طبیعی آنچنانی ندارد، ولی نیروی کار زیاد و ارزان دارد. مهاجرت از ترکیه به سمت اروپا نیز زیاد است. از این رو پیوستن به اتحادیه اروپا فرصتهای بهبودی اقتصاد ترکیه را که در طی پانزده سال گذشته صدمات فراوانی دیده، پدید خواهد آورد.
در اوایل زمان اردوغان قیمت پول ترکیه بسیار افت داشت و بحران اقتصادی شدیدی دامنگیر شده بود. مساله عبور نفت و گاز منطقه از ترکیه به اروپا، به صورتی که ترکیه گذرگاه این ثروتها به سمت اروپا باشد مساله مهمی است که برای ترکیه خیلی اساسی است و اگر جزء اتحادیه اروپا شود مسائل مالیات، صنعت و... او تقریباً حل میشود. مسائل اقتصادی برای ترکیه حرف اول را میزند. در منطقه هم میبینیم که ترکیه تنها کشوری است که عضو ناتو است ولی جزء اتحادیه اروپا نیست. یعنی هنوز جایگاه سیاسی یا ژئوپلتیک او مشخص نیست. اینکه جزء منطقه است یا جزء اروپا یا جزء ناتو مشخص نیست و سرگردان است. از لحاظ سیاسی هم وضعیت برای ترکیه مشخص است. اما اتحادیه اروپا میترسد که ترکیه به اتحادیه اروپا بپیوندد و به خاطر همین سنگاندازی کرده و نگران هستند.
در صورت پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا مساله مهاجرت ترکها به اروپا نیز آسانتر میشود که ضمن آن نیروی مردمی کار ارزان وارد بازار این کشورها میشود و البته اشکال اساسی آن است که ترکیه با هفتاد میلیون مسلمان میخواهد وارد اتحادیه اروپا شود و اروپا میگوید که ترکها زاد و ولد زیاد داشته و جمعیت آنها هر روز رو به افزایش است و این در موازنه مذهبی در اتحادیه اروپا موثر است. بعد دینی ترکیه بسیار مهم است و علیرغم آنکه ادعا میشود و خود ترکیه هم میگوید که ما لائیک هستیم اما در پس ذهن آنها مساله دین اسلام وجود دارد و اسلامستیزی اروپایی باعث میشود که نخواهند ترکیه در اتحادیه اروپا قرار گیرد.