ابوالقاسم قاسمزاده
بسیاری از تحلیلگران سیاسی بر این باورند که جنگ سی و سه روزه اسرائیلیها در لبنان از بمباران و کشتار در «غزه» کلید خورد. در آن روزها، رژیم صهیونیستی غزه را از زمین و هوا، گلولهباران کرد و هر روز بر کشتهشدگان فلسطینی افزوده میشد. دولتهای عربی در حالتی از انفعال کامل بسر میبردند و جامعه بینالمللی در برابر جنایات صهیونیستی در سکوت مطلق بود. در لبنان، حزبالله در یک عملیات نظامی موفق به صفشکنی شد و ضمن ضربه زدن به نظامیان صهیونیست سکوت مرگبار در منطقه را فرو ریخت. در آن عملیات در جنوب لبنان، یک سرباز اسرائیلی به اسارت نیروی حزبالله درآمد. اسرائیلیها، با تهدید که اگر سرباز اسرائیلی آزاد نگردد به لبنان حمله خواهند کرد، جنگ را آغاز کردند. جنگ علیه لبنان از غزه کلید خورد.
در این روزها، غزه بار دیگر در التهاب قرار گرفته است. ارتش رژیم صهیونیستی از زمین و هوا غزه را بمباران میکند و تانکهای اسرائیلیها، غزه را در محاصره کامل گرفتهاند. فلسطینیها به مقابله برخاستهاند و شهرکهای یهودینشین نزدیک به غزه را با موشکهای دستساز خود، هدف میگیرند و پاسخ حملات و بمباران صهیونیستی را میدهند. این التهاب و آشوب در زمانی است که حماس و فتح در اوج مخالفت با یکدیگر بسر میبرند و در درون نیز از فلسطینیان در درگیرها کشته بجای میماند. امروز اعلام شد که مقامهای مسئول جنبش فتح و حماس با حضور هیأت بلندپایه امنیتی مصر و مقامات مسئول جنبش جهاد اسلامی قرارداد آتشبس و متوقف شدن تمام درگیریهای مسلحانه در داخل فلسطین را به امضا درآوردهاند. به موجب این قرارداد طی ساعتهای آینده تمامی عناصر مسلح باید مناطق و خیابانهای نوار غزه را ترک کنند. شدت این درگیرهای مسلحانه درونی آن قدر بالا بود که وزیر کشور دولت «اسماعیل هنیه» استعفاء داد. در چنین موقعیتی اسرائیلیها همچنان به بمباران غزه ادامه میدهند و هر روز بر تعداد کشتهشدگان فلسطینی از زن و کودک و مردم عادی افزوده میشود و مناطق مسکونی مردم زیر بمبارانهای پیدرپی ویران میگردد.
شرایط کنونی در غزه را از چند محور میتوان بررسی کرد.
1. گزارش «وینوگراد» درباره شکست ارتش اسرائیل در جنگ و حمله نظامی به لبنان در برابر مقاومت اسلامی این کشور انتشار پیدا کرد و از روز انتشار آن در درون اسرائیل تلاطم سیاسی و اجتماعی وسیعی بوجود آمده و فشار افکار عمومی مردم اسرائیل بر دولت و سران ارتش این کشور مضاعف شده است. بر کناری دولت ائتلافی «اولمرت» نخستوزیر فعلی اسرائیل و سقوط دولت کنونی موضوع روز در اسرائیل است. هم مردم این کشور در هالهای از ناامیدی و حالتی از انزجار ناشی از شکست قرار دارند و هم احزاب سیاسی اسرائیل قادر به ارائه برنامه برای آینده نیستند. بسیاری بر این باورند که هنوز برای «اولمرت» جایگزینی پیدا نکردهاند و بنبست سیاسی اغلب سیاستمداران اسرائیلی را فراگرفته است. بروز شکافهای عمیق در جامعه اسرائیل که منجر به نارضایتی عمومی و تظاهرات مردمی شده است و از سوی دیگر راست و چپ سیاسی در احزاب اسرائیل خود را عاجز میبینند، بحران در داخل اسرائیل هر روز افزایش مییابد. در این موقعیت، زندگی در برخی از شهرکهای یهودینشین بخاطر اصابت موشکهای دستساز فلسطینیان به این مناطق، ناامن شده است، بطوری که در اسرائیل گفته میشود، ارتش نه تنها در جنگ در برابر یک گروه (حزبالله) شکست خورده است، حتی قادر به حفظ امنیت نسبی شهروندان اسرائیلی در شهرکها نیز نمیباشد. از این نگاه، بمباران «غزه» یک واکنش از سوی ارتش و دولت کنونی اسرائیل در نمایش قدرت نظامی است. که ناشی از تأثیرات منفی انتشار گزارش «وینوگراد» درباره شکست در جنگ با لبنان است. اسرائیلیها میخواهند تا با بمباران غزه، اختلافها و آشکار شدن تضادهای درونی در هیئت سیاسی و جامعه این کشور را تخفیف دهند و بقول معروف، تضاد درونی را به بیرون منتقل کنند.
2. اسرائیلیها همواره عملیات نظامی خود در مرز با فلسطینیان و در مناطق غزه و کرانه باختری با لبنان و سوریه را با زمان و موقعیت آن، تفسیر و توجیه میکنند. زمان کنونی دارای مولفه، اول، شروع گفتگو ایران و آمریکا درباره عراق است که میتواند ادامه یابد و مشکلات و بحرانها در منطقه را نیز در بر بگیرد. این حد از گفتگو دو طرف ایران و آمریکا هم به نفع اسرائیلیها نیست، زیرا آنها همواره در پی تشدید تضاد و بحران در منطقه و حفظ نظامیگری از سوی آمریکا در آن هستند. دوم، تجربه سالها نشان میدهد، همواره در فاصله انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و احتمال انتقال قدرت از حزبی به حزب دیگر در این کشور، اسرائیلیها دست به عملیات نظامی میزنند تا علاوه بر ایجاد خسارتها و تخریبهای جدید برای فلسطینیان و یا کشورهای همسایه خود، فضای منطقه را همچنان جنگی و نظامی نشان دهند و بیشتر تثبیت کنند. همواره در ایام انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، اسرائیلیها در منطقه عملیات نظامی انجام دادهاند.
3. غزه و مردم آن، به شدت در تحریم اقتصادی و مالی از سوی، آمریکا، اسرائیل و اروپا بسر میبرند. در این شرایط بسیار سخت از زندگی عادی مردم فلسطین، دو گروه حماس و فتح با تیراندازی بسوی یکدیگر و کشته شدن فلسطینیان بدست خود موجب بحران مضاعف در این ناحیه شدهاند. از سوی دیگر، مدتی است گروههای ترور و گانگستری در داخل مناطق فلسطینیان سر بر آورده که به زور اسلحه خود اموال مردم فلسطین را غارت میکنند. آمار تهاجم به فروشگاهها و یا محل کسب و کار مردم آنچنان بالا گرفته که ضریب عدم امنیت درونی برای زندگی عادی مردم را مختل کرده است. وابستگی برخی از افراد فلسطینی به صهیونیستها و اجرای دستورات آنها از سوی این افراد که برخی از آنها مشهور نیز هستند در غزه و کرانه باختری زبانزد مردم عادی شده است. اسرائیلیها میگویند، دولت حماس فاقد قدرت مدیریت برای اداره و حفظ امنیت غزه است. پرتاب موشک و اصابت آن به شهرکهای یهودینشین نیز، بهانه برای حمله نظامی اسرائیلیها به غزه را قویتر کرده است. اسرائیلیها با عملیات نظامی و بمباران غزه، برکناری دولت حماس و یا استعفاء «اسماعیل هنیه» از نخستوزیری را دنبال میکنند. فشار نظامی اسرائیلیها برای افزایش نارضایتی عمومی تا حد سقوط دولت کنونی حماس است.
4. برخی از تحلیلگران سیاسی در نقد حملات نظامی اسرائیلیها به غزه نگاه خود را معطوف به داخل غزه کردهاند و نوشتهاند، درگیرهای نظامی اخیر حماس و فتح، همزمان با اوج گرفتن تضادهای سیاسی و اجتماعی در درون اسرائیل صورت گرفته است. برخی از عناصر فلسطینی که مرتبط با اسرائیلیها هستند و دیکته سیاستهای دولت صهیونیستی را در مناطق فلسطینی به اجرا در میآورند، اکنون زمینههای بروز بحرانهای نوظهور در غزه و کرانه باختری را فراهم میآورند تا رژیم صهیونیستی بلافاصله از این بستر آماده و زمینههای ساخته شده بهرهگیری کند. از دو سال قبل که اسرائیلیها از ناحیه غزه بیرون رفتهاند، قرار بود امنیت عمومی در این مناطق توسط خود فلسطینیان و نیروهای انتظامی آنها اداره گردد. به لحاظ اختلافهای درونی و بخصوص شدت محاصره همه جانبه مالی دولت حماس که منجر به رشد نرخ بیکاری بالای 65درصد در غزه شده است. مردم فلسطین مشکلات وسیع و غیرقابل تحمل معیشتی پیدا کردهاند و از اداره زندگی عادی خود عاجزند. همزمان گروههای مسلح (گانگستری) با انواع و اقسام اسلحههای در اختیار آنها، به اماکن عمومی و به مغازهها، دستبرد میزنند. گروگانگیری میکنند و ایجاد رعب و وحشت مینمایند، بطوری که امنیت عمومی در غزه بهم خورده است. اسرائیلی در این شرایط، بهانه حمله نظامی و جلوگیری از اقدام گروههای مسلح فلسطینی را پیش کشیدهاند. هدف آنها به سقوط کشانیدن دولت حماس است.
«غزه» ناحیه خطرناکی است که از آن میتوان کلید جنگی دیگر را زد. سیاستمداران مصری این خطر را دریافتهاند و آن را هشدار میدهند. از «غزه» و حملات نظامی و بمباران آن تا حمله دوباره به لبنان و بمباران نواحی از بیروت، راهی بسیار کوتاه است. پرسش روز در محافل سیاسی منطقه این است، آیا جنگ یا حملات هوایی گسترده دیگری از سوی ارتش صهیونیستی از ناحیه «غزه» کلید خواهد خورد؟