تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۰  ، 
کد خبر : ۲۵۵۵۵

شکست گفتگوهای روسیه و اتحادیه اروپا


محمد ملازهی

مذاکرات سران و هیأتهای نمایندگی اتحادیه اروپا در روسیه در شهر سامارا در جنوب روسیه با شکست روبرو شد. در پایان این مذاکرات، روشن شد که پوتین رئیس‌جمهور روسیه به انتظارات سران اتحادیه اروپا پاسخ مثبت نمی‌دهد و در مقابل اتحادیه اروپا نیز مایل به پاسخ مناسب دادن به انتظارات روسیه نیست. با این حال در یک نگاه واقع‌بینانه‌تر نمی‌توان گفت، مذاکرات در تمامی ابعاد آن ناکام بوده است.

میتوان مذاکرات را در دو سطح اقتصادی و سیاسی در نظر گرفت و گفت که مذاکرات سیاسی شکست خورده اما مذاکرات اقتصادی تا حدی نزدیک به موفقیت نسبی بوده است.

بویژه در بخش انرژی که اروپا وابستگیهایی به نفت و گاز روسیه دارد، نگاه طرفین مثبت‌تر و تا حدی نزدیکتر به یکدیگر بوده است.

منتها در بخش سیاسی اینگونه نبوده و اختلاف‌نظرهای طرفین عمیق‌تر و گسترده‌تر از آن است که بتوان آنها را پنهان نگاه داشت و درست به همین دلیل در کنفرانس مشترک مطبوعاتی علنی شده‌اند. اکنون با اطمینان بیشتری می‌توان دلایل و پیامدهای احتمالی اختلاف‌نظر بین روسیه و اتحادیه اروپا را مورد توجه قرار داد.

الف) دلایل اختلافات روسیه و اتحادیه اروپا:

1ـ‌ موقعیت حوزه بالتیک و اعضای جدید عضو اتحادیه اروپا

2ـ ‌استقرار سامانه موشکی آمریکا در لهستان و چک

3ـ‌ نگرانی اتحادیه اروپا از بازسازی قدرت روسها

4ـ‌ اتحاد استراتژیک اروپا و آمریکا

5ـ ‌پیشروی ناتو به شرق

ب) پیامدهای احتمالی اختلافات روسیه و اتحادیه اروپا

1ـ‌ ابهام در آینده مناسبات روسیه با کشورهایی که در گذشته در حوزه نفوذ روسها بوده‌اند

2ـ ‌تجدید احتمالی جنگ سرد

3ـ‌ شکل‌گیری احتمالی محور چین‌ ـ ‌روسیه و هند در مقابل محور اروپا ـ ‌آمریکا

هر کدام از این مباحث می‌تواند موافقان و مخالفان خودش را داشته باشد، اما آنچه در پی مذاکرات سران اتحادیه اروپا و روسیه مشخص شده این است که روسها دیگر اعتمادی را که در اوایل فروپاشی اتحادیه شوروی به اروپا کرده بودند و نماد آن همکاری نزدیک آلمان و روسیه بود، اکنون از دست داده‌اند. تأکید خانم «مرکل» صدراعظم آلمان که مسأله لیتوانی و لتونی یا لهستان مسأله کل اروپا است. بدین معناست که ماه عسل مناسبات روسیه و اتحادیه اروپا به پایان رسیده است. مذاکرات سامارا به این دلیل علنی شد که دیگر راهی برای مخفی نگهداشتن وجود نداشت، در همان حال ضرورتی نیز احساس نمی‌شد که پنهان نگهداشته شود.

اما مهمتر از بروز اختلافات روسیه و اتحادیه اروپا، پیامدهای آن است که نگرانیهای امنیتی روسیه به‌ دلیل پیشروی ناتو در حوزه امنیتی روسیه و در مقابل، تلاش روسها به بازسازی قدرت سنتی‌شان، طرفین را به یکدیگر بی‌اعتماد کرده است. فرآیند چنین بی‌اعتمادی تجدید جنگ سرد خواهد بود که اگر واقع‌بینانه به آن توجه شود، خیلی هم به زیان جهان نخواهد بود. دستکم می‌توان گفت که کشورهای در‌ حال توسعه از پایان جنگ سرد چیزی به دست نیاوردند که نگران از دست دادن آن باشند. روسها نیز در عمل چیزی به دست نیاوردند جز آنکه تبدیل به یک کشور مساله‌دار و دست دوم شدند که در معادله جهانی قدرت روز به روز ضعیف‌تر می‌شدند.

بنابراین در چنین فضایی روسها راهی جز بازگشت به قدرت گذشته ندارند و همین امر است که اتحادیه اروپا را به ‌شدت نگران کرده است.

با توجه به این‌گونه مسائل می‌توان گفت، مذاکرات شکست خورده سران اروپایی و روسیه فاصله بین این کشور و اتحادیه اروپا را بیشتر می‌کند، اما روسیه و اروپا در این‌باره که جهان تک‌قطبی کامل به سود آمریکا نشود و منابع قدرت دیگری جهان متوازن‌تری به وجود بیاورند، منافع و دیدگاه مشترک دارند.

چین، ژاپن، هند و دنیای اسلام نیز از چنین تحولی استقبال می‌کنند، اما باید توجه داشت که تشدید اختلاف‌نظر بین روسیه و اتحادیه اروپا ممکن است آمریکا را امیدوارتر کند که به‌تدریج استقلال‌طلبی اروپا را مهار کند و دنیای غرب را با وجود تضادهای درونی‌اش یکپارچه‌تر نگهدارد.

امری که در روسیه نیز صادق خواهد بود، بدین معنا که وقتی روسها از همکاری اروپا به ‌طور کلی ناامید شوند، نگاه پررنگ‌تری به شرق میاندازند و با چین و هندوستان نزدیکتر میشوند.

در چنین تحولی، قابل تصور خواهد بود که کشورهایی که به نوعی خود را تحت فشار آمریکا می‌یابند، تمایل به گسترش همکاری با روسیه و چین پیدا کنند و جهان،‌ نه در سطح گذشته، اما با نوعی قطب‌بندی جدید قدرت روبرو شود. موضوعی که جهان غرب تاکنون از آن پرهیز کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات