*سئوال این است که هدف از این کار چه بود؟
*درز اطلاعات؛ یک روی سکه
تحلیلگران و کارشناسان هیچ شکی ندارند که پنتاگون در رابطه با ایران طرحهای واقعی دارد. انتشار این طرحها در رسانههای گروهی مختلف به صورت فرار اطلاعات، روش پیش پا افتاده واشنگتن است که قطعاً تازگی ندارد. با عنایت به اینکه ایران از استعداد واقعی مقاومت و از جمله مقاومت نظامی برخوردار است، آمریکاییها امیدوارند با همان ضربه اول نه تنها تأسیسات هستهای بلکه زیربنای نفتی و گازی این کشور را از کار بیاندازند. با وجود اینکه ایران یکی از بزرگترین تولید کنندگان نفت و گاز جهان است، در حال حاضر این کشور حدود 6% نیازهای خود را به بنزین از محل واردات تأمین میکند. آمریکاییها با ویران کردن زیر بنای نفتی و گازی ایران میتوانستند به تولید داخلی بنزین پایان دهند و همزمان از طریق مسدود کردن تنگه هرمز به وسیله نیروهای نظامی خود، از واردات این کالا جلوگیری کند. آمریکاییها معتقدند که بعد از آن اقتصاد ایران فلج خواهد شد.
تصادفی نیست که مطابق با «درز اطلاعات از اعماق سازمان اطلاعاتی نظام روسیه»، قرار بود روز 6 آورریل، ایالات متحده در واقع محاصره آبهای خلیج فارس را به وسیله چهار گروه ضربتی ناوهای هواپیمابر خود برقرار کند. قرار بود بخش نفت و گاز بلکه نیروی دریایی ایران یعنی سه زیردریایی«کیلو» ساخت روسیه سیستمهای ضدهوایی و نیروی هوایی را نابود کرده و تنها ماهواره نظامی ایرانی که در مدار فعالیت میکند از کار انداخته شود.
این طرح دو هدف اساسی تبلیغاتی را دنبال میکرد. اولاً، میخواستند ایران را به «واکنش سریع» سیاسی در صحنه بینالمللی تحریک کنند تا تمهیدات نظامی احتمالی برای واکنش به محاصره و ضربات آمریکایی را بررسی کنند و از این طریق جواب تنها سئوالی را دریافت کنند که جداً موجب نگرانی فرماندهی مرکزی ایالات متحده میشد. سئوال این بود که ایران 32 سیستم موشکی ضدهوایی تور-ام-1را که جدیداً از روسیه خریده، کجا مستقر کرده و قصد دارد چگونه از آنها استفاده کند؟
طرح نه چندان زیرکانه دیگر این بود که مواضع روسیه در قبال ایران و واکنش روسیه به تمهیدات حقیقی نظامی را بررسی کنند. در این مورد شکی نیست، زیرا استناد به فرار اطلاعات از «منابعی درنهاد اطلاعات نظامی روسیه» کاملاً تحریکآمیز بود. آمریکاییها فشار بر مسکو را در زمینه مسأله ایران با تلاشهای خود در زمینه مداخله گستاخانه در سیاست قیمتگذاری نفتی دولت روسیه و اعلام کمک مالی به سازمانهای اجتماعی و سیاسی روسیه (یعنی سازمانهای مخالف دولت) در آستانه انتخابات ریاست جمهوری روسیه را به لحاظ زمانی به خوبی هماهنگ کرده بودند.
البته، آمریکاییها به «6آوریل» بسنده نکردند. همینطور به منظور بیثبات کردن اوضاع داخلی ایران در رسانه گروهی غرب «فرار اطلاعات» ظاهر شد که به دنبال آن گروههای اطلاعاتی آمریکا و متحدانش برای کسب اطلاعات از سیستمهای نظامی روسی و از جمله برای گماشتن متخصصین و امرای ارتش ایران، فعالیت خود را شروع کردند. گویا سازمانهای سیا و موساد در چارچوب تلاشهای هماهنگ شده 6ماه پیش مأموران خود را به همین منظور به ایران اعزام کرده بودند.
*پاسخ ایرانی
ایرانیان بعد از دریافت این «اطلاعات» واکنش هیجانانگیز، تصمیم گرفتند پیشدستی کنند. تاکتیک ایرانی واکنش نظامی و روان شناختی همه را غافلگیر کرد. روز23 مارس در جریان یک عملیات برقآسا و بدون تیراندازی، در آبهای سرزمینی ایران 15 تفنگدار دریایی بریتانیا به اسارت گرفته شدند. البته، ایران از مدتها پیش، از حضور واحدهای گشتی نیروی دریایی بریتانیا که به طور غیرقانونی کشتیهای ایرانی را در آبهای ایران متوقف میکردند، شدیداً ناراضی بود، ولی بریتانیا وانمود میکرد که تهران به این گونه تجاوزات عادت کرده است. ایران به منظور جلوگیری از تشدید اوضاع، از اقدامات شدید خودداری میکرد. ولی23 مارس تصمیم گرفتند به گونه دیگری رفتار کنند. در حالی که 15 تفنگدار دریایی انگلیسی در اسارت ایران بودند، آمریکا و اسراییل نمیتوانستند روی شرکت بریتانیا در عملیات جنگی علیه ایران حساب کنند. لندن از همان روزهای اول اسارت، در روند مذاکرات با واشنگتن و تلاویو شرکت میکرد تا از اعمال جنگی علیه ایران جلوگیری به عمل آورد. ولی آمریکاییها هم مجبور شدند در کل این وضعیت تجدید نظر کنند. پنتاگون بعد از این اقدام ناگهانی ایرانیان، احتمالاً به این نتیجه رسید که سازمانهای سیا و موساد قاطعیت و سطح آمادگی دفاعی ایران را درست ارزیابی نکرده بودند.
اطلاعاتی که از منابع مختلف دریافت شد، حاکی از آن بود که تفنگداران دریایی بریتانیا فقط به میزان 120متر وارد آبهای سرزمینی ایران شده بودند بدیهی است که ایران در نبودن سیستم های نظارت فضایی، نمیتوانست این عملیات را آنقدر دقیق اجرا کند. انگلیسیها معتقدند (و تاکنون این اندیشه را به ایالات متحده تلقین میکنند) که روسیه از روی ماهوارههای نظامی خود این اطلاعات را دریافت کرده و در اختیار ایران گذاشته بود. متجاوزان بالقوه پیام روشنی دریافت کردند که با وجود اختلاف نظر بر سر پرونده هستهای، ایران مانند سابق مهمترین شریک راهبردی روسیه در منطقه و در جهان اسلام میباشد. بر همین اساس میتوان امیداوار بود که در صورت تجاوز به تهران یا ظهور نشانه آشکار تدارک این تجاوز، مسکو به ایران کمک نظامی فنی بکند.
ایران با اجرای عملیات متقابل در آبهای سرزمینی خود، ایالات متحده، اسراییل و بریتانیا را به بررسی مجدد مسأله مصلحت بودن عملیات جنگی و فشار زورگویانه بر ایران و نیز به تجدید نظر درباره ابعاد تلفات احتمالی در صورت آغاز جنگ وادار کرد. ایران که طی یک اقدام انسان دوستانه، انگلیسیها را آزاد کرد، موفقیت تاکتیکی خود را به عرصه تبلیغاتی منتقل کرد.
رئیسجمهور ایران به یک پیروزی زیبا و بسیار ارزنده بر ائتلاف ضد ایرانی دست یافت و آن پیروزی روانشناختی است. در نتیجه، بریتانیا از عملیات گشتی در خلیجفارس دست کشید. رفتار تفنگداران بریتانیایی در اسارت ایرانی که سوگند نظامی آنها سازگار نبود و نیز تجاری کردن شرمآور تجربه آنها در اسارت، لکه ننگ بر پیشانی تمام نیروهای مسلح (بریتانیا) شده است. مقامات بریتانیا ضربه سیاسی شدیدی خوردهاند و افکار عمومی بیش از پیش با ادامه حضور نیروهای بریتانیایی در منطقه مخالفت میورزند.
البته، ایالات متحده برای مدت زیادی به پخش شایعات درباره عملیات جنگی اجتنابناپذیر علیه ایران ادامه خواهد داد. ولی حادثهای که برای دسته نیروهای ویژه بریتانیا در خلیجفارس اتفاق افتاد، به احتمال قوی ائتلاف ضدایرانی را به امتناع یا حداقل، خودداری از اجرای برنامههای برخورد مستقیم نظامی با ایران وادار خواهد کرد. ولی فقط تاکتیک و چگونگی اعمال فشار بر تهران تغییر خواهد کرد. مقامات ایران باید انتظار داشته باشند که آمریکا با شدت مضاعف سعی کند از طریق رشوه و عملیات تخریبی روانی، پایههای ایران را از درون متزلزل کند.
*سانتریفیوژ به عنوان استدلال
چندی پیش رئیسجمهور ایران اظهار داشت که ایران عضو کلوپ قدرتهای هستهای شد. غرب این اظهارات را به عنوان بلوف تلقی کرد. ولی احمدینژاد بلوف نزد. ایران پنهان نمیکند که به سطح تکنولوژیکی غنیسازی اورانیم در ابعاد صنعتی رسیده است. بخش انرژی هستهای ایران صاحب حداقل 3 هزار دستگاه سانتریفیوژ فعال 2 -P ساخت داخلی است که از نظر کارآیی از سانتریفیوژهای کره شمالی بهتر هستند. ایران بر فناوری غنیسازی اورانیم تماماً مسلط شده و قصد دارد همه عناصر چرخه کامل سوخت هستهای را تولید کند.
رئیسجمهور ایران نه تنها جهانیان را با عمل انجام شده روبرو کرد بلکه بر موقعیت بینالمللی ایران به عنوان قدرت هستهای تأکید کرد که از اسراییل، پاکستان، هند و کره شمالی دست کمی ندارد. در واقع، دو گزینه ادامه گسترش اوضاع پیرامون ایران باقی مانده است. جامعه جهانی میتواند حق ایران برای داشتن انرژی اتمی صلحآمیز را به رسمیت شناخته و همه تحریمات علیه این کشور را لغو کند که در این صورت برنامه هستهای ایران زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی به عنوان ضامن سیاست هستهای صلح آمیز گسترش خواهد یافت. در غیر این صورت بهران تحت فشار بیشتری قرار گرفته و ممکن است واقعاً به همکاری با آژانس پایان داده و از قرارداد عدم گسترش سلاحهای هستهای NPT خارج شود و به حال خود گذاشته شود.