فجایع و جنایات ارتشهای اشغالگر در قلب دنیای اسلام به حدی است که طیف جنایات در یک کشور، به قدری افکار عمومی را به خود مشغول میکند که ملتها از جنایات در کشور دیگر غافل میشوند و آنرا به فراموشی میسپارند و حال آنکه ابعاد عظیم جنایتها با یکدیگر برابری میکند! فجایع عراق و نسلکشی عظیمی که آمریکا و گروههای تروریستی و دستپرورده اشغالگران در عراق به راه انداختهاند، به حدی فجیع و تکاندهنده است که ذهن ملتهای مسلمان و آزادگان جهان را به خود مشغول ساخته و از فجایع روزمره در افغانستان و فلسطین و لبنان، بیاطلاعند و یا دستکم تصور میکنند که فجایع نبایستی در حد مسائل عراق باشد و حال آنکه ابعاد جنایات ارتشهای «ناتو» در افغانستان اگر از جنایات اشغالگران عراق بیشتر نباشد، کمتر هم نیست. کار بجائی رسیده است که کمیتههای صلیبسرخ بینالمللی با صدور بیانیهای هشدار داده است که هواپیماهای جنگنده ارتشهای «ناتو» با بمبارانهای بیامان خود، شهروندان بیدفاع افغانستان را به خاک خون میکشند و جان مردم افغانستان از شدت خشونت و ناامنی در کشور به لب آمده و اوضاع در سال گذشته در این کشور رو به وخامت گذاشته است.
گزارش رسمی صلیب سرخ بینالمللی شرایط رقتباری را در افغانستان به تصویر میکشد که آنرا «حالت هشدارآمیز» میخواند و ارتشهای «ناتو» را عامل دامن زدن به ناامنیها معرفی میکند. این گزارش نشان میدهد که مردم مظلوم افغانستان در واقع از «مظلومیت مضاعف» رنج میبرند چرا که در آن واحد از دو طرف در معرض هجوم، عملیات تروریستی و تهاجمات نظامی قرار دارند و نه فقط بمبگذاریهای کنار جادهای و عملیات تروریستی از آنها قربانی میگیرد که بطور همزمان در معرض حملات نظامی ارتشهای ناتو هم قرار دارند.
گزارش رسمی صلیب سرخ بینالمللی تصریح میکند که ساکنان شهرهای جنوب و شرق افغانستان برای فرار از ناامنی و مرگ، خانه و کاشانه و مایملک خود را رها کردهاند و به سایر نقاط افغانستان گریختهاند و این در حالیست که امروزه خشونت و کشتار و فاجعه فقط محدود به جنوب افغانستان نیست. بلکه سراسر خاک این کشور را در برگرفته است. آنها که روند تحولات افغانستان در طول دهساله اخیر را از نزدیک پیگیری کردهاند، بهتر میتوانند شهادت بدهند که آنچه امروز بر سر مردم مظلوم افغانستان میآید، مستقیماً توسط آمریکای جنایتکار برنامهریزی و اجرا شده و آمریکا مسئول مستقیم تمامی فجایعی است که در طول دوران دهساله اخیر در افغانستان رخ داده و میدهد.
همه به خاطر دارند که «طالبان» یک گروهک بیریشه بود که با طراحی آمریکا، با سرمایه آلسعود و توسط رکن دوم ارتش پاکستان شکل گرفت و باز هم توسط ارتش پاکستان در افغانستان به قدرت رسانده شد. آمریکا در گام بعدی تحت عنوان سرکوب طالبان به افغانستان حمله کرد و خود مستقیماً به اجرای طرحهای کشتار دستجمعی و نسلکشی در این کشور مسلمان پرداخت. نباید فراموش کنیم که بوش کوچک در روزهای پیش از تجاوز نظامی ارتشهای «ناتو» به افغانستان به صراحت وعده میداد که افغانستان را همچون ژاپن بعد از جنگ دوم جهانی، خواهد ساخت و آنرا به «ویترین دمکراسی» تبدیل خواهد کرد! اکنون پس از گذشت 5سال از آن وعدههای فریبکارانه، از افغانستان بجز ویرانهای باقی نمانده است و بوش کوچک فقط در ساختن گورستانهای دستجمعی، به وعدههایش عمل کرده است.
ارتشهای کشورهای عضو «ناتو» به بهانه سرکوب طالبان و نابودی «القاعده» به بمباران شهرها و روستاهای افغانستان سرگرمند و حتی به شهروندان که در عزا و عروسی شرکت کردهاند، نیز رحم نمیکنند. در چندین مورد از بمبارانهای ارتشهای ناتو، مدارس ابتدائی، مجالس عروسی و مراسم تشییع پیکر قربانیان جنایات اشغالگران مورد هدف بمبارانهای وحشیانه قرار گرفتهاند و صدها نفر تعمدا به خاک و خون کشیده شدهاند.
نباید از نظر دور داشت که آنچه سازمان صلیب سرخ بینالملل بیان داشته است، فقط بخشی از واقعیت است که «بسیار دیر هنگام» و با جملاتی نرم و ملاحظهکارانه به دنیای خارج منعکس گردیده است و حال آنکه آنچه در افغانستان رخ میدهد، بعضاً به مراتب فجیعتر و غیرقابل تحملتر از جنایاتی است که در مناطق دیگر در حال وقوع است لکن تمرکز حساسیتهای بر روی سایر مناطق بحرانی باعث فراموشی نسبی بحران افغانستان شده و ارتشهای ناتو از این فرصت استثنائی برای کشتار دستجمعی و نسلکشی در این کشور بهرهگیری میکنند.
سازمان صلیبسرخ بینالملل با عدم انعکاس بموقع و متناسب با ابعاد فجایع افغانستان، در واقع شریک جرم ارتشهای ناتو در نسلکشی مردم مظلوم این کشور محسوب میشود و حتی در همین گزارش هم با ذکر جملات کلی، از بیان جزئیات فجایع و ارقام واقعی قربانیان جنایات ارتشهای ناتو طفره رفته است. حال آنکه شهود عینی در برخی موارد جزئیاتی را از فجایع روزمره در افغانستان به تصویر میکشند. که مطلقاً تکاندهنده و بعضاً شرمآور است.
مسئله اینست که آمریکا سعی داشت با تاسیس گروهک «طالبان» و «القاعده» چهرهای مخدوش و غیرقابل دفاع از اسلام را به دنیای معاصر و حتی به مسلمانان معرفی نماید تا بلکه بتوان مانع رشد و گسترش «نهضت جهانی اسلام» شود. بدین ترتیب حتی مسئولیت مستقیم جنایات طالبان و القاعده را هم بایستی به حساب آمریکا گذاشت چرا که تحت هیچ شرایطی، موجودیت طالبان و القاعده، بدون حمایتهای آشکار و نهان آمریکا و انگلیس، قابل دوام نیست. به عبارت بهتر، طالبان و القاعده، در هر لحظه به همان کاری مشغولند که آمریکا و سایر اعضای ناتو برای توجیه تداوم حضور نظامی در افغانستان به آن احتیاج دارند تا در پرتو این جنایات سازمان یافته بتوانند اشغال نظامی افغانستان را برای تامین مقاصد دیگر خود، استمرار بخشند.
اگر قدری به فجایع عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین، در مقیاس دنیای اسلام بیندیشیم و سایر اهداف و برنامههای آمریکا و سایر ارتشهای ناتو را در کنار آن در ذهنها مجسم کنیم، بهتر میتوانیم به انگیزههای اصلی صلیبیون جدید در قرن بیستویکم پی ببریم. در حقیقت هدف اصلی آنست که در دنیای پرتلاطم امروز که تمامی کشورها در حال رشد و توسعه هستند، صلیبیها ماموریت دارند که کشورهای اسلامی را یکی پس از دیگری دستکم 50 تا 100 سال به عقب برانند و نهایتا اسلام را عامل بدبختی و فلاکت کشورها معرفی کنند.