سیدمحمدسعید مدنی
چند روز پیش در چهلمین سالروز جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، نمایندگان کنگره آمریکا طی قطعنامهای خطاب به رژیم صهونیستی، خاطره پیروزی در آن جنگ را که با اشغال تقریبا تمامی سرزمین فلسطین و بخشهایی از سرزمین کشورهای عربی همجوار، همراه بود، گرامی داشتند و به سردمداران این رژیم متجاوز تبریک گفتند.
در این جنگ که در سال 1967میلادی (1346شمسی) میان اسرائیل از یکسو و ارتشهای مصر و سوریه و حمایت یگانهایی از ارتش عراق، لیبی و یمن برپا شد، اسرائیل با حمایت مستقیم کشورهای غربی به ویژه آمریکا، انگلیس و فرانسه و حتی کمکهای غیرمستقیم شوروری و همچنین با استفاده از ضعف نظامی و فرماندهی و خیانتهایی که از درون و از ناحیه عناصر رخنه کرده موساد و بعضی سران و دولتهای منطقه در جبهه مقابل وجود داشت، با دست زدن به جنایات بیشمار و غیرقابل وصف موفق شد بلندیهای جولان را از سوریه، صحرای سینا را از مصر، کرانه باختری رود اردن و بالاخره نوار غزه را از فلسطین به اشغال در آورده و به متصرفات اصلی و قبلی خود (سرزمین فلسطین) اضافه کند و روحیه تجاوزگری و جنایتکارانه خود را بیش از گذشته آشکار و عینیت بیشتری ببخشد. رژیم غاصب اسرائیل با تکیه بر این پیروزیها و همچنین دلگرمیهایی که از ناحیه حمایت و تشویق کشورهای سلطهگر و قدرتمند غربی ـ که اصولاً خود پایهگذار و موسس این رژیم بودند- به دست میآورد، بدون توجه به اعتراضهای جهانی و قطعنامههای سازمان ملل از آن پس با قلدری و صراحت بیشتری به تعقیب نقشههای شوم و پیاده کردن ایدههای بلند پروازانه خود که بیش از هر جا در شعار «از نیل تا فرات» مستتر و نمایان بود، پرداخت و شش سال بعد یعنی در رمضان سال1973جنگ دیگری را علیه دولتهای مصر و سوریه تدارک دید...و روند اشغالگران و قدرتطلبی خود را تداوم به آن عمق و وسعت بیشتری بخشید.
این رژیم نامشروع و غدهسرطانی که امروز یکی از بزرگترین دلایل ناامنی و آتشافروزیها در منطقه و جهان است، از بدو تاسیس از حمایت قدرتهای سلطهگر جهانی و مدعی حقوقبشر و دموکراسی و... برخوردار بود و در سایه این حمایت برای تحقق اهداف وقیحانه و ضدبشری خود از ارتکاب هیچ جنایتی دریغ نمیورزید، کماکان امروزه هم مورد تایید و حمایت قدرتهای ضد بشری و مروج ظلم و ستم و بیداد است و همانطور که اشاره شد کنگره آمریکا همین چند روز پیش به بهانه سالروز جنگی که چهل سال پیش اتفاق افتاده، این رژیم غاصب را مورد نوازش قرار میدهد و خوی اشغالگری و جنایت او را میستاید و آن را برای ادامه اشغالگری و تداوم حیات ننگین تشویق میکند و در مقابل مقاومتهای روزافزون مسلمانان و اعتراضهای جهانی، روحیه میدهد.
و این بیش از هر چیز از واقعیتهای روزگار و مناسبات حاکم بر جهان امروزه پرده برمیدارد به طوری که همه چیز برای اهل انصاف و آگاهی و هر کسی که خود را به خواب و کوری نزده نمایان و قابل مشاهده است و چه ساده لوح و از مرحلهپرت هستند کسانی که برای احیاء حقوق مردم ستمدیده فلسطین هر گونه مقاومت و پایداری را طرد و نفی میکنند و چاره کار در سازش و مذاکره با قدرتها و سازمانهایی میدانند که خود علت پیدایش موجودی به نام اسرائیل هستند. برای مثال کافی است به بیانیه اتحادیه عرب که در واکنش به قطعنامه اخیر نمایندگان کنگره آمریکا منتشر شده است، نگاهی بیاندازیم، آنجا که آورده است: «موضع مجلس نمایندگان آمریکا با توافق بینالمللی و حقوق بشر، همچنین قطعنامه شورای امنیت در تناقض کامل است» و در پایان درباره پیامدهای اتخاذ چنین مواضعی که احساسات مردمی را جریحهدار میسازد به واشنگتن هشدار میدهد و آن را برای منافع آمریکا در منطقه زیانبار میشمارد. نکته اینجاست که اتحادیه عرب برای محکوم کردن قطعنامه نمایندگان آمریکا به مفاهیم و بهانههایی متوسل میشود که خود قدرتهای بزرگ آنها را ساخته و بر زبانها انداختهاند تا راه سلطه و تجاوزگری خود را هموار و به ضرب این شعارها (اومانیسم، آزادی، حقوق بشر، دموکراسی، سازمان ملل و...) روح تسلیم و انقیاد را در ملتها تزریق کنند! در حالی که عملاً به هیچکدام آنها پایبند نیستند و فقط به اسم آنها جنایتها و زیادهخواهیهای خود را مشروح جلوه میدهند و توجیه میکنند. چه خوب بود اتحادیه عرب قبل از هشدار به نمایندگان آمریکا برای اتخاذ چنان مواضعی، به خود و سایر دولتهای سر سپرده و منفعل عربی به خاطر اتخاذ مواضعی، به خود و سایر دولتهای سر سپرده و منفعل عربی به خاطر اتخاذ مواضع سازشکارانه و روحیه ذلتپذیر که بیش از مواضع آمریکاییها و جنایات اسرائیلیها، با روحیات و غرور و احساسات مردم منطقه بازی میکند، هشدار میداد و در بیانیه خود به راهکارهای عملی و شجاعانه برای ریشه کن کردن غده سرطانی اسرائیل اشاره میکرد.
در این میان نمایندگان کنگره آمریکا در حالی به اسرائیل به خاطر پیروزیهای 40 سال قبل تبریک میگویند که هر چه میگذرد ملتهای جهان و منطقه یکصدا اصل وجودی و ادامه حیات رژیم نامشروح و غیرقانونی اسرائیل را زیر سوال برده و آن را برنمیتابند و خواهان محو و نابودی این رژیم و احقاق حقوق ملت مظلوم فلسطین هستند. همین دیروز در سراسر جهان در انگلستان، استرالیا، اسپانیا، ایتالیا، آفریقای جنوبی و...حتی در شهر تلآویو تظاهرات گستردهای علیه اشغالگری اسرائیل بر پا شد. حمایت آمریکا و سایر قدرتهای سلطهگر در حالی به شکل لجوجانه از اشغالگران قدس ادامه پیدا میکند که به نظر بسیاری از متفکران و اندیشمندان دنیا از جمله کشورهای غربی، عمر رژیم غاصب اسرائیل به خاطر مقاومت روزافزون فلسطینیها و به ویژه اوجگیری بیداری اسلامی در جهان اسلام رو به افول است و انحطاط و سقوط نهایی آن نزدیک است.
این حمایتها در حالی انجام میشود که به دنبال جنگ 33 روزه رژیم صهونیستی علیه حزبالله لبنان- که نمادی از خیزش مسلمانان منطقه و فقط بخشی از دریای مواج غیرت به جوش آمده اسلامی است- و شکست مفتضحانه آن رژیم از حزبالله، اقتدار و هیبت پوشالی این رژیم متجاوز در نزد مردم منطقه و سراسر جهان در هم شکسته و اختلافات و شکافهای شدید و غیرقابل ترسیمی در ساختار حکومتی آن به وجود آمده است.
درباره پدیده نامشروع و ننگین رژیم صهونیستی، خوشبختانه تکلیف ملت ایران از ابتدا روشن بوده است. ملت مسلمان ایران که در طول تاریخ همواره ظالم ستیزه و مدافع مظلوم بوده است از ابتدای تشکیل دولت غاصب و غیرقانونی اسرائیل به آن معترض و با آن مخالف بوده و در مقاطع مختلف به هر بهانهای با شکلها و شیوهها مختلف اعتراض و مخالفت خود را ابراز کرده است. این در حالی است که نزدیک به سه دهه از عمر ننگین این رژیم در حالی سپرده شد که ایران حکومتی دست نشانده حاکم بوده است رژیمی که در دهه سی و پس از کودتای آمریکایی و ننگین 28 مرداد، به طور دربست و تمام عیار به نوکر حلقه به گوش آمریکاییها تبدیل شد و یکی از ماموریتهای اصلی آن کمک به پیشبرد اهداف و سیاستهای این ابرقدرت در منطقه، ازجمله درباره مساله فلسطین بود. خوشبختانه با ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) که یکی از اصلیترین شعارها و محوریترین آرمانهای آن محو و نابودی اسرائیل بود و متعاقب آن سقوط رژیم آمریکایی پهلوی و استقرار نظام جمهوری اسلامی و برداشته شدن فاصله میان دولت و ملت، ایران اسلامی یکپارچه و متحد به یکی از اصلیترین مخالفان ادامه حیات نامشروح اسرائیل و تکیهگاه بزرگ ملتهای منطقه و به ویژه مردم مظلوم فلسطین تبدیل شد و...صد البته به همین جرم! مورد دشمنی و کینه عمیق قدرتهای سلطهگر قرار گرفت ظهور انقلاب اسلامی که با شعار«بازگشت به اسلام» خواهان وحدت و اجتماع مسلمین در برابر زیادهخواهیها و زورگوییها و تاراجگری ابرقدرتها بود، و پیروزیها و موفقیتهای بزرگی که به برکت این انقلاب علیرغم مخالفتها و کارشکنیهای قدرتهای سلطهگر در عرصههای مختلف نصیب ملت ایران شد، رفتهرفته موجی از بیداری اسلامی در منطقه و جهان اسلام به راه انداخت و به مسلمانان برای تحقق مطالبات و خواستههای به حقشان از جمله محو اسرائیل و احقاق حقوق ملت فلسطین اعتماد به نفس و دل و جرات بخشید. نماد این بیداری روحیهبخش به طور برجسته و ملموس بیش از هر جا در دفاع فاتحانه حزبالله لبنان و شکست مفتضحانه و خرد کننده رژیم متجاوز اسرائیل در نبرد تابستان سال گذشته پیش چشم جهانیان به نمایش در آمد و شگفتی و تحسین دنیا را برانگیخت. بنابراین در حالی که از یکسو اسرائیل علیرغم حمایت قدرتهای ضدبشری و طرحهای سازشکارانه برخی سردمداران کشورهای منطقه سیر زوال و انحطاط را میپیماید، جهان امروز شاهد اوجگیری بیداری اسلامی و خیزش انقلابی و جهادی مسلمانان جهان است. بیداری و خیزشی که ریشه و منبع الهام آن انقلاب اسلامی است. انقلابی که همچنان زنده و پویا و خروشان به سیر خود ادامه میدهد و به دنبال تحقق آرمانهایی است که تکتک آنها، از جمله محو اسرائیل و دفاع از فلسطین، از آموزههای مکتب ظلمستیز و عدالتخواه اسلام ناب سرچشمه میگیرد و تامین کننده منافع مسلمانان جهان و ضامن امنیت ملی و در مسیر دفاع از تمامیت ارضی ایران عزیز است.
انقلابی که تا تحقق همه آرمانهای خود از جمله محو و نابودی کامل اسرائیل پا بر جا ایستاده است تا آنجا که به قول رهبر کبیر و فقید خود «اگر آمریکا و اسرائیل لاالهالاالله بگویند، ما قبول نداریم، چرا که آنها میخواهند سر ما کلاه بگذارند» و باز به قول آن بزرگ سفر کرده «دنیا خود را برای نابودی و مرگ...اسرائیل غاصب آماده کند...» انقلابی که در راه تحقق آرمانهای خود و عمدتاً رفع ظلم و فتنه و حاکمیت عدالت، از هیچ قدرتی واهمه و باک ندارد و شهادتطلبانه، «رؤیت خورشید» را «انتظار» میکشد که «الیسالصبح بقریب...»