با پایان اجلاس سران گروه 8 در «هایلیگندام» آلمان و جمعبندی نتایج و مصوبات این گروه از کشورها یکبار دیگر ابعاد یکجانبهگرائی و سیاستهای تحکیمآمیز واشنگتن به وضوح به نمایش در آمد.
این کشورها که حدود 18درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند، در واقع تلاش میکنند برای جهان معاصر و بجای تمامی کشورها تصمیم بگیرند و تعیین تکلیف نمایند که البته پذیرفتنی نیست. در این میان بوش کوچک سعی دارد با تحمیل نظرات خود حتی در میان همین جمع 8 نفره، دیدگاههای خود را بر همین جمع نیز در پرتو بده - بستانهای رایج میان قدرتها، بقبولاند. بارزترین مورد از این مقوله، موضع اعلام شده در قبال فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران است که دقیقاً بازگو کننده دیدگاههای افراطی آمریکا علیه ایران میباشد.
با مقایسه دیدگاههای «خاویر سولانا» هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا در جریان مذاکراتش با دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با مواضع اعلام شده در اجلاس سران گروه 8 بهتر میتوان به وجود «فاصله معنیدار » میان مواضع اتحادیه اروپا و آنچه در پایان اجلاس «هایلیگندام» پی برد. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که مذاکرات هستهای سولانا - لاریجانی دقیقاً با تقدم زمانی نسبت به اجلاس سران 8 کشور صنعتی برگزار شد و بعنوان جمعبندی فوقالذکر، مطرح گردید که «مذاکرات فیمابین از جنس تعلیق غنیسازی نبوده است و ما در واقع در حال گذر از بحث تعلیق هستیم.»
اگر «خاویر سولانا» را هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا میشناسیم، این جمعبندی از نتایج مذاکرات سولانا- لاریجانی را بایستی اینگونه تعبیر کنیم که برآیند دیدگاههای دستکم نیمی از جمع سران 8 کشورصنعتی یعنی انگلیس، فرانسه، ایتالیا و آلمان در قبال فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران بر روی تعلیق غنیسازی اورانیوم استوار نبوده و نیست لکن پس از پایان اجلاس سران 8 کشور صنعتی اعلام شد که سران 8 کشور صنعتی تهدید کردهاند: «اگر ایران به خودداری از تعلیق غنیسازی اورانیوم ادامه دهد، از اتخاذ تدابیر جدیدی بر ضد این کشور حمایت خواهند کرد.» در بیانهای که به همین مناسبت صادر شد، خاطرنشان گردیده است «ما همچنان در عزم خود برای وحشتی که گسترش سلاحهای جمعی بوجود آورده، متحد هستیم».
ایران تنها کشور در دنیای معاصر است که در طول جنگ تحمیلی 8 ساله در معرض سلاحهای کشتار جمعی قرار گرفته و اتفاقاً عاملین تولید سلاحهای کشتار جمعی علیه ایران، دقیقاً همین کشورهای هستند که در اجلاس هایلیگندام در کنار هم و در زیر یک سقف جمع شده بودند. در واقع عاملان تولید و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی سعی دارند با «قرینهسازیهای غیرمسئولانه و غیرصادقانه»، قربانیان سلاحهای کشتار جمعی را در «معرض اتهام» قرار دهند و چنین وانمود سازند که گویی ایران سرگرم تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی است! حال آنکه مطابق گزارشهای رسمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچگونه انحرافی از روند طبیعی فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران مشاهده نشده است. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که در طول تاریخ موجودیت آژانس بینالمللی انرژی هستهای، تاکنون هیچ کشوری به اندازه ایران در معرض بازدیدهای کارشناسان آژانس قرار نداشته لکن قرار براینست که آمریکا اهداف و برنامههای ضد ایرانی خود را با توسل و اهرمهای بینالمللی به مرحله اجرا در آورد و متأسفانه با پرداخت «حقالسکوت» به سایر کشورهای سعی دارد آنها را نیز با این مواضع خصمانهاش همراه سازد و این بسیار شرمآور است که سایر کشورها در عین آگاهی از حقایق عینی و مملوس، بخاطر برخی ملاحظات سیاسی، در جای دیگری از آمریکا امتیاز میگیرند و با مواضع کینهتوزانه واشنگتن علیه ایران همراهی میکنند.
«محمد البرادعی» مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در اظهارات اخیر خود مواضع روشن و مستدلی در این زمینه اتخاذ کرد لکن بلافاصله مورد شماتت آشکار آمریکا قرار گرفت و «کاندولیزا رایس» این دوشیزه جنگطلب شرور آنچنان علیه وی موضعگیری کرد که مورد اعتراض قرار گرفت.
بیانیه اجلاس سران هشت، کشور را به بیاعتنائی نسبت به دو قطعنامه قبلی شورای امنیت سازمان ملل متهم کرده و از عدم توقف فعالیتهای مرتبط با غنیسازی اورانیوم ابزار تأسف کرده و خاطرنشان ساخته است که «اگر ایران به تقاضای سازمان مبنی بر تعلیق غنیسازی اورانیوم خود ترتیب اثر ندهد، این گروه از تعلیق همکاری با تهران حمایت خواهد کرد.»
تا اینجا مشخص شد که دستکم مواضع نیمی از اعضای گروه 8 یعنی آلمان، انگلیس، فرانسه و ایتالیا که اعضای اصلی اتحادیه اروپا هستند و سه کشور نخست جزو فهرست « تروئیکای اروپا» بودهاند، مواضع دیگری دارند که خاویر سولانا هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مذاکرات خود، «برآیند مواضع کشورهای اروپائی» را در این زمینه منعکس نموده و مذاکراتش با ایران از جنس تعلیق نبوده است. بعلاوه مقامات رسمی روسیه دقیقاً قبل از تشکیل اجلاس گروه 8 با صراحت از یکجانبهگرائی و سماجت غیرقابل توجیه واشنگتن و انعطافناپذیری آمریکا در این زمینه گلایه کرده و تصریح نمودهاند که این رفتار غیرقابل درک واشنگتن مانع تحقق یک توافق منطقی و کارآمد با ایران خواهد شد.
موضوع مهمی که از دیدگاه حقوق بینالمللی مطرح است اینست که اساساً مصوبات شورای امنیت و پیمانهای بینالمللی نبایستی نافی حقوق ملتها و کشورها شود. طبعاً جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک عضو پیمان «ان.پی.تی» از حقوقی برخوردار است که مصوبات شورای امنیت، حتی اگر مستند به بند هفتم نیز باشد، نمیتواند این حقوق را نادیده بگیرد و به عدم استیفای حقوقش رأی و یا دستور دهد. در واقع این ایران نیست که به قطعنامههای شورای امنیت بیاعتنائی کرده بلکه این کشورهای عضو شورای امنیت هستند که با بیاعتنائی به حقوق بینالمللی، بیاعتنائی به منشور ملل متحده و نادیده گرفتن اصول ابتدائی حاکم بر روابط بینالملل، قطعنامهای تحکیمآمیز و غیرقابل اجرا صادر کرده و اکنون برای عدم اجرای آن اظهار تأسف میکنند!
اگر سران کشورهای گروه 8 واقعاً در ادعای خود مبنی بر اعلام نگرانی از گسترش سلاحهای کشتار جمعی در جهان صادقند و اگر از وحشتی که مسابقات تسلیحاتی در جهان براه انداخته آگاهی دارند و خواهان مهار و کاهش این خطرات و پایان دادن به وحشت جهانی از سلاحهای کشتار جمعی هستند، صادقانه برای انهدام سلاحهای کشتار جمعی و بویژه سلاحهای اتمی خود اقدام نمایند و به تلاش برای تولید و انباشت نسلهای جدید سلاحهای اتمی، شیمیائی و میکربی پایان دهند. مقایسه میان گفتار و عمل این دسته از کشورها نشان میدهد که آنها هرگز در این مقوله صداقت نداشته و ندارد. برای مثال آمریکا بعنوان تنها کشوری است که در میدان عمل از سلاحهای اتمی علیه ژاپن استفاده کرده و حاضر نیست از این اقدام ضدانسانی خود عذرخواهی کند و همچنان به توجیه آن میپردازد. مردم ژاپن بعنوان کشوری که بمبهای اتمی آمریکا روی مردم دو شهر «هیروشیما» و «ناکازاکی» فرو آمده و نخستوزیرشان در پشت همان میز در کنار بوش نشسته بود، بهتر میدانند که آمریکا در این زمینه چقدر صداقت و حسننیت دارد و تعجبآور است که چرا در این مقوله با بوش کوچک همصدا شدهاند؟ این موضوع در مورد سایر کشورهای عضو گروه 8 نیز صدق میکند و دیگر امروزه جهان معاصر میداند که آنها صرفاً بر اساس منافع خود با آمریکا هماهنگ و همصدا شدهاند و برای همراهی با آمریکا در خصومت علیه ایران، «حقالسکوت» میگیرند که البته بسیار شرمآور است.