سیدعلی موسوی خلخالی
کنفرانس شرمالشیخ با هدف حمایت از امنیت و اقتصاد عراق به مدت دو روز با حضور 50 کشور از جمله کشورهای همسایه عراق، کشورهای عضو شورای امنیت و هشت کشور صنعتی آغاز به کار کرد.
تمام کشورهای شرکتکننده تا پیش از آغاز رسمی کنفرانس حمایت کامل و جامع خود را از دولت عراق، نظام عراق و به طبع آن کنفرانس شرمالشیخ اعلام کردند. اینکه چرا شرمالشیخ برای اجرای این کنفرانس انتخاب شده و چرا مکانهای دیگر مدنظر قرار نگرفت، موضوعی است که بارها به آن پرداخته شده و از موضوع اصلی این نوشته خارج است. اما جدای از حمایت کشورها، تمام کشورهای شرکتکننده در این کنفرانس به نوعی منافعی را در این اجتماعی دنبال میکنند که حضور آنها را در آن توجیه میکند. در این میان منافع ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و همسایگان عراق از جمله ایران، سوریه و عربستان سعودی از اهمیت ویژهای برخوردار است. حضور آنها در این کنفرانس به اندازهای مهم است که حضورشان رنگ و بوی ویژهای به آن داده است.
ایالات متحده آمریکا
میتوان گفت، پس از عراق، ایالات متحده آمریکا بیشترین منافع را در این کنفرانس دنبال میکرد. در همین حال نتایج این کنفرانس نیز بیش از دیگر شرکتکنندگان برای ایالات متحده اهمیت دارد. نخست اینکه ایالات متحده خود آغازگر جنگ و بازی سیاسی شده که تمام جهانیان وی را مسوول این بازی میدانند و منتظرند در نهایت مقامهای کاخ سفید خود به نحوی این بازی را به سرانجام رساند.
در سال 2003 آمریکاییها با برنامهای کاملا مشخص و از پیش طراحی شده، طرح حمله به عراق را آغاز کردند. طرحی که در آن سقوط رژیم بعث و تشکیل یک نظام کاملا مردمی که به طور کامل منطبق با اصول دموکراتیک باشد، در اولویت قرار داشت. جنگ عراق و مبارزه با رژیم بعث و ارتش تحت فرمان آن در بدبینانهترین حالت شش ماه به طول انجامید، اما حل مسئله عراق زمانی بسیار مشکل شد که شیوه جنگ تغییر یافت و شبکه القاعده و گروههای تروریستی مخالف آمریکا و دولت جدید عراق که ساختار آن را در وهله نخست شیعیان و سپس کردها تشکیل میدادند، فرماندهی جنگ مخالفان آمریکا را برعهده گرفتند. جنگی که سربازان پیاده نظام و تجهیزات نظامی عیان نداشت و دشمن نیز هیچگاه خود را نشان نمیداد. دامنه این نبرد مسلحانه مخفی به اندازهای شدید بود که حداقل 80 درصد تلفات نیروهای چندملیتی و آمریکایی را رقم زد و بسیاری از شهرهای عراق که در طول یک و نیم دهه قحطی به طور کامل ویران نشده بودند را به تلی از آوار تبدیل کرد. بغداد پایتخت عراق نیز که با وجود ویرانیهای سه جنگ مهم و طولانی تواسنته بود مقاومت کرده و کمر خم نکند، اکنون پس از گذشت سه سال از شدت خرابیهای ناشی از خودروهای بمبگذاری شده، فعالیتهای تروریستی دیگر و جنگهای فرقهای به یک ویرانه کامل تبدیل شده است.
آمریکاییها انحراف به چنین جنگ مهلکی را به هیچوجه تصور نمیکردند. این گره زمانی به یک گره کور تبدیل شد که بعثیها سرخورده و گروههای شبهنظامی ناراضی نیز به جمع ویرانگنندگان عراق پیوستند. موضوعی که مقامهای آمریکایی هیچگاه دامنه شدت آن را تا بدین اندازه پیشبینی نکرده بودند.
از سوی دیگر جهانیان که مدتهاست منتظر احقاق وعدههای آمریکاییها بودند، آنها را به اشتباه در جنگ عراق متهم کرده و آنها را یک لشگر شکستخورده توصیف میکنند. از همینجا میتوانید اهمیت کنفرانس شرمالشیخ را برای آمریکاییها تصور کنید. امکان جلب حمایت مجامع بینالمللی از عراق و نظام حاکم آن و در پی آن پشتیبانی از سیاستهای کاخ سفید در عراق از اهمیت بسیار ویژهای برای آمریکاییها برخوردار است. در همین حال امکان جلب حمایت از استراتژی تازه جورج بوش رئیسجمهوری آمریکا که امروزه از سوی افکار عمومی داخلی و مخالفان دموکراتش به شدت تحت فشار است نیز برای آمریکاییها بسیار اهمیت دارد. به نظر میرسد استراتژی بوش در عراق توانسته از موفقیتهای خوبی برخوردار شود. اما این موفقیت زمانی میتواند پایدار باشد که از حمایتهای بینالمللی نیز برخوردار باشد. یعنی دقیقا همان چیزی که دیپلماتهای آمریکایی در کنفرانس شرمالشیخ به دنبال آن هستند. از سوی دیگر با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، زمان برای آمریکاییها هر روز تنگتر و تنگتر میشود. مقامهای کاخ سفید تلاش دارند از فرصتسوزی جلوگیری کرده و به هر نحوی نگذارند فرصتها از دست بروند. این فرصتها در گرو کسب پیروزی در عراق، تقویت نظام و دولت آن و همچنین استقرار امنیت در آن کشور است. بهرهبرداری بهینه از این فرصت چیز دیگری است که آمریکاییها در کنفرانس شرمالشیخ دنبال میکنند.
اما کنفرانس شرمالشیخ منافع اقتصادی نیز برای آمریکاییها دارد. البته سرازیر کردن سرمایههای خارجی به عراق و استفاده از امکانات بالقوه و بالفعل اقتصادی آن همواره مدنظر دولتمردان آمریکایی قرار داشته است. اما جدای از این زاویه، زاویه دیگری نیز وجود دارد که برای آمریکاییها حکم استفاده از منافع کوتاهمدت برای رسیدن به منافع طولانیمدت را دارد و آن نیز بخشش بدهیهای عراقی است. اگر آمریکاییها بتوانند کشورهای شرکتکننده را ترغیب کنند که از عراق حمایت اقتصادی کرده و در همین حال بدهیهای آن را ببخشند، گام مهمی برای رسیدن به منافع طولانیمدت خود برداشتهاند. زیرا بخشش بدهیهای خارجی عراقی به معنای افزایش حمایتها از دولت عراق و به طبع آن تقویت آن محسوب میشود و تقویت دولت عراق به معنای افزایش مشروعیت سیاستهای آمریکا در عراق و خاورمیانه است و در نهایت رسیدن به منافع کلان آمریکا را به دنبال دارد. بدین ترتیب میتوان گفت: کنفرانس شرمالشیخ یک نشست حیاتی برای ایالات متحده آمریکا محسوب میشود.
ایران
میتوان گفت پس از ایالات متحده آمریکا، ایران بیشترین منافع را در عراق دنبال میکند. این ادعا زمانی ملموستر میشود که میبینیم دولت عراق و به طور کلی هیات حاکمه آن کشور روابط بسیار نزدیکی به دولت ایران و مقامهای جمهوری اسلامی دارند. تا پیش از سقوط رژیم بعث، بیش از نیمی از دولتمردان و سیاستمداران کنونی عراقی ساکن ایران بودهاند. به عبارت دیگر مقامهای عراقی ایران را خانه دوم خود تصور میکنند. این موضوع به اندازهای بدیهی است که نیازی به باز کردن بیش از اندازه آن و آوردن مثال ندارد.
مسئله دیگر به حضور آمریکا و متحدان غیرعربش در عراق بازمیگردد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران نزدیک به 27 سال است که روابط بسیار پرتنشی با یکدیگر دارند و مقامهای دوطرف یکدیگر را به صراحت دشمن خود میدانند. ایرانیةا از اینکه دشمنشان در همسایگی مرزیشان لانه کرده، بیمناکاند و چندان تمایل به ادامه حضور آمریکا در همسایگی خود ندارند.
نکته سوم به وجود ناامنی بسیار شدید در عراق بازمیگردد. ناامنی عراق خطری بسیار جدی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود و مقامهای تهران در تلاشند که دامنه این ناامنی به خاک کشورشان سرایت نکند. براساس اسناد فعالیت امنیتی ایران در مرزهای شرقی در راستای جلوگیری از نفوذ تروریستها و عناصر مخرب ناامن مستقر در عراق به شدت افزایش یافته و این موضوع زحمتهایی را برای دولت ایران به همراه داشته است. از اینرو استقرار امنیت در عراق از اهمیت ویژهای برای مقامهای جمهوری اسلامی ایران برخوردار است.
اما جدای از منافع سیاسی، ایران منافع فرهنگی و اجتماعی نیز در عراق دارد. طی سالهای گذشته تاکنون ایران میزبان حداقل یک میلیون آواره و مهاجر عراقی بوده که با گذشت زمان پیوندهای فرهنگی بسیاری با ایرانیها داشتهاند. وجود این پیوند باعث شده ایرانیها به دنبال افزایش جایگاه اجتماعی و فرهنگیشان در عراق باشند. این موضوع زمانی برای ایرانیها اهمیتی دوچندان پیدا میکند که مکانهای مقدس نجف اشرف، کربلا، کاظمین و سامرا که بارگاه امامان در آنها قرار دارند، واقع در خاک عراق است. ایرانیها به دلیل اعتقاد ویژ و بسیار زیادی که به ائمه اطهار دارند، حاضرند به هر نحوی ارتباط معنوی و جغرافیایی خود را با اماکن متبرکه حفظ کنند. این سه موضوع در نهایت ایران را به مسائل اقتصادی عراق میرساند. به دلیل ویژگیها و پیوندهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی ذکر شده، ایرانیها امید بسیاری دارند که بتوانند از لحاظ اقتصادی جایگاه ویژهای در عراق به دست آورند. نیروگاههای برق، آب، گاز، مراکز خرید، گردشگری، زیارتی و ... تمام موضوعاتی است که ایرانیها برای سرمایهگذاری در آنها امید بسیاری بستهاند.
اما در این میان موضوع دیگری نیز وجود دارد که برای ایرانیها از اهمیت ویژهای برخوردار است و آن نیز موضوع بدهیهای عراق به ایران به واسطه جنگی تحمیلی هشت ساله است. ایرانیها تلاش بسیاری دارند، موضوع دریافت خسارتهای جنگیشان از عراق دچار فراموشی نشود.
تمام این دلایل باعث شده تا ایران با جدیتی ویژه در کنفرانس شرمالشیخ شرکت کند. جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد تمام خواستههای خود را در کنفرانس شرمالشیخ به دست آورد و در همین حال تلاش میکند هر آن امتیازی که مدنظرش است، به رغم مخالفت دشمنانش در کنفرانس شرمالشیخ به دست آورد. حتی اگر این امتیازها به دست نیافتنی باشد.
اعراب همسایه عراق
کشورهای عرب همسایه عراق عبارتند از عربستان سعودی، کویت، اردن و سوریه که به غیر از سوریه و کویت مابقی یک هدف ویژه را در عراق دنبال میکنند. متاسفانه دیگر کشورهای عربی به غیر از لبنان نیز دنبالهروی سیاستهای این دو کشور یعنی عربستان سعودی و اردن هستند.
تا قبل از روی کار آمدن دولت جدید عراق، تمام کشورهای عربی به غیر از کویت از روی کار آمدن حکومت دموکراتیک در عراق بسیار نگران بودند. هنگامی که رژیم بعث عراق سقوط کرد، تمام کشورهای عربی از سقوط آن خرسند بوده و در برخی موارد روابط خود را با ایالات متحده تیره ساختند. به ویژه عربستان سعودی و مصر که با سقوط رژیم بعث بیش از همه خود را متضرر میدیدند. به همین دلیل از همان روز نخست به مخالفت و تحقیر حکومت دموکراتیک عراق پرداختند و تا آنجا که میتوانستند در مقابل راه حکومت عراق سنگ انداختند. در این میان عربستان سعودی، مصر و سوریه نیز پیشتاز همگان بودند. به ویژه اینکه دولت جدید عراق یک دولت شیعی بود که با سیاستها و نگرشهای پانعربیستی آنها سازگار نبود. دقیقا در همین زمان بود که «ملک عبدالله» پادشاه اردن موضوع هلال شیعی و خطرات آن را گوشزد کرد. او دائما با مقامهای مختلف منطقه به گفتوگو میپرداخت و درباره تشکیل هلال شیعی و خطرات آن که به اعتقاد او از ایران آغاز شده و تا سوریه ادامه دارد، به آنها هشدار میداد. تحریکی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان یکی از جرقههای آغاز فعالیتهای شبهنظامیان سنی و دیگر تروریستها در عراق بود.
اکنون این کشورها که پیش از این اکراه داشتند در نشستی که به سود منافع دولت و حکومت عراق باشد، شرکت کنند، پذیرفتهاند در سطح عالی در نشست شرمالشیخ حضور یابند. گرچه به نظر میرسد برخی از آنها از روی ناچاری حاضر به شرکت در این کنفرانس شدهاند. اما با تمام این احوال در همین مقطع نیز به دنبال امتیاز از عراق و حکومت آن هستند. گرچه برخی از این امتیازها نامعقول، غیرمنطقی و حتی طایفهای است.
سوریه
بیشترین اتهامهای کارشکنی مبنی بر سنگپرانی برای برقراری ثبات در عراق متوجه سوریه است. با وجود اینکه مقامهای سوری اعلام کردهاند بیش از 50 پایگاه بازرسی مرزی در مرز خود با عراق ایجاد کرده و 500/1 سرباز نیز در این مکان مستقر کردهاند، اما بیشتر تروریستها از این مرز وارد عراق میشوند و بیشترین میزان قاچاق اسلحه نیز از همین منطقه به داخل عراق انجام میشود. علاوه بر آن بیشتر سران رژیم سابق بعث از جمله برادران ناتنی صدام حسین و تعدادی از افراد موجود در فهرست 53 نفر آمریکاییها در سوریه پناه گرفتهاند. رهبران برخی از گروههای شورشی و شبهنظامی نیز در خاک سوریه مستقرند. گرچه دولت سوریه به هیچوجه اجازه نداده آنها به فعالیتهای سیاسی و نظامی در خاک سوریه مبادرت بورزند.
تمام این موارد باعث شده سوریه همیشه در ردیف نخست اتهامهای عراق و آمریکا قرار بگیرد. حضور سوریه در کنفرانس شرمالشیخ در حقیقت به نوعی تعهد گرفتن از این کشور است که در مقابل بسیاری از کارشکنیها ایستادگی کند.
اما در این میان دولت سوریه نیز منافعی را در کنفرانس شرمالشیخ تعقیب میکند.
نخست اینکه دولت سوریه تلاش دارد تضمین عدم رویارویی ایالات متحده با این کشور را از وزارت امور خارجه آمریکا کسب کند. آنها از اینکه آمریکا در خاک عراق یعنی در همسایگیشان لانه کرده بسیار بیمناکند و از اینکه روزی آمریکا تصمیم مقابله با آنها را بگیرد، هراسانند.
در همین حال سوریه برای تقویت حضور سیاسی خود تصمیم گرفته است با دیگر کشورهای عرب همپیمان شده و با وجود اینکه بیشتر دولتمردان آن گرایشهای شیعی دارند از منافع سنیان در عراق حمایت میکنند. دمشق تلاش دارد در کنفرانس شرمالشیخ حمایت کاخ سفید از رژیم بعث سوریه را نیز کسب کند و اطمینان یابد کاخ سفید به دنبال حمایت از دیگر گروهها و احزاب اپوزیسیون مخالف رژیم بعث سوریه نیست.
علاوه بر آن دولت سوریه تلاش میکند در قبال عراق بر سر لبنان با آمریکاییها معامله کند و اطمنیان یابد که پای دولت سوریه به پرونده ترور حریری باز نخواهد شد.
عربستان سعودی
مهمترین کشور که به اعتقاد مقامهای بغداد و همچنین کاخ سفید از تروریستهای سنی و شبهنظامیان آنها حمایت مالی و نظامی میکند. از روز نخست سقوط رژیم بعث عراق مقامهای عربستانی به دیده طایفهای به عراق نگریسته و منافع اهل تسنن را که همواره با منافع خود در یک راستا میبینند بهانه کرده و دولت عراق را تحت فشار قرار دادهاند. این تلاشها به اندازهای گسترده است که به گواه اسناد دولت عربستان منابع مالی در اختیار سنیان عراق قرار میدهد تا ضمن خرید زمین در مناطق شیعهنشین نقشه دموگرافیک عراق را نیز دگرگون کنند. به عبارت دیگر میتوان گفت بیشتر منافع عربستان سعودی در گروه حفظ منافع سنیان عراق است. در این کنفرانس نیز نمایندگان ریاض تلاش دارند به هر نحوی از سنیان حمایت کرده و بیشترین امتیاز را برای آنان کسب کنند. با وجود اینکه عربستان سعودی اعلام کرده است بدهیهای عراق را مورد بخشودگی قرار داده، اما روابط دو کشور چندان حسنه نیست. تنها دو روز قبل از آغاز کنفرانس شرمالشیخ «سامی العسکری» مشاور نوری مالکی، عربستان سعودی را به حمایت از سنیان و شبهنظامیان تروریست سنی متهم کرد و دولت ریاض را در پس بسیاری از عملیاتهای تروریستی عراق دانست.
در همین حال ریاض یک روز قبل از آغاز کنفرانس، سفر نوری مالکی به ریاض را لغو کرد و ملک عبدالله پادشاه عربستان نیز حاضر نشد قبل از آغاز کنفرانس شرمالشیخ نخستوزیر عراق را به حضور بپذیرد. تمام این موارد نشان میدهد روابط عراق و عربستان از وضعیت مطولبی برخوردار نیست و دیدگاه جزماندیشانه پانعربیستی مانع از آن میشود که نقطه نظرات دو طرف به یکدیگر نزدیک شود و روابط کاملا حسنهای میان آنان برقرار شود. به همین دلیل میتوان گفت عربستان سعودی مجبور شده در کنفرانس شرمالشیخ که در زمین رقیب سیاسیاش برقرار شده، شرکت کند زیرا در آنجا نمیتواند به دنبال منافع مورد نظرش باشد.
کویت
کویت که پس از جنگ خلیجفارس در سال 1990 بیشترین ضربه را از سوی رژیم بعث متحمل شد، بیشترین حمایتها را از دولت جدید عراق به عمل آورد. این عامل همچنین بعث شد کویتیها طبیعتا متحد مهم عراق به شمار روند.
همین موضوع اصلی شرکت کویت در اجلاس شرمالشیخ است. با وجود اینکه کویت نپذیرفت بدهیهای چندین میلیارد دلاری عراق را که غالب آن در پی حمله صدام حسین به این کشور به عراق تحمیل شده را ببخشد، اما با این وجود حمایت بیچون و برای خود را از دولت مالکی اعلام کرده و تاکنون نیز در تمام موارد در کنار دولت عراق ایستاده است. به عبارت دیگر حضور کویت در کنفرانس شرمالشیخ در حقیقت افزایش حمایت این کشور از دولت و نظام عراق محسوب میشود.
دیگر کشورهای عربی
موضع کشورهای عربی که در قالب اتحادیه عرب تعریف میشود، غالبا از دید پانعربیستی و طایفهای بوده است. گرچه به نظر میرسد مصر و اردن از اعتدال بیشتری نسبت به عراق برخوردارند.
مصر پیش از این به دلیل روی کار آمدن دولت شیعی در عراق و گسترش دموکراسی در آن حمایت خود را از دولت عراق قطع کرده و در بسیاری از موارد خواستار سقوط نظام جدید عراق شده بود. این سیاست تا قبل از سفر نوری مالکی به مصر برقرار بود. با سفر مالکی به این کشور این سیاست تا اندازهای تعدیل یافت. همانطور که در نهایت دیدیم مصر حمایت همهجانبه خود را از دولت عراق در جریان کنفرانس شرمالشیخ اعلام کرد و به نظر میرسد تلاش میکند جای خالی عربستان سعودی را در مسئله عراق پر کند. در حقیقت میتوان گفت این هدف مهمترین هدف مصر در جریان کنفرانس شرمالشیخ بود؛ هدفی که در حقیقت با تقبل میزبانی کنفرانس امنیت عراق بسیار تقویت شد. این در حالی است که به نظر میرسد دیگر کشورهای عربی در یک سردرگمی سیاسی بسر میبرند. کشورهای دیگر عربی در میان اختلاف موجود بر سر موازنه قدرت میان مصر و عربستان هنوز نتوانستهاند گزینهای را انتخاب کنند. تمام کشورهای عربی در تمام زمینههای بینالمللی تلاش داشتهاند به نوعی منافع خود را با منافع عربستان و مصر هماهنگ کنند. در بسیاری از موارد مشاهده شده که منافع کشورهای مختلف عربی با منافع مصر و عربستان یکسان است و این موضوع نیز باعث شده یک رقابت عربی میان مصر و عربستان به وجود آید. این رقابت در جریان کنفرانس شرمالشیخ نیز نمود داشت. رقابتی که در نهایت باعث ایجاد سردرگمی میان کشورهای دیگر عربی شده بود.
اتحادیه اروپا
کشورهای اروپایی همچون همیشه منافع اقتصادی را در اولویت سیاستهای خود در کنفرانس شرمالشیخ قرار دادهاند. آنها که به دلیل همراه نشدن با ایالات متحده در جریان جنگ با عراق مورد غضب آمریکا قرار گرفته و از سفره پربرکت عراق محروم شدند، تلاش دارند با استفاده از موقعیت جدید آمریکا در عراق از این کشور امتیاز گرفته و جایگاهی در عراق بیابند. وجود منابع غنی نفت و برخورداری عراق از امکانات فراوان سرمایهگذاری سبب شده اروپاییها در عراق به دنبال منافع اقتصادی باشند که شرکت آنها در کنفرانس شرمالشیخ نیز در همین راستاست.
انگلیس
وضعیت انگلیس در عراق نیز بسیار شبیه ایالات متحده است. انگلیسیها که در جریان جنگ آمریکا مهمترین و بزرگترین متحد آمریکا محسوب میشوند، با این امید در کنفرانس شرمالشیخ شرکت کردهاند که بتوانند همانند آمریکاییها حمایتهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی لازم را کسب کنند. انگلیس اکنون در آستانه یک تحول عظیم داخلی است، موفقیتآمیز بودن کنفرانس شرمالشیخ میتواند نقش بسزایی در توفیق این تحول عظیم محسوب شود. به عبارت دیگر برقراری امنیت در عراق به مثابه پیروزی انگلیس در جنگ است و پیروزی در جنگ نیز میتواند در نهایت امتیازهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بسیاری برای انگلیسیها به ارمغان آورد. انگلیسیها مدتهاست که منتظرند جنگ عراق به پایان برسد تا در نهایت به بهرهبرداری اقتصادی خود از این کشور غنی مشغول شوند. کنفرانس شرمالشیخ از تمام این جهات اهمیت بسیاری برای انگلیسیها دارد. به نوعی میتوان گفت اهداف انگلیسیها در کنفرانس شرمالشیخ به واسطه نزدیکی لندن و کاخ سفید به ویژه در مورد عراق بسیار به یکدیگر شباهت دارد.