اجلاس مقدماتی هشتمین نشست اعضای امضاکننده معاهده منع گسترش سلاحهای کشتار جمعی موسوم به انپیتی از روز گذشته در وین پایتخت اتریش آغاز به کار کرده است. معمولا هر 5 سال یک بار اعضای این معاهده طی یک نشست به بازنگری در محتوای این پیمان میپردازند. قرار است در سال 2010 این اجلاس با هدف تطبیق انپیتی با شرایط جدید برگزار شود.
دکتر محمدفرهاد کلینی، کارشناس مسائل استراتژیک در گفتگو با جامجم به چند پرسش در این زمینه پاسخ گفته است.
* چالشهای عمده معاهده انپیتی در شرایط پسا جنگ سرد کدامند؟
** امروزه متاسفانه با توجه به برخوردهای دوگانه با مفاد انپیتی و همچنین دور زدن قوانین بینالملل از طریق همکاریهای دوجانبه، همانند آنچه در خصوص کشورهای خارج از انپیتی شاهد هستیم، نظام قدرت درصدد مشروعیت بخشی به این کارکردهاست.
در واقع ناقضین اصلی مفاد انپیتی قدرتهایی هستند که برخلاف مقررات موجود به دنبال تهی کردن محتوای مباحثات جدید هستند.
* با عنایت به تاکید ماده چهار انپیتی مبنی بر دسترسی همه کشورهای عضو و غیر عضو انپیتی به فناوری صلحآمیز هستهای، چرا قدرتهای بزرگ کارشکنی میکنند؟
** امروزه تفسیرهای یکجانبه در اصل سم مهلکی است که بر پیکر نظامی حقوقی امنیت بینالملل ریخته میشود. هرگونه خون تازهای برای ادامه حیات امنیت بینالملل که سرسبزی و با هم زندگی کردن را نوید میدهد، منوط به یک حرکت بزرگتر و داشتن تدابیر مناسب و اعمال رویه متعهدانه است.
امروزه صرف اشاره به شناسایی برای ادامه تعامل کافی نیست، بلکه کشورهایی که از قبیل ایران به دنبال استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای هستند، باید «حق اعمال حقوقی آنها» مورد توجه قرار گیرد.
این موضوع به عنوان یک سیاست تهاجمی و رو به جلو نیست، بلکه اصالت بخشیدن به استانداردهایی است که میتواند فضای تعامل را پایدارتر و قابل دسترسی کند.
امروزه روند فناوری و امنیت به گونهای است که شاید یک کبوتر هم بتواند یک موتور جت را به خطر اندازد و ضروری است تا با یک تفکر نانودیپلماسی و توجه عمیق به افزایش بخشی و ظرفیتسازی در حوزه اعتماد بتواند خود ستون فقرات تضمین معنا شود. لذا داشتن فضای مناسب برای خروج از تفکر پیشفرض و پیشدستانه و داشتن نگاه برابر امری الزامی است و جعبه ابزار ساخت روند حقوقی بینالمللی باید در چارچوب بستر منطق و هوشمند، رفتار قانونمدار و ادبیات قابل مفاهمه توام با رویکردی در چارچوب افزایش امتیاز به همکاری مشترک نگریسته شود.
* با این توصیف آیا شاهد دستهبندی جدید درون نظامی بینالمللی خواهیم بود.؟
** در این خصوص متاسفانه یک جریان نئوکان رادیکال تلاش دارد تا براساس گرگ و میش شرایط را سازمان دهد.
آنها سعی میکنند تا نئوکانیسم خود را تبدیل به نیوریپالیکن یا جمهوریخواهان جدید کنند و از این مسیر دنیای جدید را تفسیر کنند.
در نگاه آنان. که یک جریان نیمه مسلط هستند. جهان در 3 حوزه تفسیر میشود. از منظر آنها جهان اول که نظام قدرت و سلطه است، حق تعامل و رفتارهای چندجانبهگرایی به جای هژمون امروز، معنای جدیدی دارد و تعامل را ضعف در چارچوب آمریکا و قدرتهای برتر میداند. مدار دوم کشورهای همکار و در حال توسعه در چارچوب نظام قدرت قرار دارند که تنها جریان قدرت میتواند با آنها مذاکره کند و در مدار سوم کشورهایی را تعریف میکنند که هنوز خارج از شرایط دسترس استراتژیک آنهاست و در مقابل این کشورها صرفا راه گفتگو را با اکراه پذیرا هستند و معتقدند با این جهان و دیگر کشورهایی که شاید طی سالهای آینده ناپدید شوند، موضع تعامل وجود ندارد و صرفا آنها باید گوش شنوا داشته باشند. چنانچه ملاحظه میکنید، آنها سیستم جدید جهانی را برمبنای قدرت و نه حقوق و مدرنیسم و نه تمدن تعریف میکنند که این تفکر بشدت برای ساخت آینده مضر و چالشبرانگیز است.