علیاکبر عبدالرشیدی
کنارهگیری تونی بلر از نخستوزیری انگلیس و روشن شدن دورنمای ورود جیمز گوردون براون وزیر خزانهداری فعلی این کشور به داونینگ استریت، خبر از تحول مهمی در اوضاع سیاسی انگلیس میدهد. دست به دست شدن قدرت در خانه شماره 10 فینفسه استراتژی تازهای از سوی حزب کارگر انگلیس است که حزب را در قدرت نگاه میدارد، جلوی قدرت گرفتن احزاب رقیب را میگیرد و تغییر درونی حزبی را هم جایگزین تغییر گسترده دولت میکند.
در این میان دو مساله مهم قابل بررسی است؛ میراثی که بلر روی دست گوردون براون خواهد گذاشت و میزان عدول احتمالی براون از مواضع تونی بلر که ده سال بر انگلستان حکمرانی کرد.
تغییر نخستوزیر در انگلیس همزمان با تغییر ریاست جمهوری در فرانسه و برگزاری قریبالوقوع انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا هم هست. ورود نیکلاسارکوزی به الیزه برای براون حامل پیام مهمی است که نشان از دورهای جدید در سیاستهای اروپایی دارد. ماه آینده اجلاس سران هشت کشور صنعتی و رهبران اتحادیه اروپایی در آلمان برگزار خواهد شد. باید منتظر ماند تا موضعگیری مردان جدید در لندن و پاریس را در قبال سه مساله مهم اروپا یعنی قانون اساسی اروپا، ترکیه و تجارت اروپایی شاهد بود.
براون در اولین مصاحبه خود کوشیده است از اتحاد صمیمانه با جرج بوش، رئیسجمهوری آمریکا فاصله بگیرد. چرا که گفته است؛ من علاقهمندم با بوش مذاکره کنم، اما من در دوران کاری خود با مقامات مختلف آمریکایی دیدار داشتهام. معنای این سخن این است که براون شناخت خود از بوش را محدود اعلام میکند و در عین حال او را در اولویت دوم قرار میدهد و اولویت اول خود را رابطه انگلیس و آمریکا فرض میکند. براون میداند که دموکراتهای آمریکا پشت در کاخ سفید اردو زدهاند و او نباید بوش را دوست اول خود معرفی کند. اما این انتظار هم وجود ندارد که تغییری فاحش در روابط آمریکا و انگلیس را انتظار داشته باشیم.
براون در اولین واکنش به کنارهگیری بلر و احتمال روی کار آمدنش اعلام کرده است که وی پس از سیزده سال انتظار برای تصدی مقام نخستوزیری انگلیس، برنامههای زیادی برای تغییر در سیاست داخلی و خارجی این کشور دارد. او تاکید کرده است که اولویتهای انگلیس دیرگاهی است که تغییر کرده و او رهبری جدیدی را در خور دوران کنونی ارائه خواهد کرد. وی در انتقادی آشکار از عملرد بلر گفته است: من هرگز اعتقاد نداشتهام که [نقش] بازی کردن و نمایش [اجرا کردن] جانشینی برای سیاست است و من باور ندارم که عرصه سیاست محلی برای سیاسی کاری باشد.
براون از تغییر سیاست انگلیس در قبال عراق خبر داده است. تغییر سیاست انگلیس در قبال عراق به معنای خروج نیروهای انگلیس از عراق یا محکوم کردن اقدام نظامی در این کشور نخواهد بود. براون گفته است که روش تدارک نظامیان انگلیسی مستقر در عراق را بهبود خواهد بخشید، بر استفاده از دیپلماسی و آشتی برای حل مسائل عراق تاکید خواهد کرد و از تند شدن مواضع مسلمانان میانهرو و کشیده شدن آنها به سمت افراطیون جلوگیری خواهد کرد. براون تاکید کرده است که تروریسم با استفاده از زور شکست نخواهد خورد و تحبیب قلوب مؤثرتر از اقدام نظامی است.
اما همه ناظران مسائل انگلیس معترفند که گرایش ذهنی و عملی براون بیشتر معطوف به سیاست داخلی انگلیس است تا سیاست خارجی، و باید منتظر تحولات عمدهای در عرصه بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و مسکن انگلستان باشیم.
براون خود را مرد اخلاق میداند و مردم انگلیس او را مردی آرام، محجوب و مأخوذ به حیا شناختهاند که با رفتار تند و شتابزده تونی بلر فاصله زیادی دارد. او در مورد خود میگوید: پدر من کشیش بود و هنوز نفوذ معنوی او بر من حاکم است. من معتقدم که انسان باید مستقل و صاحب کرامت باشد، با مردم منصفانه رفتار کند و وظیفهاش را نسبت به دیگران ادا کند.
براون مرد پرکاری است که گاه تا 18 ساعت در روز مشغول به کار بوده است. دوستانش میگویند؛ او مردی اصولی است و در همه لحظات زندگی روزانهاش به جز سیاست در هیچ قالبی نمیاندیشد.
اگر بپذیریم شخصیت انسانها وجوه ثابتی دارد که در همه مراحل زندگی ثابت میماند، بد نیست اشاره کنیم که تونی بلر کودکی و جوانی پر سروصدا و پرهیجانی داشته است که در زندگی سیاسی او هم نمودار شد. در حالی که براون صاحب شخصیتی آرام، متشخص و محجوب بوده که این نیز در رفتار امروزیاش مشاهده میشود تا بدان جا که براون را مردم اخلاق و خانواده هم نامیدهاند.
تاریخ انگلستان بلر را به عنوان مردی به یاد خواهد آورد که چهره حزب کارگر و جنبش سوسیالیسم انگلیس را تغییر داد و آن را تا مرز محافظهکاری نزدیک کرد و خود را از مقام نخستوزیری تا حد یک رئیسجمهور مقتدر و مستولی بر پارلمان ارتقا داد. بلر سه دوره موفق از شکوفایی اقتصادی را در انگلیس به ثبت رساند. اما همه میدانند که معمار موفقیتهای اقتصادی بلر کسی نبوده است جز گوردون براون.
بلر حزب کارگر را در اتحادی به مراتب منسجمتر از محافظهکاران با آمریکا قرار داد و نشان داد که احزاب هنگام حفظ منافع ملی خود موازین حزبی را هم زیر پا میگذارند. او کوشید خود را همچون وینستون چرچیل وارد اتحادی شکستناپذیر با آمریکا در جنگ این کشور علیه عراق کند. اما سخنان براون حاکی از این نیست که او جنگ را تا مرز از دست دادن حمایت دموکراتهای آمریکا پیش ببرد و بوش را بر منافع بریتانیا ترجیح دهد.
گوردون براون متولد 1951 در اسکاتلند است و با 56 سال سن نخستوزیر نسبتا جوانی محسوب خواهد شد. تحصیلاتش را با ورود به دانشگاه در سن 16 سالگی تا اخذ مدرک دکترا و با نوشتن رسالهای تحت عنوان «حزب کارگر و تغییرات سیاسی در اسکاتلند از 1918 تا 1929» در دانشگاه ادینبورو اسکاتلند انجام داد. پس از اتمام تحصیلات، سالها استادی و بعد ریاست دانشگاه ادینبورو را برعهده داشت. وی در سالهای 1980 تا 1983 به عنوان خبرنگار در تلویزیون اسکاتلند مشغول به کار شد و بعد از آن به عنوان نماینده به مجلس عوام انگلیس راه یافت و مقام وزارت خزانهداری کابینه سایه حزب کارگر را برعهده گرفت.
براون از ناحیه چشم چپ دچار عارضه نابینایی نسبی است و درمانهای متعدد و وسیع از جمله زندگی طولانی در اتاق تاریک، چشم او را از کوری نجات داده است. وی صاحب تالیفات متعددی است از جمله کتابی با عنوان «سیاستهای ملیگرائی و مسئولیتهای اجرایی». او ویراستار کتب دیگری هم بوده است که از جمله میتوان از کتاب «زندگی و روح حزب و ارزشها» اثر جان اسمیت نام برد. وی سه درجه دکترای افتخاری هم از دانشگاه ادینبورو، نیوکاسل و دانشگاه نیویورک دریافت کرده است.
هنوز نمیتوان به صراحت گفت آیا عصر براون در انگلستان آغاز دورانی تازه است یا پایان دورانی که رو به افول است. عدهای این دوران را با حکومت مستعجل «جان میجر» مقایسه میکنند که بعد از دوران طولانی و مهم «مارگارت تاچر» حزب محافظهکار را به ناکامی کشاند. اما گروهی هم هستند که براون را بسیار مطمئنتر و قابل دوامتر از بلر میدانند تا چه رسد جان میجر.
براون دو برادر دارد که یی جان براون متخصص روابط عمومی و دیگری اندرو براون مشاور روابط عمومی است. وجود این برادران به عنوان کارشناسان و مشاوران روابط عمومی و سابقه خود او با تجربه خبرنگاری در تلویزیون و در عین حال شخصیت علمی و متوازنش موقعیت ممتازی را برای موفقیتهای بیشتر وی فراهم میکند.