تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۵۶۰۴
معادله صادرات گاز به اروپا و پرونده هسته‌ای ایران

دیپلماسی گاز


حمیدرضا شکوهی

تفاهمنامه ایران و اتریش برای انتقال گاز ایران به اروپا، در نخستین روز از اردیبهشت‌ماه 1386 خورشیدی در شرایطی به امضا رسید که هنوز هستند افرادی که با صادرات گاز مخالفت می‌کنند.

یک ‌روز پس از آنکه توافقنامه فروش 2/2 میلیون ‌تن ال.ان.جی بین شرکت ملی صادرات گاز ایران و شرکت او.ام.وی اتریش در حاشیه چهارمین ‌روز برگزاری دوازدهمین نمایشگاه بین‌المللی نفت، گاز و پتروشیمی تهران به امضا رسید،‌ کمال دانشیار رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای‌ اسلامی، به انتقاد از صادرات گاز پرداخت و بر نظر گذشته خود مبنی ‌بر جلوگیری از خام‌فروشی و به‌ جای آن فروش فرآورده‌های حاصل از نفت و گاز به کشورهای خارجی تاکید کرد. اما آیا می‌توان این سخن دانشیار را پذیرفت و صادرات گاز به کشورهای دیگر را قطع کرد؟ برای پاسخ به این پرسش باید دو موضوع را در نظر گرفت. نخست اینکه وضعیت صادرات گاز ایران در حال‌ حاضر چگونه است و دوم اینکه کشورهایی که از نظر منابع گاز می‌توان آنها را با ایران مقایسه کرد چه وضعیتی دارند؟

نخستین موضوع، وضعیت منابع گازی و صادرات گاز ایران است. هم‌اکنون ایران پس از روسیه دارای دومین منابع غنی گاز در جهان است و از این ‌نظر از موقعیتی منحصربه‌فرد برخوردار است. به ‌عبارت دیگر، همانگونه که می‌توان گفت ایران روی دریایی از نفت قرار دارد، این تعبیر را نیز می‌توان به‌ کار‌ برد که دریایی از گاز نیز زیر سرزمین ایران است.

این در ‌حالی است که هنوز استخراج گاز از بسیاری منابع گازی ایران آغاز نشده و قطعا هنوز منابع غنی گازی کشف نشده دیگری هم در ایران وجود دارد. کما اینکه هنوز شاهد کشف میادین نفتی جدید در ایران هستیم به ‌طوری که چندی ‌پیش میدان نفتی پرنج در جنوب ایران با یک‌ میلیارد ‌و 600 میلیون بشکه ذخیره نفت در جا کشف شد. چنین وضعیتی قطعا در مورد منابع گازی نیز رخ خواهد‌ داد؛ به ‌ویژه با ‌توجه به ‌اینکه از استخراج گاز در ایران هنوز مدت‌ زمان زیادی سپری نشده است و منابع غنی گاز فراوانی در کشور وجود دارد که هنوز دست‌ نخورده باقی‌مانده است.

پس با این تفاسیر می‌توان این نکته را به ‌وضوح دریافت که کشور ما کمبودی بابت منابع گاز نخواهد داشت و به‌ دلیل صادرات گاز، دچار کمبود در توزیع داخلی گاز در کشور نخواهیم شد و همین امر، پشتوانه اطمینان‌بخشی برای صادرات گاز ایران است و طبیعتا کشوری همچون ایران با منابع غنی گاز، نباید هیچ‌ نگرانی بابت مواجه‌ شدن با کمبود گاز طبیعی برای صادرات یا مصرف داخلی باشد.

اما موضوع دوم، کشورهای همجوار ایران و مقایسه وضعیت فعلی کشورمان با آن کشورها از نظر تولید و صادرات گاز است. روسیه در شمال ایران و قطر و امارات در جنوب ایران از غنی‌ترین منابع گازی جهان برخوردارند؛ به ‌طوری که روسیه از این نظر در صدر قرار دارد و قطر و امارات نیز پس از ایران جای گرفته‌اند.

هم‌اکنون میزان تولید روسیه، قطر و امارات در حوزه گاز و نیز صادرات گاز آنها به مراتب بیش از ایران است. درگیری ایران در جنگ تحمیلی هشت‌ ساله، بسیاری از فرصت‌ها را برای پیشرفت، از ایران دریغ کرد و همین موجب شد، رقبا بسیاری از بازارهای جهانی را که می‌توانست در حیطه اختیار ایران باشد به چنگ آوردند و از غیبت ایران، به بهترین نحو استفاده کنند. بهترین نمونه برای صدق این مدعا، قطر است که سال‌ها زودتر از ایران، از میدان گازی پارس‌ جنوبی برداشت گاز را آغاز کرد و با سرعت، درصدد استخراج گاز از این میدان بزرگ برآمد تا جبران این تاخیر برای ایران به‌ راحتی امکان‌پذیر نباشد.

بدین‌ترتیب هم‌اکنون، با وجود تلاش فراوانی که برای جبران عقب‌ماندگی‌های ایران در استخراج گاز و جبران فرصت‌های از دست‌رفته از سوی مسوولان، مدیران و متخصصان کشورمان صورت می‌گیرد، که نمونه آن در فعالیت‌های گسترده و بی‌بدیل در منطقه پارس‌ جنوبی، ‌آشکار و بارز است، اما باز هم جبران این زمان از دست‌رفته به‌ راحتی امکانپذیر نیست.

اما نکته اینجاست که ذخایر گازی ایران به حدی است که می‌تواند سال‌ها نیاز داخلی ایران به گاز و نیز نیاز ایران به صادرات را تامین کند. بنابراین اگر خواستار این هستیم که از کشورهای همجوار بیش از این عقب نمانیم، باید برای افزایش سرعت استخراج، تولید و صادرات گاز تلاش کنیم. واقعیت این است که کشور ما هنوز تا رسیدن به نقطه ایده‌آل فاصله فراوانی دارد و از نظر صادرات گاز هنوز به پیشرفت قابل ذکری دست نیافته‌ایم.

تنها مقصد گاز صادراتی ایران در حال ‌حاضر ترکیه است که آن هم با دهها ماجرای کوچک و بزرگ و چندین‌ بار تاخیر در بهره‌برداری و پس از آن هم چندین‌ بار قطع و وصل جریان گاز صادراتی امکان‌پذیر شده است و به ‌جز آن، سایر تلاش‌ها برای افزایش خریداران گاز صادراتی ایران، صرفا طی چند ماه گذشته به نتیجه نهایی نزدیک شده است.

ماجرای خط لوله صلح را هم که همگی به ‌خوبی می‌دانیم؛ ماجرایی که به سریال‌های دنباله‌دار ژاپنی تبدیل شده و گویا نقطه پایانی برای آن نیست. یک‌بار هندی‌ها زیر فشار آمریکا سر خم می‌کنند و بار دیگر پاکستانی‌ها بهانه می‌تراشند.

یک‌بار اختلاف بر سر چگونگی انتقال گاز از ایران به پاکستان و هند است و بار دیگر، اختلاف بر سر قیمت گاز صادراتی. همه این اختلافات دست ‌به‌ دست هم داده تا پس از گذشت 15 سال از اوایل دهه 1990 میلادی تاکنون، همچنان سرنوشت خط لوله صلح در هاله‌ای از ابهام قرار گیرد.

اما آنچه طی ماه‌های اخیر برای افزایش مقصد صادرات گاز ایران صورت گرفته نشان از آن دارد که سیاستگذاران حوزه انرژی در ایران، بدون توجه به انتقاداتی که گاه و بیگاه در گوشه و کنار شنیده می‌شود، درصدد افزایش تولید و صادرات گاز کشور هستند. ابتدا قرارداد انتقال گاز ایران به اروپا تحت عنوان خط لوله ناباکو که گاز ایران را از مسیر ترکیه به کشورهای اروپایی انتقال می‌دهد به امضا رسید و هم‌اکنون نوبت به امضای توافقنامه مشترک ایران و اتریش رسیده که سالانه پنج‌ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی مورد نیاز اروپا را از طریق ایران تامین می‌کند.

ایران که هم‌اکنون با تامین 8 درصد از نفت مورد نیاز کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اروپا، چهارمین صادر‌کننده نفت‌خام به این کشورها محسوب می‌شود، امیدوار است که به مرور جایگاه ارزنده‌ای نیز در تامین گاز مورد نیاز اروپا برای خود دست‌ و پا کند که امضای موافقتنامه با اتریش برای صادرات گاز به اروپا که قرار است تا سال 2011 به بهره‌برداری برسد گام مهمی برای نیل به این هدف محسوب می‌شود.

البته اتریش در قبال صادرات گاز ایران به اروپا متعهد شده عملیات اجرایی 20 درصد از بخش‌های پایین‌دستی و بالادستی فاز 12 پارس جنوبی را اجرا کند که این امر به خودی خود می‌تواند در تسریع افتتاح پارس جنوبی و افزایش تولید گاز کشور که افزایش صادرات را در پی خواهد داشت موثر باشد.

در این میان نکته‌ای که نباید از یاد برد، صبغه سیاسی صادرات گاز ایران به اروپا در کنار صبغه اقتصادی آن است. از نظر اقتصادی، اوضاع کاملا روشن است. صادرات گاز به اروپا از نظر مادی، منافع فراوانی در پی خواهد داشت و منبع ارزی قابل اعتنایی برای کشور محسوب می‌شود.

این در حالی است که عده‌ای با این توجیه که گاز تولیدی در کشور، در درجه اول باید برای مردم کشورمان مورد استفاده قرار گیرد و منابع گازی ایران در حدی نیست که بتوان آن را صادر کرد، با صادرات گاز مخالفت می‌کنند؛ در حالی که ایران همانگونه که ذکر شد دارای دومین منابع گازی جهان است و اکنون کشورهایی که از منابع کمتری نسبت به ایران برخوردارند، صادراتی به مراتب بیش از ایران دارند.

فواید اقتصادی حاصل از صادرات گاز به حدی هست که بتوان در این حوزه سرمایه‌گذاری کرد و در درازمدت به منابع ارزی آن چشم دوخت. البته اگر صبغه سیاسی صادرات گاز را نیز در نظر بگیریم دیگر توجیهی برای مخالفت با صادرات گاز باقی نمی‌ماند.

صادرات گاز ایران به اروپا می‌تواند زمینه وابستگی کشورهای اروپایی به گاز ایران را فراهم کند و این امر می‌تواند به‌عنوان برگ برنده‌ای در مبادلات اقتصادی و حتی معادلات سیاسی در اختیار ایران باشد. شاید بتوان از روسیه به ‌عنوان کشوری نام برد که به مهم‌ترین نحو از ابزار صادرات گاز برای شکل دادن معادلات اقتصادی سیاسی به سود خود عمل می‌کند.

به‌ عنوان نمونه قطع ناگهانی جریان گاز صادراتی روسیه به سایر کشورهای اروپای شرقی از جمله اوکراین، آن هم در سرمای زمستان، صرفا با این هدف انجام گرفت تا واردکنندگان گاز از روسیه، قیمت گاز وارداتی را تا حدی که روسیه تمایل دارد افزایش دهند.

در چنین شرایطی، روسیه نه‌ تنها از نظر اقتصادی به هدف خود دست می‌یابد بلکه از نظر سیاسی نیز می‌تواند کشورهای نیازمند به گاز خود را که اغلب در اروپای شرقی قرار دارند بیش از گذشته به سمت منافع خود در عرصه بین‌الملل جذب کند.

روسیه از این برگ برنده برای افزایش اقتدار خود در جهان که یادآور دوران جنگ سرد دهه 1980 میلادی بین شوروی سابق و آمریکاست استفاده می‌کند و این نکته‌ای نیست که بتوان به راحتی از کنار آن عبور کرد.

در مورد ایران نیز که پس از روسیه دارای دومین منابع غنی گاز در جهان است چنین معادله‌ای صدق می‌کند. در شرایط فعلی که تهدیدات بر ضدایران افزایش یافته و فشار غرب روی پرونده هسته‌ای شدت گرفته است، راه‌حل، رویکرد به شرق و تکیه بر کشورهای شرقی نیست.

هستند و اغلب در معادلات بین‌المللی و از جمله مناقشه هسته‌ای ایران از منافع ایران دفاع می‌کنند اما از توان اثرگذاری بالایی در معادلات جهانی برخوردار نیستند و حتی اگر بتوان به حمایت از آنها دلخوش بود نمی‌توان به آن‌ها تکیه کرد. روسیه و چین هم به‌ عنوان دو قدرت مطرح شرق، هیچ‌گاه به ‌سود ایران موضع‌گیری نکرده‌اند.

روسیه که خود شریک هسته‌ای ایران است بارها در ساخت و تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر که طبق قرارداد باید در سال 2002 میلادی تکمیل می‌شد کارشکنی کرده و حتی به قطعنامه‌های شورای‌ امنیت سازمان‌ ملل ‌متحد بر ضدایران رای مثبت داده است. در چنین شرایطی، تنها راهکاری که پیش روی ایران قرار دارد، استفاده از پتانسیل کشوهای اروپایی و دور کردن فاصله اروپا و آمریکاست.

تا زمانی که ایران با سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان به نمایندگی از اتحادیه اروپا، مذاکرات تنگاتنگی انجام می‌داد، آمریکا در عرصه جهانی تنها بود.

اما نزدیکی اروپا و آمریکا که حاصل قطع مذاکرات با اروپا ـ ‌البته به‌ دلیل پیمان‌شکنی اروپاییان‌ ـ بود، تنها اجماع جهانی غیرعادلانه بر ضدایران را پر رنگ‌تر کرد. در چنین شرایطی باید با بهره‌گیری از راهکارهای دیپلماتیک و استفاده از ابزارهای اقتصادی، اروپا را با خود هماهنگ و همراه کنیم تا اندکی از فشارها بر روی پرونده  هسته‌ای ایران کاسته شود.

 البته این هدف در فرصتی کوتاه تحقق نمی‌یابد و نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و رایزنی‌های دیپلماتیک وسیع است.

اما می‌توان از فرصت‌های اقتصادی برای نیل به اهداف سیاسی استفاده کرد و دیپلماسی گاز یکی از این ابزارهاست. حال که توافقنامه صادرات گاز ایران به اروپا امضا شده، مسوولان کشور چه در حوزه انرژی و چه در حوزه دیپلماسی، باید با یکدیگر هماهنگ شوند و از پتانسیل صادرات گاز ایران به اروپا برای کسب امتیاز از غرب استفاده کنند. بستن درهای مبادلات جهانی به ‌روی خود و محصور کردن خویش در حصار عزلت، کوچکترین فایده‌ای برای کشور نخواهد داشت.

باید درها را باز کرد، باب مذاکرات با غرب را گشود و از فرصت‌های اقتصادی برای نیل به اهداف کلان کشور استفاده کرد. دیپلماسی گاز فرصت مناسبی در اختیار دولتمردان ما قرار داده است. اما آیا آن‌ها قدر این فرصت طلایی را می‌دانند؟ حال که غرب، خود برای استفاده از گاز ایران پیشقدم شده، قدر این فرصت طلایی را بدانیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات