تاریخ انتشار : ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۶:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۵۶۶۸

پایان تاریخ بحران زیستی


امیرعلی وصال

این روزها برخی از دگراندیشان، مدعی غیرسیاسی شدن دانشگاههای کشور پس از شکست‌های پی‌ در ‌پی جریان اصلاحات در انتخابات‌های اخیر هستند.

این افراد با انتقاد به وضعیت عمومی دانشگاهها، دانشجویان این دوره را منفعل ارزیابی می‌کنند که نشاط و تحرک دوره سابق را ندارند. آنها به گونه‌ای قلم می‌زنند و سخن می‌پراکنند که گویی تصور ذهنی‌شان از جنبش دانشجویی ناظر به التهابات 18 تیر 1378 در خوابگاه دانشگاه تهران است.

اما آیا واقعا می‌توان واقعه 18 تیر را در زمره یک جنبش دانشجویی اصیل ارزیابی کرد. محققان اجتماعی با توجه به تجارت تاریخی، فاکتورهای مختلفی را برای یک جنبش دانشجویی برشمرده‌اند. آرمان‌خواهی، اعتقاد به تحول، سابقه و دیرینه مشخص، تداوم ملی‌گرایی و... که هیچ‌یک از آنها را در اتفاق کوی دانشگاه تهران نمی‌توان مشاهده کرد.

18 تیر بیش از آنکه یک جنبش دانشجویی باشد یک بحران‌آفرینی سیاسی بود که از خارج دانشگاه هدایت می‌شد. ژنرال‌های این حرکت در احزاب دولت ساخته دوره خاتمی حضور داشتند که سربازانی را در دانشگاه برای خود پیدا کرده بودند.

این کانون‌های هادی در یک حرکت خزنده با توجه به فرصتی که پیش آمده بود توانستند در دانشگاه نفوذ کنند و نبض جریانات را به دست بگیرند.

اگرچه علی‌الظاهر این حرکت به بهانه بسته شدن روزنامه سلام صورت می‌‌گرفت اما همه چیز حاکی از آن بود که سازمان و عقبه این بحران از چندین ماه قبل پیش‌بینی شده است.

البته بعدها مشخص شد که امثال منوچهر محمدی هیچ‌وقت دانشجو نبودند و صرفا به منظور کلید زدن این حرکت وارد دانشگاه شدند. در این بین فضاسازی مسموم رسانه‌های زنجیره‌ای؛ همان‌هایی که مدعی جریان سالم و آزاد اطلاعات در کشور بوده و هستند، نیز درخور توجه است. روز پس از حادثه آمار و ارقامی عجیب از میزان تلفات شب واقعه توسط این روزنامه‌ها در کشور منتشر شد. این فضاسازی به حدی بود که معین وزیر علوم وقت استعفا کرد. پس از گذشت چند روز مشخص شد که تمام اخبار کذب بوده است و از صدها نفری که به قول روزنامه‌های دوم خردادی در حادثه کوی دانشگاه کشته شده‌اند، تنها یک نفر که وی هم دانشجو نبود و یک سرباز بود، کشته شده است. این نوع نگرش و التهاب‌آفرینی‌ توسط جریانات افراطی منتسب به دوم خردادی‌ها که قوای اصلی کشور را در دست داشتند در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد.

بحران کلید خورده بود و جوسازی و حاشیه‌سازی‌های کذب پیرامون آن از جانب روزنامه‌ها و حتی برخی مقامات دولتی هر روز بر شدت و حدت آن می‌افزود. اما به یک‌باره آبی بر آتش فرو ریخت و در 23 تیر همان سال با حضور یکپارچه دانشجویان و اقشار مختلف مردم در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران تمام قضایا فروکش کرد. بحران 18 تیر هیچ‌وقت نتوانست قابلیت‌های یک جنبش دانشجویی را پیدا کند هر چند سران خارج از دانشگاه در پی آن بودند که به این بحران صبغه جنبشی دهند. آبی که در روز بیست و سوم بر آتش 18 تیر ریخته شد نشان داد که این بحران نه تنها در قالب یک جنبش اجتماعی قابل تحلیل نیست بلکه حتی به عنوان یک حرکت خودانگیخته اجتماعی نیز نمی‌توان آن را معرفی کرد. اما در پایان باید به این نکته نیز اشاره کرد که بحران 18 تیر در فرآیند بلوغ سیاسی گروهها و احزاب مختلف کشور تجربه‌ای بس گرانبها است.

آنچه امروز از فضای سیاسی کشور برداشت می‌شود این نکته است که گروههای سیاسی به این نتیجه رسیده‌اند که از راههای غیرمسالمت‌آمیز نمی‌توانند منافع گروهی و حزبی خود را تصریح کنند.

در واقع عقلانیت سیاسی حاکم بر فضای کشور در سالهای اخیر افزوده شده است و احزاب ترجیح می‌دهند با توسل به مجاری رسمی پیگیر منافع خود باشند. در این بین افراطیونی که قادر نیستند در مسیرهای قانونی افکار عمومی را با خود همراه کنند، سعی دارند وضعیت کنونی را به عنوان غیرسیاسی بودن دانشگاه جلوه دهند. فارغ از آنکه دوره بحران زیستی در نظام سیاسی کشور به پایان رسیده و کسانی که سعی دارند با بحران‌آفرینی به حیات سیاسی خود ادامه دهند دیگر جایگاهی در میان افکار عمومی ندارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات