«عبدالمالک قنایزیه» وزیر مشاور در امور دفاعی الجزایر در حالی «الکساندر ایگوراف» سفیر روسیه را به حضور پذیرفت که افق روابط میان الجزیره و مسکو بویژه طی هفتههای اخیر مورد توجه ویژه ناظران مسایل سیاسی و راهبردی قرار گرفته است.
به گزارش ایرنا، «تقویت همکاری نظامی بین دو کشور و چشمانداز توسعه آن» محور گفتگوهای این دیدار بوده است، دیداری که براساس بیانیه وزارت دفاع الجزایر به درخواست سفیر روسی انجام شد.
هر چند بیانیه به نکات بیشتری از محتوای گفتگوها اشاره نکرده اما نگاهی به تحولات دو هفته اخیر در روابط میان دو کشور اهمیت دیدار را بیشتر نشان میدهد.
«محمد بجاوی» وزیر خارجه الجزایر هفته گذشته در سفری به روسیه با مقامات روسی از جمله «سرگئی لاوروف» همتای روسی خود دیدار و گفتگو کرده بود.
تاکید مقامات دو کشور بر اهمیت همکاریهای امنیتی بویژه در زمینه مبارزه با تروریسم در حالی که همزمان با این سفر سه حمله انتحاری پایتخت الجزایر را لرزاند، اهمیت ویژهای از نگاه ناظران داشت.
سه انفجار انتحاری روز چهارشنبه گذشته در شهر الجزیره، ساختمان نهاد نخستوزیری و یک مرکز پلیس را هدف قرار داد و 33 کشته و 222 زخمی برجای گذاشت.
«جماعت سلفی دعوت و نبرد» که چندی پیش با تغییر نام خود به «القاعده در مغرب اسلامی» به القاعده پیوست، مسوولیت این حوادث را برعهده گرفت.
این حملات با موج گستردهای از محکومیت کشورها و مجامع بینالمللی و ابراز همدردی جهانی مواجه شد، بویژه رییسان جمهوری آمریکا و فرانسه در پیامهایی آمادگی کشورشان را برای افزایش همکاریها در چارچوب آنچه مبارزه با تروریسم نامیدند اعلام کردند.
در این میان پاسخ مثبت الجزایر به این اعلام آمادگیها تنها نصیب مسکو شد بگونهای که بجاوی نسبت به همکاری در زمینه مبارزه با تروریسم با روسیه استقبال کرد و همتای روسی وی نیز آمادگی کامل کشورش را در این زمینه اعلام کرد.
از سوی دیگر نگاهی به تقویت همکاریهای نظامی و دفاعی بین مسکو و الجزیره طی هفتههای اخیر نشان میدهد که گویی روابط تاریخی و سنتی زمان اتحاد جماهیر شوروی میان الجزیره و مسکو با پرشهای سهگام از مرحله احیا شدن عبور میکند و با فراتر رفتن از سطح خرید تسلیحات، به سطح راهبردی مبارزه با تروریسم و همکاریهای دفاعی بیشتر میرسد.
اهمیت راهبردی این اتفاق شاید در این باشد که همزمان روابط الجزیره واشنگتن طی ماههای اخیر بتدریج شاهد تنشهای بیشتری بوده است.
دشوار است که پدید آمدن این تنشها را «نتیجه» رویکرد جدید الجزایر به روسیه بدانیم، بلکه برعکس، به نظر میرسد بروز چنین تنشهایی خود «عامل تقویت» گرایش تصمیمسازان نظام سیاسی در الجزایر به سمت همپیمان تاریخی خود، روسیه باشد.
الجزایر طی یک سال گذشته چند تصمیم مهم داخلی گرفته است که بطور مستقیم روابطش با واشنگتن را تحتتاثیر مستقیم قرار داده است. البته چنین تنشهایی تنها نقش «تسریعکننده» در تقویت روابط با مسکو را داشته چرا که نزدیکی به مسکو هیچگاه از نظر رهبران الجزایر دور نشده بود.
اصلاح قانون سوخت که امتیازات شرکتهای سرمایهگذار نفتی را که اکنون عمدتا آمریکایی هستند، به میزان قابل توجهی کاهش داد، برخورد قضایی با یک شرکت مشترک آمریکایی الجزایری فعال در بخش نفت بدلیل اتهامات مالی و اداری و سرانجام مخالفت صریح و چندباره مسوولان الجزایری با استقرار هرگونه پایگاه نظامی خارجی در خاک کشورشان (در پاسخ به اخباری مبنی بر تمایل آمریکا برای استقرار پایگاه نظامی در شمال آفریقا بویژه صحرای الجزایر)، تصمیمات مهم داخلی بود که مستقیما روابط با واشنگتن را تحتتاثیر قرار داده است.
این تصمیمات چنان مهم تلقی شده است که ناظران انتظار دارند آینده همچنان آبستن نتایج و بازتابهای آن باشد.
اما از سوی آمریکا نیز، گزارش سال گذشته وزارت امور خارجه این کشور در خصوص آزادیهای مذهبی از جمله برای مسیحیان در الجزایر، که در آن مدعی سختگیری دولت الجزایر در این زمینه شده نیز از عوامل سردکننده روابط دو کشور بود.
در چنین شرایطی تلاش آمریکاییها برای برقراری همکاریهای نظامی و تسلیحاتی به نتیجه مشخصی نرسید هر چند دو کشور همواره از راهبردی بودن همکاریهای خود در زمینه «مبارزه جهانی با تروریسم» سخن میگفتند. در حالی که سفر بهمنماه 84 «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع وقت آمریکا به الجزایر و نیز سفرهای متقابل مقامات نظامی دو کشور، تغییر زیادی در این وضع ایجاد نکرد، سفر اسفندماه 84 «ولادیمیر پوتین» به الجزایر و بخشش یک بدهی 7/4 میلیاردی چندین ساله الجزیره به مسکو، در مقابل خرید تسلیحاتی به همین میزان، یک پرش سهگام دیگر در روابط دو کشور بود.
با این همه به نظر میرسد تحولات دو هفته اخیر بویژه انفجارهای انتحاری پایتخت به دلایلی حرکت الجزایر به سمت روسیه را تسریع کرده است.
این انفجارها را که شوک بزرگی به افکار عمومی الجزایر وارد کرد القاعده برعهده گرفت. شبکهای که بسیاری آن را خواسته یا ناخواسته در خدمت اهداف آمریکا میدانند. در پی این حادثه برخی صاحبنظران الجزایری مستقیما آمریکا را متهم کردند که با ایجاد بیثباتی در کشورشان میخواهد اهداف منطقهای خود از جمله استقرار پایگاه نظامی در صحرای الجزایر و نیز تسلط بر منابع عظیم نفت و گاز منطقه را دنبال کند.
فضای سنگین ایجاد شده علیه واشنگتن با اقدام سوالبرانگیز سفارت آمریکا در الجزایر به اوج خود رسید.
این سفارتخانه درست یک روز پس از این انفجارها و در حالی که وحشت و نگرانی بر مردم پایتخت سایه انداخته بود، در اطلاعیهای در پایگاه اینترنتی خود، به شهروندان کشورش هشدار داد از رفت و آمدهای غیرضروری خودداری کنند چرا که احتمال انجام دو حمله تروریستی جدید بوسیله خودروهای بمبگذاری شده به ساختمان تلویزیون ملی و پست مرکزی در روز شنبه (سه روز پس از حمله به کاخ نخستوزیری) وجود خواهد داشت.
افکار عمومی و نویسندگان الجزایری سفارت آمریکا را متهم کردند که بدنبال برهم زدن نظم و ثبات کشور است، چرا که اگر اطلاعاتی در اختیار داشت میتوانست آن را بطور محرمانه در اختیار دستگاههای امنیتی الجزایر قرار دهد.
اگرچه سفارت در توضیحات بعدی سعی کرد این مساله را رفع و رجوع کند اما افکار عمومی الجزایر که طی یکسال گذشته بشدت از سیاستهای واشنگتن در عراق و افغانستان ناراضی بوده است، با باور کردن دیدگاه برخی تحلیلگران که گرداننده این انفجارها ممکن است خارجی و بویژه آمریکایی باشد، حمله بیسابقهای را علیه آمریکا به راه انداختند. امری که در روابط الجزیره واشنگتن کاملا بیسابقه تلقی میشود.
در چنین شرایطی است که راه رسیدن به مسکو البته هموارتر میشود.
این بدان معنا است که کارنامه روابط دو کشور تا همین جا نیز نقاط برجسته فراوان دارد.
تصمیمسازان نظام سیاسی الجزایر حداقل طی سالهای اخیر نشان دادهاند که شناخت خوبی از ساختار سیاست بینالملل دارند و برای حفظ منافع و استقلال خود، چه در بعد اقتصادی و چه سیاسی از عدم توازن در روابط خارجی خود بشدت پرهیز میکنند اما قطعا این منافع ملی آنها است که تعیین میکند کجا و البته به طور موقت، باید یکی از کفهها را سنگینتر کرد.
برهمین مبنا است که کارشناسان انتظار ندارند با وجود تنشهای اخیر در روابط بین الجزیره واشنگتن، حداقل تا آنجاییکه به طرف الجزایری مربوط میشود، این روابط بیش از اینها مخدوش شود.
البته این رویدادهای هفتههای آینده در روابط خارجی الجزایر است که نشان خواهد داد سیاست «موازنه قوای خارجی» دولت عبدالعزیز بوتفلیقه در راه خود بویژه در رابطه با واشنگتن از یکسو و مسکو از سوی دیگر با چه واقعیتها یا چالشهای جدید احتمالی روبرو خواهد بود.