علی تتماج
نیکلا سارکوزی سرانجام با کسب 53 درصد آراء توانست به عنوان رئیسجمهور آینده فرانسه وارد کاخ الیزه گردد. سارکوزی که نمایندگی حزب راست میانه (نسل جدید راستگرایان) را در اختیار داشت در دور دوم انتخابات در برابر رویال سوسیالیست پیروز شد تا همچنان قدرت در حزب راستگرا باقی بماند. با توجه به تحولات فرانسه و مواضع نامزدهای انتخاباتی دلایل پیروزی سارکوزی در چند بعد قابل بررسی است.
1ـ از نکات مهم در انتخابات فرانسه، مواضع افراطی رویال میباشد. وی که از احزاب سوسیالیست است با نگاهی افراطی به تحولات داخلی و بینالمللی میپردازد. این رویه در حالی پیگیری میشود که مردم فرانسه چندان تمایلی به این رویکرد نداشته و بیشتر در چارچوب اهداف میانهروها فعالیت مینمایند. در همین حال دیدگاه مردم فرانسه با نظرات رویال پیرامون اقلیتهای دینی، تحولات عرصه بینالملل بویژه ایران، سرزمینهای اشغالی فلسطین هماهنگ نمیباشد.
2ـ حمایتهای شیراک از سارکوزی و جایگاه وی در میان مردم از عوامل پیروزی سارکوزی میتواند ارزیابی گردد. کارنامه 12 ساله شیراک تا حدودی با اهداف مردم فرانسه هماهنگ بوده لذا سارکوزی توانست از موقعیت نزدیکی با شیراک برای کسب ریاست جمهوری بهرهبرداری نماید.
3ـ نکته مهم در تبلیغات انتخاباتی فرانسه عدم اعلام برنامهای مدون از سوی رویال میباشد. در حالی که سارکوزی با سابقه سیاسی و مدیریتی خود طرحهای جامعی برای آینده فرانسه ارائه کرده بود، در نقطه مقابل رویال نتوانست مدیریتی جامع از خود به نمایش گذارد. با تمام این تفاسیر سارکوزی برای حضور در الیزه و اجرای اهدافش در 6 سال آینده با چالشهایی مواجه است که سبب میگردد تا وی بعضا به تعدیل برخی مواضع و وعدههای داده شده روی آورد.
اولا نزدیکی آراء سارکوزی و رویال سبب میگردد که وی برای ادامه کار (تعیین نخستوزیر و کادر وزارتی) وادار به پذیرش خواستهها و نظرات طرفهای دیگر گردد. به عبارتی دیگر وی باید به ائتلافهایی روی آورد که از یک سو تا حدودی مانع از تکگویی آن در عرصه سیاسی میشود.
ثانیا سارکوزی به عنوان مدیر اصلاحات در دوران شیراک طرحهای بسیاری ارائه کرده است. قوانین مربوط به مهاجرین وضعیت کارگران، اصلاحات اداری و اجتماعی از جمله اقدامات وی میباشد. از سوی دیگر عملکردهای وی بحرانهای حومه پاریس و تظاهراتها و اعتصابات سراسری را نیز به همراه داشته است. اکنون وی باید از یک سو برای حل چالشهای گذشته فعالیت نماید از سوی دیگر از تکرار حوادث گذشته جلوگیری نماید. این امر مهمترین چالشی است که وی در عرصه داخلی با آن دست به گریبان است که میتواند دولت آن را با مشکلات عدیدهای مواجه سازد.
ثالثا: حضور در اتحادیه اروپا به عنوان بازیگری فعال و موثر از اهداف فرانسویها است. سارکوزی اکنون در شرایطی باید برای اجرای این مهم گام بردارد که در دوران شیراک چندان توفیقی برای آن کسب نگردید. با خروج بلر از عرصه سیاسی انگلیس و گرایش مرکل به آمریکا اکنون این فرصت برای فرانسه ایجاد گردیده تا به عنوان یکی از اصلیترین بازیگران عرصه اروپا ایفای نقش نماید. سارکوزی اکنون بر آن است تا با تدوین سیاستهای کلان در چارچوب اتحادیه اروپا این نقش را ایفا نماید هر چند که دوری فرانسه از تحولات اتحادیه در سالهای گذشته وی را به اتخاذ تصمیمات جدید و فراگیر وادار خواهد ساخت.
رابعا حضور در معادلات عرصه بینالملل از اهدافی است که فرانسه به رغم انزوای نسبی گذشته آن را پیگیری میکند. سیاست آنها بر آن است تا با حرکاتی آرام و بیهیاهوی به این مهم دست یابند. سارکوزی اکنون باید برای حفظ منافع فرانسه در آفریقا، خاورمیانه، آمریکای لاتین فعالیت نماید. این در حالی است که حضور فعال در معادلات جهانی از یک سو و خواستههای آمریکا از سوی دیگر از دغدغههای پاریس میباشد. سارکوزی یکم آنکه وی باید سیاستی کلان برای حل بحرانهای جهان که فرانسه در آن نقش دارد اتخاذ نماید. (پرونده هستهای ایران، تحولات لبنان و سرزمینهای اشغالی فلسطین مهمترین بخش این طرح است) دوم آنکه تعامل یا استمرار تقابل با آمریکا بخش دیگری از سیاست خارجی سارکوزی است که براساس دیدگاه دیپلماتیک آن طراحی و اجرا میشود. در شرایطی که او بخواهد همگام با طرحهای گذشته شیراک گام بردارد، روابط فرانسه و آمریکا در چارچوب تعامل میانه حرکت خواهد نمود (تعاملی که همکاری در آن چندان نمود نمییابد و بیشتر اقتصادی است) هر چند که اگر فرانسه بخواهد در عرصه معادلات جهانی فعالیتی گستردهتر داشته باشد تغییر در مواضع آنها و تبدیل تعامل به اتحاد دور از ذهن نمیباشد. البته برای اجرای این طرح سارکوزی با مشکلی به نام افکار عمومی فرانسه مواجه است که خواستار عدم همسویی و پیروزی از آمریکا میباشد. سوم آنکه سارکوزی به عنوان یک یهودی باید خواستهها و منافع لابی صهیونیست را که در قالب اهداف رژیم صهیونیستی است در نظر داشته باشد.
در نهایت میتون گفت که حضور سارکوزی در پست ریاست جمهوری فرانسه بیش از هر چیز بر گرفته از تجربیات سیاسی وی، حمایت شیراک از او و در نهایت عدم برنامه کاری مشخص و افراطیگری رویال میباشد. با این وجود سارکوزی برای اهدافش با چالشهایی مواجه است که میتواند تا مدتی وی را از اجرای سیاستهای کلان تدوین شده در حوزه داخلی و خارجی منحرف سازد. هر چند که ابتکارات وی میتواند نویددهنده اصلاحات جدید در فرانسه برای ارتقای جایگاه جهانی آن باشد.