کرم محمدی
طی روزهای اخیر موضوع مذاکره ایران و آمریکا بر سر مساله عراق در رسانههای داخلی و خارجی بازتابی قابل توجه یافت. در این میان رسانههای غربی و همسو با سیاستهای کاخ سفید به نحوی این اخبار را پوشش داده و میدهند که گویا جمهوری اسلامی ایران تقاضای مذاکره درباره موضوعات دیگر را نیز از مقامات آمریکایی کرده است. البته این هم از شگردهای خاص تبلیغاتی مرسوم در رسانههای غربی است که همواره دست پیش میگیرند تا پس نیفتند.
در حالی که اینگونه خبرها و تفسیرها بر روی آنتن میروند که آمریکاییها رسما از ایران تقاضای مذاکره درباره عراق را نمودهاند یعنی همان کسانی که تا همین چند روز پیش بارها و بارها تعلیق غنیسازی را پیش شرط هرگونه مذاکره اعلام میکردند، برای نجات از باتلاق عراق از ژستهای پیشین خویش دست کشیده و خواهان کمک جمهوری اسلامی ایران شدهاند. جدای از شانتاژهای اخیر غربیها و علیرغم آنکه مقامات کشورمان اهل تعامل و منطق و گفتوگو و برخوردار از استدلالهای قوی هستند اما چرا در این شرایط نباید درباره سایر موضوعات با کاخ سفید مذاکره نمود؟ برای پاسخ به این پرسش کافی است ابتدا مروری بر گذشته نه چندان دور و سپس مسائل فرارو داشته باشیم.
الف: مسائل گذشته
اگر حتی رفتار و اقدامات خلاف منافع ملت ایران در دولتهای روی کار آمده در آمریکا را در دهههای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی استثنا نموده و کنار بگذاریم، آنچه سردمداران کاخ سفید طی بیست و هفت سال پس از پیروزی انقلاب بزرگ ملت ایران در جهت ضربه بر منافع ملی مردم ما و کارشکنی به منظور ناکام گذاشتن اهداف و برنامههای جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا کردهاند برشماریم؛ پروندهای قطور و مملو از حقکشی و ناجوانمردی فرارویمان قرار خواهد گرفت. تبدیل سفارتخانه آمریکا در تهران به مرکزی برای جاسوسی و سازماندهی گروهکهای ضدانقلاب، پناه دادن به شاه مخلوع و سایر مقاماتی که مسوول دهها سال ظلم و ستم و بیداد و آدمکشی در ایران بودهاند، بلوکه نمودن داراییهای ایران، حمله مستقیم نظامی به طبس، حمایت همهجانبه از صدام حسین در جنگ تحمیلی هشت ساله، تشویق و ترغیب عناصر وابسته به کودتا و پشتیبانی از آنان، تحریم همهجانبه اقتصادی کشورمان در اوج جنگ تحمیلی، بانی و باعث صدور دهها قطعنامه ضدایرانی در مجامع جهانی، ابا نمودن از به رسمیت شناختن انقلاب با شکوه مردم ایران، هدفگیری هواپیمای مسافربری و شهادت بیش از سیصد تن از مسافران بیگناه بر فراز خلیجفارس و دادن مدال شجاعت به قاتل سیصد انسان بیگناه، حمله به چاههای نفتی کشورمان در خلیجفارس، بر زبان راندن سخنان سخیفی مانند اینکه ما ریشه ملت ایران را خشک خواهیم کرد (و اینبرگر وزیر سابق دفاع آمریکا) و... تنها نمونههایی از اقدامات گذشته کاخ سفیدنشینان علیه جمهوری اسلامی ایران است.
ب: مسائل اخیر
علاوه بر موارد ذکر شده؛ حمله مسلحانه نیروهای نظامی آمریکا به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در اربیل و به گروگان گرفتن پنج تن از دیپلماتهای کشورمان که هنوز هم در اسارت قرار دارند؛ ربودن آقای جلال شرفی دبیر دوم سفارت ایران در بغداد؛ دستور وقیحانه رئیسجمهور آمریکا مبنی بر هدف قرار دادن ایرانیها در عراق؛ اختصاص بیست میلیون دلار برای کمک به اصطلاح براندازی انقلاب اسلامی ایران و اعلام رسمی آن؛ منع و تحریم کلیه شرکتهای خارجی طرف قرارداد و معامله با ایران؛ جلوگیری و مخالفت با عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی؛ مخالفت با پیشرفت و ترقی ملت ایران خصوصا در برنامههای صلحآمیز هستهای؛ تحرکات تفرقهافکنانه در میان ملل اسلامی و تلاش برای ایجاد فتنه و جنگ مذهبی؛ حمایت و پشتیبانی از سران گروهکهای ضدانقلاب؛ اتهامات بیپایه و اساس مبنی بر حمایت ایران از تروریسم و... نمونههایی از تحرکات و اقدامات مداخلانهجویانه و قلدرمابانه مقامات کاخ سفید در رابطه با ملت شریف ایران و انقلاب آنان که با خون بهترین فرزندانشان آن را به ثمر رسانیده و برای حفظ و تداومش نیز حاضر به ایثار جان هستند؛ میباشد. حال کدام منطق میپذیرد با دولتی که هر لحظه و آن در فکر طراحی و اجرای توطئههای گوناگون علیه جمهوری اسلامی است دست دوستی داد و باب مذاکره را باز نمود؟ بدیهی اگر آمریکاییها دست از شیطنت برداشته و به حقوق مسلم ملت ایران و خواست آنان احترام گذاشته و ضمن عذرخواهی از عملکردهای مورد اشاره؛ از تکرار رویههای پیشین پرهیز نمایند آنگاه میتوان امیدوار بود که راهی برای کاهش ارتفاع دیوار بیاعتمادی پیدا شود. به نظر میرسد کسی مخالف استفاده از فنآوری پیشرفته غرب و آمریکا نباشد و همچنین کمتر کسی در ایران موافق اختلاف و کشمکش بین ایران و سایر ممالک است؛ اما نباید فراموش کنیم این آمریکاییها بودند که رابطه خویش را با جمهوری اسلامی ایران قطع نمودند و از طرف دیگر برقراری رابطه به هر قیمت و نتیجهای مطلوب هیچ انسان آزاده و خواهان عزت و سربلندی نمیباشد.
آمریکاییها در همین حالی که رسما تقاضای مذاکره در مورد عراق را ارائه کردهاند؛ باز هم شیطنتهایشان را ادامه داده و لحظهای از ضدیت و تلاش برای ضربه به جمهوری اسلامی ایران فروگذار نمینمایند و این موضوع بیانگر غیرقابل اعتماد بودن قول و قرارهای مقامات آمریکایی است. پس باید متناسب با سیاستهایشان با آنان مواجه گردید؛ در این بین بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم استان خراسان رضوی قاطعترین پاسخی بود که باید کاخ سفیدنشینان در این روزها دریافت میکردند. معاندان و آنانی که چشم دیدن سعادت و ترقی ملت ایران را ندارند باید بدانند که رجزخوانیهای آمریکاییها کمترین خللی در اراده پولادین مردم ایران نخواهد گذاشت.