اظهارنظر مقامات آمریکایی در خصوص تمایل برای استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا و مساعی دیپلماتیک مرتبط با آن از جمله تماس و رایزنی با مسوولان 2 کشور چک و لهستان برای میزبانی این طرح، مباحثات عدیدهای را در محافل سیاسی و مجامع کارشناسی کشورهای مختلف در خصوص آثار و پیامدهای این طرح ایجاد کرده است.
چنین پنداشته میشود که این طرح برای اثرگذاری بر ساختار و کارکرد نظام بینالملل از توانمندی بالایی برخوردار بوده و قادر به تغییر نظام توازن قدرت در جهان است از همینرو، طرح موضوع استقرار این سیستم در 2 کشور چک و لهستان با واکنشها و موضعگیریهای گستردهای که عمدتاً رهیافتی انتقادی داشتهاند مواجه شده است. روسیه از جمله بازیگرانی است که واکنش منفی شدیدی در قبال طرح آمریکا اتخاذ کرده است. مقامات بلندپایه این کشور طی چند هفته اخیر به انتقاد شدید از این طرح پرداخته و آن را تهدیدی برای صلح و ثبات جهانی قلمداد کردهاند. در جدیدترین موضعگیری، ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه هشدار داده است برنامههای آمریکا برای ایجاد سپر موشکی در اروپای شرقی خطر آسیب و حتی نابودی متقابل را افزایش میدهد. پوتین همچنین اعلام کرده است که مسکو در اعتراض به این طرح عضویت خود را در پیمان نیروهای متعارف در اروپا به حالت تعلیق درمیآورد. این موضوع تأیید تحول کنش انتقادی روسیه در برابر طرح دفاع موشکی آمریکا از مواضع اعلامی به مواضع اعمالی است.
مطابق با این تحول، اتخاذ مواضع منفی در مقابل طرح آمریکا از سوی روسیه در فاز عملیاتی پیگیری شده و صرفاً به مخالفتهای اظهاری محدود نمیشود.
معاهده نیروهای متعارف در اروپا در سال 1990 از سوی اعضای اتحادیه ناتو و اتحادیه ورشو که هماکنون وجود خارجی ندارد، به امضا رسید. این پیمان که با هدف افزایش کنترل تسلیحات در اروپا منعقد شد، برای انطباق با واقعیات و تحولات دوره پسا جنگ سرد در سال 1999 مشمول برخی اصلاحات شد. روسیه اخیراً علاوه بر تعلیق عضویت خود در این پیمان اعلام کرده است که اگر مذاکرات با کشورهای عضو ناتو در زمینه تکمیل این معاهده در آینده به نتیجه نرسد، ممکن است از آن خارج شود.
این تهدیدات در واکنش به تصمیم آمریکا برای استقرار سیستم دفاع موشکی در اروپای شرقی صورت گرفته است. روسیه بدون شک پایدارترین منتقد طرحهای واشنگتن برای ایجاد سیستم دفاع موشکی بوده است. این طرحها اولین بار در دهه 1950 و در دوران ریاست جمهوری آیزنهاور مطرح شد. پس از آن، رونالد ریگان در سال 1983 با طرح جدیدی که به جنگ ستارگان معروف شد بلندپروازهایی را در زمینه به وجود آوردن یک سیستم دفاع ضد موشکی در سر پروراند. این طرح عظیم به دلایل فنی و هزینه سرسامآور آن هرگز اجرا نشد.براساس این طرح، قرار بود ماهوارههای ضدموشک متعددی در فضا برای نابودی موشکهای هستهای قارهپیما مورد استفاده قرار گیرد.
بیل کلینتون، رئیسجمهور سابق آمریکا نیز با طرح دفاع ملی موشکی کوشید به نوعی رویای اسلاف خود را عینیت بخشد. براساس این طرح، زنجیرهای از صدها موشک رهگیر در زمین مستقر میشد و به کمک شبکه هشدار دهندهای متشکل از رادارها و ماهوارهها مانع نفوذ موشکهای بالستیک دشمن میشد. در این طرح از تمامی امکانات فنی مستقر در زمین، دریا و فضا برای رهگیری موشکهای بالستیک دشمن هنگامی که وارد جو زمین میشوند، استفاده میشد، اما هزینه بالای طرح از مهمترین موانع اجرای آن بود. در شرایط کنونی نیز جمهوریخواهان حاکم بر کاخ سفید با طرح ادعای جدی بودن خطر برنامههای موشکی برخی کشورها در پی اجرای طرح دفاع موشکی در حوزه اروپای شرقی هستند. در تمام این دوران روسیه مهمترین مخالف طرحهای آمریکا بوده است. این کشور در تشریح دلایل مخالفت خود با طرح مذکور به مسائل و مباحث مختلفی اشاره میکند.
نخست روسیه معتقد است که پیگیری این طرح به تضعیف نظام بازدارندگی در جهان منجر میشود، طبیعی است که این امر به ناامن شدن محیط بینالمللی منجر خواهد شد.
دوم روسیه معتقد است که طرح دفاع موشکی یک مسابقه تسلیحاتی گسترده را در دنیا به راه خواهد انداخت و طرح واشنگتن توان دیگر کشورها را برای وارد آوردن ضربه تلافیجویانه به آمریکا کاهش خواهد داد. نتیجه امر آن است که کشورهایی نظیر روسیه و چین به سمت ارتقای تواناییهای نظامی خود حرکت خواهند کرد، سرانجام این وضع به راه افتادن مسابقه تسلیحاتی است.
سوم روسیه معتقد است که طرح دفاع موشکی پیشرفت روند خلع سلاح را در جهان متوقف خواهد کرد. در واقع پایبندی آمریکا به طرحهای سپر موشکی، رکودی را در فرآیند خلع سلاح هستهای و تسلیحاتی به وجود خواهد آورد.
چهارم روسیه معتقد است که تصمیم آمریکا برای آرایش یک سیستم دفاع موشکی اقدامی یکجانبه است و این تصمیم بدون توجه به منافع دیگر کشورها اتخاذ شده است. جدا از این دلایل، بسیاری از مقامات و کارشناسان روسی هدف اصلی از اجرای این طرح را تمایل آمریکا برای تضعیف روسیه و کاهش قابلیتهای تهاجمی آن میدانند. بویژه تصمیم آمریکا برای اجرای این طرح در حوزه اروپای شرقی که زمانی در حوزه نفوذ مستقیم مسکو قرار داشت چنین گمانهایی را تقویت کرده است. آنها باور ندارند ایالات متحده صرفاً نگران برنامههای موشکی دولتهای به اصطلاح یاغی باشد. روسیه همچنین احساس میکند استقرار طرح مورد نظر آمریکا با هدف تسهیل و تسریع روند تکقطبی ساختن نظام بینالملل با محوریت نقش هژمونیک آمریکا صورت میگیرد. بر اساس همین دلایل و ملاحظات، مسکو به مخالفت بنیادی خود با طرح موشکی آمریکا ادامه میدهد.
این مخالفت از مهمترین چالشهای فراروی واشنگتن برای اجرای طرح مورد نظر خود محسوب میشود. طبعاً با توجه به تضاد اساسی دیدگاهها و منافع مسکو و واشنگتن در قبال این موضوع که یادآور صفآراییهای مربوط به دوران جنگ سرد است، میتوان امکان بروز تنشهای بیشتر میان دو کشور را در صورت پیشبرد این طرح از سوی آمریکا انتظار داشت.