محرومیت دولت انتقالی از قدرت نظامی قابل توجه و مشروعیت سیاسی لازم، فرصت دامن زدن به ناآرامیها و تحریک منازعات مسلحانه جدید را به گروههای رقیب داده است
طی دو هفته آخر ماه آوریل مناقشه مسلحانه در سومالی با ورود نظامیان اتیوپی به این کشور و عملیات نظامی مشترک آنها با نیروهای دولت انتقالی سومالی علیه شورشهای رو به تزاید از سوی اسلامگراها، ملیگرایان و شبه نظامیان وابسته به خاندان هاویر در موگادیشو، پایتخت رسمی کشور تشدید شد.
دولت انتقالی که اعمال حاکمیت خود بر موگادیشو را به مثابه آزمونی برای قدرت خود تلقی میکرد از سوی دولتهای غربی اعطاکننده کمکهای بلاعوض اقتصادی به سومالی برای پیگیری پروژههای نوسازی زیرساختها و تأمین امنیت شهر قبل از برگزاری کنفرانس آشتی ملی که هدف از آن یافتن راهکارهای سیاسی برای خروج از بنبست سیاسی در این کشور بود تحت فشار قرار داشت.
ارتش اتیوپی که از دسامبر 2006 میلادی پس از انجام عملیاتی گسترده برای سرکوب نیروهای شورای دادگاههای اسلامی و راندن آنها از اکثر مناطق جنوبی و به ویژه ایالت جداییطلب پوتلند عملاً سومالی را تحت اشغال خود در آورده بود برای خارج کردن نیروهای خود از سومالی تحت فشارهای داخلی و بینالمللی قرار داشت اما امکان فراخوان نیروهای اتیوپی از پایتخت و سایر شهرها در غیاب به ثبات رسیدن این شهر با استقرار نیروهای اتحادیه آفریقا وجود نداشت.
عملیات سرکوب شورشیها که از روز هجدهم آوریل شروع شد و روز 26 آوریل به پایان رسید به ظاهر لااقل به طور موقت با موفقیت همراه بود و به توقف مقطعی خشونتها و استقرار واحدهای ارتش وفادار به دولت اشغالی در خیابانها منجر شد. روز دوم ماه می بود که نیروهای حافظ صلح اتحادیه آفریقا (AMISOH) برای اولین بار پس از ورود خود به پایتخت سومالی پاسداری از خیابانها را برعهده گرفته بودند.
این در حالی بود که شورشیها به طور کامل تسلیم نشده بودند بلکه عقبنشینی به مناطق دورتر از موگادیشو در حال تقویت توان نظامی خود، فراهم آوردن زمینه برای انجام حملات انتحاری، بمبگذاریهای هدفمند و تهاجم به مواضع نیروهای دولتی انتقالی بودند.
براساس تخمینهای سازمان ملل متحد و گروههای امدادرسان این حملات تاکنون مرگ هزار تن را رقم زده و به تبع آن تعداد آوارگان داخلی در سومالی به 400 هزار تن افزایش یافته است. درست در حالی که ارتش اتیوپی و نظامیان وفادار به دولت انتقالی ادعا داشتند موفق به درهم شکستن گروههای شورشی شدهاند و توان خود را روی اعاده ثبات به پایتخت متمرکز کرده بودند ناآرامیها در سایر نقاط کشور سر برآورد.
نیروهای نظامی وفادار به دولت کنترل شهر بندری کیزمائو در جنوب سومالی را در ضمن درگیریهای دو جناح از قبیلهداروا از دست دادند و در ادامه مناقشه نظامی فراگیری بین نیروهای دولتی و نظامیان ایالت پوتلند در گرفت. نرخ جنایت در مناطق دستخوش ناآرامی بالا گرفت و در بایدوآ، پایتخت دولت انتقالی بیثباتی و هرجومرج به نقطه اوج خود رسید.
24 آوریل بود که دامنه مناقشه وقتی جبهه آزادیبخش اوگادن، از گروههای شورشی سومالی به یک پایگاه اکتشافی نفت متعلق به چینیها در مناطق مرزی اتیوپی با سومالی حمله کرد به داخل مرزهای اتیوپی کشیده شد. در این حمله 9 چینی و 65 اتیوپیایی کشته شدند.
اگرچه دولت اشغالی سومالی و اتیوپیاییها ابراز اطمینان کردهاند که توانستهاند توان نظامی شورشیها را نابود کنند و این که سومالی اکنون در مسیر ثبات قرار گرفته اما تحولات جاری تصویری را ترسیم میکند که خیلی هم امیدبخش نیست.
روزهای بحرانی
مشارکت مستقیم نیروهای اتیوپی در اخراج واحدهای شورای دادگاههای اسلامی هر چند از حمایت غرب برخوردار شد اما در ادامه دولت انتقالی ضعیف سومالی را به قدرت رساند که قادر به برقراری امنیت و ثبات دایم در این کشور نیست. ضعف دولت انتقالی ریشه اصلی وضعیت متلاطم و نامشخص سومالی است.
عبدالله یوسف احمد، رئیسجمهور و علیمحمد جدی، نخستوزیر رغبتی به آغاز مذاکرات مستقیم با رقبای سیاسی خود از جمله رهبران شورای دادگاههای اسلامی که اکنون رویکردی آشتیجویانهتر دارند و رهبران قبایل مسلح ندارند.
محرومیت دولت انتقالی از قدرت نظامی قابل توجه و مشروعیت سیاسی لازم فرصت دامن زدن به ناآرامیها و تحریک منازعات مسلحانه جدید را به گروههای رقیب داده است. این در حالی است که منازعات مسلحانه دلیل اصلی مرگ و میر غیرنظامیان، اشاعه فقر و بیماری در سومالی بوده است.
این روند به شکلگیری سیکلی بسته منجر شده که در چارچوب آن تلاشهای دولت اشغالی برای اعاده ثبات به سومالی و اعمال حاکمیتاش هیچگاه به نتیجه نخواهد رسید.
ادامه منازعات مسلحانه در اواسط ماه آوریل اکنون میرود تا جای خود را به فروپاشی سیاسی داده و نوعی احساس ناامنی و در راه بودن بحرانی تازه را در مردم این کشور القا کند. بازیگران خارجی این عرصه به استثنای اریتره به عنوان رقیب منطقهای اتیوپی که از مخالفان دولت انتقالی سومالی حمایت میکند تمام توان خود را معطوف سرکوب شورشیها کردهاند بیآن که توفیق چندانی در این راه کسب کنند.
منازعات چند وجهی
در حالی که منازعه در موگادیشو به مراحل پایانی خود نزدیک میشود اختلافنظرها و دشمنیهای سیاسی دیرینه به قوت خود باقی است. ائتلاف در حال جنگ با دولت انتقالی و آدیسآبابا منافعی چندوجهی را دنبال میکنند که همین مسأله دستیابی به توافق نهایی را دشوار میکند.
دولت انتقالی سعی دارد با جذب مشارکت قبایل مسلح مانع از تشدید ناآرامیها شود اما قادر به حل و فصل تمامی منازعات از این طریق نخواهد بود. روز هفدهم آوریل بود که رئیسجمهور طی حکمی عبدی حسن غیبدید، از جنگسالاران. سومالی را به ریاست پلیس منصوب کرد و 10 روز بعد محمد ظهیر، از دیگر جنگسالاران صاحبنام به عنوان شهردار موگادیشو برگزیده شد.
این دو جنگسالار از اعضای ائتلاف برای اعاده نظم، ثبات و مبارزه با تروریسم برای سرکوب جنبش اسلامگراها در سال 2006 بودند که پس از حملات اخیر نیروهای اتیوپی و واحدهای ارتش دولت انتقالی از پایتخت رانده شدند. اگرچه این دو جنگسالار از مخالفان دولت اشغالی بودند با رایزنیهای بعدی به پذیرش پستهای دولتی رضایت دادند.
چنین اقداماتی میتواند به کاهش تنشها کمک کند اما الزاماً این بدان معنا نخواهد بود که میتواند به تنشها در سومالی برای همیشه پایان دهد.
شکست بنبست بدون برقراری امنیت
اگرچه دولت اشغالی سومالی توانسته به بنبست سیاسی حاکم بر کشور پایان دهد اما قادر به اعاده ثبات پایدار به این کشور شاخ آفریقا نیست. اختلافنظرها در حال تعمیق است و به ظاهر جناحهای درگیر هم رغبتی به کنار گذاشتن اختلافنظرهای خود ندارند.
یکی از دلایل فلج شدن پروسه سیاسی در سومالی حمایت خارجی از دولت انتقالی است و یکی از دلایلش هم این است که سومالی در صدر فهرست دغدغههای قدرتهای بزرگ قرار ندارد. با رها کردن سومالی به حال خود این احتمال که با فروپاشی سومالی ناامنی به فراسوی مرزهای این کشور گسترش پیدا کند، وجود دارد.