محسن محمدصالح
رژیم صهیونیستی اخیرا پنجاه و نهمین سالگرد تاسیس خود را جشن گرفت و در این میان فلسطینیان نیر خاطره این حادثه را به یاد آورده و با امید به بازگشت به سرزمین اصلیشان و آزادی زندگی میکنند.
پروژه صهیونیسم براساس تفکر مهاجرت یهودیان از سراسر نقاط جهان به فلسطین و آواره کردن فلسطینیان و غصب اموال و داراییهای آنها بنیان گذاشته شد. آیا اکنون بعد از گذشت چندین سال از اشغال فلسطین، صهیونیستها در فلسطین نسبت به آینده خود و پروژهشان از لحاظ جمعیتی احساس امنیت میکنند؟
مهاجرت یهودیان و اخراج فلسطینیان
هنگامی که انگلیسیها در سال 1917 فلسطین را بطور کامل به اشغال خود درآوردند و شروع به اجرای طرح ایجاد میهن ملی برای یهودیان در فلسطین و نظارت بر آن کردند، تعداد یهودیان در فلسطین به 50 هزار نفر یعنی %8 از کل ساکنان فلسطین میرسید و این در حالی بود که %92 دیگر را عربهای فلسطین تشکیل میدادند.
در طول سی سال حضور انگلیس در فلسطین و حمایت مقامات انگلیس از "سیاستهای صهیونیسم" 483 هزار نفر یهودی به فلسطین مهاجرت کردند و در حالی که آمار یهودیان در زمان شروع جنگ سال 1948 در حدود 650 هزار نفر (یعنی 9/%31 از کل جمعیت فلسطین) بود، آمار جمعیت عربهای فلسطین به یک میلیون و 390 هزار نفر (یعنی 1/%68 از کل جمعیت فلسطین) میرسید و یهودیان تنها %6 از خاک فلسطین را در اختیار داشتند.
به همین دلیل، وقتی قطعنامه سازمان ملل در نوامبر 1947 درباره تقسیم خاک فلسطین صادر شد با همه ظلم و اجحافی که در حق فلسطینیان شد و %54 از خاک فلسطین به یهودیان واگذار شد صهیونیستها تازه به این حقیقت پی بردند که در این منطقه 500 هزار نفر یهودی و 497 هزار نفر فلسطینی عربتبار در آن زندگی میکنند و به فرض اینکه در این منطقه جنگی رخ دهد باز هم تعداد فلسطینیان طی چندین سال آینده از تعداد یهودیان بیشتر خواهد شد و دیگر فرصتی برای ایجاد وطن یهودی باقی نخواهد ماند.
در همین راستا و برای حل بحران جمعیتی، صهیونیستها دست به یکی از فجیعترین کشتارهای نژادی در قرن بیستم زده و با اشغال %77 از خاک فلسطین حدود 800 هزار نفر را از فلسطین اخراج کردند و این امر نشاندهنده این است که عامل اصلی تشکیل دولت یهودی کشتار و اخراج فلسطینیان بود نه مهاجرت یهودیان به فلسطین.
در سال 1948 یهودیان ساختار اجتماعی و جمعیتی جامعه صهیونیستی را که در آن اساس اولیه تشکیل دولت نامشروع خود را بنا نهاده بودند مورد بازنگری قرار داده و جمعیت "اسرائیل" به 872 هزار نفر رسید که 716 هزار نفر (یعنی 2/%82) را یهودیان و 156 هزار نفر دیگر را عربها (فلسطینیان ساکن سرزمینهای اشغالی 1948 در آن زمان) تشکیل میدادند.
نظریه توسعهطلبانه صهیونیستها برپایه "زمین بیشتر و عرب کمتر" و "غصب خاک فلسطینیان و الحاق آن به خاک منطقه یهودینشین" بنیان نهاده شده بود و این مساله به معنای اخراج عربها از سرزمین فلسطین و مهاجرت یهودیان به داخل این سرزمین و در واقع جایگزینی یهودیان با فلسطینان در سرزمین فلسطین میباشد و این روند همچنان ادامه داشت و رژیم صهیونیستی بعد از جنگ سال 1967 اقدام به اخراج بیش از 300 هزار فلسطینی و الحاق رسمی قدس و جولان به خاک مناطق یهودینشین کرد و در یک طرح ظالمانه برای اسکان یهودیان در فلسطین اقدام به ساختن بیش از 160 شهرک یهودی و اسکان بیش از 460 هزار یهودی در این شهرکها کرد.
کاهش مهاجرت یهودیان
علیرغم این اقدامات پروژه صهیونیسم با چالشهای جمعیتی متعددی مواجه است و مساله کاهش مهاجرت یهودیان به فلسطین یکی از مهمترین چالشها است. رژیم صهیونیستی در فاصله سالهای 1948 تا 2006 توانست در حدود دو میلیون و 900 هزار یهودی را به داخل فلسطین جذب کند و از این طریق توانست اکثریت یهودی را در داخل فلسطین حفظ کند.
در سالهای بعد از تشکیل دولت یهودی در فلسطین و بویژه دهه پنجاه قرن بیستم منبع اصلی جذب مهاجران کشورهای عربی و اسلامی بود و طی سه سال (در خلال سالهای 1951 ـ 1948) با مهاجرت 687 یهودی که 442 هزار نفر از آنها از همین کشورهای عربی و اسلامی به فلسطین مهاجرت کرده بودند تعداد یهودیان در فلسطین افزایش یافت. مهاجرت "یهودیان عربتبار" نیز در تامین نیروی انسانی و نیروی کار که باعث تحکیم پایههای دولت یهودی و تامین نیروی لازم برای رشد و ترقی آن میشد نقش داشت. میتوان گفت که یهودیان عربتبار یکی از ارکان دولت عبری را تشکیل میدادند. اما در نیمه اول قرن بیستم این تقریبا مهاجرت یهودیان از کشورهای اسلامی به فلسطین روبه اتهام نهاد. بنا به دادههای موجود، در سال 2005 براساس سرشماریهای رسمی صهیونیستی، 493 هزار نفر یهودی در مراکش، 239 هزار یهودی در عراق، 142 هزار نفر یهودی در یمن، 122 هزار یهودی در تونس و الجزائر، 69 هزار یهودی در لیبی، 57 هزار یهودی در مصر و 36 هزار یهودی در سوریه و لبنان و تعدادی نیز در ترکیه و ایران و دیگر کشورها زندگی میکردند که به فلسطین مهاجرت کردهاند.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق صهیونیستها، یهودیان موجود در این کشور و نیز یهودیان شرق اروپا را نیز به فلسطین مهاجرت دادند و در فاصله زمانی میان سالهای 1989 تا سال 2006 یک میلیون و 224 هزار نفر یهودی از این کشورها به فلسطین مهاجرت کردند. از این رو، بدیهی است که موج مهاجرت از روسیه و اروپای شرقی بویژه در سالهای اخیر رو به کاهش بگذارد و به حدود 25 ـ 20 هزار نفر در سال برسد، در حالیکه این آمار طی دهه گذشته به سالیانه صد هزار نفر میرسید.
مشکلی که صهیونیستها در آمریکا (با 5 میلیون و 700 هزار یهودی) و کشورهای اروپای غربی (فرانسه 600 هزار و انگلیس با 300 هزار یهودی) با آن روبرو بودند، این بود که این گروه از یهودیان به دلیل اوضاع خوب اقتصادی در این کشورها مایل به مهاجرت به "اسراییل" نبودند. از همین رو صهیونیستها اقدام به جذب یهودیان فلاشا از اتیوپی کردند و در سالهای اخیر نیز ادعا کردهاند که یکی از قبایل هندی یهودی هستند و این در حالی است که جذب یهودیان به فلسطین به اوج خود رسیده است.
بحران افزایش جمعیت فلسطینیان ساکن اراضی اشغالی 1948
اما دومین عامل نگرانی یهودیان این است که این افزایش تعداد یهودیان در مقایسه با تعداد عربهای فلسطین کم است و در حالی که درصد رشد جمعیت یهودی فلسطین اشغالی در حدود 85/%1 است آمار رشد عربهای فلسطین به 4/%3 یعنی دو برابر آمار رشد یهودیان میرسد.
میانگین آمار زاد و ولد در میان یهودیان 6/2 کودک (26 کودک برای 10 زن) و در میان فلسطینیان 2/4 کودک (42 کودک برای 10 زن) میباشد. براساس گزارشهای مرکز آمارگیری فلسطینی میانگین کلی بارداری در میان زنان فلسطینی در کرانه باختری از 6/5 در سال 1997 به 1/4 در سال 2003 رسیده است و در نوار غزه نیز این میزان از 9/6 به 8/5 در مدت مشابه رسیده است. برخی پژوهشگران دلیل این مساله را مورد سوال قرار داده و پژوهشگرانی مثل "یوسف کرباج" و "سلمان ابوسته" آنرا از موارد نادر برشمردهاند. "ابوسته" احتمال استفاده رژیم صهیونیستی از سلاحهای مخفیانه بیولوژیکی با هدف کاهش جمعیت فلسطینان را مطرح کرده و در این مورد به گزارشهای مطبوعاتی مبنی بر بروز حالات بیهوشی یا روانی در میان دانشآموزان مدارس و مرگ عدهای در اثر گاز گرفتگی استناد میکند. وی همچنین از گزارش وزارت بهداشت درباره افزایش بیسابقه موارد سقط جنین و سرطان در میان زنان فلسطینی خبر میدهد، که به گفته منابع پزشکی مواد شیمیایی که رژیم صهیونیستی در حملات خود به فلسطینیان مورد استفاده قرار میدهد، عامل اصلی این بیماریهاست.
اما با این وجود، آمار رشد فلسطینان بیشتر از یهودیان است و براساس پیشبینیها، آمار فلسطینان ساکن سرزمین تاریخی فلسطین (سرزمینهای اشغالی سال 48 و کرانه باختری و نوار غزه) در سال 2010 از آمار یهودیان بیشتر خواهد بود. همچنین طبق پیشبینیها صهیونیستی انتظار میرود که تعداد فلسطینان در سال 2020 به 8 میلیون و 200 هزار نفر و در مقابل تعداد یهودیان به شش میلیون و 300 هزار نفر برسد.
صهیونیستها با ابراز نگرانی از افزایش شمار فلسطینیان از این مساله به عنوان "بمب جمعیتی" نام بردهاند. صهیونیستها، افزایش جمعیت فلسطینیان در سرزمین خود را یک خطر و مایه نگرانی معرفی میکنند و این در حالی است که رژیم صهیونیستی از آغاز تشکیل دولت عبری اقدام به جذب یهودیان از 110 کشور جهان که به 82 زبان مختلف صحبت میکنند، کرده و با این کار شمار یهودیان را به 9 برابر افزایش داده است.
مساله افزایش جمعیت فلسطینان یکی از عوامل افزایش درخواستهای یهودیان تندرو نسبت به اخراج فلسطینیان از سرزمینهای اشغالی سال 48 یا اجرای طرح به اصطلاح "ترانسفر" (کوچ اجباری) علیه این فلسطینیان بود.
اساس ایده عقبنشینی یکجانبه رژیم صهیونیستی که توسط شارون ارائه شد و حزب کادیما نیز برای اجرای همین طرح تشکیل شد، بر نجات از بحران جمعیتی نوار غزه و کرانه باختری و حفظ زمینهای بیشتری برای یهودیان و بویژه حفظ مجتمعهای یهودینشین و منطقه پشت دیوار حائل و نیز منطقه قدس استوار بود. همزمان با این افزایش جمعیت صهیونیستها نگران این بودند که با افزایش شمار فلسطینان، آنها دیگر تفکر تشکیل دو دولت در فلسطین را رد کرده و با توجه به در اختیار داشتن اکثریت خواستار تشکیل یک دولت واحد با رعایت تمامی حقوق سیاسی و مدنی آنها و نابودی "رژیم نژادپرست صهیونیستی شوند و راه مبارزانی سیاهان آفریقا را در پیش بگیرند و بدین ترتیب ماهیت یهودی دولت عبری را از آن سلب کنند و جامعه بینالمللی نیز با مشاهده اکثریت فلسطینیان، حداقل در ظاهر و گفتار از آنان دفاع کند.
حق بازگشت آوارگان فلسطینی
سازمان ملل متحد قبول عضویت رژیم صهیونیستی در این سازمان را منوط به اجازه این رژیم به بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین خود کرد و این حکمی است که حتی اگر صد بار دیگر هم تکرار شود رژیم غاصب هیچوقت آنرا نمیپذیرد. چرا که پذیرفتن این مساله و اجرای طرح بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین خود به معنای نابودی پروژه صهیونیسم و دولت یهودی است و فلسطینان با بازگشت خود، اکثریت را بدست گرفته و از طریق برگزاری انتخابات سالم خواهند توانست زمام امور دولت را بدست یگرند. از همین رو، شاید پذیرش گفتگو بر سر مساله قدس برای صهیونیستها آسانتر و پذیرفتنیتر از پذیرش مساله بازگشت آوارگان به فلسطین باشد.
براساس دادههای آماری تعداد آوارگان فلسطینی سرزمینهای اشغالی سال 48 در حال حاضر به 5 میلیون و 300 هزار نفر میرسد. در صورت فراهم شدن امکان بازگشت این افراد به داخل فلسطین براساس آمارهای پایان سال 2006 جمعیت فلسطینیان تنها در سرزمینهای اشغالی 1948، به 6 میلیون و 450 هزار نفر در مقابل 5 میلیون و 400 هزار یهودی یعنی میزان 4/%54 در مقابل 6/%45 خواهد رسید.
از همین رو، صهیونیستها مساله بازگشت آوارگان به سرزمین خود را یک مساله سیاسی یا قابل گفتگو نمیدانند که بتوان آنرا از طریق قوانین بینالمللی یا قوانین حقوق بشر حل کرد، بلکه به آن به چشم یک مساله موجودیتی نگاه میکنند؛ چرا که موجودیت رژیم آنها براساس حذف فلسطین و آواره کردن مردم آن شکل گرفته است و مطمئنا بازگشت آوارگان فلسطینی به معنای نابودی دولت یهودی حتی در صورت باقی ماندن یهودیان در فلسطین است.
آوارگان فلسطینی در صورت پایبندی به بازگرداندن حقوق از دست رفته خود، خواب آرام را از یهودیان میگیرند. به این علت که حق بازگشت حق شخصی و مقدس و برای هر فلسطینی است و با توجه به توان گنجایشی زمین و با توجه به اینکه بسیاری از روستاهای تخلیه شده در حال حاضر بدون سکنی باقی ماندهاند میتوان به این نتیجه رسید که امکان بازگشت این آوارگان وجود دارد. علاوه بر این قوانین بینالمللی و قطعنامههای سازمان ملل نیز حق بازگشت را برای آوارگان محفوظ میداند و بدین ترتیب میبینیم که تنها مانع در این زمینه بر هم خوردن توازن قدرت در منطقه و متضرر شدن دشمن صهیونیستی تحت حمایت آمریکا است.
مهاجرت معکوس
طرح صهیونیستی در حال حاضر با یک بحران جمعیتی دیگری مواجه شده است و آن مهاجرت معکوس از "اسرائیل" به خارج میباشد و براساس گزارشهای منتشر شده، در اکتبر 2006 نشاندهنده این است که 750 ـ 700 هزار "اسراییلی" مهاجرت معکوس داشته که %60 از آنها به آمریکای شمالی و %25 به اروپای غربی رفتهاند. همچنین گزارشهای سفارت رژیم صهیونیستی در مسکو حاکی از آن است که 50 هزار نفر از مهاجران یهودی که در دهه گذشته از روسیه به "اسراییل" مهاجرت کرده بودند، به این کشور بازگشتهاند.
در این میان، انتفاضه فلسطین و اوضاع امنیتی منطقه نقش زیادی در این مساله داشتند و از عوامل دیگر مهاجرت معکوس میتوان به اوضاع وخیم اقتصادی به دنبال حملات گروههای فلسطینی و از بین رفتن این باور نزد یهودیان است که دیگر فلسطین اشغالی مکان امنی برای آنها نیست.
در این مقاله تلاش کردیم به برخی از مشکلات جمعیتی "پروژه صهیونیسم" اشارهای داشته باشیم، اما مشکل اصلی طرح مذکور در تعداد ساکنان با نسبت نژادی آنها نیست؛ چرا که براساس آمارها جمعیت عربها در حدود 300 میلیون نفر و جمعیت مسلمانان نیز در حدود یک میلیارد و پانصد میلیون نفر میباشد و مشکل اساسی در این زمینه به انتخاب شیوههای درست از سوی فلسطینیان و عربها و مسلمانان میباشد که این قدرت را به آنها میدهد که از طریق نهضتهای مردمی و بسیج امکانات خود و نیز همسو کردن تلاشها، خواستههای خود را اجرایی کند و در غیر این صورت این اکثریت جمعیتی به مانند کفهای روی سیل بیتاثیر و بیاهمیت خواهد بود و دیگر قدرت چون حیوانات درنده به جان آنها میافتند.