
بحرین، صدایی که شنیده نمی شود!/ حسن احمدی
پایگاه بصیرت؛ گروه سیاست خارجی: نیروهای امنیتی بحرین طی روزهای اخیر به منزل 18 نفر از انقلابیون بحرینی یورش برده و 15 نفر را بازداشت کرده اند که در بین آنها دو کودک 4 و 5 ساله نیز وجود دارد، سپس بر خلاف موازین بین المللی با محاصره منطقه بنی جمره به بهانه انفجاری مشکوک ، انقلابیون را تحت فشار قرار داده و حتی از گازهای سمی در مناطق مسکونی استفاده کردند، مساله ای که با سکوت مرگبار مجامع بین المللی مواجه شده است.
چهارشنبه هفته گذشته در منطقه بنی جمره انفجاری رخ داد که منجر به زخمی شدن 7 پلیس گردید و پس از این انفجار نیروهای امنیتی آل خلیفه تمام توان خود را برای سرکوب انقلابیون بکار بستند. تحلیل گران از این موضوع به عنوان صحنه سازی آل خلیفه برای متهم کردن انقلابیون از آن یاد می کنند. درست به همین خاطر بود که " مجید میلاد" عضو دبیرخانه مرکزی جمعیت وفاق بحرین هرگونه ارتباط بین انقلابیون بحرینی با انفجار بنی جمره را تکذیب و رژیم آل خلیفه را به صحنه سازی برای خدشه دار کردن چهره انقلابیون متهم کرد. وی هدف رژیم بحرین از متهم کردن انقلابیون به دست داشتن در این انفجار را فرار از حقایقی چون عدالت و دموکراسی که حق مسلم مردم انقلابی بحرین است، عنوان کرد و گفت: مردم انقلابی با وجود سرکوبگری ها راه مسالمت آمیز خود را ادامه می دهند.این روزها انقلاب بحرین در سطح و عمق گسترش یافته و حقیقتا آل خلیفه هیچ جایی در بین مردم ندارند و اما غرب تمام معیارهای انسانی را در مورد بحرین زیر پا گذاشته و هیچ توجهی به این موضوع ندارد. مردم بحرین جمعه گذشته بطور گسترده در حمایت از زنان بازداشت شده از سوی رژیم بحرین به خیابانها آمده و خواستار آزادی آنان شدند. این راهپیمایی حمایت آمیز که با نام " جمعه زنان اسیر" بود ، در مناطق مختلف این کشور از جمله دارکلیب، الدراز، ستره، الدیه، کرباباد، شیخ ریحان، صدد، المصلی، جدحفص، اسکان، الکوره، شهرکان، نویردات، سماهیج، سفاله، العکر، کرزکان، المعامیر، ستره مرکوبان و الماحوز برگزار شد. آیا چنین اعتراضی با این گستردگی خود رفراندومی در جهت پایان دادن به حکومت آل خلیف محسوب نمی شود؟ رفراندومی که تاکنون بارها از سوی مردم با هیمن خواست تکرار شده، اما از نظر غربی ها چون خلاف منافع آن هاست، هیچ ارزشی ندارد.
غرب تلاش می کند، انقلاب بحرین را به عنوان یک دعوای شیعه و سنی قلمداد کند در حالی که این هم یکی از دروغ های تاریخی غرب است. شیخ عیسی نماد روحانی انقلابی بحرین،این هفته نیز همچون هفته های گذشته در مسجد امام صادق الدراز خطبه خواند و خواستار وحدت شیعه و سنی شد و درباره فتنه های مذهبی که قصد اختلاف افکنی میان انقلابیون را دارند، هشدار داد. وی گفت: «فتنه مذهبی در حال پیشروی خزنده به هر وجب از میهن اسلامی است و فتنه طائفه ای امروز در هر وجب از خاک میهن اسلامی که می تواند پیشروی می کند تا تر و خشک این امت را با هم بسوزاند.» به راستی در کشاکش تحولات انقلاب بحرین این صدای شیخ عیسی قاسم است که همچون اکثریت روحانیت شیعه زیر بار ظلم نرفته و هر هفته مردم بحرین صدای رسایش را از تریبون نماز جمعه الدراز می شنوند تا افق راه خود را طبق آن سخنان بلیغ روشن نمایند.شیخ عیسی امروز نه تنها فرد مورد وثوق شیعیان بلکه نماد وحدت شیعه و سنی در بحرین است که بانگ اتحاد آنان، سرنگونی آل خلیفه را می طلبد. بحرین از یک سو توانمندی روحانیت شیعه در ایجاد اتحاد میان مسلمین و نشان دادن ظالمان اصلی را به نمایش می گذارد و از سوی دیگر چگونگی سوءاستفاده غرب از دسته بندی شیعه و سنی برای غافل کردن آنان از دشمن اصلی را بازگو می کند؛ موضوعی که اسباب بدبختی مسلمین در تاریخ معاصر بوده است.
در بین تحولات بیداری اسلامی که از غرب آسیا تا شمال آفریقا امتداد یافته ، مسائل بحرین توسط رسانه های غربی و وابستگان منطقه ای آن ها، متفاوت تحلیل می شود. این کشور به لحاظ موقعیت استراتژیکی خود از همان ابتدای بیداری اسلامی اخبار وقایع آن به گونه ای دیگر منعکس می شد که این روند به مدد امپراطوری رسانه ای غرب و جیره خواران آن در منطقه خلیج فارس تاکنون نیز ادامه یافته است. همچنین با کمال تاسف باید ابراز داشت که تحولات این انقلاب مظلوم حتی در رسانه های داخلی نیز آنچنان که شایسته این مردم متدین و شیفته انقلاب اسلامی هست، بازتاب نمی یابد، و حق این است که حال و هوای انتخابات و تحولات سوریه نباید ما را از انعکاس تحولات انقلاب بحرین غافل کند.اما در مورد رویکرد غربی ها به تحولات بحرین، پرسش اساسی این است که آنان که ادعای آزادی رسانه ها و جریان آزاد اطلاعات می کنند چرا و چگونه تحولات این جزیره را سانسور کرده و چرا دنیا صدای بحرین را نمی شنود و یا اینکه خود را به نشنیدن زده است.علی رغم وجوه اشترک فراوان بین عوامل منجر به بیداری اسلامی در کشورهای مصر، لیبی، تونس، یمن و بحرین که شعارها و نمادهای اسلامی مستتر در آنها مهمترین عامل این اشتراک است، سیاست دول غربی ، عربستان ، قطر و دولت آل خلیفه در برخورد با معترضین بحرینی نشان دهنده این حقیقت است که عواملی در نوع برخورد با انقلاب بحرین وجود دارد که تحولات جاری این کشور را از آنچه در سایر کشورهای متاثر از موج بیداری اسلامی می گذرد، متفاوت می سازد.
بحرین، سرزمین تبعیض و شکنجه
به گفته رهبران جمعیت الوفاق بحرین ، تاکنون بیش از 220 کودک از آغاز تحولات این کشور در فوریه 2011 ، بازداشت شده اند که 50 تن از آنها همچنان در پشت میله های زندان هستند. نگرانی ها درباره سرنوشت این کودکان زمانی افزایش می یابد که جمعیت حقوق بشر بحرین گزارش داد این کودکان در زندان به روش های وقیحانه شکنجه و بعضا مورد تعرض جنسی نیز قرار گرفته اند.علاوه بر شکنجه قرون وسطایی در بحرین و انتقال مبارزین به زندان های عربستان ، شیعیان این کشور همواره از نوعی تبعیض نیز رنج می برند چرا که در بحرين همواره نوعي بدبيني و بي اعتمادي متقابل ميان شيعيان و خاندان آل خلیفه وجود داشته است. با اين تفاوت كه بدبيني و عدم اعتماد شيعه به هيئت حاكمه به دليل سني بودن آل خليفه نيست، بلكه به دليل رفتار سوء و تبعیض های آشکار در طول تاريخ این کشور است، در حالي كه بدبيني هيئت حاكمه به شيعيان به دليل شيعه بودن و پيوند نزديك آنها با شيعيان ايران و لبنان و اخیرا عراق می باشد. به همین خاطر تاکنون ده ها مسجد متعلق به شیعیان ویران شده که آخرین آن تخريب مجدد مسجد ابوطالب در شهر حمد و تلاش رژيم آل خليفه به منظور انتقال دو مسجد فدك الزهراء و العسكري به منطقه اي دور دست می باشد که در همین هفته اتفاق افتاد. شيخ ميثم السلمان با هشدار نسبت به پيامدهاي خطرناك تخريب مجدد مسجد ابوطالب و انتقال دو مسجد دیگر در این باره تصریح کرد: برخي طرفهاي بحران ساز رژيم در اين زمينه دستوراتي رسمي صادر كرده اند.
ریشه ناآرامی های متاثر از موج بیداری اسلامی در بحرین به تنشهایی بر می گردد که سالیان متمادی است بخاطر در انزوا قراردادن یک اکثریت مطلق حاصل شده؛ اکثریتی که به دلیل پویایی، تحرک و هویت غنی اعتقادیشان و حساسیت غرب و ارتجاع عرب بویژه عربستان سعودی سالهاست به شکل مستبدانه ای منزوی شده و این شاخص ترین وجه تمایز تحولات بحرین با دیگر کشورهای متاثر از بیداری اسلامی است.از دیگر عللی که باعث سانسور انقلاب بحرین می شود ، احتمال تاثیرپذیری انقلابیون آن پس از پیروزی از ایران می باشد که قرابت اعتقادی آنان با ایران نیز این فرضیه را برای غرب جدی تر می کند. در آن صورت غرب یک کشور مهم و استراتژیک را که در همسایه عربستان قرار دارد و پایگاه ناوگان پنجم دریایی آمریکاست از دست خواهد داد و از قضا به زعم آنها به عنوان پایگاهی برای ایران و چه بسا به حلقه های محور مقاومت در منطقه نیز تبدیل شود.
از دیگر علل سانسور انقلاب بحرین جلوگیری از تکمیل کمربند شیعی در خاورمیانه است که در صورت محقق شدن آن بخاطر همسایگی بحرین با عربستان و قطر، فضا بر ارتجاع عرب تنگ شده و غرب نیز پایگاههای خود را در منطقه از دست خواهد داد و این موضوع می تواند از منظر آنها عاملی برای صدور انقلاب اسلامی تلقی گردد. این ها در حالی صورت می گیرد که نهادهای حقوق بشر و مقامات آمريكايي به سكوت يا انفعال خود در قبال این جنایات ادامه ميدهند و رسانههاي تحت سیطره امپریالیسم صهیونیستی از انعكاس وقايع بحرين خودداري و یا بصورت جهت دار به انعکاس آن می پردازند. به نظر می رسد آل خلیفه راهی را می رود که دیگر دیکتاتورهای عرب مثل صدام حسین، حسنی مبارک، بن علی و قذافی رفته اند و طبعا باید منتظر ماند و دید که سرنوشت او نمی تواند چیزی جز سرنوشت این طاغوت ها باشد.