تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۹۲ - ۰۵:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۵۹۳۸۶

قطر کوچک ظاهر خواهد شد.

آمریکایی ها می بایست این بالونی را که باد کرده بودند دوباره کوچک کنند و عربستان با چهره ای متفاوت به عنوان پرچمدار سیاست های جدید به صحنه برگردد.

پایگاه بصیرت؛ گروه سیاست خارجی: کشور کوچک قطر هفته گذشته شاهد انتقال قدرت از شیخ حمد به شیخ تمیم 33 ساله بود. قطرکه طی سال های اخیر نقش پررنگی را در جهت سیاست های آمریکا و صهیونیسم در منطقه ایفا کرده است، دستخوش چه مسائلی است که به سرعت قدرت را به امیری جوان واگذار کرد؟ آیا قطر از موج بیداری اسلامی در خطر است؟ آیا این تغییر، سیاست خارجی مداخله گرایانه قطر را تشدید یا کُند خواهد کرد؟

سیدمحمد صادق الحسینی، کارشناس ارشد خاورمیانه در گفتگوی مفصل با پایگاه بصیرت این سؤالات را پاسخ می دهند.

بصیرت: چه عواملی سبب کناره گیری شیخ حَمَد از قدرت و واگذاری آن به شیخ تممیم شد؛ شیخ حَمَد چه اهدافی را از این کار دنبال می کند؟

صادق الحسینی: ظاهر قضیه مریضی امیر قطر است که مدتی است با یک کلیه و با یک سوم معده زندگی می کند و سرطانی که در تمام بدنش منتشر شده است و احتمال دارد وضعیت وخیم او روز به روز بدتر و وخیم تر شود، اما اصل قضیه به نظر ما از لحاظ زمانی و از لحاظ موقعیت و شرایط منطقه عمیق تر و پیچیده تر از این حرف هاست. در درجه اول علت اصلی آن شکست بسیار سنگین طرح مثلث ترکیه، عربستان و قطر با رهبری رژیم اسرائیل و آمریکا در جنگ علیه سوریه و محور مقاومت است .که این سه تقریباً نتوانستند به آن چیزی که وعده داده بودند، برسند و آخر هم تمام تیرهای آن ها به سنگ خورده و شکست بزرگی برای طراحان شبکه های جاسوسی منطقه با کمک اسرائیل و رهبری امریکا بود. بنابراین لازم بود تغییراتی در چهره های قدیم که حاکم بر منطقه بودند، اعمال شود و مهمتر از همه این دو حَمَد در قطر یعنی حمد امیر و حمد نخست وزیر، که پرچمدار این جنگ افروزی و ارسال تروریست ها به سوریه و علمدار این که بشار اسد باید ساقط شود، بودند، می بایست از صحنه سیاسی کنار زده شوند، اما با شکل به اصطلاح همان کودتای سفیدی که آمریکایی ها در کل منطقه بعد از شکست در افغانستان و عراق برای خود انتخاب کردند و چون نمی خواهند مستقیماً خودشان دخالت کنند، تصمیم شان این بود که به این شکل این کار را انجام دهند. اما یک عامل دیگر که از این کم اهمیت تر نیست وجود دارد و آن این که می بایست تغییرات اصلی از قطر شروع شود. بزرگ شدن قطر به عنوان امپراطوری گاز، نفت و پول که البته یک امپراطوری واقعی نیست، بلکه آمریکایی ها و اسرائیلی ها یک امپراطوری مجازی و دیجیتالی به نفع خود ایجاد کرده اند که طی آن قطر می بایست در یک فضای جنگ اطلاع رسانی و جنگ افروزی برای جبهه مقاومت و ایران هراسی و شیعه هراسی در کنار الجزیره، فتنه های مذهبی، قومی و دینی در منطقه ایجاد کنند. این برنامه هم به انتهای راه رسیده بود و ����ر ��اری که از دستشان بر می آمد در میدان سوریه در میدان های مختلف منطقه با هدف موج سواری روی بیداری اسلامی در مصر، تون�� و جاهای مختلف انجام دادند و حتی سعی کردند با پول قطر و تبلیغات آن و کمک فقهای سلطانی امثال قرضاوی، ترکیه را به عنوان رهبر یک قوس سنی و به عنوان معادل هلال شیعی مطرح کنند که این برنامه به انتهای راهش رسیده و آمریکا تصمیم گرفته که برای حل مسئله سوریه کرنشی داشته باشد و با طرح های نرم افزاری خواست با محور مقاومت برخورد کند و لازمه اش این بود که چهره های قدیمی وحشتناک و جنگ افروز و پرچمدار جنگ عریان و تروریستی علیه سوریه و محور مقاومت  متوقف بشوند و یک چهره به اصطلاح نرم و کوچک تر به عنوان نماد این کرنش جدید آمریکایی ها در منطقه باشد، روی کار آید که تَمیم پسر امیر قطر است و ایشان سیاست های قطر را با آن شکلی که آمریکایی ها می خواهند، در جهت کرنش آمریکایی ها در منطقه اجرا کند و همچنین در این جهت که آمریکایی ها در حد امکان از مواجهه نظامی مستقیم و عریان با محور مقاومت اجتناب می کنند. لذا یکی از این خبرهایی که در حال حاضر به شدت در فیسبوک و توئیتر منتشر می شود، اینکه اولین تصمیمی که امیر جدید قطر  انجام خواهد داد اخراج شیخ قرضاوی از قطر است که یا به مصر و یا به عربستان برود و فیتیله این حالت اعلام جنگ اطلاع رسانی علیه مقاومت کمی پایین کشیده شود.

عامل سوم در این جابجایی این که قطر خیلی دچار بزرگ نمایی زیادی شده و وقت آن رسیده که دعوای تاریخی که بین قطر و عربستان سعودی است حل شود. آمریکایی ها تصمیم گرفتند عربستان را به عنوان رهبر ارتجاع عربی به خصوص در منطقه خلیج فارس انتخاب کنند و قطری که غیر طبیعی و غیر عقلایی بیش از حد خودش، خودش را در منطقه تحمیل کرده است، لازم بود که یک به شکل حکومت و یک امارت کوچک یعنی همانطوری که قبلاً بوده برگردو و آمریکایی ها می بایست این بادکنک و بالنی که باد کرده بودند را دوباره کوچک کنند و این سیاست جدید و کرنش به سوی حل سیاسی مسائل منطقه، به این معنی نیست که از فتنه انگیزی و توطئه در منطقه دست بردارند، اما با چهره ای متفاوت یعنی عربستان باید به عنوان پرچمدار و علمدار این سیاست های جدید به صحنه برگردد که در این باره توافقاتی شده است.

و عامل چهارم این که منطقه خلیج فارس با موج بیداری اسلامی مواجه است و یک انقلاب با صفا، ملی، مردمی و مسالمت آمیز و یکی از پاک ترین انقلاب های منطقه یعنی انقلاب بحرین در آن جریان دارد و آمریکایی ها و اسرائیلی ها و دول غربی با یک معادل بسیار شدید و سختی روبرو هستند که نمی دانند با آن چه کار کنند. انقلاب بحرین از نوع انقلابی که غربی ها روی آن موج سواری کنند، نیست؛ از نوع انقلابی که با آن زد و بند کنند و از آن انقلاب هایی که نسخه مشابهه برای آن درست کنند، نیست و یک اسلام ناب محمدی و یک اراده آهنین و محکم ولایی و مردمی و ریشه ای پشت آن قرار دارد. آمریکایی ها با انتقال قدرت در قطر می خواهند نسخه خاصی در منطقه خلیج فارس ایجاد کنند و لازم دیده اند که یک حرکتی از قطر به علت عوامل سابق که آمادگی و زمینه اش ایجاد شده، انجام بدهند که مقدمه و الگویی برای آینده بحرین، عربستان و یا هر کشور دیگر از کشورهای کوچک یعنی شیخ نشین های منطقه خلیج فارس، بشود.

 عامل پنجم در انتقال قدرت در قطر، یک عامل محلی خاص خود قطر است. قطر بعد از این که حالت بزرگی و امپراطوری مالی، سیاسی، دیپلماسی، نظامی و امنیتی پیدا کرد، با یک مشکل جدی اقتصادی روبرو شده است. قطری هایی که قبل از این که سیاستمدار باشند اهل اقتصاد و تجارت هستند، احساس کردند که از طرف این دو حَمد، حَمد امیر و حَمد نخست وزیر به حاشیه رفته اند. و همچنین اینکه یک مشکلات جدی برای اقتصاد قطر به وجود آمده که این اقتصاد، شکل واقعی اقتصاد قطر نیست. یعنی حکومت قطر در شرکت ها، هتل ها، کارخانه های دنیا و در خیلی چیزها در دنیا سهیم شد که بعضاً اروپایی ها و غربی ها ناراحتی خودشان را از این موضوع در روزنامه های مهم انگلیس، فرانسه، امریکا و... اعلام کردند. این خرج بیش از حد یک تورم غیر طبیعی در اقتصاد داخلی قطر ایجاد کرده و روی طبقه سرمایه دار قطر سنگینی ایجاد کرده است و بنابراین تعدادی از سرمایه داران قطری جنگ رقابتی جدی و قوی با نخست وزیر قطر و تا حدودی با خود امیر قطر داشتند که باید یک جایی توقف کنی و قبل از اینکه یک سقوط دردناک و شدیدی کنیم باید خود را جمع و جور و کنترل کنیم که اتفاقی شبیه آن چه برای آمریکایی ها افتاده برای ما نیُفتد. لذا می بینیم اولین حرکتی که امیر جدید قطر انجام داد این که اولاً رقیبان جدی شیخ حَمد نخست وزیر را سرکار آورد و فقط برای جمع و جور کردن اقتصاد داخلی و سیاست های داخلی و این که قطر در حد یک شیخ نشین و یک جزیره داخل منطقه خلیج فارس است برخورد کرده است و از آرزوهای بزرگ و آن طمع ورزی هایی که در سیاست های قطر اصل شده بود، خبری نیست. قدرت در قطر به سادگی لیز خوردن روی پوست موز منتقل شد تا سیاست آمریکایی ها، صهیونیست ها و خود قطر که به بن بست رسیده بود نجات یابند و حکومت های سلطنتی دیگر در منطقه نیز این را الگو قرار دهند.

بصیرت: معمولاً در حکومت های سلطنتی اعراب رسم بر این است افراد مُسن قدرت را برعهده می گیرند چرا با وجود افراد با تجربه تر و مُسن تر در دستگاه سلطنتی قطر، شیخ حَمَد فرزند جوان 33ساله خود را به این مقام انتخاب کرد ؟ آیا این موضوع سبب تنش و درگیری در حاکمیت قطر نمی شود ؟

صادق الحسینی: سؤال بسیار بجا و دقیقی پرسیدید، مثلا نخست وزیر قطر مدعی قدرت بوده، دیگران هم همه مدعی بودند و کنار زده شده اند و علت آن این است که الان حدود دو سال است که شیخ حمد که ارتباط بسیار قوی، مؤثر و با نفوذ با نخبگان آمریکایی، ساز مان های جاسوسی، ناتو و حتی جرج سورس، داشته و حتی وازرت خانه های قطر همچون وزارت خارجه، دفاع، آموزش و پرورش و... به دست آمریکایی ها خصوصی سازی شده و تابع دولت نیست. تمام  این اقدامات برای آماده سازی و تربیت شدن شیخ تممیم برای رهبری قطر در این مرحله بوده است. حدود دو سال است که آمریکایی ها شخصی به نام "عزمی بشاره" عضو سابق کنست اسرائیل که 7 سال پیش استعفا داده و فلسطینی مسیحی است ولی عملاً همان عامل جاسوسی آمریکا و اسرائیل است را به قطر منتقل کردند و امیر قطر بودجه، قصر و مرکز مطالعاتی در اختیار وی قرار داد و وی تمام وقت خودش را بر این گذاشت تا شیخ تمیم را بر اساس همان تفکر لیبرالی آمریکایی تربیت کند. یعنی چیزی شبیه تربیت کردن محمدرضا پهلوی که آماده شد تا لحظه ای که خارجی ها تصمیم گرفتند قدرت را بر عهده بگیرد.

پسر بزرگتری که شیخ حمد دارد دیوانه است و اهل بازی و فوتبال و گشت و گذار است و چیزی ندارد که بتواند سیاست های غربی ها را اعمال کند. دیگران همچون نخست وزیر دوران حمد نیز تجربه آنان شکست خورده است.

 بالاخره انتخاب امریکایی ها برای الگوسازی در کل منطقه است و این بهترین نمونه و الگویی است که خودشان ساخته اند. مثلا در بحرین ولیعهد جوان که با اپوزیسیون در حال گفتگو است را نخست وزیر بحرین نمی گذارد وارد حکومت بشود و نظر بدهد و یا مثلاً اصلاحات غربی و تاکتیک هایی را در بحرین انجام بدهد، بنابراین آمریکایی ها با این تغییر می خواهند به حکومت های منطقه بگویند که ببینید ما موفق شدیم و در حالی که بزرگترین پایگاه آمریکایی در قطر وجود دارد ولی در عین حال یک جوان 33ساله را می توانیم در آنجا آرام، بدون خونریزی، انقلاب و  بدون بیداری و بهار عربی سخت و شلوغ حاکم کنیم.

برای آمریکایی ها در قطر هرج و مرج، شلوغی و انقلاب سبب می شود منافع آن ها به خطر بیفتد، اما در کشورهای مثل سوریه، مصر و ... به نفع آنها است که خیلی شلوغ شود. چون در قطر منافع مستقیم آن ها یعنی پایگاه های نظامی، دفاع از امنیت اسرائیل، منافع نفت و گاز و شریان حیاتی آنها در خطر می افتد به خصوص ایران به عنوان یک الگوی انقلابی و ژئوپلیتیکی  مطرح است و خطر یک تحول استراتژیک ممکن است در این منطقه اتفاق بیفتد. بنابراین آمریکایی ها به خودشان این اجازه را نمی دهند که به یک حاکم عادی و معمولی و غیر تربیت شده قدرت را بدهند. آن ها خیلی روی شیخ تمیم کار کردند، حساب کردند و دقیق منتظر این لحظه بودند که این اتفاق بیفتد و این لحظه را خوب به نفع خودشان انتخاب کردند.

بصیرت: بنابراین انتقال قدرت برای فرافکنی از موج بیداری اسلامی که ممکن است در قطر رخ بدهد می باشد؛ به نظر شما مردم و جامعه قطر چه نگاهی به این تغیر دارند؟

صادق الحسینی: بله این یک حرکت پیشگیرانه است، چون اتفاقا همین دیروز "محمد اذیب" که به 15 سال حبس در قطر محکوم شد، یک قصیده ای را از زندان علیه امیر قطر بیرون داد، که گفته بود: «من از اول به شما ناله می زدم و می گفتم که این انتقال قدرت را انجام بدهید و این شیخه موزه، یعنی زن امیر قطر، را یک عِقال سرش بگذارید و حکومت به دست او بدهید بهتر از شما می تواند طغیان و استکبار و دیکتاتوری را اجرا کند.»

هرچند نمی شود از مردم قطر سخن گفت چون آنجا چند قبیله هستند و کشور کوچکی است و خود قطری ها حداکثر چهارصد تا پانصد هزار نفر هستند و بقیه خارجی هستند، ولی در عین حال در بین مردم عادی به خصوص جامعه متوسط قطر که غیرمستقیم هم در دولت شریک نیست و به حاشیه رانده شده، چنین فضایی است که متأثر از فضای بیداری اسلامی منطقه است و اینها روی امارت قطر فشار می آورند که چرا انتخابات نداریم و چرا اجازه نمی دهید ما مثل بقیه دنیا نظراتمان را بگوییم و علنا ًمخالفتمان را با پایگاه های نظامی اعلام کنیم. و در این زمینه نخبگانی بودند که مقاله و شعر می نوشتند که اکثرا ًمقیم مصر و... هستند. بنابراین انتقال قدرت در قطر یک حرکت پیشگیرانه بود که بیداری اسلامی به قطر و سایر مناطق حوزه خلیج فارس نرسد، چون آنجا خطر مستقیمی برای امریکا و اسرائیل دارد و از این لحاظ وحشت دارند.

بصیرت: با قرار گرفتن شیخ تمیم در قدرت، سیاست خارجی قطر نسبت به تحولات منطقه، مسأله سوریه و جریان مقاومت چه جهت گیری خواهد داشت؟ با توجه به گرایش نزدیک  شیخ تمیم به آمریکا آیا این تغییر سبب نفوذ بیشتر امریکا در منطقه خواهد شد؟

صادق الحسینی: بله، قطر بیشتر به عنوان یک مستعمره امریکایی خود را ظاهر خواهد کرد، ولی در عین حال به همان اندازه که امریکا کرنش کند از جنگ افروزی به سوی انتخاب راه حل های سیاسی و نرم افزاری و جنگ نرم، به همان اندازه هم نقش و تحولات قطر قدم به قدم زیاد خواهد شد و در عین حال قطر، کوچک ظاهر خواهد شد و دیگر قطر به عنوان امپراطوری عظیمی که مصری ها و عربستانی ها را ناراحت کند و حالت گستاخانه در تمام مسائل کشورهای عربی و اسلامی منطقه داشته باشد، نخواهد بود و سعی خواهد کرد که یک قطر ملایم و غیر جنگ افروز در منطقه ظاهر شود. اما به این معنی نیست که دوست واقعی این کشورها باشد، بلکه بیشتر درون گرا خواهد بود و به مسائل و اقتصاد خود خواهد پرداخت و در مقابل نهضت مقاومت کمتر حالت دفاع از جبهة النُصره که تروریست های حاضر در سوریه اند را خواهد داشت، اما این یک شبه اتفاق نخواهد افتاد، بلکه قدم به قدم هرچه زمان به جلو می رود بیشتر خود را نشان خواهد داد. بخصوص این که در سخنرانی امیر جدید قطر هیچ بحثی راجع به دفاع از سوریه نیامده است و این که تا حالا حکام قطر هر پارگرافی که می گفتند یک نامی از سوریه و بشار اسد می بردند و حرفی راجع به مسائل منطقه می زدند در صورتی که در اولین سخنرانی امیر جدید هم نامی از سوریه نبرده، بلکه برعکس گفته ما حامی هیچ طرفی علیه طرف دیگری نخواهیم بود؛ ما جنگ منطقه را تحسین نمی کنیم، بلکه هشدار می دهیم ضررهای این جنگ برای منطقه بسیار زیاد است و امنیت و ثبات منطقه را به هم می زند.  معلوم می شود که حاکمیت جدید قطر قصد دارد که سیاست های نرم و معتدل تری را نسبت به شیخ حمد در پیش گیرد.

با تشکر از جناب آقای صادق الحسینی که وقت خود را در اختیار ما قرار دادند.

تهیه و تنظیم: سیدمحمد مشکات الممالک

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات