
پایگاه بصیرت،گروه سیاست داخلی/بحث مسائل قومی و دیدگاه ابزارگرایانه به آن، موضوع مهمی در علوم اجتماعی است. یکی از بحثهای بسیار مهمی که در نظریههای ملیگرایانه، قومیت و بهخصوص قومگرایی مطرح شده، رهیافت ابزاری و نقش نخبگان سیاسی در آن است و بسیاری از نظریهپردازها چون «آنتونی اسمیت» و «پل براس» و کلاسیکهایی مثل «هانس کوهن» و دیگران همیشه معتقد بودند بحثهای قومی اصولاً ابزاری است؛ یعنی قبل از اینکه بحثهای تودهای باشد، نخبگان سیاسی در فرایند قدرت و مبارزه قدرت برای بسیج سیاسی این مسائل را سیاسی میکنند تا ابزار و حمایت مناسبی علیه یکدیگر داشته باشند. وقتی نگاه به مسئله، ابزاری باشد یعنی گروهها و افرادی صرفاً به دلیل آوردن رأی به این بحثها متوسل میشوند، میتواند زیانبار باشد و نهتنها بالقوه یک آسیب جدی است بلکه دامن زدن و مشروعیت دادن به گفتمانی است که بر اساس یک رشته بنیادهای عمدتاً نادرست ساخته شده است. بخش مهمی از شکافهای قومی قبل از اینکه از جامعه برخیزد، از گفتمان سیاسی غیربومی گروههای رقیب برخاسته است؛ یعنی گروههای قومگرا و بعضی از گروههای مرکزی که آن را در گذشته مطرح میکردند تا مردم را بسیج کنند و در برابر دولت و رقبا حمایت به دست آورند، چیزی که دشمن همواره مترصد آن بوده و هست.با رجوع به حافظه تاریخی متوجه این نکته میشویم که معاندان نظام مقدس جمهوری اسلامی، طی اقدامات چند سال اخیر خود در تشدید فعالیتهای قومیتگرایی، با ترویج شعارهایی در حیطه مسائل قومیتی؛ همچون حق تعیین سرنوشت، جنبش رهاییبخش، فدرالیسم ملی ـ جغرافیایی تلاش بسیاری برای ایجاد گفتمانهایی نوظهور در اپوزیسیون قومی آغاز کردهاند. استفاده از چنین شعارهایی بیانگر تلاش حسابگرانه، برای ایجاد مسیری جدید و ورود جریانهای قومی به مرحله نوین گفتمانی است. این مفاهیم نوین گفتمانی از نگرش امنیتی و راهبردی، ارتباط کاملاً ارگانیکی با هم دارند و مکمل یکدیگر برای پردازش ملیگرایانه ناسیونالیسم قومیاند
استفاده ابزاری از مسئله قومیتها در رقابتهای سیاسی و اجتماعی بهنوعی حرکت در فضایی است که دشمن سالهاست آن را طراحی کرده است و به نوعی کمک به تکمیل جورچین دشمن در تولید ادبیات و ایجاد گفتمان در این زمینه است. بیان این نکات به مفهوم نادیده گرفتن حقوق معقول و قانونی اقوام و اقلیتهای قومی و مذهبی و رعایت مطالبات منطقی و سازگار با وحدت ملی و امنیت ملی نیست؛ بلکه با رجوع به راهبردها و سناریوهای دشمن در شرایط خاص منطقهای و بینالمللی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران میتوان دلیل حساسیت موضوع را بهنیکی دریافت. نیمنگاهی به مهمترین اهداف راهبردی دشمن برای جبههبندیهای قومی و مذهبی در عراق، لبنان و سوریه و طرحهای مشترک قدرتهای بزرگ و شاخه اپوزیسیون قومی در گذار به گفتمان سیاسی جدید فراملی کردن مفاهیمی مانند حق تعیین سرنوشت و فدرالیسم جغرافیایی ـ قومی در داخل و خارج ایران را میتوان در چند محور زیر مشاهده کرد:
1- مشروعیتبخشی به مطالبات و سیاستهای محلی خود در سازمانها و محافل ملی و فراملی؛
2- بینالمللی کردن مسائل قو��ی ایران و ایجاد عقبه فکری و لجستیکی برای آن؛
3- استفاده از ظرفیتها و توانهای قومی و مذهبی در معادلات منطقهای و جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران؛
4- تلاش برای ایجاد وحدت فکری و راهبرد مشترک سیاسی در میان اقوام ایرانی؛
5- تولید ادبیات و تلاش برای ایجاد زمینه برای عادیسازی و پذیرش مفاهیم و طرحهای افراطگرای سیاسی در میان افکار عمومی؛
6- تبدیل خردهجریانها به یک سازمانهای سیاسی عمده تأثیرگذار قومی و معرفی آنها بهعنوان نمایندگان اقوام ایرانی.
مروری بر گفتار و رفتار نامزدها و برخی نخبگان محلی در ادوار انتخابات، مؤید بهرهگیریهای غیرمعقول و استفاده ابزاری آنها از ظرفیتهای قومی برای نیل به پست و مقام است. طرح محدود برنامهها و شعارهای محلی ـ قومی، از انتخابات مجلس چهارم یعنی از سال 1371 هجری شمسی آغاز شد. در انتخابات ریاستجمهوری، نیمنگاه ظریف به کثرتگرایی فرهنگی و تقاضاهای قومی از هفتمین دوره انتخابات ریاستجمهوری آغاز گردید و کم و بیش به شکل محدودتری در دوره هشتم دنبال شد؛ اگرچه سرخوردگیهای ناشی از تحقق نیافتن انتظارات ایجاد شده، زمینه بیاعتمادی و کاهش مشارکت در دوره هشتم ریاستجمهوری را در این مناطق فراهم کرد. در انتخابات نهم و دهم ریاستجمهوری و یازدهم هم نامزدها در برنامههای پخششده از رسانه ملی از تصویرسازیهای قومی بهره جستند.
گفتمان قومگرایانهای که تاکنون از آن حمایت میکردند و در ایران پیروان مردمی نداشت و در حاشیه بود اکنون به «گفتمان جریانهای سیاسی» تبدیل شده است. اگرچه دو جریان بیرونی و درونی ناخواسته در ایجاد گفتمان مذکور در نقطهای تلاقی پیدا کردهاند؛ اما نمیتوان اهداف آنها را یکسان دید و بهنوعی تباین در اهداف این دو را میتوان مشاهده کرد، اما باید توجه داشت که نتایج و پیامدهای اقدام هر دو، یکی است.