پایگاه بصیرت گروه ترجمه/ پایگاه اینترنتی بروکینگز 3 ژوئیه 2013 (12تیر)در مقالهای به ضرورت تأکید جدی بر گزینههای نظامی از سوی آمریکا علیه ایران پرداخت و نوشت: آمریکا همواره متعهد به جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هستهای شده است. باراک اوباما تأکید کرده است که «تمام گزینهها روی میز است» و با قاطعیت اعلام کرده که در صورتی که ایران غنای ذخایر اورانیوم خود را بالا ببرد و از آن در راستای اهداف نظامی استفاده کند، به ایران (به همراه اسرائیل یا بدون این کشور) حمله خواهد کرد. در صورتی که شواهدی وجود داشت که ایران به این هشدارها توجه و برنامه هستهای خود را مطابق آن تنظیم میکرد، گزینه حمله نظامی آمریکا از دستور کار خارج میشد. احتمالاً هیچ مقام آمریکایی بیش از اوباما بهدنبال ثبات در خاورمیانه[غرب آسیا] و بازگشت به ملتسازی در آمریکا نیست؛ اما مطابق گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی هستهای شواهدی مبنی بر همکاری ایران و کاهش نگرانیهای هستهای این کشور وجود ندارد.
در ادامه مقاله آمده است: با انتخاب غافلگیرانه حسن روحانی که در میان رهبران ایران بهعنوان فردی میانهرو شناخته میشود، احتمال رسیدن به راهحل دیپلماتیک برای بنبست هستهای وجود دارد و آمریکا باید تا حد ممکن برای جلوگیری از بروز آسیب دقت کند. متیو داس و لورنس کورب از اعضای مرکز مطالعاتی پیشرفت آمریکا در مقالهای در نشریه پلیتیکو مدعی شدهاند که «آمریکا میتواند اقدامات بسیاری انجام دهد تا به آنهایی که بهدنبال مصالحه با آمریکا هستند، کمک کند.» آیا آنها میگویند آمریکا گزینه نظامی علیه ایران را ترجیح میدهد؟ متأسفانه کسی بهمنابع نزدیک به رهبر ایران دسترسی ویژه ندارد. رهبر ایران ممکن است باهوشترین دیپلمات در ایران باشد و برای رسیدن به توافق قابل پذیرش نیز آمادگی داشته باشد، البته اگر تنها اوباما نیز ترجیح دهد مصالحهای آبرومندانه رقم بخورد؛ اما پس از سالها، شواهد و مدارکی در مورد تمایل رهبر ایران به مصالحه وجود ندارد. در صورتی که اوباما همچنان به تعهد خود برای توقف دستیابی ایران به تسلیحات هستهای پایبند است، ما با بحران�� فزاینده روبهرو نخواهیم بود. درس از تاریخ منعکسکننده دو واقعیت کنونی است؛ کنگره بیش از گذشته بهطور مؤثر مسئولیت خود برای کمک به مدیریت سیاست خارجی کشور را کنار گذاشته است و قدرت بسیاری به رئیسجمهور برای آغاز، هدایت و توقف جنگ داده است. در سطح حداقلی، کنگره باید به طرح مسائل جنگ و صلح برای عموم مردم بپردازد و در مورد روابط آمریکا با ایران گفتوگویی جدی با مردم داشته باشد.
در پایان مقاله آمده است: در این مقطع، کنگره باید برای پخش نشست��ای مهم بر بیش از سه شبکه تلویزیونی تکیه کند و از ظرفیت عظیم اینترنت، تلویزیون کابلی و رادیوی ماهوارهای بهره گیرد. نتیجه آن افزایش آگاهی مردم در مورد ماهیت روابط آمریکا و ایران خواهد بود. در صورتی که دولت اوباما پس از این نشستها که میتواند چند ماه به طول انجامد، با چشمانداز قطعی جنگ با ایران روبهرو شود، کنگره در موقعیت بهتری برای بحث در مورد مجوز به رئیسجمهور برای انجام اقدام مناسب از جمله اقدام نظامی قرار خواهد گرفت. در واقع، بحثها بسیار هوشمندانه خواهد بود. این در حالی است که تا به امروز هیچ همایش ملی با حمایت کنگره در مورد روابط ایران و آمریکا صورت نگرفته است. مطابق این سناریوی سیاسی و دیپلماتیک، ضرورتی برای اعلان جنگ وجود ندارد. کنگره از دسامبر 1941 در هیچ موردی چنین مجوزی صادر نکرده، هرچند جنگهای بسیاری با حضور نیروهای آمریکایی صورت گرفته است. کنگره باید در مسئولیت هدایت سیاست خارجی بهطور مشترک سهیم باشد. در واقع، این مسئولیت نباید بهطور انحصاری در اختیار رئیسجمهور قرار بگیرد.
بصیرت: یادداشت فوق بیشتر بیانگر ضعفی است که به نظر نویسنده امروز گریبان نهادهای اصلی آمریکا یعنی کنگره و ریاستجمهوری را گرفته است. نویسنده با طرح این موضوع برای نشان دادن اهمیت آن و ارائه مصداقی مهم بحث فعالیت هستهای ایران و برخی نظرات را طرح کرده است