غرب وآمریکا هرچند به ظاهر و در ادبیات سیاسی شان از تعامل با دولت جدید سخن می گویند اما عملا سیاست تشدید فشار برای وادار کردن دولت روحانی به مذاکره را درپیش گرفته اند وتحریم های جدید آمریکا در قبال حمل ونقل و بازرگانی ایران نیز ازجمله نشانه های این رویکرد سیاسی است.

1- پیامهای پیروزی روحانی برای غرب
رسانه ها و اتاق های فکر کشورهای غربی در راستای مطالبه سازی برای دولت جدید برداشته شدن تحریم ها را به عنوان یکی از اصلاحات مورد نظر مردم و مطالبات آنان معرفی می کنند که پیامد آن خروج جمهوری اسلامی از انزوای سیاسی معرفی می کنند .بر اساس فضاسازی های غرب، تحریم های جدید امریکا علیه ایران شامل بخش انرژی کشتیرانی و کشتی سازی ایران و شرکت های منطقه خاورمیانه در نهایت باعث افزایش قیمت ها در این کشور می شود. به نظر می رسد غرب وآمریکا هرچند به ظاهر و در ادبیات سیاسی شان از تعامل با دولت جدید سخن می گویند اما عملا سیاست تشدید فشار برای وادار کردن دولت روحانی به مذاکره را درپیش گرفته اند وتحریم های جدید آمریکا در قبال حمل ونقل و بازرگانی ایران نیز ازجمله نشانه های این رویکرد سیاسی است.
برداشتهای اتاق های فکر غرب از نحوه تعاملات کشورهای غربی با روحانی به شرح ذیل است:
- غرب انتظار دارد تعامل جدیدی با حسن روحانی در زمینه هسته ای داشته باشد. آنها بیان می کنند غرب انتظار دارد حسن روحانی در زمینه هسته ای سیاست معتدلی اتخاذ نماید.
- غرب معتقد است که حسن روحانی علائم زیادی در زمینه اتخاذ سیاست اعتدالی صادر کرده است و سخنان زیادی هم در این زمینه ایراد کرده است.
- جک استراو وقتی وزیر خارجه انگلیس بود، در روزنامه دیلی تلگراف روحانی را مدافع سرسخت اما عملگرای منافع ایران توصیف کرد و گفت احتمالا با خیال راحت می توان با او تعامل کرد. استراو معامله ای را که در اکتبر 2003 با روحانی انجام داد، برای انگلیس و اروپا پرسود خواند.استراو همچنین این ادعا را که روحانی همتایان اروپایی خود را فریب داده است ، بی پایه و اساس خواند.
- لرد لامونت دیگر وزیر سابق کابینه انگلیس هجدم ژوئن در روزنامه تایمز در مقاله ای به خوانندگان این روزنامه یادآوری کرد مارگارت تاچر وقتی نخست وزی�� بود در بیانیه ای میکائیل گورباچف را فردی معرفی کرد که می توان با او تعامل کرد. پیشنهاد لرد لامونت شاید در تهران خیلی مورد استقبال قرار نگیرد، زیرا آنها گورباچف را مسئول فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می دانند.اما بسیاری از خوانندگان روزنامه تایمز این مقایسه را اطمینان بخش و دلگرم کننده می دانند.
- هر کسی به عنوان مذاکره کننده ارشد هسته ای منصوب شود ( اولین فرصت برای روحانی که تدبیر خود را نشان دهد) به دنبال تضمین هایی خواهد بود که بر اساس آن غرب باید تولید اورانیوم با غنای کم را که به مصرف غیرنظامی می رسد ، به رسمیت بشناسد و همه تحریم های مرتبط با پرونده هسته ای وقتی ثابت شود که مواد و فعالیت های اعلام نشده هسته ای در ایران وجود ندارد ، لغو شوند.
- مناقشه هسته ای وجهه روحانی به عنوان یک میانه رو و صاحب اندیشه، کار رهبران غرب را در معامله هسته ای آسان تر می کند.
- انتخاب دکتر حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران پروژه ایران هراسی نخست وزیر رژیم صهیونیستی و دوستان آمریکایی اش را با مشکل روبرو کرده است.
- وجهه روحانی موجب می شود کار نخست وزیر اسرائیل و دوستان آمریکایی اش در ایجاد رعب و وحشت سخت تر شود.در سال 2005 ، پروژه «ملاهای دیوانه» اعتبار خود را از دست داده بود اما خدا احمدی نژاد را برای اسرائیل فرستاد.
- احتمالا از این پس واکنش های ایران به دیپلماسی غرب ( در مقایسه با هشت سال گذشته) منسجم تر و مبتنی بر دوراندیشی بیشتر باشد.
- شاید شکاف های سیاسی در دوره روحانی نیز ادامه پیدا کند اما بر اساس شنیده ها ، روحانی با رهبر عالی و جریانات عمده سیاسی روابط حسنه دارد.
- روحانی شاید بتواند از مخالفت عربستان سعودی با فعالیت غنی سازی ایران بکاهد. رابطه ایران و عربستان هیچوقت به اندازه دوره احمدی نژاد و به ویژه بعد از شروع درگیری ها در سوریه تیره نبوده است. در دوره هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی این رابطه به بالاترین سطح از زمان انقلاب رسیده بود.
- کشورهای خلیج فارس ، ایران و ترکیه می توانند در خصوص ساز و کار نظارت هسته ای متقابل توافق کنند و یک منطقه عاری از سلاح هسته ای در منطقه ایجاد کنند.
- رئیس جمهور جدید به آسانی نمی تواند درباره برنامه هسته ای این کشور تصمیم گیری کند. در ارتباط با تاثیرات انتخاب حسن روحانی بر مذاکرات هسته ای رابرت گیتس وزیر دفاع اسبق آمریکا در گفتگو با تلویزیون سی ان ان می گوید: ایران می تواند بشرط برقراری پادمانهای لازم برنامه هسته ای صلح آمیز داشته باشد.
- رابرت گیتس : من در زمان اولین تلاش برای گفتگو با دولت ایران پس از انقلاب در سال 1979 یعنی زمانیکه برژینسکی با رهبران ایران در الجزیره دیدار و گفتگو کرد، عضو هیئت آمریکایی بودم. از آن زمان به بعد من همیشه سرگرم جستجو برای پیدا کردن شخصیتی میانه رو در ایران برای گفتگو بوده ام که به نظر خیالی می آید، من فکر می کنم این فرد( حسن روحانی) از نظر اوضاع و مسائل داخلی ایران، از نظر مسائل اقتصادی و بلحاظ برخی آزادیهای جوانان و فراهم کردن شغل برای آنها احتمالا میانه روتر خواهد بود، اما در مسئله هسته ای، ما نباید فراموش کنیم که آیت الله خامنه ای رهبر معظم ایران تصمیم گیرنده نهایی است.
2- بررسی تحولات سوریه
در حالی که مخالفان داخلی و خارجی دولت سوریه به دلیل برگزار نشدن نشست ژنو-2 با ناکامی دیگری روبرو شده بودند، مشکلات نظامی مخالفان و نیاز آنها به کمک های خارجی به ویژه تسلیحات پیشرفته باعث مشکلات جدیدی در جبهه ضد سوری شده است. بر این مبنا گروه اخوان المسلمین سوریه از آمریکا و کشورهای اروپایی خواسته تا از گروه ارتش آزاد سوریه حمایت نظامی نماید و جامعه بین المللی نیز به مسئولیتش عمل کند.
گروه های فعال ضد سوری
در سوریه دست کم پنج گروه وابسته به گروه های سلفی، القاعده و اخوان المسلمین فعالیت می کنند که به دنبال طرح ها و برنامه های خاص خود هستند و در آینده با یکدیگر درگیر خواهند شد.
- گروه هایی مرتبط با القاعده هستند مانند گروه «دولت اسلامی عراق» و جبهه النصره.
- گروهی نیز موسوم به «گروه اسلامی سوریه» فعال است که رویکرد سلفی و ملی گرایی در پیش دارد و خواهان اجرای شریعت اسلامی است.
- گروهی دیگر نیز «جبهه آزادیبخش سوریه» است که نزدیک به اخوان المسلمین است.
- از سوی دیگر نیز، ارتش آزاد نیز در سوریه فعالیت می کند.
- علاوه بر این ها، مبارزانی نیز هستند که هیچ طرح و ب��نامه ای را دنبال نمی کنند.
بنابراین، این گروه ها با ایدئولوژی ها و تاکتیک های متفاوت در سوریه حضور دارند و شاهد درگیری بین آنها بوده ایم.
برخی از دلایل ناهماهنگی در بین مخالفان سوریه به این شرح است:
- در حقیقت مخالفان سوریه پدر خوانده های مختلفی دارند و اهداف متفاوتی را دنبال می کنند.
- ارتش آزاد سور��ه از سوی آمریکا، غرب و عربستان سعودی حمایت می شود.
- از یک سال پیش قطراز اسلامخواهان و سلفی هایی که در جبهه النصره فعالند حمایت می کند.
- مطالبات این کشورها در این میان موثر واقع شده است و هر گروه از گروه متبوع خود حمایت می کند و همین شکل گیری یک اپوزیسیون معتبر علیه بشار اسد را با مشکل مواجه کرده است.
- اسلامخواهان به لطف کمکهای قطر به خوبی مسلح شده اند و از امکانات تسلیحاتی خوبی برخوردارند.
عواقب چند دستگی در بین معارضین سوری
- اتخاذ سیاستی واحد ومنسجم از سوی کشورهای غربی علیه حکومت بشار مشکل می شود. این وضع کشورهای غربی را بیش از پیش نگران کرده است .
- آنها از این می ترسند که در صورت ارسال سلاح برای شورشیان ارتش آزاد سوریه ،به دست گروههای افراطی وابسته به القاعده در این کشور بیفتد.
- کمیسیون امنیت سنای امریکا جلسه تشکیل داده که در آن حتی نمایدگان جمهوریخواه که در گذشته موافق حمایت تسلیحاتی به ارتش مخالف بودند هم اکنون به شک و تردید افتاده اند ... بریتانیا با این موضوع مخالفت کرده چون می گوید معلوم نیست این اسحله به دست چه کسی می افتد.
- این اختلاف نظر بین شورشیان سوریه درحالی رخ می دهد که ارتش سوریه با کمک جنبش حزب الله لبنان ،ایران و روسیه در حال پیشروی است.
فرجام و نهایت تحولات در سوریه این است که همه گروه ها و ارتش آزاد برای مقابله با القاعده و جبهه النصره به پا خواهند خاست زیرا اندیشه و عقیده آنها تندروی و افراطی است و طرح های مشخص خود را دنبال می کنند که مبتنی بر تشکیل خلافت اسلامی در کشورهای شام (سوریه، لبنان، اردن و فلسطین) است. بنابراین، فعالیت آنها به سوریه منحصر نخواهد شد زیرا همان طور که شاهد بودیم آنها در منطقه ضاحیه بیروت نیز به بمب گذاری روی آوردند. از این رو، آنها به دنبال توسعه و گسترش ایدئولوژی مخصوص خود و مغایر با رویکرد ارتش آزاد هستند.
دلایل اختلاف و چند دستگی
افزایش اختلاف نظر و چنددستگی بین شورشیان سوریه، کشورهای غربی را در حمایت از آنها دچار تردید کرده است. کشته شدن یکی از رهبران شورشیان سوریه توسط جهادی ها، تنش ها را بین این دو گروه شدت بخشیده است. قتل کمال حمامی نخستین حادثه ای نیست که به دست اسلامگرایان افراطی جهادی رخ می دهد.در اول ماه ژوئن نیز همین گروه افراطی جهادی فرمانده یکی گردان ها ارتش آزاد سوریه و برادرش را سر بریدند.شورشیان خواستار تحویل قاتل این فرمانده خود هستند. اما جهادی های افراطی سوریه تاکنون از انجام دادن این کار سرباز زده اند و به همین علت نبرد دیگری بین دو طرف روی داد. قتل کمال حمامی توسط جهادی های افراطی، برای شورشیان ارت�� آزاد سوریه اعلام جنگ بود. کمال حمامی، یکی از فرمانده مهم ارتش آزاد و یکی از چهره ای نمادین مخالفان سوریه است. مخالفانی که اکنون بیش از هر زمانی دیگری در مبارزه خود با حکومت بشار اسد دچار اختلاف و چند دستگی شده اند:در یک طرف، شورشیان میانه رو ارتش آزاد سوریه قرار دارند و در طرف دیگر جهادی های افراطی قرار دارند که خواستار برقرار جمهوری اسلامی در سوریه هستند. در سوریه امروز گروههایی ظهور پیدا کرده اند که خود را وابسته به گروه القاعده می دانند و موضع ای بسیار افراطی دارند.آنها با گروههای لیبرال، لاییک و نظامیان جدا شده از ارتش سوریه مخالف هستند. ایده و تفکر مربوط به جبهه النصره، دولت اسلامی عراق وگروه القاعده ایدئولوژی، سلفی و جهادی است و اهداف آنها نیز متفاوت با اهداف ارتش آزاد است. بنابراین، این دو گروه دو رویکرد و راهبرد را دنبال می کنند.
3- سناریوهای محتمل برای آین��ه ارتش و کشورمصر
- ارتش مصر محمد مرسی را برکنار کرد و این بخاطر این است که در قانون اساسی هیچ گونه نظارت کارآمدی بر نهادهای نظامی وجود ندارد و سرنوشت کشور همچنان در دست شمار اندکی از ژنرالها است.
- سناریویی شبیه به سناریوی پاکستان بهترین سناریو برای این کشور در آینده نزدیک محسوب می شود.
- اوضاع مصر عملا شباهت هایی با اوضاع پاکستان دارد که در آن ارتش قدرت اقتصادی اصلی و قدرت محوری است که محبوبیت مردمی گسترده ای دارد.
- امروز تفاوت اصلی ارتش مصر با ارتش پاکستان این است که ارتش مصر عملا اداره کننده اوضاع کشور است و ژنرال ها بار دیگر به سوی تشکیل دولتی غیرنظامی پیش می روند که چندان قدرتمند نخواهد بود ولی ضعیف هم نخواهد بود. دولت باید به اندازه کافی قاطع باشد تا شایستگی خود را ثابت کند و در عین حال باید به اندازه ای مطیع باشد که ارتش در حاشیه قرار نگیرد یا امتیازاتش محدود نشود. مهم تر این که به نظر می رسد دولت جدید به اندازه کافی مستقل باشد که بتواند انتقادات را بپذیرد و مسئولیت هرگونه مشکل اقتصادی را بر دوش بکشد.
- ارتش مصر نمی خواهد که معترضان در موج بعدی تظاهرات در این کشور، به طور مستقیم خشم خود را بر سر ارتش خالی کنند.
- به دشواری می توان سناریویی را تصور کرد که در آن ارتش بار دیگر فعالیت اخوان المسلمین را مانند دوره حسنی مبارک ممنوع اعلام کند
- احتمال وقوع جنگ داخلی درازمدت در مصر را نباید از نظر دور داشت.
- نمی توان موفقیت ارتش مصر را بعید دانست زیرا پس از کودتا، عربستان و امارات دو کشور حامی مصر با اعلام ارسال کمک های مالی به این کشور پیام روشنی برای مقامات جدید مصر فرستادند. این کمک ها که به هشت میلیارد دلار می رسد نشان می دهد که ارتش مصر بهترین قدرت قابل اتکاء برای بازگرداندن ثبات به این کشور است.
- در مصر جامعه مدنی پویا و توانایی وجود دارد که صدایش شنیده می شود. اقدام جنبش تمرد به جمع آوری میلیون ها امضا علیه مرسی و برگزاری تظاهرات، امکان سرنگونی مرسی را فراهم ساخت همان گونه که فعالیت های مدنی مشابهی منجر به سرنگونی حسنی مبارک شد. وجود این جامعه مدنی پویا در مصر، اجرای الگوی حکومت پاکستان را برای ارتش مصر دشوار می کند.
- در حالی که مصر مانند کشورهای برزیل و ترکیه جامعه مدنی پویایی دارد فاقد توانایی این کشور ها برای برگزاری انتخابات دموکراتیک است و همین مسئله اجرای الگوی حکومتی پاکستان را در مصر امکان پذیر می سازد. در شرایط کنونی بهتر است امیدوار باشیم که ارتش مصر به طور کامل بر این کشور مسلط شود و در کنار تلاش برای تشکیل دولتی که قابل دوام باشد بتواند از وقوع بحرانی خشونت بار در کشور جلوگیری کند.
- بدترین سناریو برای مصر، فروپاشی آشکار کشور است.