چگونگی تحقق تكلیف
«رفتار سیاسی معطوف به تكلیف» در عقل معنوی سه آسیبشناسی دارد. آسیب نخست در ركن شناختی و ضعف بصیرت است؛ آسیب دوم ضعف انگیزهی الهی و ناخالصی و نیت فاسد در عمل كه فرد را در رفتار سیاسی از درون پوك میكند و آسیب سوم عدم توازن در نسبتسنجی «تكلیف و نتیجه» در عمل است.
پیامدهای تحقق تكلیف
نتیجه مهم است
انسان موحد چون به تكلیف خود عمل كرد (در حیطهی اختیار انسان و كارگزار فعال) و رابطهی خود با خداوند را اصلاح كرد، خداوند رابطهی او با مردم و جامعه را اصلاح میكند و در واقع ساختارهای جبری و خارج از اراده و توان مدیریتی او را نیز به نفع مؤمن همسو میكند و به این ترتیب معمای ساختار و كارگزار حل میشود.
نتیجه مهم نیست!
كجفهمیها و پیچیدگیها
در عقلانیت ابزاری دنیای مدرن اولاً گفته میشود شما با توجه به وضع موجود نمیتوانید به نتیجههای مورد نظر خود در سیاست دست یابید. این عقلانیت ابزاری میكوشد آنان را از دستیابی به نتایج مورد نظر ناامید و منصرف كند. ثانیاً این عقلانیت ابزاری بر آن است تا در توازن هزینه و نفع، هزینه را افزایش داده و نفع حاصلهی احتمالی را غیرعقلانی جلوه داده و در نهایت بر رفتار سیاسی عاملان اثرگذاری كند.
تكلیفگرایی در محور حكمشناسی معطوف به آرمانها و آرمانگرایی است؛ یعنی میكوشد درونیسازی آن در جهان تن و روان فردی و بیرونیسازی آن در جامعه، دولت و نظام بینالملل را محقق كند؛ اما در این حال باید به موضوعشناسی یعنی ركن واقعیات و واقعگرایی هم توجه داشته باشد.
تكلیفگرایی موجب میشود تا برای رسیدن به نتیجه به صورت «هدف، وسیله را توجیه میكند.» اقدام نشود. برای انجام تكلیف نمیتوان خلاف تكلیف انجام داد. بیتوجهی به این اصل موجبات افت شدید اخلاق در سیاست عملی شده و میشود. همچنین توجه به این اصل، فرد را به آرامش روانی از اقدامات گذشته (عدم حزن) و عدم نگرانی از آینده (عدم خوف) میرساند.
تكلیفگرایی به معنای بیاعتنایی به عدم تدارك تمهیدات جهت نیل به نتیجه نیست. نتیجهگرایی امام رحمهالله در تكلیفگرایی موجب شده است كه به «وحدت» به مثابه یك ارزش تردیدناپذیر توجه كند. با «وحدت» قدرت تولید میشود و با تجمیع قطرهها در قالب وحدت، «سیل بنیانكن» برای نفی ظالمان و رسیدن به پیشرفت اجتماعی ایجاد میشود. وقتی نتیجهگرایی در تكلیف كمرنگ شد، آنگاه وحدت دیگر ارزش مطلق نیست و قابل تردید میشود.
تكلیفگرایی و اصالت به تكلیف یكی از معجزات نظری امام خمینی رحمهالله برای شكست واقعیات متصلب در سیاست داخلی و خارجی است. امام رحمهالله با توسل به آن موفق شد عقلانیت معنوی اسلام را روزآمد و عقلانیت ابزاری دنیای مدرن حاكم بر مغرب زمین با عنوان «انتخاب عقلایی» را فلج كرده و از كار بیندازد.
تكلیفگرایی به معنای بیاعتنایی به عدم تدارك تمهیدات جهت نیل به نتیجه نیست. نتیجهگرایی امام رحمهالله در تكلیفگرایی موجب شده است كه به «وحدت» به مثابه یك ارزش تردیدناپذیر توجه كند. با «وحدت» قدرت تولید میشود و با تجمیع قطرهها در قالب وحدت، «سیل بنیانكن» برای نفی ظالمان و رسیدن به پیشرفت اجتماعی ایجاد میشود.