تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۲۵۹۹۹

مدل‌های رقابت درون اصولگرایان


امیر محبیان

جناح اصولگرا دیگر آن چهره یکپارچه سابق را از خود نشان نمی‌دهد، این امر از جهاتی فرصت نیز تلقی می‌شود ولو آنکه نگرانی‌هایی را برانگیزد. تعدد مراکز تصمیم‌گیری مستقل هر چند در ابتدا ممکن است نوعی آشفتگی را پدید آورد اما به گمانم فضای مشترک در حال شکل‌گیری است و یا حداقل از سطح کثرت مراکز تصمیم‌گیری مستقل در حال ورود به فاز چند قطب مشخص و انحصاری هستیم که با شکل‌دهی نیروهای حاشیه به دور خود و سازماندهی آنها عملا انحصارات چندقطبی در حوزه تصمیم‌گیری پدید خواهد آمد یا به عبارت دقیق‌تر تقریبا پدید آمده است.

انتخابات ریاست جمهوری 84 بروز شکل جنینی تکثر قطب‌های تصمیم‌گیری بود، پس از انتخابات بعضی از قطب‌ها به حاشیه و بعضی‌ها زیر مجموعه قطب‌های دیگر شدند. نتیجتا حداقل سه قطب فعال باقی مانده است.

در این نوشتار قصد بر شناسایی و توصیف این قطب‌ها نیست، بلکه فقط بر آن هستم که روابط محتمل انحصارات چند قطبی در حوزه عمل و تصمیم (اقدام) سیاسی را تبیین نمایم.

ابتدا در گرایش عمیق ممکن است تعامل قطب‌های تصمیم‌گیر را شکل دهد:

1- گرایش مبتنی بر همکاری که هدف آن بیشینه‌سازی سود مشترک است. در این حالت قطب‌ها به گونه‌ای ضمنی یا صریح سازش می‌کنند.

2- گرایش ضدیت بنیادی که هر قطب برای رسیدن به سهم بیشتر از قدرت و حوزه نفوذ به نبردی سازش‌ناپذیر با قطب دیگر می‌پردازد.

هر چند عقل حکم می‌کند که گرایش نخست غالب گردد ولی متاسفانه در موارد بسیاری گرایش دوم غلبه می‌یابد و این نبرد تا نابودی همه قطب‌های درگیر یا تغییر توازن به نفع یک قطب ادامه می‌یابد مگر آنکه هزینه‌ها آنها را وادار کند که به گرایش نخست باز گردند. با فرض رسیدن به گرایش نخست یعنی ورود به فاز هماهنگی، گونه‌های مختلف هماهنگی زیر قابل تصور است:

الف- قطب‌های تصمیم‌گیری کاملا هماهنگ:

در این حالت با پذیرش تکثر در قطب‌های تصمیم‌گیری در جناح اصولگرا نوعی هماهنگی در لحظات حساس به وجود آمده و عملا نوعی "کارتل سیاسی" را پدید می‌آورند. در این حال ضمن آنکه تکثر و تفاوت رویکردها به رسمیت شناخته شده ولی امکان بهره‌برداری از شکاف‌های موجود برای رقبا را پدید نمی‌آورند.

ب- چندقطبی جزئا هماهنگ:

در این حالت دو روش امکان دارد:

-وجود یک قطب پیشرو و آوانگارد بر حسب سلطه هژمونیک ناکامل

-بروز نوعی همکاری داوطلبانه البته بدون سازمان، توافق یا رهبری مشترک اما مبتنی بر تساهل متقابل یا نفع مشترک

اما اگر گرایش ضدیت بنیادی حاکم گردد در این حالت که "چندقطبی ناهماهنگ" است، بروز حالات زیر محتمل است:

1- نبرد سنگین برای کسب اعتبار سیاسی در میان قطب‌ها که گاه منجر به پیدایش فضای تخریب شدید می‌شود، در این حالت با توجه به آنکه رقیب جدی بیرونی یعنی "دوم خردادی‌ها" مترصد هستند فضای مساعدی برای آنان پدید خواهد آمد.

2- ایجاد حالت انتظار برای سقوط رقیب و ذخیره انرژی برای لحظه مساعد که نوعی انفعال در عمل را برای همه قطب‌ها پدید آورده و مجددا به دلیل بی‌عملی، فضا برای دوم خردادی‌ها پدید خواهد آمد.

در فضای چالش بر حسب درجه تضاد قطب‌ها 3 حالت ممکن است پدید آید:

الف- چند قطبی در حالت نبرد دائم

ب- چند قطبی در حالت متارکه

ج- چند قطبی در حالت سازش

واقعیت آن است که علی‌رغم تصور چالش‌گران در قطب‌های مختلف درون جریان اصولگرا، انحصار قطب‌های سیاسی کشور درون اصولگرایان نیست لذا دایره رقابت‌های درون‌ اصولگرایان درون دایره بزرگتری قرار دارد که دوم خردادی‌ها را به عنوان یک "رقیب مترصد" نفع برنده نهایی از چالش‌ها نشان می‌دهد.

از این رو حتی اگر واقع‌گرایانه بروز چندقطبی درون اصولگرایان را بپذیریم، عدم هماهنگی و سازش ولو با تقسیم میدان هیچ نتیچه‌ای جز پیروزی رقیب بیرونی نخواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات