اردشیر زارعیقنواتی
از نیمه شب روز یکشنبه 22 آوریل که نتایج دور اول انتخابات ریاست جمهوری فرانسه با راهیابی نیکلا سارکوزی و سگولن رویال به دور دوم مشخص شد گمانهزنی و لابیها در خصوص نتایج نهایی این انتخابات در روز 6 ماه مه شروع شود. برآیند آرای دور اول این نکته را اثبات کرد که بسیاری از تحلیلگران و بنگاههای نظرسنجی بدون توجه به ماهیت ذاتی جوامع اروپایی و به خصوص کشور فرانسه، با ترسیم فضای غیرشفاف و توهمانگیز تقابل بین نیروهای اجتماعی و جناحهای سیاسی را فقط براساس شیوههای مبارزات انتخاباتی صرفاً مبتنی بر تقابل شخصیتها مورد بررسی قرار داده بودند.
با شناخت واقعی از ماهیت آرای بینابین میتوان به جرات ادعا کرد که پتانسیل بالقوه سگولن رویال بیشتر از رقیب محافظهکارش است درحالی که زیرکی ریاکارانه و تبحر نیکلا سارکوزی در به فعل در آوردن پتانسیل خود بر حریف میچربد. چنانچه سوسیالیستها در روزهای باقی مانده تا روز نبرد نهایی بتوانند پتانسیل و موقعیت برتر ولی بالقوه خود را به عینیت و انسجام در تسخیر آرا تبدیل کنند کلید طلایی کاخ الیزه برای اولین بار در تاریخ فرانسه به یک زن سپرده میشود.
موقعیت نیکلا سارکوزی
جناح راست محافظهکار فرانسه فراتر از همیشه با به میدان فرستادن وی میخواهد اصلاحات اقتصادی را به نفع سیستم بازار، قوانین اجتماعی را به زیان مهاجران و طبقات کمدرآمد و همچنین سیاست خارجی را بر مبنای نزدیکی بیشتر به ایالات متحده سازماندهی مجدد کند. اقتصاد جوامع اروپایی و به خصوص فرانسه بدون شک نظام سرمایهداری لیبرال تلقی میشود اما در همین چارچوب نیز عناصری تعدیلکننده از سویههای سوسیال به خصوص در حیطه آموزش، بهداشت و بیمههای تامین اجتماعی در قالب اقتصاد رفاه کینزی را در خود جای داده است. از ابتدای دهه 1990 با فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم قدرتهای حاکم بر اروپا به خصوص جناح راست در این جوامع به مرور تلاش کردهاند که چنین امتیازات اجتماعی و اقتصادی را به نفع سرمایهداری آزاد از سبد لایههای متوسط و پایین حذف کنند. سارکوزی به عنوان نماینده راست محافظهکار به جدیت در این راه قدم برخواهد داشت و این را مردم فرانسه، نفعبران و زیانبران، به درستی میدانند. البته چهره مصمم و کارآمدی که از وی در خصوص ساماندهی اوضاع اقتصادی فرانسه ترسیم شده است نقطهقوت او محسوب میشود و تمام امید جناح راست هم در همین نکته نهفته است. افکار سارکوزی در خصوص مسائل و معضلات اجتماعی بسیار بسته، نژادپرستانه و مهاجرستیز بوده است چنانچه نقش وی به عنوان وزیر کشور در جریان سرکوب شورشهای حاشیهنشینان «اولنی سو بوا» در حومه پاریس هیچگاه فراموش نمیشود. وی که خود از خانواده اشرافی و مهاجر مجارستانی است آنچنان از لایههای مهاجر در این کشور سخن میگوید که گویی خون ناب فرانسوی حتی غلیظتر از بناپارت در رگهایش جریان دارد. چنانچه سارکوزی در دور دوم انتخابات پیروز شود خطر بروز شکافهای اجتماعی در بین لایههای بومی و مهاجر این کشور به مراتب افزایش مییابد و حساسیتهایی که به واسطه تفکرات وی وجود دارد جوامع ناهمگون فرانسه را به جای تعامل به سمت تعارض خواهد کشاند. بیشک اگر ویکتور هوگو زنده بود سارکوزی را با «بازرس ژاور» در رمان بینوایان قیاس میکرد، مردی انعطافپذیر در مقابل فرودستان، با این تفاوت که ژاور قانونگرایی صادق بود و این یکی قانونگریزی ریاکار که قانون را به میل خویش تفسیر و آنجا که لازم باشد نقض میکند. در سیاست خارجی سارکوزی به عکس ژاک شیراک بیش از آنچه یک گلیست اروپایی باشد به یک تجدیدنظرطلب هوادار نزدیکی به آمریکا همچون شخصیتهای پوپولیست اروپای شرقی شبیه است. پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه میتواند موقعیت مستقل و قطبخواهی بدیل این کشور را در قالب اروپای متحد در مقابل هژمونی کنونی حاکم بر جهان فعلی به میزان زیادی محدود و مورد تهدید قرار دهد. سارکوزی آنقدر زیرک است که تمایلات عمومی غالب بر جامعه فرانسه را بشناسد و به همین دلیل است که هماکنون مرتب تکرار میکند من عوض شدهام، قدرت انسان را عوض میکند در صورتی که همه به یقین میدانند که این سخنان ادعایی بیش نیست. وی همچنین در راستای استفاده پوپولیستی از خواستههای اکثریت مردم فرانسه در روز جمعه 27 آوریل گفته است که اگر من رئیسجمهور شوم در مورد خروج نیروهای 1100 نفری این کشور از افغانستان بازنگری کرده و تصمیم میگیرم. نفر اول انتخابات دور اول فرانسه شخصیتی بسیار تندرو و پرخاشگر در میان محافظهکاران است که تا حدودی وی را با ژان ماری لوپن نماینده راستافراطی مقایسه میکنند. این روزها جملهیی بسیار زیبا بین فرانسویان مرسوم شده است که میگویند «سارکوزی ملیگرایی است با پاسپورت آمریکایی» که به درستی تناقض شخصیتی وی را در این خصوص نشان میدهد. نماینده جناح محافظهکار در این دور از انتخابات به جهت رای 31/2 درصدی خود و فاصله 5/3 درصدی با رقیب سوسیالیست تقریباً از حاشیه امنیت خوبی برخوردار است. وی به جهت رفتارهای تندروانهاش در زمان تصدی مسوولیت وزارت کشور متحدان و دشمنان زیادی را در بین طبقات و لایههای سیاسی اجتماعی فرانسه برای خود دست و پا کرده است. وی از یک طرف بر موج مهاجرستیزی فعلی در جامعه فرانسه سوار است و از طرف دیگر مورد تنفر مهاجرین قرار دارد و به همین دلیل هیچگاه در جایگاه یک شخصیت ملی نمیتواند قرار گیرد.
موقعیت سگولن رویال
نماینده حزب سوسیالیست در دور دوم انتخابات تواناییها و ضعفهای خاص خود را دارد که فراتر از موقعیت تعیینکنندگی سیاست حزبی میتواند در آخرین میدان مبارزه تاثیرگذار باشد. هرچند که معمولاً تبلیغات کاندیدای ریاست جمهوری در این دوره بیشتر بر مبنای شخصیت فردی آنان سامان داده شده بود ولی در تحلیل نهایی این موقعیت سیاسی ـ اجتماعی آنان است که مشخصکننده رویکرد کلان و جایگاه هر کدام از این دو کاندیدا است. به همان نسبت که سارکوزی را برای ثبات یک اقتصاد قدرتمند در فرانسه مطرح میکنند، سگولن رویال را نیز به نمادی از تحول در حوزه اجتماعی و تجدیدنظر در سیاستهای داخلی به نفع طبقات و لایههای سطوح پایینتر جامعه و همچنین مدارای بیشتر با فرانسویان مهاجر به رسمیت شناختهاند. معمولاً در دور اول انتخابات تمامی کاندیداها چون در چهره رقبای خویش نفی خود را میبینند با حالت مبارزهجویانه و خودخواهانه با همدیگر برخورد میکنند که این مساله در مورد رویال هم صادق بوده است. از قبل نیز تقریباً مشخص بود که جایگاه اجتماعی ـ سیاسی آرای وی با فرانسوا بایرو در یک امتداد و ذاتاً نزدیک به هم است اما این زن سرسخت و تا حدودی تازهکار بدون در نظر گرفتن دور دوم انتخابات برخورد هوشمندانهیی با این قضیه نکرد. اما در هر صورت و در شرایطی که نفر سوم انتخابات زیرکانه و بسیار آگاهانه فعلاً برای تضمین موقعیت حزب خود در انتخابات پارلمانی و به طور کلی آینده سیاسی فرانسه بیطرفی پیشه کرده است ولی میتوان گفت که اکثریت قریب به اتفاق سبد رای وی در اختیار رویال قرار خواهد گرفت. رویال به عکس رقیب خود در جامعه فرانسه طبقات و لایههای تثبیتشده به عنوان دشمن و تخریبگر ندارد و همین مساله دست سارکوزی را برای راه انداختن یک جنبش مخالف در بین طبقات اجتماعی علیه وی خواهد بست. حتی وحدت بین نیروهای راست محافظهکار و افراطیون تندرو هوادار لوپن نیز دشوار است در صورتی که در اردوگاه سوسیالیستها با کمک چپهای رادیکال هم اکنون مقدمات یک جنش ضد سارکوزی فراهم شده است. در طی این سالها زنان در آلمان، آرژانتین، آمریکا و بسیاری دیگر از کشورهای دموکراتیک توانستهاند با عرضه لیاقت خود به افکار عمومی بیش از پیش به هرم فوقانی قدرت نزدیک شوند و در مقایسه با مردان قبل از خود به مراتب چهره موفقتری را نیز ارائه دادهاند.
سگو نیز به عنوان اولین زن فرانسوی که موفق شده است به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری و تا آستانه ورود به کاخ الیزه پیش برود برای اولین بار جدا از گرایشات حزبی و سیاسی فرانسه میتواند آرای جنبش فمینیستی اکثریت زنان را به سمت خویش جلب کند. همیشه و در تمام جهان هر زمان که مشارکت مردمی در یک انتخابات بالاتر از نرم معمول باشد به نفع جناح رقیب و خارج از حاکمیت تلقی میشود به این جهت که اکثر آنان که در رایگیریها شرکت نداشتهاند گرایشات رادیکالتری نسبت به بقیه مردم دارند. این طیف جدید رایدهنده بیشتر متمایل به تجدیدنظرطلبی و تغییر در ساختار حاکم یا دولت مستقر گام برمیدارند که به همین دلیل مشارکت 86 درصدی فرانسویان در این انتخابات که احتمالاً با اختلاف ناچیزی در دور دوم هم اتفاق میافتد نقطهقوتی برای رویال تلقی میشود. چرا که لایههایی که به سختی و در مواقع خاص به مشارکت در انتخابات ترغیب میشوند همان اقشار ناراضی و رادیکال جامعه هستند که سیاست کنونی را در جهت منافع خود نمیدانند. سگولن رویال در این دور از انتخابات از حمایت قاطع جناح چپ رادیکال برخوردار است و بدون هیچ واهمهیی میداند که آنان در این دور از انتخابات به طور یکدست به وی رای میدهند. به همین دلیل دست وی برای تمرکز و فعالیت تبلیغاتی بر آرای طیف میانه و همچنین ایجاد تشتت در آرای راستافراطی باز است. این در صورتی است که سارکوزی رقیب وی از هیچچیز مطمئن نیست حتی از آرای افراطیون هوادار لوپن و باید انرژی و توان خویش را در چند جهت تقسیم کند که بعضاً هر کدام از این رویهها در تناقض با دیگری قرار میگیرد. تناقضاتی که در این خصوص برای رقیب رویال وجود دارد به جهت ناهمگونی ماهیت آرای موردنظر میتواند حجم تبعات منفی در مورد تلاشهای تاکتیکی سارکوزی را نیز به همان نسبت افزایش دهد. مثلاً چنانچه سارکوزی با جبهه ملی وارد مذاکرات ائتلافی شود احتمال دارد که دیگر جناحهای راستسنتی شدیداً به این مساله واکنش نشان دهند و همچنین افکار عمومی ضد فاشیسم فرانسه که در انتخابات قبلی جبهه فراگیری را برای حمایت از شیراک ایجاد کردند در مقابل خود ببیند. رویال اما فارغ از چنین دغدغههایی است چرا که وی با کمال میل ائتلاف با چپ رادیکال را میپذیرد. سگو چنانچه بتواند با فرانسوا بایرو که هماکنون نشانههایی مبنی بر تمایل رهبر حزب مرکزگرا برای پیوستن به سوسیالیستها وجود دارد نیز به وحدت برسد جبهه ائتلافی بدون دردسری را بنیان میگذارد. نماینده سوسیالیست در این روزها با خیالی به نسبت راحتتر دنبال جذب هواداران بایرو است و حتی این امکان را دارد که از نزدیکی و تناقض رقیب با هواداران لوپن هم در بین اکثریت مردم فرانسه و هم در بین سپاه جنگجوی لوپن به خوبی بهرهبرداری کند. به همین دلیل بهترین سیاست تبلیغاتی برای رویال به خصوص جریان مناظره مستقیمی که قرار است روز دوم مه در تلویزیون با سارکوزی داشته باشد، آن است که فضا را به سمت چگونگی موضعگیری و برخورد با آرای لوپن هدایت کند و رقیب را در گوشه رینگ در موقعیت ناخوشایندی قرار دهد. رقیب رویال تنها در حوزه اقتصادی میتواند وی را به چالش بکشد که در اینجا هم نماینده سوسیالیست میتواند روند تبلیغات و مبارزه رودررو را در قالب برنامههای کلان حزبی در عرصه اقتصادی هدایت کند. بدون شک پتانسیل و ابزارهای میدانی این نبرد برای سگولن رویال نسبت به رقیب محافظهکارش دوچندان است و چنانچه عدم تبحر وی در مقابل زیرکی سارکوزی کار دستش ندهد شانس پیروزی و جذب آرای بینابین فرانسویان را خواهد داشت.
موقعیت آرای بینابینی
هر کدام از دو نفر راه یافته به دور دوم که بتواند بهتر از دیگری سهم بیشتری از سبد آرای بینابینی و سیال برداشت کند در روز 6 مه به عنوان پیروزمند به کاخ الیزه پای خواهد نهاد. تمرکز هر دو نفر فعلاً بر آرای 6/18 درصدی فرانسوا بایرو است که حرکت آن قادر است مسیر پیروزی را برای هر کدام از آنان هموار کند. اظهارات بایرو در روز چهارشنبه 25 آوریل مبنی بر اینکه رسماً از هیچ کدام از دو نامزد دور دوم حمایت نمیکند از اهمیت خاصی برخوردار است. هرچند که ماهیت آرای وی و تمایل شخص بایرو نشان میدهد که به رویال بسیار نزدیکتر است تا به سارکوزی، ولی حتی همین اعلام بیطرفی نیز موقعیت برتر رویال در جذب آرای میانه را مخدوش نخواهد کرد. به نظر میرسد تلاشهایی از سوی سوسیالیستها برای مذاکره با بایرو در حال انجام است، چنانچه روز 27 آوریل رویال رقیب خود و حامیان رسانهیی وی را که به کارشکنی در این خصوص متهم کرد. اشتباه بزرگی که معمولاً تحلیلگران مرتکب میشوند ناشی از عدم شناخت درست جایگاه و موقعیت طبقاتی، سیاسی و اجتماعی حزب سوسیالیست فرانسه است. این حزب متفاوت از نام خود مطلقاً یک حزب چپ به معنای مارکسیستی آن نیست بلکه آنان را باید در طیف چپ لیبرالیسم و در قالب سوسیال دموکراتهای اروپایی مورد بررسی قرار داد. به همین دلیل آنان به طیف هوادار بایرو و نزدیک و همسو خواهند بود و درصد قاطعی از این آرا را به سمت خود جلب میکنند. نظرسنجی موسسه تیاناس فرانسه که بعد از دور اول انجام گرفته است نشان میدهد که 46 درصد از طرفداران بایرو به رویال و 25 درصد به سارکوزی رای میدهند و 29 درصد هم هنوز تصمیم خود را نگرفتهاند. با توجه به واقعیت اصلاحطلبی و تحولخواهی در آرای بایرو و همچنین دو دوره حاکمیت جناح محافظهکار، منطق علمی و جامعهشناسی سیاسی نیز گویای درستی این نظرسنجی خواهد بود. مضاف بر اینکه ترکیب مرددهای سبد بایرو نیز بیشتر از ترکیب مصممها به سمت رویال جهت خواهد یافت. در این روزها معمولاً آرای 5/10 درصدی ژان ماری لوپن را یکدست به سبد سارکوزی حواله میدهند در حالی که به نظر میرسد اینچنین نخواهد بود. بدنه افراطی در فرانسه در دو موضوع اشتراک و تعصب دارد؛ یکی در حوزه اجتماعی مبنی بر تاکید بر هویت ملی فرانسوی و مهاجرستیزی و دیگری در عرصه سیاست خارجی براساس هژمونیطلبی و استقلال رای جمهوری فرانسه در معادلات بینالمللی. در مورد اول آنان به سارکوزی بسیار نزدیک هستند و در مورد دوم در مقابل سارکوزی قرار میگیرند. پایگاه طبقاتی ـ اجتماعی افراطیون هوادار لوپن نیز یکدست نیست و کاملاً به دو حوزه متفاوت تقسیم میشود، از یک طرف بورژواهای ملیگرا هستند و از طرف دیگر محرومترین اقشار اجتماعی که در جامعه به حاشیه رانده شدهاند. چنین دوگانگی در بین هواداران لوپن نشان میدهد که آنان نسبت به سارکوزی موضع یکسانی نخواهند داشت و درصد بزرگی از این آرا به سبد وزیر کشور سابق نمیرود. از حدود 14 درصد آرای نفر پنجم تا دوازدهم دور اول چیزی در حد 10 درصد به چپ رادیکال، سندیکالیستها و سبزها تعلق دارد که به طور یکدست همانگونه که هر پنج کاندیدای فوق رسماً اعلام کردهاند به سگولن رویال تعلق خواهد گرفت. این سبد رای تنها آرای بینابینی است که هیچ خدشهیی در سمتگیری آن به وجود نخواهد آمد و به طور مطلق به نماینده ائتلاف چپ در دوره دوم داده میشود. هرچند که سند «برنامه مشترک» که در سال 1987 بین فرانسوا میتران رهبر حزب سوسیالیست، احزاب چپ رادیکال و سبزها امضا شد بعدها در سال 1993 به جهت گردش به راست سوسیالیستها و نقض آن از سوی آنان کنار نهاده شد ولی هرگاه که سوسیالیستها در نبرد با محافظهکاران راست به کمک چپ رادیکال احتیاج داشتهاند آنان مصمم به صحنه آمدهاند. جناح جپ قبلاً و در انتخابات گذشته ریاست جمهوری فرانسه نیز نشان دادهاند که برای شکست ژان ماری لوپن افراطی حتی حاضرند با دستکش هم که شده به ژاک شیراک میانهروتر رای دهند. مطمئناً امروز نیز چپ رادیکال بدون هیچ اما و اگری مصممتر از دور اول برای شکست نیکلا سارکوزی به یاری سوسیالیستها و سگولن رویال خواهد آمد. تجربه نشان داده است که چپ رادیکال به همان اندازه که در شرایط انشقاق ضعیف است در موقعیت ائتلاف فراگیر جبههیی از پتانسیل دوچندانی برای تاثیرگذاری و ایجاد جنبش تودهیی بهره میبرد. تا حدودی میتوان 4 درصد از آرای دو کاندیدای پایین جدول در دور اول را به سبد سارکوزی ریخت چرا که تقریباً از جایگاه اجتماعی ـ سیاسی یکسانی برخوردار هستند با این تفاوت که آنان به عکس چپ رادیکال قدرت تاثیرگذاری تودهیی بر جامعه مدنی فرانسه را نخواهند داشت. در دور دوم به جهت اینکه لایههایی از درون سبدهای آرای بینابینی از کاندیدای مورد علاقه خویش در دور دوم محروم شدهاند احتمال آرای سفید و عدم مشارکت کمتر نیز وجود دارد که به نظر میرسد اکثریت این آرای خاموش از طیف راست و به خصوص هواداران لوپن باشند. به لحاظ تئوری و شناخت جامعه فرانسه موقعیت بالقوه سگولن رویال نسبت به نیکلا سارکوزی در کسب آرای ژلاتینی و بینابین بهتر است. چنانچه وی قادر به استفاده درست از این توان باشد به راحتی میتواند اختلاف 3/5 درصدی در دور اول با رقیب محافظهکار خود را پوشش دهد. فراموش نباید کرد که سارکوزی در جامعه سیاسی و مدنی فرانسه دشمنان زیادی حتی در میان جناح راست دارد و هماکنون نیز با جبهه متحدی از چپ روبهرو است که درصدد به راه انداختن جنبش «هر کسی به غیر از سارکوزی» هستند. جان سالم به در بردن از این مهلکه برای نماینده محافظهکاران بسیار سخت خواهد بود مگر آنکه بار دیگر زیرکی ذاتی وی در مقابل عدم تبحر و ضعفهای فنی رویال به موقع به دادش برسد. اما در یک مساله نباید شک کرد و آن اینکه در دور دوم رقابت بین دو کاندیدای حاضر تا به آن حد فشرده و نزدیک است که کوچکترین اشتباه یا لغزش تاکتیکی هم میتواند اوضاع را به کلی دگرگون کرده و جای غالب و مغلوب را عوض کند.