1- اسرائیل: موجودیت اسرائیل و اینکه ایران هیچگاه اسرائیل را به عنوان کشور به رسمیت نشناخت، روابط این دو کشور را از همان ابتدا تیره ساخت. دولت ایران در اولین موضعگیری رسمی خود در سال 57، دستور اخراج 32 کارمند اسرائیل را از ایران صادر کرد و خواستار قطع رابطه با اسرائیل شد و در مقابل اسرائیل به علت کمکهای مالی و نظامی خویش به آمریکا، نفوذ زیادی در این کشور دارد و حفظ اسرائیل یکی از اهداف آمریکا به شمار میآید. اختلاف بر سر اسرائیل یکی از مواردی است که مذاکره ایران و آمریکا را با مشکل مواجه میکند و رابطه را به تعویق میاندازد.
2- تقابل از نوع ابر قدرت: ایران به علت موقعیت استراتژیکی در خاورمیانه و منابع غنی زیرزمینی همیشه به عنوان هژمرن در منطقه شناخته شده است. تاریخ غنی ایران و فرهنگ چند هزار سالهاش همیشه ایران را به عنوان ابر قدرت معرفی کرده است، اگرچه در سالهای اخیر این قدرت کاهش پیدا کرده است ولی هیچگاه این آرمان ابرقدرتی از ذهن ایرانیها جدا نخواهد شد. در برابر آمریکا نیز پس از جنگ جهانی دوم و به علت دخالت نکردن به عنوان قدرت متفق یا متحد در جنگ، توانست خیلی سریع کشورش را بازسازی کند و پس از سقوط شوروی خود را به عنوان یک ابرقدرت به جهان بشناساند. تقابل این دو و هدف ایران که مبارزه با جهان تکقطبی و سرمایهداری است در برابر آمریکا که به دنبال هژمون در جهان است، دو سر یک کلاف خواهد بود که مذاکره را سخت پیش خواهد برد.
3- سازه لیبرالی در برابر مدل اسلام سیاسی: آمریکا همواره خود را مدافع دموکراسی و لیبرالیسم غربی میداند و همه الزامات آن را نیز پذیرفته است به طوری که در سالهای اخیر با بهانه هدیه دموکراسی به کشورهای منطقه به حمله به کشورهای جهان سومی و اشغال آنها روی آورده است. این در حالی است که ایران از همان ابتدا در زمان انقلاب و پس از آن در نوشتن قانون اساسی بارها یادآوری کرده است که به دنبال اشاعه و نفوذ اسلام در جهان است. از آنجایی که اسلام توانایی اداره حکومت براساس آموزههایش را دارد بنابراین ایران به دنبال نفوذ اسلام سیاسی در منطقه و جهان است. این سازهها علیرغم مشترکات احتمالی نکات اختلاف زیادی دارند که در رابطه ایران و آمریکا تاثیر خواهد گذاشت.
4- منافع حیاتی در خاورمیانه: خاورمیانه به علت موقعیت سوقالجیشی خود از ابتدا مورد توجه قدرتهای بزرگ قرار گرفته و تنها منطقهای بوده که به علت داشتن منابع غنی زیرزمینی بارها مورد حمله بسیاری از کشورها بوده است. آمریکا، خلیجفارس را جزو قلمروی امنیتی خود میداند و میداند که تنها منطقهای که میتواند از آن آسیبپذیر باشد خاورمیانه است. ایران نیز به خاطر متن زندگیاش در خاورمیانه و همسایگی با آن و بحث نفت نمیخواهد پای قدرتهای خارجی به این منطقه باز شود و خواستار حل مشکلات این منطقه به دست کشورهای همسایه میباشد. بحث خاورمیانه همیشه یکی از نکات اختلافبرانگیز ایران و آمریکا در مذاکرات بوده و خواهد بود.
5- سیاستهای شرقی و غربی: تمایل ایران به سمت چین و روسیه و کشورهای شرقی در روابط ایران در سالهای اخیر بسیار به چشم میآید. پس از بروز تحریمها و عدم رابطه ایران با کشورهای اروپایی، ایران سیاستهای شرقگرایانهای در پیش گرفت و در مقابل آمریکا نیز در روابطش با دیگر کشورها به سمت ناتو و کشورهای اتحادیه اروپا تمایل یافت. کشورهای جهان وخصوصا چین و روسیه برای رهایی از جهان تکقطبی به این دوگانگی دامن میزنند و باعث بروز اختلاف در مذاکرات ایران و آمریکا خواهد شد.
با تمام این مشکلات و موانع زیربنایی در رابطه ایران و آمریکا، رابطه این دو کشور دور از ذهن نخواهد بود. هرچند آمریکا در سالهای اخیر در برابر تمام رفتارها و اقدامات ایران ایستاده است و با تقسیم جهان به طرفداران آمریکا یا طرفداران ایران بسیاری از کشورها را مجبور به اعمال تحریم بر علیه ایران کرده است اما با توجه به رفتارهای اوباما در سالهای اخیر که نیروهای خارجی را از خاورمیانه کم کرده است و میخواهد از عراق و افغانستان نیز به طور کامل برود و همچنین با توجه به مشکلاتی که در روابط با اسرائیل در زمان ریاستجمهوریاش ایجاد شده است، احتمال از سرگیری رابطه بالا رفته است همچنین در ایران نیز بعد از احمدینژاد و با روی کار آمدن دکتر روحانی که روحیه تساهل و آرامی دارد و با توجه به تحصیلاتش که آشنا به قواعد بینالمللی است و سابقه موفقش در زمینه هستهای این امکان از سوی ایران نیز برقرار شده است. اما باید دانست که از سرگیری رابطه این دو کشور با تمام موانع زیرساختی کار آسانی نخواهد بود. امکان ورود به این رابطه از طریق دیپلماسی عمومی و روابط محدود در زمینه گردشگری، ورزشی، اقتصادی میتواند مثمر ثمر باشد. چرا که ایجاد رابطه سیاسی نیازمند مقدمات فراوانی است که به علت اختلافات این دو کشور به راحتی امکانپذیر نیست. در این بین آمریکا نیز باید بپذیرد که حقوق اولیه ایران در زمینه هستهای را به رسمیت بشناسد و در دخالت در مسائل داخلی ایران خودداری کند زیرا مذاکره نیازمند طرفینی است که حقوق حقه همدیگر را به رسمیت بشناسند تا بتوانند در مورد روابط حداکثری با هم مذاکره داشته باشند.