* آقای دکتر شرایط بعد از انتخابات را برای ازسرگیری فعالیت احزاب چگونه ارزیابی میکنید؟
** ضرورت احزاب و مطرحشدن آن در فضای جدید اثبات یک مساله است و آن اینکه هیچ فلسفه سیاسی و گروه سیاسی بدون فعالیت حزبی نمیتواند اثرگذار باشد و همه طیفها بر اصل ضرورت فعالیت حزبی تاکید دارند. این خودش ارزش است و امروز شرایطی ایجاد شده است که برچسب حزبیبودن که زمانی ضدارزش بود از بین برود، اگرچه هنوز افرادی را داریم که در معرفی خود، میگویند ما غیرحزبی عمل میکنیم. سیاسیون در مجموع به ارزش کار حزبی پیبردهاند و این خوب است و یک قدم به جلو است.
* در دوره ریاست جمهوری احمدینژاد احزاب شرایط مناسبی برای فعالیت نداشتند و اصولا دولتمردان فعالیت حزبی را ضد ارزش میدانستند. ریشه چنین نگاهی را در چه میدانید؟
** بهنظر من این تفکر محصول نوعی رویکرد به قدرت است و چون در فرهنگ ایرانی قدرت با ظلم و زورگویی مترادف تلقی شده، هرکسی بگوید که من در جهت به دست گرفتن قدرت حرکت میکنم، بار معنایی منفی قدرت بر آن سلطه دارد. در حالی که منظور از قدرت مدیریت سیاسی جامعه است و با این نگاه همه نیروهای سیاسی برای بهترکردن شرایط جامعه با برنامههای حزبی فعالیت میکنند و میخواهند در خدمات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور تاثیرگذار باشند، در این صورت هیچکس، فعالیت حزبی را بد نمیداند و هدف حزب تاثیرگذاری و عمل در حیطه سیاسی کشور است و اگر بخواهیم کار حزبی را در درازمدت در جامعه نهادینه کنیم و کنشگر سیاسی فعالیت حزبی را مذموم نداند، باید در نهادینهکردن تفکر حزبی، کارکرد حزب و کارگروهی فعالیت کنیم.
* چطور میتوان این تفکر را در جامعه و در بین سیاسیون نهادینه کرد؟
** سیاستمدار جز با فعالیت حزبی نمیتواند تجربه حکومتداری را یاد بگیرد. در واقع کار حزب، کادرسازی، تربیت نیرو، یادگیری، تمرین مدیریت و اثرگذاری در سطح کشورداری است و جامعهپذیری سیاسی فقط در حزب صورت میگیرد. در مسوولیت کلان سیاست نمیتوان مدام آزمون و خطا کرد، مسوولیتی را پذیرفت و بعدا فهمید که این انتخاب درست است یا غلط، کاری که در دوره آقای احمدینژاد انجام شد. حزب، عرصه تجربهآموزی است، عرصه علم، عمل، تمرین و تجربه است. چون در حزب مواضع افراد شناخته میشود، با حزب یادگیری صورت میگیرد و معلوم میشود که فرد با چه مواضعی، با حمایت چه کسی و در همسویی با چه راهبردی وارد کار میشود. ولی باید بدانیم شرایط ضدتحزب در دوره احمدینژاد فقط نتیجه عملکرد خود ایشان نبود و برخی نهادهای دیگر هم در آن نقش داشتند.
* در دوره هشتساله آقای احمدینژاد، چه شرایطی برای فعالیت احزاب پیش آمد؟
** دولت در این هشتساله عملکردی غیرحزبی و حتی میشود گفت ضدحزبی داشت، بهخصوص در دولت دهم عملا کرکره خیلی از احزاب پایین کشیده شد. در کنار دولت «ضدحزبی»، گروههای قدرتمندی هم وجود داشتند که در روی کار آمدن احمدینژاد موثر بودند آنها هم بر تفکر ضدحزبی دولت موثر بودند. انسدادهای حزبی دولت احمدینژاد تماما محصول موضع ضدحزبی خود دولت نبود، بلکه این فضا و انسداد فراتر از خواست دولت بود و در حقیقت به جریانهای دیگری هم برمیگشت با این تفاوت که خود دولت هم با آن جریانها موافق و همسو بود که در دوره قبلی اینگونه نبود.
* الان که دولت تغییر میکند این جریانها به چه صورتی عمل خواهند کرد؟
** نقش رویکارآمدن آقای روحانی و نتیجه این انتخابات، نشاندهنده تضعیف حوزه عملکرد این جریانهاست. اگر قرار بود که آنها فعال مایشاع باشند و همهچیز را کنترل کنند که نتیجه این نمیشد.
قطعا دولت اعتدال از هر نوع تندروی دوری میکند، اما اینکه فکر کنیم که همهچیز بروفق مراد است هم غلط است و قطعا مقاومتهایی شکل خواهد گرفت و کارشکنیهایی انجام خواهد شد، منتها ما از وضعیت گذشته عبور خواهیم کرد، البته نباید خوشبینی اضافی داشته باشیم؛ چون ما در دوره انتقالی هستیم. دموکراسی در ایران نوپاست. اول باید اجازه دهیم که دوران سخت انتقال طی شود، مقاومتهای نیروهای حزبی، تخربگرایی و دموکراسیخواهی باید این محدودیتها را بشناسند و از هر نوع افراط و تفریطها دوری کنیم و فضا و بهانه را برای نیروهای ضدحزبی فراهم نکنیم.
* آیا حزب میتواند از بالا به پایین شکل بگیرد؟ روند تاسیس آن چگونه باید باشد، امروزه حرفهایی در میان است که دولت باید حزب خود را سرکار بیاورد تا قدرتش را حفظ کند.
** در دنیا برای تاسیس احزاب دو شکل وجود دارد. ما هم احزاب دولتساخته داریم که از بالا به پایین است، لزوما هم نمیشود گفت که ناموفق است. اما احزابی که از پایین شکل میگیرند با لایههای زیرین به قدرت میرسند. اما بخش متمایز صحبت من با شما در این است که معتقدم اساس فعالیت گفتمانی، شفافسازی فضای گفتمانی را داشته باشیم و این را باید به فعالیت حزبی ترجیح دهیم. مشکلی که در ایران برای احزاب وجود دارد این است که فعالیت حزبی و احزاب ما در یک فضای گفتمانی شفاف حرکت نکرده است و حزب ما دارای گفتمان مبهم و غبارآلود است و در آن طیفهای مختلف با گرایشهای مختلف و متفاوت در بیرون یک حزب قرار میگیرند. در واقع برای احزاب ما مشکلی که وجود دارد این است که در یک حزب افرادی با گفتمان متفاوت حضور دارند و این آسیب جدی برای احزاب است و دلیل نهادینهنشدن و عدمفعالیت درازمدت آن در ایران است. من فکر میکنم که به عنوان یک کنشگری سیاسی و آکادمیک، آن چیزی که ما از آن رنج میبریم فقدان شفافیت فضای گفتمانها و فعالیت آزاد گفتمانهاست. من فکر میکنم در فضای امروز کشور فعالیت گفتمانها برفعالیتاحزاب تقدم دارد.
* ملزومات شفافسازی گفتمانها در ایران چیست؟
** باید قبل از شروع به فعالیت حزبی و رفتار حزبی، بهدنبال شفافسازی گفتمانها باشیم و گفتمانهای موجود در کشور با مرزبندی روشن و با شفافیت و بدون پردهپوشی و پنهانکاری مطرح شوند و یارگیری گفتمانها صورت گیرد. برخورد و جدال بین گفتمانها صورت گیرد و فضای رسانهای، فضای آزاد و مدنی این دولت صرف شفافسازی گفتمانها شود و ترویج مناسبات گفتمانها در اولویت باشد. آنوقت گفتمانها صریح و شفاف مواضع خود را بیان کنند و مرزبندی گفتمانها با هم مشخص شود و نیروها هم بدانند که با کدام گفتمان کار خود را ادامه دهند. اینکه کدام گفتمان به خواست و علایق آنها نزدیک است، دست به انتخاب بزنند و مشخص کنند که طرفدار کدام حزب هستند و با کدام گفتمان در صحنه حضور دارند.
* یعنی اول گفتمانها را مطرح کنیم و بعدا دنبال تحزب باشیم؟
** بله، حزب باید مصرفکننده تفکیکهای گفتمانی باشد. بعد از اینکه گفتمانها خود را مطرح کردند، شفاف شدند و یارگیری کردند، آنوقت حزب میتواند بگوید که میخواهد در مسیر تحقق اهداف و آمال و نگرش فعالان گفتمان و براساس روشهای قابل بررسی و پیگیری این گفتمان به فعالیت سیاسی حزب ادامه دهیم و حزب در قالب آن گفتمان شفاف شکل گیرد و این حزب براساس همان شفافیت گفتمانی فعالیت کند و اعضای آن از غیرشفافبودن مواضع فاصله داشته باشند. مواضع احزاب باید شفاف و معلوم باشد که در قبال این مواضع چه کاری میخواهند بکنند. مواضع گفتمانی به اندازه فعالیت حزبی یا حتی بیشتر از آن مهم است.
باید ایدئولوژیکیها و نظریهپردازان احساس امنیت کنند تا مواضع خود را بهطور صریح و مشخص بیان کنند. دلیل و برهان بیاورند، رقبای خود را نقد کنند و هواداران خود را امتناع کنند تا از میان گفتمانهای موجود، گفتمانی را که بیشتر با عقاید آنها همسویی دارد، انتخاب کنند.
* ما در جامعه گفتمانهای متعددی داریم. آیا این گفتمانها به شکلگیری احزاب نینجامیدهاند؟
** گفتمانها در ایران غیرشفاف هستند و بهطور صریح از مواضع خود حرف نمیزنند برای همین اینها تا به حال نتوانستهاند به یک حزب با مرام و اصول شفاف و روشن برسند.
* یعنی هیچکدام از احزاب موجود در جامعه به گفتمانهای موجود متکی نیستند؟
چرا. اما منظور من عدم شفافیت این گفتمانها در فضای کنونی جامعه است. گاهی این عدم شفافیت خودخواسته و گاه به دلیل شرایط اجتماعی و سیاسی روز است.
* به غیر از گفتمانهای یادشده چه گفتمانهایی را در جامعه داریم؟
** اسلامگراهای سیاسی و سکولاریسم غیردینی. که به دلیل نبود عرصه آزاد برای فعالیت این گفتمانها به حاشیه رانده شدهاند یا در بدنه احزاب دیگر نفوذ کردهاند و البته این رانده شدنها از آفتهای احزاب است.
* مهمترین این گفتمانها که در اکثریتند کدام است؟
** اسلامگرایی سیاسی به چند دسته تقسیم میشود:
1- اولین وجه اسلامگرایی که در قالب حزب پایداری فعالیت میکند. اما این گفتمان باید مطرح شود و اگر زمانی اکثریت را به دست آورد میتواند حکومت هم کند ولی بهعنوان یک تفکر، حق دارند نظرات خودشان را مطرح کنند.
2- اصولگرایان مردد و بلاتکلیف
3- اسلامگراهای دموکراتیک و خردورز
* اعتدالگرایی موجود محصول کدام گفتمان است؟
** گفتمان اسلام دموکراتیک خردورز. فضای فعلی جامعه به سمت تعقل اجتماعی و دموکراسیخواهی حرکت میکند.
* اعتدالخواهی مردم را چگونه توجیه میکنید؟
** انتخابات اخیر یک علامت روشن از اجماع و تعقل اجتماعی و اعتدالخواهی است و توده مردم و نخبههای سیاسی از حرکت افراطی استقبال نمیکنند.
* برای پیشبرد این گفتمانها در جامعه چه شرایطی لازم است؟
** رفع انسدادهای سیاسی، بیشتر در فضای گفتمان جامعه صورت بگیرد، ایدهها و افکار تا آنجایی که ممکن است از فضای آزاد برای بحث و گفتوگو برخوردار باشند و دانشگاهها محل تنازع آرا باشد.
* از روحانی انتظار به تحول و تغییر وضع موجود میرود.
** بله. رای مردم در قالب ساختار سیاسی موجود، مبانی و ارزشهای جمهوری اسلامی به صندوقها ریخته شد و جامعه خواستار اجرای کامل قانون اساسی است. رای مردم به اسلامیت، خرد، دموکراسی و اجرای تمام و کمال قانون اساسی است؟ و این همان تغییر و تحول در جامعه است.
* شرایط حاضر را برای فعالیت احزاب چگونه ارزیابی میکنید؟
** من فکر میکنم که در این دوره احزاب برای رشد و شکوفایی شرایط خوبی خواهند داشت. اما من هنوز هم اعتقاد دارم که فضای گفتمانها و شفافیت آن بر تاسیس احزاب اولویت دارد.