فرامرز اصغری
روابط ایران و آمریکا و تعاملات یا تقابلات آنها در عرصه بینالمللی از مباحث مطرح در محافل سیاسی جهان میباشد. در طی هفتههای اخیر مواضع اتخاذ شده از سوی مقامات دو کشور سبب گردیده تا برخی دگرگونیها در مناسبات آنها در اذهان تداعی گردد. در ادامه مسائل مطرح در روابط دو کشور، اعلام رسمی مقامات آمریکایی مبنی بر درخواست آنها برای مذاکره با تهران در قبال تحولات عراق میباشد.
براساس اخبار منتشره آنها تاکید کردهاند که در حد سفرای دو کشور در عراق، خواستار گفتگو با ایران میباشند. هرچند که این واقعیت بر کسی پوشیده نیست و جهانیان نیز به آن اعتراف دارند که، آمریکا به دلیل گرفتاری در حل بحران عراق و فشارهایی که از سوی محافل داخلی بر آن وارد است، تنها راهکار باقیمانده برای فرار از بحران را با بهرهگیری از نقش مثبت ایران در عراق میداند، اما عملکردهای آنها در قبال درخواست ارائه شده از برخی سیاستهای غیرمسئولانه حکایت دارد که برگرفته از سیاست برد ـ باخت میباشد. به عبارتی دیگر آنها با لفظی طلبکارانه چنان وانمود میسازند که حضور ایران در مذاکرات بغداد نه برای تحقق اهداف ملت و دولت عراق بلکه به دلیل چالشهای فراروی تهران است. اعلامنظر چنی مبنیبر ایجاد جوی نظامی علیه ایران در منطقه، درخواست 109 میلیون دلار برای دخالت در امور داخلی ایران، پیوند زدن مساله 5 دیپلمات ایرانی به ناآرامیهای عراق، دیدگاههای فرماندهان نظامی اشغالگران که در جوی تبلیغاتی و تکراری ایران را متهم به دخالت در امور عراق میکنند، تشدید تهدیدات در قبال پرونده هستهای و لزوم تصویب قطعنامهای دیگر علیه تهران و... از ایجاد جوی پرتنش علیه ایران حکایت دارد که به عنوان ابزارهایی برای آمدن ایران پای میز مذاکره به کار میبردند. به عبارتی دیگر آنها چنان تبلیغ مینمایند که ایران به دلیل فشارهای اعمال شده از سوی آمریکا وادار به پذیرش مذاکره شده است. آنها این اصل را در بایکوتهای خبری و جوسازیهای تبلیغاتی محو مینمایند که خود بهطور رسمی (از طریق سفارت سوئیس) از ایران درخواست مذاکره کرده و تهران نیز صرفا در چارچوب خواست ملت عراق این خواسته را پذیرفته است. با تمام این تفاسیر اعتراف مقامات نظامی و کارشناسان آمریکایی مبنیبر ناتوانی آمریکا در عراق و لزوم حرکت به سمت تهران برای خروج از این بنبست (کمیته بیکر ـ هامیلتون نیز بر این مهم تاکید نموده بود) تاکید مقامات عراقی مبنیبر نقش مثبت و برادرانه ایران در حل مشکلات دولت و ملت عراق و استقبال آنها از عملکرد تهران که برای کمک به آنها حاضر به پذیرش درخواست مذاکره با آمریکا شده است و... این حقیقت را آشکار میسازد که اولا آمریکا بهرغم تمام تبلیغات و عوامفریبیهای گذشته وادار به پذیرش نقش ایران در عراق شده است ثانیا ایالات متحده چنان در باتلاق عراق گرفتار آمده که به هر ریسمانی برای خروج از بحران چنگ سازند. بر این اساس درخواست آنها برای مذاکره با تهران را میتوان برگرفته از شکست سیاستهای آمریکا علیه ایران دانست که آنها را به عقبنشینی از مواضع تند گذشته (مذاکره صرفا پس از تغییر رژیم ایران) وادار ساخته است.
این امر حکایت از اقتدار و جایگاه منطقهای و جهانی ایران دارد که در صورت هدایت صحیح روندی رو به جلو را خواهد داشت. البته چنانکه اشاره شد آمریکاییها با جوسازیهای انجام شده طی روزهای گذشته (تکرار در آینده) تلاش دارند تا برای سرپوش نهادن بر ناکامیها و پنهان کردن این واقعیت که توانایی آنها در برابر ایران متزلزل گردیده چنان وانمود سازند که تهران اجبارا و برای فرار از فشارهای آمریکا پای میز مذاکره آمده است. بر این اساس با توجه به اینکه تهران تاکنون با دیپلماسی موفق به مقابله با توطئههای آمریکا پرداخته جا دارد تا پیرامون مذاکرات بغداد نیز با گامهای اصولی و فراگیر تعیین مسیر نمایند تا مانع از بهرهبرداری تبلیغاتی آمریکا از فعالیتهای صادقانه ایران در قبال ملت و دولت عراق (اعتراف عراقیها و جهانیان گواه این حرکت صادقانه است) گردد. چرا که این نشست در شرایطی که در چارچوب منافع ملت عراق است میتواند پیامدهایی برای سیاست داخلی و خارجی ایران به همراه داشته باشد که بهرهگیری از عملیات مدیریت بحران کارآمد را در آغاز روند مذاکرات الزامآور میسازد.