پایگاه اطلاعرسانی آیتالله هاشمیرفسنجانی گزارشی درباره حضور رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در یازدهمین انتخابات ریاستجمهوریاسلامی منتشر کرده است.
این گزارش در واقع شرح چرایی آمدن و چگونگی ردصلاحیت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است.
در این گزارش آمده است: انتقاد رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام از شیوه مدیریت اجرایی کشور بر کسی پوشیده نبود و نیست. ایشان با علم بهخصوصیات مدیریتی آقای احمدینژاد از همان سال 1384 نسبت به مشکلات آینده کشور هشدارهای مکرر میدادند و در سال 1388 هم رویکرد انتخاباتی ایشان تغییر شرایط موجود بود که طی خبرهای متعدد در همان ایام منتشر شد.
پس از انتخابات سال 1388 و اتفاقات تلخ، آیتالله هاشمیرفسنجانی زمانی با سکوتی که فریاد معرفت بود و زمانی با هشدارهای دلسوزانه، تصویری از شرایط امروز جامعه را پیشبینی میکرد که بایگانی رسانهها مملو از ابراز نگرانیهای فراوان است.
از یک سال پیش که زمزمههای زودهنگام انتخابات ریاستجمهوری در کشور پیچید، هر بار که گروههای مختلف به مناسبتهای گوناگون به دیدار ایشان میآمدند، ترجیعبند سخنان آنان، گلایه از اوضاع موجود و دعوت از ایشان برای اصلاح امور بود و ایشان نیز با دعوت همگان به صبر و تحمل، اظهار امیدواری میکرد که تدبیر، محور کارها شود و مردم، نخبگان و حاکمیت با انتخاب خط اعتدال، جامعه را از عوارض افراط و تفریط که طی سالهای اخیر دامن آن را گرفته، نجات دهند.
با آغاز سال 1392 تقاضا حتی در دیدارهای نوروزی، آنقدر صریح بود که دیدارکنندگان دیگر تقاضای راهنمایی نداشتند، بلکه فقط بر این نکته تکیه میکردند که شرایط فقط با آمدن آیتالله هاشمیرفسنجانی عوض میشود. حجم این تقاضاها بهگونهای که در دیدار ایثارگران استان خوزستان یکی از حاضران با صراحت اعلام کرد که «آقای هاشمی اگر ثبتنام نکنید، روز قیامت جلوی امام و شهدا یقه شما را میگیریم» اما رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که میدانست موانع و مشکلات چه و چگونهاند، به این جمله بسنده میکرد که «من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.»
در ایام ثبتنام نامزدها، دیدارکنندگان التماس و خواهش میکردند و آیتالله همچنان سعی میکرد آنان را قانع کند. در همین ایام پیامهای جداگانهای از علما و مراجع قم و نجف به ایشان رسید که حضورشان را ضروری میدانستند. در یک سوی دیگر این دعوتها، روزنامهها و شخصیتهای فراوان حقیقی و حقوقی بودند که در قالب مصاحبه، مقاله، سخنرانی و یادداشت اینگونه به جامعه القا میکردند که آیتالله هاشمیرفسنجانی با اینکه میتوانند منجی کشور باشد، چون نسبت به مشکلات اداره کشور آگاهی دارد، راحتطلبی را برگزیدند.
همه این فشارهای پیدا، در کنار وعدههای فراوانی که از ناگفتههای انتخابات اخیر است، باعث شد که آیتالله هاشمیرفسنجانی در عصر جمعه 29 اردیبهشت، از عزم جدی برای نیامدن به تردید برسند. آنگونه که خود میگوید: «عصر آن روز احساس کردم دارم به استبداد رای نزدیک میشوم که در مقابل این همه خواهش، بر حرف خود پافشاری میکنم. به قرآن پناه بردم و استخاره نمودم که خوب آمد. اگرچه تاکید میکرد که کاری بسیار خوب است، اما به نتیجه نخواهی رسید. این راهنمایی مرا به تقاضای مردم نزدیک کرد تا اینکه صبح روز شنبه، از لحظه ورود به دفترم، افراد فراوانی میآمدند که همچنان بر نامنویسیام تاکید میکردند.»
آنگونه که در خبرهای آن روز بود، پاسخ آیتالله هاشمی، لزوم هماهنگی با مقام معظم رهبری بود و بعدها اعلام شد که در آخرین ساعت مهلت قانونی و پس از یک تماس تلفنی با بیت رهبری، ایشان در وزارت کشور حاضر شدند و ثبتنام کردند. ثبتنام ایشان موجی از امید را در جامعه ایجاد کرد و همزمان بعضی از جریانها به چنان شوکی دچار شدند که تا دو روز بیشترین حرف آنها، سکوت بود و کمکم قلمها نوشتن آغاز کردند و زبانها باز شدند که خوب است برای داوری درباره اخلاقمداری بعضی از مدعیان اصولگرایی و پایبندی آنان به اخلاق اسلامی، بعضی از روزنامهها را در آن ایام ببینید. کمکم که شایعه رد صلاحیت بعضی از نامزدها در جامعه پخش شد، مردم به همدیگر دلداری میدادند که این تیغ نه میخواهد و نه میتواند صلاحیت آیتالله هاشمیرفسنجانی را ببرد. اما خبرسازیها درباره تصمیم شورای نگهبان، بر دلنگرانیهای مردم میافزود. یکی میگفت: «رد صلاحیت بعضیها از عبادات ماه رجب بالاتر است» و یکی در خطبههای نمازجمعه میگفت: «صلاحیت کسی که بنز سوار میشود، تایید نمیشود.»
پنج روز اول مهلت قانونی برای تایید صلاحیتها تمام شد و چون نتوانسته بودند جامعه تشنه به حضور هاشمیرفسنجانی را با وعدههای خویش سیراب و موج برخاسته از حضور ایشان را فروکش کنند، پنج روز دیگر مهلت گرفتند و در آخرین روز مهلت قانونی، رفتوآمدهایی از شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت نظام اتفاق افتاد که برگهای پنهان تاریخ معاصر ایران است.
اول یکی از آقایان به دیدار آیتالله هاشمیرفسنجانی آمد و پیغام آورد که صلاح شما و انقلاب است که انصراف دهید. اما پاسخ آیتالله هاشمی چنان محکم بود که بنده خدا خیلی سریع رفت و برای بار دوم یکی از روسای قوا آمد و پیام را تکرار کرد و آیتالله گفت: «مردم با آمدن من امیدوار شدند و نمیخواهم به مردم خیانت کنم.» او نیز با این نگرانی که «رد صلاحیت شما هزینه سنگینی برای نظام دارد»، پاسخ شنید که «چرا اصرار بر تحمیل این هزینه بر نظام دارند؟!» که درنهایت قانع شد و دفتر ایشان را ترک کرد.
سوالی که شاید آورنده پیام دلیلش را نمیدانست. او رفت و همه نگاهها به شورای نگهبان بود که سرانجام شبانه اعلام کردند صلاحیت آیتالله هاشمیرفسنجانی احراز نشد. خبر آنقدر برای جامعه غیرمترقبه بود که با وجود اعلام رسمی از صداوسیما، خیلیها باور نمیکردند. در دیدارهایی که جمعی از فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم با حضرات آیات و مراجع عظام داشتند، همگی آن حضرات از عدم احراز صلاحیت آیتالله هاشمیرفسنجانی ابراز تاسف و تاثر و اظهار امیدواری کردند که زمینه حضور ایشان در انتخابات فراهم شود و بعضی از فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم، تاسف و عدم رضایت خود را از عدم احراز صلاحیت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابراز داشتند. خانم زهرا مصطفوی، حجتالاسلاموالمسلمین سیدحسن خمینی، جمعی از طلاب، فضلا و علمای حوزههای علمیه، استادان دانشگاهها، دانشجویان، معلمان، دانشآموزان، کارگران، کشاورزان، زنان، صنعتگران و همه اقشار و اصناف نیز از هر راه قانونی تلاش کردند تا با حضور آیتالله هاشمیرفسنجانی در عرصه انتخابات، زمینه خلق حماسه سیاسی هموار شود.
شخص آیتالله هاشمیرفسنجانی که دلبستگیاش به نظام یادآور حکایت دو مدعی مادری برای تصاحب یک فرزند است که داوری را به امام علی(ع) بردند و امام هم برای آزمایش، دستور
دو نیم کردن فرزند را داد و مادر واقعی از سهم خویش گذشت، در این داستان، با انتشار پیامی از مردم عذرخواهی کرد که نتوانست از موانع عبور کند و به امیدهای آنها، جامه عمل بپوشاند. البته هنوز ناگفتههای فراوانی هست که اقتضای مصلحت نظام ایجاب نمیکند باز گفته شود و مردم مطمئن باشند، تاریخ نمیگذارد گروهی با قلم و زبان بر واقعیتهای امروز غبار بنشانند.