پس از آغاز ناآرامی های ترکیه، به دلیل بسته شدن فضای رسانه ای و اطلاعاتی(سایت ها، مخابرات، شبکه های اجتماعی و.... از کار افتادند) و واکنشهای «سیاسی و جهت دار» و نه «واقعی» منابع رسمی این کشور در خصوص ریشه ها و خواسته های معترضان، یافتن پاسخ دقیق این سوالات کمی مشکل شده و نیازمند گذشت زمان بیشتری است.
بسیاری از رسانه های مهم و اصلی این کشور از ترس عواقب کار، اقدام به پوشش خاص اخبار و در برخی مواقع حتی، عدم پوشش آنها کردند. حمله معترضان به دفاتر، خودروها و ساختمان های برخی شبکههای تلویزیونی ترکیه در همین راستا قابل ارزیابی هستند.
اما با وجود تمام این محدودیت ها، به نظر می رسد ریشه اصلی این نا آرامی ها را باید اولا در تحولات سیاسی-اجتماعی 2 سال اخیر ترکیه و حتی سیاست های خارجی این کشور جست و جو کرد.
آنچه در همان نخستین روزهای آغاز ناآرامی ها ترکیه نمودی عینی یافت، حضور سریع و فرصت طلبانه بخشی از «چپ های» ترکیه در صحنه، و به قول معروف، مصادره این ناآرامی ها از سوی آنها بود. چپ های ترکیه که از قدیم و به طور سنتی قدرت زیادی در صحنه سیاسی ترکیه دارند، متشکل از حزب کارگران پ ک ک، جبهه خلق، شاخه جوانان این حزب، جریان علوی «هاتا»، حزب کردی صلح و دموکراسی و... هستند. گفته می شود بخشی از چپ ها، یک روز پس از وقوع اعتراض ها از سوی طرفداران محیط زیست، وارد میدان شده، پس از به دست گرفتن ناآرامی ها، خیلی زود آن را به مطالبات سیاسی در قالب شورش های اجتماعی تبدیل کردند.
حدود یک هفته پس از آغاز این ناآرامی ها حتی عبدالله اوجالان، رهبر در بند حزب کارگران کردستان ترکیه نیز روز جمعه ??خرداد بهرغم بستن پیمان صلح با دولت ترکیه، ترجیح داد از معترضان حمایت کند.
روزنامه انگلیسی “دیلی استار” در این باره نوشت اوجالان در پیامی گفته: «برای من جنبش مقاومت بسیار پر معنا است و با احترام به آن درود میگویم.» آن طور که شبکه “سی ان ان” اعلام کرده، اوجالان حتی به معترضان هشدار داده که « نگذارند جنبش به دست ملیگرایان بیفتد.»
پس از چپ ها، ملی گرایان، علوی ها و سکولارها هستند که به دنبال کسب «منافع» و بهره برداری از فضای مناسب ایجاد شده از این ناآرامی ها هستند. البته نقش بخشی از ارتش و ژنرال های زخمخورده از حزب حاکم عدالت و توسعه را نیز نباید دست کم گرفت.
به گفته «عصمت ایلماز»، وزیر دفاع ترکیه، شمار نظامیانی که به دلیل مخالفت با سیاستهای اردوغان از ارتش خارج شدهاند (از ژانویه 2005 تا مارس 2013 ) به 45 هزار نفر می رسد. 8349 تن از این نظامیان را افسران ستارهدار و بیش از 23 هزار نفر را نیز سربازان و افسران جزء ارتش تشکیل می دهند. این افراد یا مستقیما از ارتش اخراج یا تحت شرایطی قرار گرفتند که مجبور به استعفا شدند.
جرم بسیاری از ژنرال های اخراج شده از ارتش، تلاش برای کودتا علیه دولت اردوغان عنوان شده است. بنابر این به نظر می رسد نمی توان نقش این طیف با انگیزه بالا را حداقل در پشت صحنه پس از آغاز ناآرامی ها نادیده گرفت!
اراذل و اوباش بخش دیگری از بدنه معترضان را تشکیل میدهند که معمولا به دنبال وقوع هر ناآرامی در هر کشوری، شرایط حضور آنها برای سوء استفاده نیز مهیا می شود. به رغم خساراتی که از جانب این قشر بر مردم و اموال عمومی وارد می شود، در برخی موارد وجود این قشر برای دولت هایی که هدف شورش قرار میگیرند مفید هم واقع می شود. قشری که لندن، در شورشهای معروف 2011 این کشور نهایت بهره برداری را از آنها کرد و با نمایش تصاویری از سرقت ها، مجوز لازم برای توجیه افکار عمومی برای سرکوب وحشیانه آنها را گرفت!
از اخبار و موضع گیری های اتخاذ شده از سوی معترضان می توان چنین نتیجه گرفت که به طور کلی، کسانی که در این اعتراضها شرکت دارند، از یک سو سیاستهای داخلی حزب عدالت و توسعه را هدف قرار داده و شخص اردوغان، نخستوزیر را متهم به «دیکتاتوری» می کنند و از سوی دیگر رویکردهای امنیتی دولت وی را (مثلا درباره علویان، کردها و سوریه) به باد انتقاد می گیرند.
در این بین، واکنش غربی ها به حوادث ترکیه نیز در نوع خود قابل توجه است. رسانههای غربی تحولات این کشور را صرفا «داخلی» و معطوف به اجرای برخی اصلاحات داخلی معرفی می کنند. برخی از این رسانه ها نیز چنین وانمود می کنند که شهروندان ترکیه با رویکردهای «دینی» دولت اردوغان مخالفند و خواهان پایان دادن به نقش «دین» در عرصه های اجتماعی و حتی سیاسی شدهاند.
این رسانه ها با نشان دادن شعارها و دست نوشته های تنها بخشی از معترضان مثل گروه های سکولار و انجام مصاحبه با آنها چنین وانمود می کنند که «تمام» معترضان از این که اردوغان نقش «اسلام»را پررنگ کرده ناراضی اند. این در حالی است که اردوغان به رغم داشتن پایگاه اجتماعی مناسب بین مسلمانان این کشور، در برخورد با مسائل مهم داخلی و منطقه ای-حداقل در یکی دو سال گذشته- رفتار اسلامی نداشته است.
واقعیت این است که موضع اردوغان در خصوص حادثه کشتی مرمره در کنار موضع گیری تاریخی وی علیه اسرائیل در جریان جنگ 22 روزه غزه از مهم ترین دلایلی بود که محبوبیت اردوغان را در ترکیه و حتی منطقه به شدت افزایش داد اما، آشتی آنکارا-تلآویو، همکاری های بی حد و حصر این کشور با گروه های تروریستی در جنگ سوریه و اتخاذ سیاست های خارجی که به ناآرام شدن مناطق مرزی این کشور منجر شد، اکنون این محبوبیت را تحتتاثیر قرار داده است.
اگرچه اردوغان در یکی از موضع گیری های خود این گونه وانمود کرد که معترضان با مسئله دین و در تغییر با رویکردهای دینی مشکل دارند( اتخاذ همان رویکرد رسانه های غربی) اما می توان هدف از چنین اظهاراتی از سوی اردوغان را «دعوت از نیروهای مذهبی و هواداران اسلامگرا»ی خود به خیابان ها تفسیر کرد. همانطور که این اتفاق افتاد و در تجمعی که در حمایت از وی برگزار شد، صدها هزار نفر(غالبا مسلمانان محافظه کار) در حمایت از وی علیه معترضان شعار دادند.
اما در پاسخ به این پرسش که «چرا این تجمع و تحصن آرام محیط زیستی، به سرعت تبدیل به یک شورش سراسری و حتی اعتراض های جهانی علیه دولت اردوغان شد؟» باید گفت، زمینههای لازم برای وقوع این شورش ها در جامعه امروزین ترکیه واقعا وجود داشت.
یکی از مهم ترین متغیرهای تاثیرگذار در ایجاد بحران امروز ترکیه، سیاست خارجی اشتباه این کشور در برابر بحران سوریه است. ترکیه که از آغاز بحران سوریه مواضع متفاوت و گاه متناقضی اتخاذ کرده است در حمایت از تروریست های مستقر در سوریه حتی تا مرحله جنگ نیز پیش رفت. انعکاس این مواضع خصمانه در جامعه ترکیه به شکل اعتراض گسترده احزاب مختلف به سیاست خارجی ناموفق اردوغان و برپایی چندین تظاهرات گسترده ضد دولتی نمود پیدا کرد.
مرزهای ترکیه با سوریه که به محل امنی برای ارسال سلاح به مخالفان مسلح تبدیل شده بود جامعه و امنیت ترکیه را با تهدید روبهرو می کند. بارزترین تاثیر این مسئله را در حادثه ریحانلی شاهد بودیم که باعث کشته شدن شماری از مردم بی گناه ترکیه شد. بنابراین در کنار دیگر علل داخلی، این عامل خارجی را نیز باید در زمره دلایل اعتراضات مردم ترکیه به سیاست های اردوغان قرار دهیم.
با مرور آنچه که تاکنون گفته شد، می توان به این نتیجه رسید که برخی سیاست های داخلی و خارجی اردوغان زمینه های لازم برای وقوع این اعتراض ها را آماده کرده و این فضا تنها نیازمند جرقه ای کوچک مثل قطع کردن چند درخت بود تا به انفجار برسد.
درست مانند موجی که از تونس و به دنبال خود سوزی یک جوان به جریان افتاد و دودمان دیکتاتورهای جهان عرب را به باد داد. اگر فضای مستعد برای وقوع شورش در تونس وجود نداشت، طبیعتا خبر خودسوزی آن جوان در بالاترین سطح، در حد یک خبر«حوادث» باقی می ماند و پس از چند روز نیز به فراموشی سپرده می شد. جالب این که پس از این حادثه، افراد بسیاری در کشورهای مختلف اروپایی و آسیایی به تبعیت از او و در اعتراض به شرایط سیاسی و اقتصادی حاکم بر کشورشان دست به خود سوزی زدند اما هیچ اتفاق مهمی روی نداد.
تاثیرات بحران بر آینده سیاسی و اقتصادی ترکیه
یکی از پرسش های مهمی که احتمالا این روزها فکر شخص اردوغان را هم به خود مشغول کرده، آینده این تحولات و تاثیرات آن بر جایگاه حزب عدالت و توسعه در داخل ترکیه و منطقه است.
افرادی که در اعتراض های خود اردوغان را «دیکتاتور» می نامند، معتقدند برخی موفقیتهای اردوغان در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی باعث غرور و در نتیجه افتادن وی به ورطه دیکتاتوری شده است. این عده همچنین استدلال میکنند که نخست وزیر میخواهد قانون اساسی را برای ایجاد نوعی ریاست جمهوری به شیوه پادشاهی تغییر دهد. تهدید پیدر پی معترضان از سوی اردوغان و تاکید بر مشی سیاسی فعلی، یکی دیگر از دلایل این عده برای دیکتاتور نامیدن نخست وزیر ترکیه است که ادامه آن به هیچ وجه برای آینده حزب عدالت و توسعه مفید نخواهد بود.
موضع گیری یکی از پرنفوذترین مخالفان سنتی اردوغان یعنی عبدالله اوجالان به نفع مخالفان آن هم تنها چند ماه پس از رسیدن طرفین به یک سری توافقات بسیار مهم سیاسی، یکی دیگر از ضرباتی است که اردوغان بلافاصله پس از ضربه مهلک آزاد سازی القصیر در سوریه دریافت کرد.
انتشار گزارش های رسمی از زیان های سنگین اقتصادی حاصل ازاین ناآرامی ها در کنار پیش بینی هایی که طولانی شدن این اعتراض را هشدار می دهند، طبیعتا موفقیت های اردوغان در حوزه اقتصاد را نیز تحت تاثیر سوء خود قرار داده و خواهد داد. از طرفی برخورد خشونت آمیز با مخالفان که از قضا تبدیل به یکی از دلایل مهم گسترش اعتراض ها(چه داخلی و چه بین المللی) علیه وی شده است نیز آینده سیاسی حزب عدالت و توسعه را تحت تاثیر قرار خواهد داد؛ به ویژه این که این کشور طی چند ماه آینده (ماه مارس 2014) شاهد برگزاری انتخابات مهم شهرداری ها هم خواهد بود.
موضع گیری های معنی دار آمریکا به عنوان یکی از کلیدی ترین متحدان ترکیه در مورد تحولات این کشور نیز طبعا خوشایند دولت ترکیه قرار نگرفته است. جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید در این باره گفت کاخ سفید با دقت و البته با نگرانی حوادث ترکیه را پیگیری و در هر صورت از حق معترضان این کشور دفاع می کند. کارنی اظهارات خود را اینگونه به پایان رساند که «حق برگزاری تظاهرات، یکی از عناصر بنیادین هر دموکراسی در جهان محسوب میشودو واشنگتن از این که پلیس ترکیه برای متفرق کردن تظاهرکنندگان به زور متوسل میشود، به شدت نگران است.»
پیش از وی جان کری، وزیر خارجه آمریکا نیز گفته بود، کشورش از نزدیک مسائل ترکیه را تحت نظر ��ارد و همواره به سران ترکیه یادآور شده که واشنگتن از آزادی بیان کامل از جمله حق مسلم مردم برای تظاهرات آرام حمایت قاطع دارد. وی در پایان تصریح می کند که «نسبت به برخورد خشونتآمیز پلیس ترکیه در مواجهه با تظاهرکنندگان» خیلی نگران است.
اما شاید یکی از مهم ترین تاثیرات منطقه ای این حوادث برای ترکیه، مخدوش شدن جایگاهی باشد که غرب مدت هاست تلاش می کند در بحبوحه انقلاب های مردمی کشورهای عربی برای این کشور ایجاد کند یعنی «رهبری جهان اسلام» یا معرفی این کشور به عنوان «مدل اسلامی ایده آل» برای کشورهایی که با سرنگونی دیکتاتورها به دنبال «الگوی حکومتی» می گردند.
بدون شک نحوه برخورد اردوغان با معترضان که حتی صدای اعتراض (ولو ظاهری) کلیدی ترین متحد این کشور را هم بلند کرده است، می تواند عیار این الگوی «بدلی» را برای کشورهای منطقه عیان کند و این مسئله شاید بزرگ ترین خطر و لطمه ای است که اردوغان از ناحیه این ناآرامی ها دریافت کرده است. نباید فراموش کرد مهم ترین طعمه ای که ترکیه را به ورطه ناآرامی های سوریه و خسارات سنگین ناشی از آن کشاند، وعده رهبری این کشور بر جهان اسلام و تبدیل شدن آن به الگوی مناسب حکومت اسلامی، یعنی «اسلام سکولار» بود!