قاسم غفوری
ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه امروز برای دیداری رسمی به آمریکا سفر میکند تا با همکاری خود در کاخ سفید به بررسی تحولات جهانی بپردازند. سفر پوتین به واشنگتن در شرایطی که بحران در روابط دو کشور تشدید شده و هر کدام تلاش دارند تا دیگری را وادار به عقبنشینی کنند، سبب شده تا بسیاری از آگاهان سیاسی آن را نقطه عطفی در روابط طرفین و گامی برای جلوگیری از تکرار تحولات دوران جنگ سرد ارزیابی کنند. پوتین و بوش در حالی به مذاکره در خانه بوش پدر میپردازند که به رغم تلاشها برای حل اختلافات موضوعات بسیاری روی میز مذاکره قرار دارد که میتواند عامل عدم دستیابی آنها به توافق نهایی شود.
1- هر چند که دو کشور تلاش دارند تا با برخی مراودات اقتصادی و سیاسی تا حدودی از بحران فیمابین بکاهند اما همچنان اختلافات بسیاری در زمینه حقوق بشر، تراز تجاری، مداخله در امور داخلی یکدیگر، ممانعت آمریکا در عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی، اعلام جاسوسی نمایندگان مسکو از پنتاگون و سازمان سیا و ... در میان آنها وجود دارد. بر این اساس از اولویتهای سران دو کشور حل یا حداقل کاهش این تنشها میباشد که حضور در خانه بوش پدر را میتوان گامی برای انجام این مهم دانست.
2- مهمترین مساله در مناسبات دو کشور، اختلافات و چالشهای ایجاد شده میان آنها پیرامون طرح سپر موشکی آمریکا است. در این راستا از یک سو ایالات متحده بر استقرار سیستم سپر موشکی در شرق اروپا بویژه جمهوری چک و لهستان تاکید دارد. از سوی دیگر روسیه این طرح را توطئهای علیه امنیت و حیات سیاسی خود میداند و خواستار عدم اجرای آن است. در این راستا روسها استفاده مشترک از پایگاه قبله جمهوری آذربایجان را پیشنهاد کردهاند که مورد موافقت قرار نگرفت. اکنون بسیاری از ناظران سیاسی و محافل جهانی امیدوارند تا در نشست کاخ سفید، این اختلافات کاهش و به یک محور مشترک دست یابند.
3- از مسائل مطرح در مناقشات آمریکا و روسیه، مساله انرژی و تلاش آنها برای استیلا بر آن است اولا آمریکا با تسلط بر کشورهای عربی، حضور در عراق، احداث خطوط لوله نفت و گاز از مناطقی جز روسیه برای انتقال انرژی به اروپا، حفظ جایگاه خود در تعیین قیمت نفت جهان، تلاش دارد تا انحصار خود را بر انرژیهای جهان تثبیت کند ثانیا مسکو با اعمال نفوذ بر کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، امضای قراردادهای بلندمدت برای تامین گاز اروپا که با بلاروس، چک، لهستان، اوکراین منعقد ساخته، انعقاد پیمان با قزاقستان و ترکمنستان برای انحصار انتقال انرژی از روسیه به سایر کشورها، تلاش برای ایجاد اوپک گازی با کشورهای عربی، ونزوئلا، ایران در برابر اوپک نفتی که موجب تسلط آن بر گاز جهان میشود، تاکید بر ایجاد مرکز غنیسازی هستهای در خاک روسیه برای استفاده سایر کشورها و ... بر آن است تا ضمن مقابله با انحصارطلبی آمریکا، در این عرصه به عنوان ابرقدرتی جهانی ظاهر شود.
4- هر چند که دوران جنگ سرد به پایان رسیده و دیگر روسیه و آمریکا به عنوان رقبای نظامی با مراکز انحصاری شناخته نمیشوند اما همچنان رقابت آنها برای حفظ مناطق نفوذ و کسب منافع جدید ادامه دارد. آمریکا از حضور روسیه در خاورمیانه بویژه کشورهای عربی، شرق اروپا، آمریکای لاتین و شرق آسیا ابراز نارضایتی میکند. مسکو نیز از تحرکات آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز حوزه بالکان رضایتی ندارد. بر این اساس از ابعاد نشست پوتین و بوش میتواند تعیین قلمروها و عدم مداخله در امور آنها باشد. محور این امر نیز میتواند استقلال کوزوو، حضور نظامی آمریکا و ناتو در اقمار روسیه و نگاه روسیه به کشورهای عربی باشد.
5- به رغم آنکه نشستها و دیدارهای سران آمریکا و روسیه بیشتر پیرامون روابط دو جانبه است اما آمریکا باید منافع اروپا را نیز در نظر داشته باشد. اکنون اروپاییها انتظار دارند تا بوش بتواند پوتین را برای پذیرش استقلال کوزوو، انتقال انرژی به اروپا بدون مانع حضور ناتو در اروپای شرقی متقاعد سازد. در نقطه مقابل نیز مسکو خواستار برخی تعدیلها در عملکرد اروپا است که با اعمال فشار آمریکا میتواند اجرا شود.
6- پرونده هستهای ایران و چگونگی برخورد با آن در شرایطی که بررسی آن در شورای امنیت تا شهریور ماه به تعویق افتاده است، چگونگی رسیدگی به فعالیتهای هستهای کره شمالی، روابط روسیه با چین و آمریکا با هند، تحولات افغانستان و عراق و خاورمیانه بویژه تحولات سرزمینهای اشغالی فلسطین که محوریت آن حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی تشکیل میدهد از دیگر محورهای مذاکرات پوتین و بوش میباشد.
در نهایت میتوان گفت که سفر پوتین به آمریکا پس از یک دوره پرتنش در مناسبات دو کشور میتواند تا حدودی به برخی تعدیلها در مناقشات مبدل شود اما در نهایت تاثیر چندانی بر عملکردهای آنها نخواهد داشت. اختلاف نظر در قبال طرح سپر موشکی و تهدیدات امنیتی که برای هر کدام از آنها وجود دارد، تلاش دو کشور برای قدرتنمایی در برابر دیگری به عنوان برگ برندهای در عرصه بینالملل که تاثیر بسیاری بر نتایج انتخابات آینده آنها دارد، مانع از آن میشود که آنها به نتیجهای دست یابند. البته آنها در ظاهر به توافقاتی دست خواهند یافت که دوام چندانی نخواهد داشت و در آینده بار دیگر میتوان شاهد تقابل و تنش در مناسبات آنها بود.