تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۶۰۴۵

اصول‌گرایی، ماهیت و مؤلفه‌های آن


علی دارابی ـ انقلاب اسلامی در شمار انقلابهای اجتماعی بزرگ جای دارد، زیرا از یک سو، تغییر در اساس و نوع حکومت را سبب گردید و از سوی دیگر، به تحول در ایدئولوژی غالب و رسمی کشور و خط‌مشی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی انجامید.

جریانهای سیاسی اجتماعی پیوسته نیازمند اندیشه‌ورزی و نظریه‌پردازی در تحلیل گذشته، حال و آینده‌اند. مفاهیم پذیرفته شده و استناد به آنها تاثیر بی‌بدیلی در فرایندهای صعودی یا نزولی این جریانها برجای می‌گذارد. از این رو، می‌توان پیراستن و بازتعریف مفاهیم را در پویاییهای سیاسی اجتماعی امری اساسی و نیازی فوری تلقی نمود. این نیاز در سطح ملی وجود دارد و به همین دلیل از سوی مقام معظم رهبری، مفاهیم و موضوعاتی متناسب با  اقتضائات کشور مطرح می‌شوند. «اصول‌گرایی» از جمله این موارد می‌باشد که نیازمند بسط و تدقیق بیشتر است. در مقاله حاضر کوشش شده است این نیاز ملی به صورت تفصیلی تشریح گردد. با پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن 1357، مردم و جامعه ایران صرفا با نظام 2500 ساله شاهنشاهی، که پایه آن بر ستم و بیداد، وابستگی به بیگانگان و نادیده انگاشتن حقوق ملت بود، وداع نکردند، بلکه مهم‌تر از آن وداع با گفتمان دوران پهلوی بود؛ گفتمانی که مبتنی بر ستیز با مذهب و نهادهای مذهبی و احیا و تقویت باستان‌گرایی ناسیونالیستی بود. پهلویها (پدر و پسر) قصد داشتند که ناسیونالیسم شاهنشاهی را برپایه شاه‌پرستی و بزرگ‌نمایی تاریخ ایران باستان و قوم آریایی را به مثابه گفتمان مسلط جامعه ایران حاکم کنند که این اقدام با تحقیر آداب و رسوم، زبان و در نهایت هویت و موجودیت اقوام ایرانی، و یک‌پارچه‌سازی قومی فرهنگی دنبال شد که نتیجه آن نه تنها باعث وحدت ملی و انسجام دولت و ملت نگردید، بلکه به تنفر مردم از دولت دامن زد و بدینسان بحران مشروعیت رژیم را هم تشدید نمود. این چنین بود که در تقابل دو ایدئولوژی ناسیونالیستی شاهنشاهی با اسلام‌گرایی، آشکارا اسلام‌گرایی غلبه تام و تمام یافت و با پیروزی انقلاب اسلامی این برتری رسما در تاریخ معاصر ثبت گردید. [1] بی‌شک انقلاب اسلامی در شمار انقلابهای اجتماعی بزرگ جای دارد، زیرا از یک سو، تغییر در اساس و نوع حکومت را سبب گردید و از سوی دیگر، به تحول در ایدئولوژی غالب و رسمی کشور و خط‌مشی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی انجامید.

اگر بخواهیم تعریف جامع و مانعی درباره انقلاب ارائه کنیم، دست‌کم باید دارای چهار عامل و سه ویژگی باشد: نارضایتی عمیق از وضع موجود، ظهور و گسترش ایدئولوژیهای جدید، گسترش روحیه انقلابی، رهبری و نهادهای بسیج‌گر، مردمی بودن، وجود عنصر خشونت و بالاخره تغییر ساختارهای اجتماعی، سیاسی جامعه. [2]

اما در این میان نقش «ایدئولوِژی‌های جدید» و «رهبری و نهادهای بسیج‌گر» بسیار تعیین‌کننده و تاثیرگذار است. شاید همان‌گونه که کرین برینتون گفته است «هیچ انقلابی بدون گسترش اندیشه و ایدئولوژی جدید شکل نمی‌گیرد»، [3] چرا که ایدئولوژی هر انقلابی، در چگونگی پیروزی انقلاب، نوع حکومت جایگزین و حتی مراحل و تحول پس از پیروزی تاثیر بسزایی دارد. همچنین باید از وجود رهبری یاد کرد که با کار ویژه‌های متعدد از جمله «بیان و گسترش اندیشه و ایدئولوژی جدید» توان فعال‌سازی نارضایتی از وضع موجود، بسیج مردم برای به صحنه درآوردن و ترسیم افق آینده را داشته باشد.

امام خمینی‌(ره)، در دوران مبارزه، گفتمان خود را بر محور «نفی سلطنت» و «تبیین نظریه حکومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه» قرار داد و با اتخاذ سازکارهایی به عنوان استراتژی مبارزه سیاسی، انقلاب را هدایت کرد و به پیروزی رساند.

«مردمی کردن مبارزه سیاسی، مذهبی کردن مبارزه، پرهیز از مشی مسلحانه، پرهیز از اختلاف و حفظ اتحاد و انسجام ملی» از جمله روشهای مبارزه در دوران طاغوت بود که در پرتو محبوبیت فراگیر و جایگاه رفیع مرجعیت تاثیر بی‌بدیلی در پیروزی انقلاب بر جای گذاشت.

حضرت امام خمینی‌(ره) با رهبری خود این وظیفه مهم را پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط نظام شاهنشاهی با جدیت مضاعف پی‌گیری نمود.

حضرت امام خمینی‌(ره) به عنوان رهبر و ایدئولوگ انقلاب، علاوه بر «نهادسازی»، [4] که تاثیر مهمی در دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی، ترمیم خرابیهای برجای مانده از رژیم گذشته و تواناسازی انقلاب جوان در دفاع از خود و مقابله با ضدانقلاب داشت، به «گفتمان‌سازی» [5] به مثابه «ایدئولوژی انقلاب» توجه بایسته‌ای نمود.

گفتمانهای دوره انقلاب

با استقرار جمهوری اسلامی فضای جامعه مدتها تحت تاثیر گفتمان «انقلاب ضدانقلاب» قرار داشت. همه هستی و موجودیت انقلاب و به عبارت دیگر، بود و نبود آن در گرو بسیج‌ همه‌جانبه ملت برای پاسداشت دستاوردهای انقلاب و مقابله با ضدانقلاب بود.

همزمان به دلیل عملکرد نامطلوب دولت موقت، که عمدتا «اعضای بلندپایه جبهه ملی و نهضت آزادی» بودند و نوعی صف‌بندی در برابر انقلاب ایجاد کردند، گفتمان «خط امامی‌ها ملی‌گرایان» نیز مطرح شد. [6] در پرتو این گفتمان همه نیروهای انقلاب در برابر جریان ملی‌گرا، که شامل ائتلافی از رئیس‌جمهور وقت (بنی‌صدر) و دولت موقت مستعفی و سایر لایه‌های پیرامونی ملی‌گرا بودند، صف‌بندی کردند. و اصلی‌ترین دلیل این صف‌بندی تقابل «تعهد تخصص» یا به عبارت دیگر «مکتبی متخصص» بود. شعار ملی‌گرایان آن بود که اداره امور کشور باید برعهده متخصصان باشد و بدین بهانه عملا نه تنها راه ورود نیروهای انقلاب را به سیستم مدیریتی کشور مسدود کردند، بلکه نیروهای باقی‌مانده رژیم گذشته را نیز به بهانه استفاده از دانش و تخصص آنها حفظ نمودند و به نوعی همگرایی و گرایشهای خود را نیز به سمت غرب نمایان کردند. شاید بی‌دلیل نباشد که بگوییم شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، که شعار راهبردی ملت ایران بود و به معنای نپذیرفتن سلطه ابرقدرت شرق (اتحاد جماهیر شوروی) و نیز سلطه ابرقدرت غرب (ایالات متحده آمریکا) بود، با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا [7] (سفارت سابق آمریکا در ایران) و افشای اسناد و مدارکی دال بر وابستگی فکری ملی‌گرایان به بیگانگان و حمایت حضرت امام خمینی‌(ره) از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و نام نهادن آن به «انقلاب دوم»، که از انقلاب اول (که سقوط رژیم پهلوی بود) بزرگتر است، تیر خلاصی بر پیکره نحیف و نیمه جان ملی‌گرایی بود و بدین‌سان در تقابل این دو گفتمان، گفتمان مکتبی، انقلابی یا خط امام بود که برای سالیانی فضای ایران را تحت‌الشعاع خود قرار داد.

گفتمانهای پس از انقلاب

1- گفتمان دفاع مقدس

اما آنچه فضای دهه اول ایران پس از انقلاب را تحت تاثیر قرار داد و حضرت امام تاثیر بسزایی در آن داشت همانا طرح گفتمان دفاع مقدس بود.

در سی و یکم شهریور 1359 به دستور صدام حسین، رئیس‌جمهور حاکم بر عراق، نیروهای نظامی این کشور به مرزهای هوایی، دریایی و زمینی ایران تجاوز کردند و این جنگ، که با حمایت ابرقدرتهای شرق و غرب (شوروی و آمریکا) و متحدان اروپایی آنها روی داد، هشت سال طول کشید.

بیش از سیصد هزار شهید و جانباز فقط خسارات معنوی و انسانی این جنگ تحمیلی بود. بیش از ده استان، 85 شهر، و روستاهای زیادی از کشور در معرض جنگ، بمباران و تخریب قرار گرفت و خسارتی بالغ بر یک هزار میلیارد دلار به کشور وارد آمد. [8]

این وضعیت موجب شد که «گفتمان دفاع» طی یک دهه گفتمان مسلط جامعه ایران گردد. در پرتو این گفتمان «آخرت‌گرایی، معنویت‌خواهی، ایثارگری، شهادت‌طلبی، دنیاگریزی، مردم‌سالاری، دین‌باوری، تقدم منافع جمعی بر منافع فردی، تولی و تبری، جهاد و مقابله با تجاوز» به مثابه دستورالعملی برای کاربست آحاد ایرانیان درآید.

در این فضا بود که مفاهیم و واژگانی چون «راست» و «چپ» در عرصه سیاسی با تدبیر حضرت امام(ره) و با توقف و تعطیلی کار حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به حاشیه رانده شد. [9] به عبارت دیگر می‌توان گفت رهبری انقلاب اجازه نداد عوامل مزاحمی گفتمان اصیل انقلاب را دستخوش آسیب کند.

2- گفتمان سازندگی

با ارتحال حضرت امام خمینی‌(ره)، پذیرش قطعنامه توسط جمهوری اسلامی و پایان یافتن جنگ، «لزوم بازسازی» کشور اولویت‌دارترین مساله کشور بود. ترمیم خرابیهای ناشی از جنگ، ساخت زیربناها، بیرون بردن کشور از فضای شدیدا وابسته به واردات برپایه اقتصاد نفتی، بسط فضای دیپلماتیک و... موجب شد که «گفتمان سازندگی» به مثابه ایدئولوژی نجات‌بخشی برای دهه دوم انقلاب درآید.

در پرتو این گفتمان، پیشرفتهای گسترده‌ای برای کشور حاصل گشت، بسیاری از زیربناها ساخته شد، چرخه واردات تنظیم گردد و بخش عمده‌ای از خرابیها ساخته شد. فن‌سالاران یا تکنوکرات‌ها، در قالب حزب دولت ساخت کارگزاران سازندگی، بخش عمده و اصلی اداره کشور را از آن خود کردند، اما اشکال عمده گفتمان سازندگی همانا تکیه صرف بر توسعه اقتصادی و بی‌توجهی به «عدالت و معنویت» و به حاشیه راندن «فرهنگ و آزادی» بود. شعار اصلی تکنوکراتها برپایه سازندگی و آبادانی کشور بود و به عوامل تاثیرگذار آن توجه لازم را نداشتند. ایراد مهم دیگری که بر این گفتمان بود آنکه دولت تلاش کرد خود پرچمداری آن را برعهده گیرد و تذکرات ناصحانه و دلسوزانه رهبری نیز برای تصحیح بعضی از اشکالات بنیادی، آن‌گونه که انتظار می‌رفت، در عمل به کار بسته نشد و جامعه به تدریج ادبار خود را نسبت بر تداوم این گفتمان، به خصوص در انتخابات مختلف، نشان داد. اما هشت سال طول کشید تا مردم با رای قاطع خود ناکارآمدی این گفتمان را اعلام کنند.

3- گفتمان اصلاحات

در دوم خرداد 1376 باز دولت بود که خواست پرچمداری گفتمان‌سازی را در دست داشته باشد. لذا می‌توان گفت دهه سوم انقلاب دهه گفتمان اصلاحات برپایه «توسعه سیاسی» بود. آزادی، مشارکت مردم، انتخابات، انفتاح فضای سیاست خارجی و گسترش ارکان دموکراسی از ویژگی‌های اصلی این گفتمان بود. به‌رغم برخی دستاوردهای مثبت این گفتمان، اشکالات عدیده‌ای بر آن وارد بود؛ در این گفتمان، «دین و معنویت» به دلیل غلبه نگاه سکولار باید به حاشیه رانده می‌شد و تمام تلاش مسئولان مصروف «آوردن دموکراسی بر سر سفره مردم» می‌شد. تورم، گرانی، رکود واحدهای تولیدی، تعطیلی کارخانجات، افزایش بیکاری، و بی‌توجهی به سازندگی و آبادانی کشور فهرستی از ایرادهای وارد به این گفتمان بود.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات