خسارات وارد شده
پیچیده شدن پرونده هستهای ایران، صدور قطعنامههای تهدید و تحریم از سوی شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و عدم نتیجهبخشی مذاکرات ایران با گروه 1+5
کاهش نفوذ ایران در منطقه و کشورهای خارج نزدیک و ایجاد بحران در روابط با بعضی کشورهای مسلمان منطقه، بهویژه ترکیه و آذربایجان و بعضی کشورهای حاشیه خلیجفارس
کاهش عمق استراتژیک ایران در خاورمیانه از قبیل تضعیف جدی موقعیت بشار اسد در سوریه، جذب حماس به مصر، قطر و ترکیه و دوری تدریجی از ایران، تقویت پروژه ایران و اسلامهراسی و گستاخترشدن کشورهای عرب بهویژه کشورهای خلیجفارس
تقویت جبهه متحد مخالف ایران از سوی کشورهای غربی و عربی
قطع روابط با انگلیس
چالشیتر شدن مناسبات ایران با اروپا
افزایش تنش با آمریکا
تبدیل شدن ایران به کارت بازی بعضی از کشورها از جمله روسیه، چین، هند و پاکستان
فراهم کردن زمینههای سوءاستفاده از فضای مخرب ایجادشده در مناسبات ایران و غرب برای کشورهای همسایه و ازدسترفتن فرصتهای استراتژیک برای ایران
افت تلاشهای ایران در نهادها و سازمانهای بینالمللی
فرصتهای ازدسترفته در اقتصاد داخلی و خارجی
کاهش جذب سرمایه و تکنولوژیهای خارجی بهویژه در صنعت نفتوگاز
به تعویق افتادن اجرای پروژههای مهم نفتی و گازی
به نتیجه نرسیدن پروژه خط لوله صلح
تضعیف موقعیت صادرات و ترانزیت انرژی از ایران و مسیر ایران به مقاصد مشخص
تعطیل شدن پروژه سوآپ نفت کشورهای حاشیه دریای خزر که از طریق بندر امیرآباد ایران در خزر صورت میگرفت
تضعیف موقعیت ژئوپولیتیکی ایران به واسطه تلاش کشورهای منطقه در راستای یافتن آلترناتیوهای جایگزین برای مسیر ایران در منطقه خلیجفارس و دریای خزر و قفقاز
ازدستدادن فرصتهای اقتصادی و امنیتی در شمال به نفع روسیه و در جنوب به شرق و غرب ایران به نفع آمریکا و ناتو
تشدید تحریمها علیه ایران و تضعیف اقتصاد، صنعت و ارزش پول ملی و افزایش تورم و بیکاری در کشور
ایجاد فرصتهای امنیتی و اقتصادی برای کشورهای رقیب و همسایگان و متضررشدن ایران از این رهگذر
عدم تامین منافع ایران در دریای خزر و قفقاز
افزایش هزینههای سیاست خارجی و عدم تامین سود براساس قاعده محاسبه سود و زیان
فراهم شدن زمینههای بیشتر تحقیر ایرانیان در کشورهای خارجی حتی کشورهای همسایه
کاهش اعتماد عمومی به دولت
افزایش نگرانیهای عمومی و مهاجرت ایرانیان بهویژه فرار مغزها
علل خسارات وارده مذکور
عدم تعیین استراتژی واقعبینانه و علمی در سیاست خارجی از سوی دولت مهرورز
کنار گذاشتن مدیران و دیپلماتهای شایسته و کارآمد از بدنه دیپلماسی کشور
ارجحیت رابطه بر ضابطه در انتصابات ستادی وصفی در وزارت امورخارجه و ترویج تملقگویی در ساختار دیپلماسی کشور
عدم توجه به نظرات کارشناسی بیرون از دولت
برخورد شعارگونه، متوهمانه و ماجراجویانه با مسائل مبرم سیاست خارجی
عدم رعایت نزاکت بینالمللی در رفتارهای سیاسی در نشستهای بینالمللی و مصاحبهها
عدم توجه واقعبینانه به امکانات، فرصتها و نیازمندیهای کشور و طرفهای مقابل و بیتوجهی محض به مولفههای اقتدار ملی و قواعد حاکم بر نظام بینالملل و قواعد بازیهای بینالمللی
کاستن از اعتماد در عرصه داخلی و خارجی
عدم احساس و درک ملی و بیتوجهی به معضلات اکثریت مردم در زمینههای مختلف
اولویتبخشی به تلاشهای سلبی و دوری از اقدامات ایجابی موثر
ارجحیت دادن به موارد اختلاف و کمتوجهی به نکات و منافع مشترک با طرفهای خارجی که سبب بحرانیتر شدن مناسبات شد.
عدم مساعی در راستای ایجاد اجماع داخلی درونسیستمی در مواجهه با کشورهای خارجی و مسائل مهم منطقهای و بینالمللی
تلاش برای ایجاد تنش در عرصه داخلی و خارجی
کمتجربگی و بیتجربگی تیم ایرانی مذاکرهکننده هستهای و سادهانگاریهای این تیم در مواجهه با موضوعات مذاکرات
بدیهی است برای این موارد برشمردهشده اعم از خسارتهای وارد شده و عللی که منجر به آنها شده، به مصادیق فراوانی میتوان اشاره کرد. از آنجا که خوانندگان محترم خود نیز واقفاند و از طرفی درج مصادیق سبب اطاله کلام میشود بنابراین از نوشتن آنها صرفنظر میکنم.
آنچه حائز اهمیت است این است که میراثی از دولت فعلی که ایام پایانی خود را سپری میکند به رییسجمهوری و دولت یازدهم میرسد که معجونی از مشکلات و معضلات ریز و درشت است؛ بهگونهای که حتی در همین ایام اخیر و بعد از پیروزی اعتدال بر افراط و انتخاب شدن حسن روحانی به ریاستجمهوری یازدهم شاهد افزایش تحریمها از سوی آمریکا هستیم. جالبتر اینکه کشوری چون گرجستان که با مشکلات زیادی مواجه است روز گذشته به صورت یک طرفه توافق دوطرفه با ایران را درباره لغو روادید لغو کرد. تاسفبارتر اینکه طرف گرجی بدون اطلاع قبلی به طرف ایرانی مبادرت به چنین اقدامی کرد تا امتیاز بیشتری از آمریکا دریافت کند. این در حالی است که باید با هماهنگی تهران نسبت به لغو دوطرفه این توافقنانه اقدام میکرد.
آنچه مسلم است این است که دولت کنونی در شرایط بدی از حیث سیاست خارجی و داخلی دولت را تحویل رییسجمهوری بعدی میدهد. اینکه پس از انتخابات پرمعنا و ارزنده اخیر تحریمها تشدید میشود و در کنگره آمریکا سخن از تحریم رییسجمهوری منتخب میرود و به باراک اوباما در اینباره و ضرورت تشدید تحریمها نامه ارسال میشود پیام خاصی به ایران میدهد. آمریکا به تاثیر تحریمها پی برده و با افزایش آن قصد دریافت امتیازات بیشتری از ایران دارد. فرصتهای زیادی در دولت اصلاحات وجود داشت تا وضعیت به این مرحله حساس نرسد اما با موانعی که خارج از سیستم دولت ایجاد شد به نتیجه نرسید. دولت نهم و دهم هم با حرکت در عکس مسیر آب رودخانه و امواج دریا و بدون توجه به واقعیات نظام بینالملل و شرایط داخلی کشور با بیتدبیری و اقدامات متوهمانه و غیرکارشناسانه شرایط کشور را به وضعیتی که در آن قرار داریم رساند. اینک دولت یازدهم که قریب یکماه دیگر سکانداری کشور را برعهده خواهد گرفت با اتکا به تجارب و تخصص و آرای 18میلیونی ملت ایران که رییسجمهوری منتخب از آن برخوردار است باید بسیار هوشمندانه و با تدبیر و تجمیع نظرات کارشناسان دلسوز و جذب متخصصان و مدیران کارآمد
و به دور از رابطه سالاری و باندبازی و فراهم کردن زمینه تضارب آرا و ایجاد اجماع در درون ساختار تصمیمگیری نظام طرحی نو دراندازد و با توجه به واقعیات موجود داخلی و بینالمللی و محاسبات دقیق سود و زیان در سیاست خارجی و حرکت در مسیر عکس دولت نهم و دهم، منافع ملی کشور را در بالاترین حد خود تامین کند. بدیهی است هرگونه اقدامی مستلزم تعیین استراتژی کلان و تنظیم تاکتیکها و برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت است. در این صورت است که عزت ایران و ایرانی بیمه خواهد شد و ایران به مرور جایگاه حقیقی خود را در منطقه و نظام بینالملل باز خواهد یافت.