تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۶۰۴۷

دادگاهی برای افشای واقعیت‌ها


دولت کنونی لبنان که اکثریت پارلمان را در دست داشته و از طرفداران رفیق حریری تشکیل شده به صورت قانونی روی کار آمده و خواستار بررسی ترور نخست‌وزیر پیشین این کشور است. ولی گروه‌هایی که حامی سوریه هستند و ممکن است نقش آنها در ناآرامی‌ها و ترورها در لبنان افشا شود در مقابل دولت قانونی ایستادگی کرده و با اعتصاب و مشکل‌سازی خواستار برکناری دولت «فواد سینیوره» هستند. آنها حتی تهدید کرده‌اند که در صورت تشکیل چنین دادگاهی دست به اقدامات حادی خواهند زد.

با توجه به این مواضع و آنچه عنوان شد، این سوال مطرح می‌شود که آیا این گروه‌ها و شخصیت‌ها را می‌توان لبنانی به حساب آورد؟

ممکن است احزاب و گروه‌های سیاسی به دلیل دارا بودن خط‌مشی و دیدگاه‌های متفاوت با یکدیگر اختلاف داشته باشند اما این‌گونه نیست که از دشمنان ملت و کشور خود حمایت کرده و یا اشغال سرزمین‌شان را تایید بکنند؟‌

به همین دلیل مقوله خلع سلاح شبه‌نظامیان را نمی‌توان به مقوله خروج ارتش سوریه از لبنان و یا بررسی ترور حریری و احیاناً بازداشت و مجازات عاملان ترور نسبت داده و با کارشکنی در راه فعالیت دولت قانونی، خواستار کناره‌گیری آن شد؟

در لبنان، دو جناح شکل‌گرفته که شامل حامیان سوریه و مخالفان این کشور می‌شوند. یک جناح که حزب‌الله، جنبش امل و برخی گروه‌های مسیحی را شامل می‌شود و مخالف تشکیل دادگاه بین‌المللی برای بررسی ترور حریری بوده و از مواضع دمشق پشتیبانی می‌کند. آنها حتی با خروج ارتش سوریه از لبنان و پایان یافتن اشغال کشورشان توسط ارتش بیگانه به مخالفت برخاسته بودند. در مقابل آنها، جناح طرفداران رفیق حریری قرار دارد که کنترل دولت و مجلس را در دست داشته و خواستار مجازات عاملین ترور و برکناری امیل لحود رییس‌جمهوری لبنان هستند. زیرا معتقدند او عامل سوریه بوده و در ترور حریری دست داشته است. لبنان از زمان استقلال تاکنون همواره از دو مساله رنج برده است که شامل فعالیت گروه‌های شبه‌نظامی و ترور سیاستمداران می‌شود. در این کشور خصوصاً از زمانی که آوارگان فلسطینی در اردوگاه استقرار یافته و با سلاح‌هایی که در دست داشتند اسراییل را مورد حمله قرار دادند احزاب و گروه‌ها به ایجاد جناح‌های شبه‌نظامی پرداختند با این هدف که حافظ موقعیت‌شان باشند.

ولی شکل‌گیری گروه‌های شبه‌نظامی مانع از ادامه ترورها نگردید به گونه‌ای که پس از ترور حریری در فوریه 2005 که به سوریه و عوامل دمشق نسبت داده شده، شاهد ترورهای دیگری هم بودیم که عمدتاً مخالفان سوریه را شامل می‌شد.

نگاهی به ترورها نشان از این مساله دارد که ماشین تروریسم در لبنان هیچ‌گاه متوقف نشده است که در این ارتباط بارها روسای جمهوری، نخست‌وزیران، وزرا، سران احزاب و روزنامه‌نگاران توسط تروریست‌ها جان خود را از دست داده‌اند. در این میان ترور رفیق حریری که با یک خودرو حامل مواد منفجره صورت گرفت بسیار تاثیرگذار بوده است.

قبل از این حادثه، شورای امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامه 1599 خواستار خروج ارتش سوریه از لبنان و خلع سلاح شبه‌نظامیان شده بود. این مساله در اجلاس طائف در اکتبر 1989 نیز مورد تاکید قرار گرفته بود. اما از آن سال تاکنون مسکوت مانده و به بهانه‌های واهی نادیده گرفته شده است.

اگرچه ترور حریری خروج شتابزده و بلادرنگ نظامیان سوری را از لبنان در پی داشت و در آوریل 2005 دمشق صراحتاً این خروج را تایید کرد ولی مشکل اصلی پس از آن، خلع سلاح شبه‌نظامیان و مجازات عاملان ترور بود.

در این ارتباط تحقیقاتی توسط سازمان ملل صورت گرفته و حتی تعدادی از افراد متمایل به دمشق نیز بازداشت شدند اما طفره رفتن سوریه از پاسخگویی به اتهامات و امتناع متهمان از بازجویی اوضاع را پیچیده کرده است. این وضعیت هرچند به نفع سوریه و تروریست‌ها اما افکار عمومی لبنانی‌ها را آزرده کرده و زمینه‌ساز تشدید اختلافات و درگیری‌ها گردیده به طوری که بیم آن می‌رود حاد شدن اعتراض‌ها و مخالفت‌ها زمینه‌ساز جنگ داخلی جدیدی می‌شود که می‌تواند لبنان را بار دیگر به سال‌های نه چندان دور جنگ ویرانگر داخلی سوق دهد.

جنگ داخلی لبنان که در 13 آوریل سال 1975 آغاز شده و تا سال 1990 ادامه یافت بهانه‌ای برای تسویه‌حساب گروه‌های سیاسی گردید که لبنان را با فاجعه مواجه ساخت. امروزه نیز این کشور در همان شرایط ناگوار قبل از جنگ داخلی سال 1975 قرار دارد.

چند هفته قبل بود که در پی تشدید اختلاف بین طرفداران و مخالفان دولت، عده‌ای جان خود را از دست دادند. این مساله باید زنگ خطر را برای لبنانی‌ها به صدا در آورد. زیرا در این کشور چیزی که فراوان بوده و به وفور یافت می‌شود سلاح است. سلاح‌هایی که در دست افراد و گروه‌هایی قرار دارند که منافع گروهی و حزبی بیش از خواسته‌های ملت و دولت برایشان اهمیت دارد.

امروزه سازمان ملل با حمایت دولت و پشتیبانی فرانسه و آمریکا درصدد تشکیل دادگاه بررسی ترور حریری است. دادگاهی که در صورت برگزار شدن پای بسیاری را به میان خواهد کشید. این مساله می‌تواند چهره واقعی گروه‌ها را مشخص کرده و پرده از روی صورت مدعیان دروغین استقلال و حاکمیت ملت کنار بزند. هرچند این افشاگری و حقیقت‌نمایی به نفع برخی گروه‌ها و شخصیت‌ها نبوده و لطمه‌ای اساسی به اعتبار و وجهه آنان وارد خواهد ساخت ولی از آنجا که حقیقت را برملا می‌سازد بسیار مفید و راهگشا خواهد بود.

نخست‌وزیری رفیق حریری به احیای لبنان و پایان جنگ داخلی و ویرانگری انجامید که از سال 1975 در این کشور جریان داشته و آن را به ویرانه‌ای تبدیل کرده بود. رفیق حریری ویرانه‌ها را ترمیم کرد و حیات را مجدداً به این سرزمین بازگرداند، ولی جان خود را بر سر این کار گذارد.

در حالی که امروز به نظر می‌رسد مرگ او زمینه‌ساز جنگ و درگیری جدیدی شود که تمامی دستاوردهای دوران سازندگی را از بین برده و ثبات سیاسی را در این کشور دستخوش ناملایمات سازد. لبنان که در منگنه اسراییل و سوریه قرار گرفته به قدری کوچک است که نمی‌توان آن را تجزیه کرد در غیر این صورت حتماً توسط دو همسایه قوی و قدرتمندش تجزیه می‌شد.

در حالی که تجزیه لبنان به چند کشور کوچک امکان‌پذیر نیست اما همواره عده‌ای این ذهنیت را داشته‌اند که این سرزمین را که سال‌ها بخشی از شام بزرگ بوده به خود ضمیمه سازند. این مساله هم به دلیل موقعیت استراتژیک لبنان، هم‌‌چنین مخالفت جامعه جهانی امکان‌پذیر نشده است.

اما در کنار مسایلی نظیر تجزیه و یا ضمیمه‌سازی و از بین بردن استقلال و تمامیت ارضی این سرزمین، آنچه بیش از همه در طول سال‌هایی که از استقلال آن می‌گذرد بر آن سایه انداخته رقابت گروه‌ها، فرقه‌ها و اقوام مختلف بوده که با در دست داشتن سلاح سعی کرده‌اند با زور و قلدری خواسته خود را به کرسی نشانده و به دیگران تحمیل کنند.

در این میان، حملات گاه و بی‌گاه اسراییل و تجاوزات این رژیم به لبنان بیشترین بهانه را در دست احزاب و گروه‌ها قرار داده تا برای پیشبرد اهدافشان به سلاح متوسل شده و دست به ایجاد گروه‌های شبه‌نظامی بزنند که فعالیت و بقایشان مشکلی اساسی بر سر راه فعالیت‌ دولت‌ها و احیای دموکراسی و قانونمداری ایجاد کرده است.

اگرچه نخست‌وزیری رفیق حریری نوید نوسازی و احیای لبنان را در پی داشت اما این روزها مساله پیگیری ماجرای ترور او به معضلی تبدیل شده که قادر است آرامش را از بین برده و زمینه‌ساز درگیری و تنش جدیدی شود.

مشکل از زمانی جدی شده که دولت لبنان که اکثریت پارلمان را در اختیار دارد به همراه گروهی از مردم این کشور خواستار تشکیل دادگاه بین‌المللی زیر نظر سازمان ملل برای رسیدگی به ماجرای ترور رفیق حریری و دیگر افراد مخالف سوریه شده‌‌اند. با توجه به مسایلی که درباره نقش سوریه و امیل لحود رییس‌جمهوری لبنان همراه با تعدادی از گروه‌های لبنانی و فلسطینی در این ماجرا عنوان شده و این احتمال وجود دارد که در جریان چنین دادگاهی واقعیت‌های بسیاری افشا و آشکار شود دولت سوریه و متحدانش در لبنان درصدد کارشکنی برآمده و صراحتاً مخالفت خود را با تشکیل این دادگاه اعلام کرده‌اند.

در میان گروه‌های طرفدار سوریه که به مخالفت با تشکیل دادگاه بین‌المللی بررسی ترور رفیق حریری برآمده‌اند می‌توان به حزب‌الله اشاره کرد.

در 22 اکتبر 1989 اجلاسی در طائف عربستان از مقامات لبنانی تشکیل می‌شود که دستاوردهای مهمی را در پی داشت. احیای پارلمان، پایان دادن به جنگ داخلی، انتقال قدرت از رییس‌جمهوری به پارلمان و نخست‌وزیر و در نهایت خلع سلاح گروه‌های شبه‌نظامی و خروج نیروهای نظامی سوریه از لبنان از مصوبات مهم آن بود. اگر این مصوبات که به تایید همگان رسید به اجرا در می‌آمد لبنان جایگاه واقعی خود را که قبل از جنگ داخلی سال 1975 دارا بود بود به دست می‌آورد اما از آنجا که این تصمیمات به صورت ناقص عملی شد تاثیراتش به حداقل رسید. زیرا اگرچه پارلمان احیا شده و دولت قدرتمند روی کار آمد ولی از آنجا که ارتش سوریه به حضور خود ادامه داده و شبه‌نظامیان که از حمایت دمشق برخوردار بودند خلع سلاح نشدند اصلاحات عقیم ماند.

حال با توجه به آنچه عنوان شد سوال‌های زیر در ذهن به وجود می‌آید که:

1- به چه دلیل حزب‌الله و تعدادی از گروه‌ها و شخصیت‌های لبنانی با تشکیل دادگاه بین‌المللی بررسی ترور رفیق حریری مخالفت می‌کنند؟

2- چرا گروه‌هایی مخالف خلع سلاح شبه‌نظامیان هستند؟

3- چرا بعضی از لبنانی‌ها مخالف برکناری امیل لحود رییس‌جمهوری و رسیدگی به ماجرای ترور حریری می‌باشند؟‌

4- چه ارتباطی بین ترور حریری، دولت سوریه، رییس‌جمهوری لبنان و گروه‌های شبه‌نظامی وجود دارد؟‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات