* صف بندی نیروهای سیاسی در مجلس پس از انتخاب آقای روحانی چه تغییری کرده و در این صف بندی، کدام گروه ها اثر گذاری بیشتری دارند؟
** تصوری که الان بیشتر نشر داده می شود این است که همه می خواهند آقای روحانی را مطلق برای خود مصادره کنند. اصلاح طلبان و اصولگرایان هر دو مدعی پیروزی در این انتخابات هستند اما به عقیده من ما باید یک واقعیت را بپذیریم و آن این است که آقای روحانی با حرف های جدیدی وارد عرصه انتخابات شد و این حرف ها بیشتر نقد وضع موجود اجرایی کشور و در گفتمان اصلاح طلبی بود. اما در عین حال نگاه آقای روحانی به تعبیر خودشان فراجناحی بود ضمن اینکه ایشان از روند گذشته که مسوولیتش را به عهده داشت، دفاع کرد نقدهای خود را نیز بیان کرد و مجموعه این عوامل باعث شد تا نگاه آقای روحانی برای حل مسائل و مشکلات مورد توجه جامعه قرار بگیرد. بنابراین نمی توانیم آقای روحانی را به صورت مطلق در ذیل یکی از گروه های اصلاح طلب یا اصولگرا تعریف کنیم. من فکر می کنم روشی که آقای روحانی در آینده برای اداره کشور در پیش خواهد گرفت با همه این تلقی های موجود تفاوت خواهد داشت.
* شما به اصلاح طلبانه بودن حرف های آقای روحانی اشاره کردید. اگر این مشی با نامی غیر از اصلاحات ولی با همان نگاه در دولت پیگیری شود، واکنش مجلس اصولگرای نهم چه خواهد بود؟
** بالاخره ما باید بپذیریم که بخشی از رای آقای روحانی، برخاسته از اصلاح طلبان بود و طبیعی است که در کابینه ایشان هم افرادی که تفکرشان به اصلاح طلبی نزدیک تر است به کار گرفته شوند. اما از طرفی هم این دولت قرار است با مجلس کار کند و تعامل داشته باشد و این مجلس اصولگراست.
البته ما برخورد خوبی پس از پیروزی آقای روحانی از مجلس دیدیم و حتی بسیاری از دوستان ما که واقع گرا تر هستند نه تنها اعتراض و گله یی نکردند، بلکه به نقد درون گفتمانی برای آسیب شناسی شکست اصولگرایان در انتخابات پرداختند. چرا که ما مصادره کردن آقای روحانی به نفع جریان ها و گروه ها را نه تنها شایسته اصولگرایان نمی دانیم بلکه اصلادر شان گروه های اصولگرا هم نیست که مثلابا مطرح کردن سابقه عضویت آقای روحانی در جامعه روحانیت مبارز، بخواهند پیروزی ایشان را به عنوان پیروزی اصولگرایی مطرح کنند. چرا که عملکرد و مواضع هشت سال گذشته ایشان موجود است و آقای روحانی در حالی که هیچ وقت خود را اصلاح طلب ندانسته، اما قطعا از جریان اصولگرا فاصله داشته است. با این تفاسیر به نظر من از روز تحلیف آقای روحانی تا زمان معرفی اعضای کابینه ایشان به مجلس، می تواند زمان آغاز دوره تفاهم دولت و جریان های سیاسی باشد و در عین حال می تواند پایان ماه عسل دولت جدید و جریان های سیاسی باشد که اگر این اتفاق بیفتد، آغاز زودهنگام چالش بین دولت و مجلس یا دولت و جریانات سیاسی مانند اصلاح طلبان خواهد بود.
* یعنی این احتمال وجود دارد که در همین آغاز کار شاهد اختلاف نظر مجلس با دولت جدید باشیم؟
** اینکه در مجلس چه پیش خواهد آمد، به ترکیب پیشنهادی کابینه بستگی دارد. اگر در کابینه پیشنهادی آقای روحانی از نیروهای پرتوان، کم حاشیه و دارای گرایش های سیاسی کمرنگ تر استفاده شود، نمایندگان مجلس همان طور که در روزهای اخیر در نطق ها و اظهارنظرها بیان کرده اند، خود را مکلف به همراهی با دولت جدید می دانند. اما اگر کابینه یی معرفی شود که در آن از افراد زاویه دار با نظام استفاده شده باشد، روزهای پرچالشی پیش رو خواهیم داشت. اگر مثال آقای مشایی را در دولت آقای احمدی نژاد ببینیم می توان دریافت کرد که وجود یک فرد پرحاشیه چه بر سر دولت احمدی نژاد که نیاورد و چه انتقادات تندی را متوجه کلیت دولت احمدی نژاد نکرد.
* فکر می کنید با این نحوه برخورد مجلس، دولت جدید می تواند همه انرژی خود را صرف حل مشکلات کشور کند؟
** آقای روحانی در حالی به ریاست جمهوری رسیده که همزمان چند اتفاق مهم روی داده و شرایط ویژه یی بر کشور حکمفرماست. اولاریل حرکت مدیریت سیاسی آینده کشور تغییر خواهد کرد، دوم اینکه به دلیل مجموعه مشکلات اقتصادی پیش رو، یک اجماع همگانی برای کمک به حل مشکلات به وجود آمده است. سومین ویژگی شرایط فعلی هم این است که تقریبا برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، موضوع سیاست خارجی و به طور خاص مساله تحریم ها و پرونده هسته یی ایران، پر رنگ تر از همه موضوعات سیاسی دیگر شده است.
مجموعه این عوامل باعث می شود که آینده دولت آقای روحانی با همه دولت های گذشته تفاوت داشته باشد. با توجه به این شرایط ویژه، انتظاری که از دولت تدبیر و امید وجود دارد، این است که برای افزایش کارایی، در تنظیم رابطه خود با مجلس هم تدبیر به خرج دهد. البته تفکر اصولگرایی به ما حکم می کند که ضمن اصرار بر مواضع و بنیادهای فکری اصولگرایی به کمک دولتی بیاییم که امروز مسوولیت های مهمی بر دوش دارد چرا که ما به نظام و مردم و آینده کشور می اندیشیم و کمک به فردی که باید بار گران این مسوولیت ها را بر دوش بکشد تا زمانی که در مسیر نظام، انقلاب و رهبری است و تا زمانی که به فکر حل مشکلات جدی مردم و ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی در دنیاست را وظیفه یی انقلابی و بر مبنای تفکر اصولگرایی می دانیم.
* شما از واژه «آدم های زاویه دار با نظام» استفاده می کنید و حتما برای آن هم مصادیقی دارید. اما این نوع واژه ها تعریف مشخصی ندارند و ممکن است فردی که از نظر برخی اصولگرایان، داخل نظام محسوب می شود، از نظر طیف تندرو، جاسوس و خائن و... نامیده شود. دولت آقای روحانی باید خود را با کدام دسته از تفکرات اصولگرایی تنظیم کند؟
** برای مشخص تر شدن خواسته های متقابل مجلس و دولت از یکدیگر، لازم است که در این ایام یک شبکه ارتباطی بین تیم آقای روحانی و مجلس ایجاد شود. مطلبی که شما می گویید را ما هم قبول داریم که در خیلی از گروه های مختلف اصلاح طلب، چهره هایی هستند که پایبندی خود به نظام و قانون اساسی و رهبری را نشان داده اند. اما ممکن است مطرح شدن نام همین افراد هم از طرف برخی از گروه های اصولگرا با واکنش همراه شود. اینکه ما منتظر بمانیم تا نام های حساسیت برانگیز در صحن علنی مطرح شود و واکنش ها هم همانجا بروز کند، صحیح نیست. لذا بهتر است که از طریق همان شبکه ارتباطی، این اسامی به لایه های غیر رسمی مجلس منتقل شود و واکنش ها سنجیده شود. با این سازوکار می توان کابینه یی معرفی کرد که با رای اعتماد بالامورد تایید مجلس قرار بگیرد.
* شما از ساز و کاری می گویید که به وسیله آن می توان نظر اجماعی مجلس و دولت را به هم نزدیک کرد. اما به نظر می رسد، اختلاف نظر بین طیف اقلیت و اکثریت اصولگرایان مجلس به حدی زیاد است که خود نمایندگان هم بعید است با هم روی برخی مصادیق به توافق برسند. ضمن اینکه به نظر می رسد در برخی موارد، طیف اقلیت که تندروی بیشتری هم دارد، حرف خود را ساده تر به کرسی می نشاند.
** البته این مساله وجود دارد و الان چون طیف اقلیت منسجم تر هستند، با جلب نظر تنها چند نفر از نمایندگان می توانند به نتیجه دلخواه خود برسند. اما درباره دولت آینده، بالاخره باید نظر آنها هم تامین شود چون اصلاقرار نیست که یک نگاه واحد بر مجلس حاکم باشد و همه از آن تبعیت کنند. در این سازوکار هم اخذ و تامین نظر اقلیت مجلس کار مشکلی نیست. ضمن اینکه جریان اکثریت هم با درس گرفتن از تجربه های قبلی به دنبال ایجاد انسجام بیشتر در بدنه خودش است هرچند که هیچ وقت نمی شود این انسجام صد درصدی باشد.
* رویکردی که طیف اقلیت مجلس یعنی افراد عضو فراکسیون آقای حداد عادل دارند، همواره در تقابل بین ایشان و آقای لاریجانی برای ریاست مجلس مشاهده می شد. امسال هم که آقای حداد کاندیدای ریاست مجلس نشد، بالاخره شما که نزدیکترین عضو هیات رییسه به آقای لاریجانی بودید، رای نیاوردید و یکی از اعضای اقلیت جانشین شما در هیات رییسه شد. این تفکر که با اصولگرایانی مانند شما هم کنار نمی آید، فکر می کنید چه برخوردی با وزرای دولت جدید خواهد داشت؟
** درباره مساله انتخاب نشدن خودم در هیات رییسه باید بگویم اولارای نیاوردن من نخستین درسی که برای خودم داشت این بود که باید کار خود را بهتر انجام می دادم و شاید این تنبیه من بود به خاطر کاستی هایی که احتمالادر عملکردم داشتم. ضمن اینکه من در جایگاه عضو هیات رییسه به دلیل لزوم رعایت بی طرفی و هماهنگی با هیات رییسه، در خیلی از موارد نمی توانستم موضع گیری کنم ولی الان حس می کنم بیشتر می توانم در صحن علنی تاثیرگذار باشم.
اما واقعیتی که به آن اشاره کردید قابل انکار نیست و بالاخره در این هماوردی، اکثریت مجلس یک امتیاز را در هیات رییسه از دست داد. البته دلایل خاص این رای نیاوردن را می دانم ولی مایل نیستم آنها را بیان کنم. بالاخره طیف اقلیت وقتی درباره شخصی مانند من که در اصل اصولگرایی با هم توافق داریم، کوتاه نمی آید، قطعا درباره وزرایی که احتمال دارد اصولگرا هم نباشند، راحت تر می تواند بخشی از اکثریت مجلس را هم با خود همراه کند. چون اقلیت و اکثریت مجلس هردو اصولگرا هستند و در برخی موارد، حساسیت های مشترک دارند. در مواردی هم که شاید حساسیت طیف اکثریت کمتر باشد، قطعاطیف اقلیت می تواند روی برخی از نمایندگان تاثیرگذار باشد و آنها را با خود همراه کند تا مثلادر مقابل یک تصمیم یا یک شخص، بایستند.
* با این توضیح شما، احتمالاباید منتظر باشیم که حتی در صورت هماهنگی دولت با اکثریت مجلس، بازهم موانعی از طرف اقلیت ایجاد شود؟
** اختلاف نظر و مطالبه از دولت که امری معمول است و شما نمی توانید انتظار داشته باشید که یک مجلس با دولت هیچ اختلاف نظری نداشته باشد و همیشه با هم کاملاهم نظر باشند. اما در مواردی که احتمال برخی استفاده های سیاسی از ابزارهای مجلس وجود داشته باشد، رییس مجلس می تواند روی فضا تاثیرگذار باشد. چون واقعا در این موارد بحث شخص رییس جمهوری یا شخص خاصی که پست وزارت را در اختیار دارد، مطرح نیست بلکه بحث دولتی است که این حجم از مشکلات به گردنش افتاده و موظف است تا مسوولیت سنگینی را که به عهده گرفته به بهترین نحو انجام دهد و در این راه همه خود را مسوول می دانیم و برای بهبود وضعیت کشور باید همکاری کنیم.
اما برای پیش نیامدن این موارد، باز هم پیشنهاد می کنم که در مقطع تشکیل کابینه همه تلاش ها بشود تا حساسیت کمتری ایجاد شود. شما در میان اصلاح طلبان، از افرادی که وابستگی کامل به نظام دارند، تا افرادی که یک پای حوادث پس از انتخابات سال 88 بودند را دارید. الان می شود اسامی این افراد را با هیات رییسه و شخص رییس مجلس مطرح و نظر مجلس را نسبت به آنها بررسی کرد. تجربه سه دوره نمایندگی من می گوید وزرایی که رای اعتماد بالاو قاطعی از مجلس می گیرند معمولاتا پایان کار خود در حاشیه امن خواهند بود، در حالی که رای اعتماد پایین یک وزیر، همواره او را در معرض استیضاح قرار می دهد و جایگاهش را متزلزل می کند.
* این عدم انسجام طیف اکثریت، ممکن است باعث شود که برخی از اعضای این طیف، با روی کار آمدن دولت جدید، به سمت اصلاح طلبان کم تعداد مجلس متمایل شوند؟
** ما در مجلس دو فراکسیون فعال یعنی فراکسیون اکثریت و اقلیت اصولگرایان و یک فراکسیون نیمه فعال با کمترین اعضا، یعنی اصلاح طلبان را داریم. در بین دو فراکسیون اصولگرایان، اگرچه بنیادهای فکری ثابت بود، اما تفاوت های عمده یی هم در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بین این دوطیف مشهود است. روی کار آمدن آقای روحانی و شعار اعتدال ایشان، تا حدودی می تواند صورتبندی های سیاسی موجود را تغییر دهد. یعنی می تواند منجر به تقویت جریان اکثریت یا جریان اصلاح طلب شود. ولی حالت دیگری هم متصور است و آن اینکه یک جریان چهارم پدید بیاید. اگر چنین جریانی با تکیه بر گفتمان اعتدال آقای روحانی به وجود بیاید، قطعا می تواند بیشترین تاثیر را روی طیف اکثریت اصولگرایان بگذارد و می تواند با جذب نیروهای این جریان، طیف اکثریت اصولگرایان را ضعیف کند.
به همین دلیل معتقدم اصولگرایان معتدل باید با رفتاری درست در این مقطع، مانع انشعاب شوند و با همگرایی بیشتر، خود را تقویت کنند. ضمن اینکه چند پاره شدن فراکسیون ها به نفع دولت نیز نخواهد بود. امکان مذاکره و به نتیجه رسیدن با دو فراکسیون قدرتمند سهل تر و مطمئن تر از مذاکره تعداد زیادی فراکسیون خواهد بود. ما که بر مبنای اصولگرایی اعتقاد داریم و بر این باوریم که اصولگرایان تاکنون خدمات برجسته یی برای نظام داشته اند، به لحاظ اعتقادی و حتی سیاسی هم تغییر و تعویض تابلو را خنده دار و نادرست می دانیم. آمدن آقای روحانی که نباید روی مبنای فکری ما تاثیر بگذارد.
* شما در صحبت های خود از طرفی رای اصلاح طلبان به آقای روحانی را تایید کردید و از طرف دیگر معتقدید که ایشان باید در تشکیل کابینه نظر اصولگرایان را تامین کند و حتی از نزدیکی اصولگرایان معتدل به این دولت سخن می گویید. فکر نمی کنید آقای روحانی بین مطالبات کسانی که به او رای داده اند و مطالبات اصولگرایانی که از او انتظار همگرایی دارند، دچار تناقض و مشکل شود؟
** من برخلاف برخی دوستانم، مایل نیستم آقای روحانی را یک اصولگرای مطلق یا یک اصلاح طلب مطلق فرض کنم. من خیلی متاسفم از اینکه جریان اصولگرایی نتوانست هویت خود را به عنوان یک جریان واحد و یکپارچه حفظ کند و تکه تکه شد و به همین دلیل هم احتمال دارد که جریان های جدیدی از دل اصولگرایی متولد شود. اما جدا از این مساله، حرف شما درست است و ما چه بپذیریم و چه نخواهیم بپذیریم، آقای روحانی از ظرفیت رای اصلاح طلبان برای رییس جمهوری شدن نیز استفاده شایانی کرده است. اینکه آیا مجلس اصولگرا برای تامین مطالبات اصلاح طلبانه با ایشان همراهی خواهد کرد یا نه، یک مساله جدی است. پاسخ این سوال هم کاملاوابسته به هنر و تدبیر آقای روحانی است.
ایشان اگر بتواند قالبی طراحی کند که اولاهمان طور که خود نیز گفته چون رییس جمهوری همه مردم است، مطالبات ملی را تامین کند و در ادامه امتزاجی هم بین مطالبات ملی و بخشی از مطالبات اصلاح طلبان و در سوی دیگر بخشی از مطالبات اصولگرایان ایجاد کند، خواهد توانست اکثریت مجلس را هم با خود همراه کند. چون وقتی مطالبات افراد و گروه هایی که به ایشان رای نداده اند هم مورد توجه قرار گیرد، قطعا این امر روی نوع رابطه مجلس با دولت ایشان تاثیر مثبت خواهد گذاشت. من از این بابت خیلی خوشحالم که آقای روحانی برخلاف برخی از افراد، پس از انتخاب شدن کم حرف می زند و شعار نمی دهد اما حرف هایی که می زند، تقریبا مورد قبول همه جناح ها قرار گرفته است. البته قرار نیست که ایشان تا انتهای کار خود، همواره طوری حرف بزند که همه خوش شان بیاید ولی به نظر می رسد این مشی آقای روحانی، امکان تنش را به حداقل برساند.
* آیا علت این مساله یی که درباره تکه تکه شدن اصولگرایی گفتید، سر نداشتن این جریان نیست؟ به این معنی که برخلاف اصلاح طلبان که با همه اختلاف نظرها حتی در همین انتخابات هم، همه افراد و گروه ها از نظر آقای خاتمی تمکین کردند، در اردوگاه اصولگرایان هیچ کس نمی تواند نقشی نظیر آقای خاتمی ایفا کند. فکر می کنید کسی می تواند در آینده این مشکل اصولگرایان را حل کند؟
** جریان اصولگرایی فاقد سر نیست بلکه از ظرفیت های بی نظیری همچون جامعتین نیز برخوردار است. باید بپذیریم به مانند سال های پایانی ریاست جمهوری آقای خاتمی که اصلاح طلبان دچار تنوع تشکیلاتی و تفاوت دیدگاه و رفتار سیاسی شدند، اصولگرایان هم امروز متنوع اند و شاید انتخابات اخیر نعمتی برای این جریان به همراه داشته باشدکه به پالایش درون گفتمانی و تصحیح رفتارهای سیاسی خود بپردازند. اصولگرایان باید وزن خودشان را حفظ کنند و صد البته در رفتارهای خودشان تجدید نظر کنند. به نظرم حتما این موضوع در دستور کار جریانات اصولگرا قرار خواهد گرفت. البته نباید از جریانات جدیدالولاده مانند پایداری غافل شد که در تکثیر این تنوع موثر بودند. جریانات اصولگرا نباید طوری عمل کنند که تلقی جامعه این باشد که دایما به روی هم در حال پنجه کشیدن هستند.
به هر ترتیب جریان اصولگرا واقعیتی انکار ناپذیر است که اتفاقا هم باید بماند و هم باید در مرمت بنای خود تجدید کند، باید آشفتگی درونی خود را سامان دهد و این امر نیازمند داشتن سازمان است. سازمان یافتن جریان اصولگرایی می تواند مشکل نداشتن رهبری واحد آن را حل کند. البته بی سامانی سیاسی هنوز هم که هنوز است دامنگیر جریان اصلاحات نیز است.
* به بحث قبلی برگردیم. تامین چه مطالباتی می تواند اصولگرایان را هم با دولت آقای روحانی همراه کند؟
** چند نکته مهم در این ارتباط وجود دارد. اول اینکه رفع مشکلات مهم کشور در حوزه های سیاسی و اقتصادی نیازمند همکاری های جدی مجلس و دولت است. دوم اینکه مجلس یک قبیله نیست بلکه یک نهاد قانونی و نهاد مردم سالاری است. سوم اینکه رفتار آینده آقای روحانی و مجلس در ماه های اول تعیین کننده جهت گیری همکاری ها در آینده خواهد بود. اما اینکه در شرایط فعلی کشور، هرچه دولت بیشتر خود را درگیر حل مشکلات اقتصادی کند که همه درباره لزوم حل این مشکلات اتفاق نظر دارند، امکان پرداختن به مسائل حساسیت برانگیز کمتر می شود. الان کاهش آثار تورم و میزان بیکاری و افزایش اعتبار پول ملی و اعتبار سیاسی ایران در عرصه های بین المللی، مسائلی است که هم اولویت دارد و هم انجام آنها سه یا چهار سال زمان نیاز دارد. دولت می تواند با تمرکز روی این مسائل و به ویژه ترمیم وضعیت سیاست خارجی و اقتصاد کشور، بخش زیادی از اصولگرایان را با خود همراه کند.
* فکر می کنید، برای بازسازی روابط بین الملل، اصولگرایان که از گفتمان خود با نام گفتمان مقاومت یاد می کنند، با سیاست های دولت جدید همراهی خواهند کرد؟
** همان طور که قبلاهم گفتم، قرار نیست که نظرات مجلس و دولت نعل به نعل مطابق هم باشد. حتی در خود مجلس هم یک نظر و نگاه واحد وجود ندارد. اما پیش بینی من این است که هرچه دولت به سمت بازسازی روابط خارجی گام بردارد، مجلس با این روند همکاری خواهد کرد. چون آقای روحانی یک گزینه از درون نظام است و سال ها با حکم مستقیم رهبری، در سیاست خارجی ما نقش ایفا کرده است. اگر در سیاست های ایشان مشکلی وجود داشت، نظام دوباره اعتماد نمی کرد و شرایط را برای ورود ایشان به عرصه ریاست جمهوری تسهیل نمی کرد. البته این را هم همه قبول داریم که در اصول و مبانی ما تغییری ایجاد نمی شود و تنها روش ها قابل تغییر است.
ایستادگی روی اصول و مبانی، در همه دنیا پذیرفتنی است، اما آنچه دنیا نمی پذیرد، رفتارهای تندروانه و غیر دیپلماتیک و ادبیات ناشایست است. لذا اگر دولت شروع به بازسازی روابط کند و مجلس هم تاثیر مثبتی ببیند، مجلس حتما با دولت همراهی خواهد کرد. البته با تلقی شما از گفتمان مقاومت که ادبیات تندروانه است موافق نیستم. گفتمان مقاومت یک اصل خدشه ناپذیر است که می تواند به سازندگی بیشتر، توسعه روابط بین المللی، کاهش مشکلات و ارتقای سطح آسایش و آرامش و رفاه مردم منجر شود. برداشت از گفتمان مقاومت گاهی تنگ نظرانه و یکسو نگرانه است.
* تاثیر مثبت مورد انتظار شما چیست؟
** الان بسیاری از سران کشورهای غربی از آمدن آقای روحانی ابراز خوشحالی می کنند. اما این ابراز خوشحالی برای ما کافی نیست. آنها باید امتیازاتی بدهند تا مجلس بفهمد که تغییرات مثبتی در روابط ایجاد شده است. اگر از طرف مقابل چنین گام هایی برداشته شود، قطعا جریان های سیاسی داخل نظام هم نگاه و سیاست شان مثبت خواهد شد. اما برعکس، اگر غربی ها بر مواضع قبلی خود پافشاری کنند، نتیجه اش تحت فشار قرار گرفتن آقای روحانی خواهد بود. چون جریان داخلی با استناد به نگاه یک سویه غرب، سیاست های آقای روحانی را به نقد می کشد و دولت ایشان تحت فشار قرار می گیرد.
به طور مثال اخیرا کمیته سیاست خارجی سنای امریکا به دنبال برداشت از سرمایه موجود ایران در امریکا برای تادیه خسارات دستگیر شدگان در سفارت امریکا در 13 آبان 58 هستند. خب مردم ما و جریانات سیاسی داخل نظام این رفتارهای ضد ایرانی را چگونه باید تفسیر کنند؟ اینجاست که تناقض ها آشکار می شود و غرب جوهره اصلی خویش را به نمایش می گذارد و با پررویی از ما می خواهد که او را بپذیریم و گذشته را فراموش کنیم. بنابراین حداقل انتظار ما این است که در فاصله باقیمانده تا آغاز به کار رسمی دولت جدید، تغییر رویکردی را در مسائلی نظیر تحریم ها ببینیم، چون این یک مساله دو طرفه است و با همکاری یک طرف، به سرانجام نخواهد رسید.
* به نظر شما، این امکان وجود دارد که مردم در مجلس آینده، به چهره های همسو با دولت آقای روحانی و چهره های اصلاح طلب رای دهند و شاهد تغییر اساسی در آرایش مجلس دهم باشیم؟
** برای نظر دادن در این باره باید صبر کرد. چون اصولارفتار سیاسی مردم ما به طور دقیق قابل پیش بینی نیست. شما به ماه های قبل نگاه کنید: آمدن یا نیامدن نماینده دولت به عرصه انتخابات چقدر فضا را تحت تاثیر قرار داده بود، بعد از آن بحث کاندیداتوری و عدم احراز صلاحیت آقای هاشمی و رفتار خوب ایشان پس از آن اتفاق. در واقع بعد از این اتفاقات شوکی به جامعه وارد شده بود که شاید شرایط هفته منتهی به انتخابات برای هیچ کس قابل پیش بینی نبود، اما در نهایت رای مردم به آقای روحانی و البته صیانت نظام از آرای ایشان نشان داد که سرعت تحولات در جامعه ما قابل پیش بینی نیست.
این مساله به دلیل رفتار احساسی مردم نیست، بلکه به عقیده بسیاری از جامعه شناسان و تحلیلگران، مردم ایران به صورت عامدانه، جهت گیری های سیاسی خود را بروز نمی دهند و به همین دلیل پی بردن به پیچیدگی های تصمیمات سیاسی آنان آسان نیست. بنابراین نمی شود از الان درباره تصمیمی که سه سال بعد مردم در انتخابات مجلس خواهند گرفت، نظر داد. ممکن است همین مجلس طوری عمل کند که مردم تایید کنند این نماینده ها آرامش و تعامل را به جامعه تزریق می کنند و بنابراین خواستار ادامه همین روند شوند. اما این احتمال هم وجود دارد که تعارض هایی بین دولت و مجلس پیش بیاید که در آن صورت، مردم در زمان انتخابات بین طرفین این تعارض ها، قضاوت خواهند کرد. بنابراین فعلاباید شکیبا بود و صبر کرد.