تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۴  ، 
کد خبر : ۲۶۰۴۷۵
بررسی نقش یک مرد در روند فعالیت اصولگرایان

احمدی‌نژاد رمز بقای اصولگرایی است


مطهره شفیعی: «احمدی‌نژاد و اصولگرایان» دو نامی که در سال 84 به یکدیگر پیوند زده شدند و هنوز دولت نهم تمام نشده بود که زمزمه‌های دلخوری آنها از هم به گوش رسید اما این رابطه به هر نحوی تا پایان دولت دهم ادامه داشت و نتیجه قطع آن شکست اصولگرایان در 24 خرداد بود!

ناجی اصولگرایان در سال 84

مدتی است به گوش می‌رسد که دولت خود را وامدار احزاب اصولگرا نمی‌داند چنانکه چندی پیش یکی از دولتمردان گفته بود که در سال 84 احزاب به‌صورت صوری حامی احمدی‌نژاد لقب گرفتند و در 29 خردادماه هم شبکه ایران گفت‌وگویی را با غلامحسین الهام منتشر کرد که در بخشی از آن آمده بود: «در دولت دهم از اول مشکلاتی ایجاد شد؛ برخی از مشکلات ربطی به رویکرد آقای احمدی‌نژاد ندارد. من به این جمع‌بندی رسیدم که عموم اصولگرایان به اصطلاح تشکیلاتی، احمدی‌نژاد را نمی‌خواستند؛ یک دوره‌ای هم اضطرارا آمدند و بلکه از روی اضطراب آمدند.» همان‌طور که غلامحسین الهام اشاره کرده اصولگرایان رمز بقای خود در سال 84 را حمایت از احمدی‌نژاد در مرحله دوم می‌دانستند چرا که در مرحله اول این حقیقت را درک کردند که کاندیداهایشان توان دفع اندیشه اصلاح‌طلبی که 8 سال (80-72) بر مدیریت اجرایی کشور حاکم بوده است را ندارند.

از سویی آنها نه‌تنها نمی‌خواستند اصلاح‌طلبان سکان را در دست بگیرند بلکه برخی از آنها بیم آن را هم داشتند که 8 سال دوره اعتدال و میانه‌روی ‌هاشمی‌رفسنجانی (76 - 68) تکرار شود که اگر اینچنین می‌شد آنها به اهداف خود نمی‌رسیدند. از سویی هم اندیشه جریان راست که از سال 76 به بعد به نام اصولگرایان شناخته شدند، دوری از قدرت را برنمی‌تابیدند و کاندیداهایی که در سال 84 در عرصه حضور یافته بودند را مردم می‌شناختند و به رزومه فعالیت آنها آگاه بودند پس در این مرحله برای حضور در قدرت چه گزینه‌ای بهتر از محمود احمدی‌نژاد می‌توانست آنها را از خطر کناره‌گیری از عرصه سیاست ایران نجات دهد؟! البته مطابق آنچه غلامحسین الهام گفته است آنها اضطراب داشتند که او را به عنوان کاندیدای مورد حمایت خود معرفی کنند: «اضطراب داشتند که باید احمدی‌نژاد را مدیریت و اداره کنند و الا چه‌ها که می‌شود؟! آنها آمدند تا بر احمدی‌نژاد قیمومت کنند؛ آمدند احمدی‌نژاد را اداره کنند، اما ظرفیت وی اجازه مدیریت‌شدن نمی‌دهد.» به هر حال با هر تفکری که در حمایت از احمدی‌نژاد داشتند او را بر کرسی ریاست‌جمهوری نشاندند البته نقطه اشتراک آنها «اجبار در حمایت برای بقا» بود.

احمدی‌نژاد ایفاگر اعتبار اصولگرایی

در سال 88 اصولگرایان بیش از سال 84 به این نتیجه رسیدند گزینه‌ای که به عنوان گزینه اصولگرایان راهی میدان رقابت کرده‌اند کمتر نسبتی با اصولگرایان دارد چنان‌که در تصمیم‌گیری‌ها و کابینه خود کمتر توجهی به این طیف دارد اما چه باید می‌کردند؟ آیا قرار بود با تغییر کاندیدای خود شکست اصولگرایان در سال 84 را در سال 88 نشان دهند؟ آیا قرار بود جایگاه مردی که او را معجزه هزاره سوم نامیده بودند را تنزل دهند و در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری از فرد دیگری حمایت کنند؟ آنها در سال 88 هم از احمدی‌نژاد حمایت کردند این بار به بهای حفظ اعتبار اردوگاه اصولگرایی. در این سال احمدی‌نژاد توجه حداقلی به اصولگرایان در سال 84 را هم نداشت و این بار عنوان کرد که مستقل از احزاب در انتخابات شرکت کرده است. اصولگرایان می‌دانستند روند سنتی حضور هر رئیس‌جمهور برای 8 سال در پاستور، روندی نیست که بتوان تغییری در آن ایجاد کرد لذا خود را راضی کردند تا بار دیگر از احمدی‌نژاد به عنوان کاندیدای خود حمایت کنند چون ضریب رای آوری او بالا بود و حداقل می‌توانستند عنوان کنند که کاندیدای اصولگرا پیروز و پاستور 4 سال دیگر در اختیار آنهاست بنابراین این‌بار هم از احمدی‌نژاد که اعتقاد خود به جریانات اصولگرا را هیچ گاه ابراز نکرده بود، حمایت کردند و خود نام اصولگرا را بر آن دولت گذاشتند.

شکست انتخابات؛ اثبات نقش احمدی‌نژاد

در پایان دولت دهم اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که دیگر نیازی به حمایت از احمدی‌نژاد ندارند پس انتقادات فرو خفته خود از سال 84 تا 92 را بیرون ریختند و از هر فرصتی برای زیر سوال بردن برخی اقدامات پاستورنشینان استفاده کردند جالب اینجاست که برخی اصولگرایان عنوان می‌کردند حمایتی از احمدی‌نژاد در انتخابات نکرده‌اند که در این راستا کافی است به آرشیو خبرگزاری‌ها در سال‌های 84 و 88 رجوع شود! به‌نظر می‌رسد اصولگرایان با ذکر این موضوعات دومین اشتباه خود را رقم زدند که همان کمرنگ کردن نقش ناجی 8 ساله خود بود. آنها تصور می‌کردند که با پایان دولت احمدی‌نژاد می‌توانند انتخاب جدیدی داشته و یکی از میان خود را بر مسند ریاست‌جمهوری بنشانند اما تصور آنها خیلی زود باطل شد. با عدم احراز صلاحیت کاندیدای مورد حمایت احمدی‌نژاد دیگر بحث درباره کاندیداهای دیگر اصولگرا نقل محافل مردمی نبود. با بررسی آمار قالیباف، جلیلی و ولایتی که کاندیداهای اصولگرایان بودند، مشخص خواهد شد حتی اگر هر کدام از آنها به نام کاندیدای جریان اصولگرایی در انتخابات یازدهم شرکت می‌کرد، باز نمی‌توانستند بر کاندیدای جریان اصلاح‌طلب و اعتدال طلب پیروز شوند. اینجاست که نقش احمدی‌نژاد برای اردوگاه اصولگرایی بیش از پیش هویدا و تصور می‌‌شود که ساکنان اردوگاه اصولگرایی دیگر به نقش احمدی‌نژاد در بقای خود مطمئن شده‌اند. اما یک سوال وجود دارد. اینکه آیا احمدی‌نژاد تمایلی به فعالیت دارد؟

تداوم حضور احمدی‌نژاد در سیاست

یازدهم تیرماه بود که احمدی‌نژاد در جمع نخبگان روسیه از تداوم حضور خود خبر داد. رئیس‌جمهور در پاسخ به سوال دیگری درباره آینده کاری خود در ایران پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری گفت: «ممکن است انسانی تاجر و سرمایه‌دار خوبی باشد اما در سیاست نیز فعالیت داشته باشد. من هم می‌توانم در حوزه سیاسی فعال بمانم و البته در دانشگاه نیز تدریس کنم و اگر زنده باشم در خدمت شما خواهم بود.» برخی معتقدند احمدی‌نژاد دیگر به احزابی که قبل از ریاست‌جمهوری‌اش عضو آنها بوده، باز نخواهد گشت؛ احزابی مانند جمعیت ایثارگران و جامعه اسلامی مهندسین. اما پرواضح است که او توانایی دارد به همراه اطرافیانش حزب جدیدی را تاسیس کند و یا حداقل بنیادی را بنا کند تا این‌گونه در صحنه بماند و زمانی که اصولگرایان بار دیگر نیاز به منجی داشتند، ایفای نقش نماید. برخی هم می‌گویند که او حزب و بنیاد تشکیل می‌دهد تا بتواند از این طریق با معرفی چهره‌هایی جهت کاندیداتوری مجلس و شاید ریاست‌جمهوری دوره‌های آتی در عرصه‌های سیاسی همچنان فعال، تاثیرگذار و در متن فعایت‌های سیاسی باقی بماند و از حاشیه رفتنش تا حدی جلوگیری کند. البته در این میان می‌توان سکوت احمدی‌نژاد درباره عدم احراز صلاحیت مشایی را به عنوان مصداقی برای برنامه‌های بعدی او دانست یعنی می‌خواهد جایگاه خود را حفظ کرده تا جایگاهی جدید بنا کند. به هر حال بیراه نیست که در خاتمه گزارش تاکید شود اصولگرایان حضور خود را مدیون احمدی‌نژاد هستند چنان‌که در انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری به این مهم رسیدند بدون احمدی‌نژاد تنها شکست نصیب آنها می‌شود! اصولگرایان این جمله احمدی‌نژاد را هیچ‌گاه فراموش نکنند: «رابطه احزاب و جناح‌ها با من رابطه خوبی نبود و من نیز با آنها رابطه خوبی نداشتم.» 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات