تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۶۰۴۷۹
ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با «اعتماد»:

میخ اعتدال در زمین اصولگراها به زمین نمی‌خورد

اشاره: گروه سیاسی|محمدابراهیم اصغرزاده که خود کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بود پس از عدم احراز صلاحیت توسط شورای نگهبان به حمایت از حسن روحانی پرداخت و او را بهترین گزینه برای اداره کشور معرفی کرد. حال پس از اتمام انتخابات و پیروزی نامزد اصلاح طلبان تلاش کردیم تا تحلیلش را از پیروزی اصلاح طلبان و موج مصادره به مطلوب اصولگرایان جویا شویم. اصغرزاده معتقد است اعتدال به معنای نفی آن چیزی است که در هشت سال گذشته بر کشور رفته است. او هاشمی و خاتمی را برنده های بزرگ بازی انتخابات می داند.

* برنده و بازنده اصلی انتخابات اخیر چه کسانی هستند؟

** عرصه انتخابات بازی برد - برد است. کسانی که تلاش کردند بازی را صفر و صد یا مرگ و زندگی کنند از نتیجه دلخواه عقب می مانند. به نظرم حکومت و مردم به نسبت قابل قبولی برنده انتخابات بودند. هدایت و تدبیر رهبری انتخابات را به سمت حماسه آفرینی سیاسی پیش برد.

آقایان خاتمی و هاشمی هم گام های بلندی برای تحکیم جایگاه اجتماعی خود برداشتند. کاری که خاتمی کرد چه در راضی کردن عارف به کناره گیری و چه حمایت بی دریغ از روحانی او را در موقعیت سیاستمداری زیرک و باهوش قرار داد که شایسته رهبری جبهه وسیعی از اصلاح طلبان است. هاشمی هم یکی از برندگان انتخابات اخیر بود. بدون کیاست و عنصر غافلگیری در رفتار انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی این نتیجه به دست نمی آمد.

* چه کسانی در ردیف بازنده ها قرار می گیرند؟

** بازندگان اما کسانی بودند که تلاش کردند عرصه انتخابات را به رفراندومی جهت نمایش دوگانه مقاومت/ سازش رای دهندگان و ملت تبدیل کنند. کشاندن پای ارزش های ایدئولوژیک و راهبردی کلان نظام به رد یا تایید در انتخاباتی که همه کاندیداها از تبار روشن فعال در نظام برخوردار بودند و از فیلتر چند لایه شورای نگهبان رد شده بودند خطای استراتژیک فاندامنتال ها یا اصولگرایان تندرو بود. همان کسانی که الان هم در پی مصادره نتیجه انتخابات هستند. تردید نکنید انتخابات اخیر بازنده های بزرگی داشت.

بازنده اصلی آن جزم اندیشی، تحجر و نگاه پادگانی به جامعه و کشور بود. تفکری که به مردم مانند رعیت می نگرد و می خواهد اعتبار و هویت ملت را مال خود سازی کنند کنار زده شد البته حالابرای تبیین نتیجه انتخابات و رویکرد دولت نسخه پیچی می کنند. و البته شک نکنید مترصد بازگشت مجدد و بازگرداندن آب رفته به جوی پس از شکست است. سرمقاله می نویسند و ادعا می کنند که آقای روحانی چون اصالتا متعلق به جبهه اصولگراست و خودش هم نگفته که اصلاح طلب است پس اصلاح طلبان شکست خورده اند. وقتی هم که بازار رقابت انتخاباتی داغ بود همین مدعیان امروزی از تخریب ایشان دریغ نداشتند و حاضر نبودند اندکی از توهم پیروزی کاندیدای خود عقب نشینی کنند. یادمان نرفته پیروزی شخصی مانند روحانی را پیروزی اندیشه سازشکاری و وادادگی می دانستند.

* شما پیروزی روحانی را چگونه ارزیابی می کنید؟ مخصوصا اینکه محوری ترین شعار ایشان اعتدال است.

** نقطه عزیمت رویکرد آینده دولت آقای روحانی دقیقا همین جاست. آقای روحانی نمی تواند به دلخواه میخ اعتدال را وسط زمین اصولگراها بکوبد زیرا اساسا اعتدال به رویگردانی از سیاست های هشت ساله اصولگراها در حمایت از روش های افراط و تفریطی دولت آقای احمدی نژاد اطلاق می شود.

اعتدال به عبارتی همان رویکرد عقلانی تدریجی و اصلاح طلبانه است: جریانی که کنشگری سیاسی و تغییرات را در چارچوب موازین قانونی می پذیرد و خود همواره قربانی تندروی های چپ و راست بوده است. بعید می دانم در میان 18 میلیون رای دهنده به آقای روحانی کسی را بتوان یافت که مراد خود را از اعتدال به خنثی بودن، عدم قطعیت و انفعال در برابر تندروی و رادیکالیسم تعبیر کند. مناظره سوم کاندیداها در تلویزیون را که فراموش نکرده اید. دیدید که موضع شفاف آقای ولایتی در بیان فرصت سوزی تیم مذاکره کننده هسته یی ایران چه موجی از تحسین و تشویق در محافل و گروه های مرجع اصولگرا به پا کرد.

* برخی هم می گویند این انتخابات بازی برد برد بود. آیا واقعا همه در این انتخابات برنده بودند؟

** کنشگران اجتماعی از نظریه بازی در مطالعه طیف گسترده یی از موضوعات استفاده می کنند. از جمله نحوه تعامل تصمیم گیرندگان در محیط رقابتی به شکلی که نتایج تصمیم هر عامل یا بازیگر بر نتایج کسب شده به وسیله سایر عوامل موثر باشد. در واقع ساختار اصلی این نظریه در بیشتر تحلیل ها شامل ماتریسی چند بعدی است که در هر بعد مجموعه یی از گزینه ها قرار گرفته اند که در این ماتریس نتایج کسب شده برای عوامل در ازای ترکیب های مختلف از گزینه های مورد انتظار است. یکی از اصلی ترین شرایط به کارگیری این نظریه در تحلیل محیط های رقابتی، وفاداری عوامل متعامل در رعایت منطق بازی است که در صورت رسمیت شناختن و کاربرد آن عدم قطعیت و پیش بینی ناپذیر بودن نتایج کاهش می یابد.

بعضی افراطیون از ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی با تفسیر خاص خود از تناسب جمهوریت و رای مردم با حکومت اسلامی مورد ادعای آنها با استفاده از الگوی حق و باطل درصدد یکسان سازی و تسطیح جامعه بوده، به عبارتی دیگر مطابق نظریه بازی ها درصدد شکل دادن به بازی برد – باخت در حوزه داخل و خارج و کسب نتیجه برد برای خود به عنوان جبهه حق و باخت برای طرف مقابل به عنوان جبهه باطل بوده اند. اما تاکنون نتوانسته به این مهم دست پیدا کنند. به نظر می رسد آنچه در این انتخابات رخ داد نوعی عقب نشینی اصولگراها از کسب نتیجه برد مطلق برای خود به یک تعامل برد - برد است هر چند می تواند این پذیرش را لااقل برای دوره چهار ساله تاکتیکی دانست.

* شرایط نظام را در این بازی چگونه ارزیابی می کنید؟

** اگر قبول کنیم که مشکلات نقطه شروع تغییر است، امروز جمهوری اسلامی از انواع مشکلات متعدد رنج می برد، بنابراین حکومت با قبول شجاعانه آرای مردم در این انتخابات مهر تایید زده بر مطالبات جامعه و در واقع مطالبات جامعه را به رسمیت شناخته است. این وضعیت منجر به باز شدن منافذی عقلانی برای مدیریت بحران ها می شود، که در صورت بهره برداری درست و حداکثری از آن، امکان ایجاد تغییراتی گام به گام جهت بهبود زندگی مردم وجود دارد.اگر چه ممکن است که روحانی به عنوان یک شخصیت میانه رو قبل از هر چیزی در کارها و عملکردهایش برنامه هایی با ریسک پایین را در اولویت قرار بدهد، اما اینکه جامعه چه منفعتی خواهد دید بستگی به ابرام و پایداری جامعه در پیگیری اهدافش دارد، یادمان باشد که مشارکت پروسه یی ممتد و مستمر برای همه دوران و نه فقط در ایام انتخابات است که رای دادن بخشی از این فرآیند را تشکیل می دهد.

* اصلی ترین مطالبات مردم در این انتخابات چه بود؟

** نسل جوان در این انتخابات اراده متین خود را در وادار کردن راست افراطی به عقب نشینی نشان داد. این هوشمندی نسلی است که می کوشد در همین حکومت و با همین ساختار شیوه زندگی خود را تغییر دهد و استانداردهای آن را بالاببرد. نسل جدید خیال پرداز نیست، بلکه پراگماتیست است و می خواهد زندگی خود را تکه تکه از جریان افراطی که گلوی او را می فشارد پس بگیرد. آنها برخلاف کسانی که از انتخابات ذوق زده شده اند، دچار توهم نیستند و می دانند که با انتخاب روحانی، رادیکالیسم و بنیادگرایی پایان نیافته است و مشخص نیست که از رییس جمهور با محدودیت های قانونی چه حاصل شود. ولی پیش داوری هم درست نیست که گفته شود او هیچ کاری نخواهد کرد. او مجبور است که اصلاحاتی را بپذیرد. زیرا مشکلات بیش از تصور ما جدی است. او برای بهبود زندگی روز مره مردم و آینده ایران هم مجبور است کاری کند. از جمله باید سیاست خارجی که با شلوغ کاری احمدی نژاد کشور را در انزوا و رکود و تنش با خارج قرار داده اصلاح کند و آن را که با اقتصاد ایران گره خورده است را کنار بگذارد. او فهمیده است که اقتصاد امروز جهانی است و با دشمنی با غرب که سکاندار این اقتصاد است نمی توان مشکلات کنونی ایران را بر طرف کرد.

* ولی آیا او می تواند این سیاست خصمانه را کنار بگذارد؟

** مجبور است. من به صراحت می گویم که دولت روحانی بدون اصلاحات دوام نخواهد یافت. من نمی دانم که روحانی با این نیاز و با این سرنوشت چه خواهد کرد؟ آیا آنچه در کشورهای خاورمیانه رخ داده است، روحانی را وادار خواهد کرد تا در برابر تندروها بایستد .

* آیا واقعا آقای روحانی نماد تغییر است؟

** ساختار قدرت حکومت در یک فرد یا یک جناح خلاصه نمی شود که تصور کنیم با تغییر آن فرد یا جناح مشکلات بر طرف می شود. یک سیستم، یک نظام، یک حکومت و هر نام دیگری که بخواهیم برآن بگذاریم ساختاری است حقوقی، امنیتی، نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و درباره ایران مذهبی همراه با تنیدگی های پیچیده که آن را نمی توان به رفتار یک فرد یا گروه کاهش داد. باید سنجید که با انتخاب روحانی در ساختار قدرت چه تغییری رخ می دهد. این را امروز نمی توان داوری کرد.

* انتخاب آقای روحانی یک پیروزی برای مردم بود یا احساس پیروزی؟

** قطعا پیروزی بود، ظرف 48 ساعت آرایش بازی طراحی شده به هم ریخت. اکثر گروه ها و شخصیت های سیاسی و کارشناسان غافلگیر شدند. نباید در پیروزی مردم تردید کرد. حتی اگر افکار عمومی خود به صورت پیچیده یی مهندسی شده باشند. در این صورت «احساس پیروزی» هم کم از پیروزی ندارد.

باید حتی با درایت این «احساس پیروزی» را با همکاری و ابتکار به یک پیروزی واقعی تبدیل کرد. و این هم بستگی به این دارد که مطالبات و بسیج کنندگی مردم در کشور در فضای جدید تا چه اندازه سازمان پذیر و پایدار بماند و بتواند به عنوان اهرم در خدمت تغییر و اصلاح در برابر ساختار اداری و حقیقی موجود به موفقیت حقوقی دست یابد.

* اصلاح طلبی در سال 92 یعنی چه؟ آیا اعتدال همان اصلاح طلبی است؟

** اصلاح طلبی یعنی اذهان جامعه را به جای عزم تخریب هر آنچه که هست، به سمت امکان اصلاح و حرکت از ممکنات سوق دادن. بخشی از تحریم کنندگان و کسانی که رای ندادند تلاش دارند حرکت منطقی مردم را ناشی از فریب خوردن و تحکیم وضع موجود قلمداد کنند و از طرفی با طرح شعارهای تند و احیانا نارس و زودهنگام، مسیر اصلاح گام به گام را رادیکالیزه و از میان 18 میلیون رای آقای روحانی یارگیری کنند. از رییس جمهور هنوز بر مسند تکیه نزده و سکان را تحویل نگرفته، مطالبات مازاد بر شعارها و برنامه های مطرح شده انتظار دارند.

* با وجود ادعای مردمی بودن اصلاحات تا این اندازه وابسته به فرد هستند؟

** این پدیده خاص اصلاح طلبان نیست. فقدان احزاب و سامان یابی منطقی و عدم تعریف و تبیین مبانی اصلاحات و اصولگرایی باعث شده است که اصلاح طلبان نیز مانند اصولگرایان سهل ترین روش را انتخاب و برای رسیدن به قدرت به جای ارائه برنامه و سرانجام کارنامه خود، به شخصیت ها وابسته شوند. توده ها نیز بیش از اینکه مطالبه محور باشند اغلب به خصوصیات فردی و شهرت اشخاص توجه و گرایش دارند و به دنبال افراد مشهور می روند. همین امر گروه های سیاسی را هم تشویق و ترغیب می کند تا بجای انتخاب راه دشوار یعنی تحزب گرایی واقعی و کار روی برنامه که امری دشوار است، روی اشخاص سرمایه گذاری کنند.

* آیا نوعی آشتی ملی رخ داده و دولت باید مظهر آن باشد؟

** اعتماد سازی جاده یی دو طرفه است. رویداد حیاتی انتخابات به طرز معجزه آسا زنگار کدورت های گذشته را شست. ابهاماتی که در دو طرف ایجاد شده بود را به اعتماد تبدیل کرد. وقتی رهبری رسما اعلام کردند رای مردم حق الناس است یا کسانی که نظام را قبول ندارند بیایند برای کشورشان رای دهند بستر حضور کسانی فراهم شد که طبیعتا به کاندیدایی دورتر از بقیه نسبت به مرکزیت نظام قرار داشت. هیچ کس نمی تواند بی اعتنا به خواست و رای جامعه و «نه» بزرگ آنان به روش نادرست مدیریت و اوضاع نامساعد اقتصادی، اجتماعی و بین المللی کشور باشد. جالب آنکه اصولگراها که پیشنهاد آقای هاشمی مبنی بر تشکیل دولت وحدت ملی را رد کردند و آن را طرح و توطئه یی برای تطهیر فتنه گران و وارد کردن آنان به دولت خواندند اینک مدافع آن شده اند. با این حال باید از هر گونه آشتی و همکاری استقبال کرد. البته مردم کاری کردند کارستان، با رای خویش، موضع و نظر خود را اعلام کردند. ضروری است اما اصولگراها نیز به جای حرف های کلیشه یی در این زمینه صریح و شفاف موضع خود را روشن کنند تا آشتی و سازش ملی پایدار شود.

* این خط و نشان تندروها برای روحانی به چه منظور است؟

** دوستانی هستند که کارشان تبدیل فرصت به تهدید است. از دشمن بدترند، حکایت یک روزنامه خاص است. در روزهایی که مردم از پیروزی در انتخابات و به پایان رسیدن هشت سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد چنان خوشحال هستند که به کمترین بهبود در اوضاع رضایت می دهند، این روزنامه گویی خوش دارد دایم به مردم نیش بزند که خوشحالی شان بی دلیل است.

این روزنامه در سرمقاله یی خطاب به حسن روحانی نوشت: «تشکر رییس جمهوری منتخب از آقای خاتمی با توجه به نقش ویرانگری که وی در فتنه 88 داشته است، به این نگرانی دامن می زند که مبادا دکتر روحانی از خطری که سران و عوامل فتنه 88 می توانند برای دولت ایشان پدید آورند، غفلت کند.»در حالی که بسیاری از مردم کشور و رهبران اصلاحات و چهره های میانه رو کشور، رعایت انصاف در شمارش آرا را نشانه یی از عقلانیت نظام و حکومت دانسته اند و از مقامات عالیه به دلیل این اقدام تشکر کرده اند، اقدامی که کشور را از شرایط افراط خارج کرد، گویی روزنامه خاص بنا دارد بگوید نه! عقلانیتی در کار نیست. هرچه مردم با وجود محدودیت های ساختاری، به نسیم امید دل خوش می کنند و می خواهند فصل تازه یی از کار و تلاش را در کشور به راه اندازند، دوستان در روزنامه های خاص همچنان در نفیر ناامیدی می دمند و می خواهند امید مردم را به یاس مبدل کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات