* پیروزی آقای روحانی و رأی ملت به او را چگونه و با چه بار معنایی ارزیابی میکنید؟
** نخست هیچکس باور نمیکرد که در شرایط عادی حسن روحانی قادر به پیروزی در انتخابات آنهم در مرحله اول باشد و نظرسنجیهای مختلف هم درستی این نظر را تایید میکرد. درواقع اقتدارگرایان بهاین نتیجه رسیده بودند که با ردصلاحیت چهرههای شاخص کشور کهاین بار دامنگیر برخی چهرههای شاخص اصولگرا مانند آقایان سعیدیکیا، متکی و ابوترابی هم میشد، فضا تغيير كرد.
با ورود هاشمی رفسنجانی به انتخابات و علامت مثبتی کهاینبار جامعه نسبت به کاندیداتوری وی از خود نشان داد و متعاقبا ردصلاحیت شدن غیرمنتظره او همراه با تعداد زیادی از کاندیداها از سوی شورای نگهبان همه معادلات و محاسبات به هم ریخت و رفتار غیرقابل پیشبینی جامعه را تحت تاثیر خود قرار داد. هرچند من اطمینان داشتم که با تایید صلاحیت هاشمی، روحانی به نفع او کنار خواهد کشید و درصورت محروم شدن هاشمي از حضور در انتخابات، هاشمی و تیمش همراه با خاتمی و اصلاحطلبان با همه قوا برای حمایت از روحانی بسیج خواهند شد تا دستکم رقبای اصولگرایشان به آسانی پیروز انتخابات نشوند.
* تا دو روز به برگزاری انتخابات هنوز موج انتخاباتی آغاز نشده و جامعه نسبت به روحانی اقبالی از خود نشان نداده بود، شما مشارکت گسترده مردم و پیروزی روحانی را مدیون چه عواملی میدانید؟
** پس از این که جامعه به این باور رسید که آقای جلیلی با رویکرد رادیکالی خود و یا حتی قالیباف کاندیدای جریان حاکم است و روحانی و عارف دستکم جزو اولویتها و ترجیحات اقتدارگرایان نیستند، فضا به سمت دو قطبی شدن میل کرد و پس از کنارهگیری عارف که با توصیه خاتمی صورت گرفت و حمایت جریان اصلاحات و در رأس آنها آقایان خاتمی و هاشمی از روحانی، مردم را بهاین نتیجه رساند که اولا انتخاب روحانی اولویت اقتدارگرایان نیست و این طیف از پیروزی او اکراه دارند و حمایت هاشمی و خاتمی از وی این باور را در مردم کاملا تقویت کرد و ثانیا با انتخاب روحانی سیاست خارجی بهبود یافته و به پیروی از آن اوضاع اقتصادی کشور نیز بهتر از وضعیت کنونی خواهد شد. آخرین مناظره روحانی درمورد سیاست خارجی این برداشت را تقویت کرد، لذا در روز پایانی تبلیغات، فضا برای ایجاد موج لازم، کاملا دو قطبی و بهنفع روحانی شد.
* مهمترین پیامهای انتخابات 92 از نظر شما کدامند؟
** مهمترین پیام انتخابات 92 این بود که ثابت کرد در صورت حضوررأی دهندگان، جریان اقتدارگرا در برابر اراده اکثریت مردم و جریان اصلاحطلب جامعه تاب مقاومت نخواهد داشت، بهنحوی که با عزم و ورود این جریان به انتخابات، آرای حسن روحانی متجاوز از مجموع آرای 5 رقیبی شد که همگی به عنوان اصولگرا شناخته میشوند و دستکم سه تن از آنها از سوی همه نهادهای قدرت و جریان اصولگرای سنتی و افراطی به شدت حمایت میشدند.
* پیام آن به مجلس و همچنین جریانات سیاسی اصولگرا که کاندیداهای دیگری را تبلیغ میکردند چه بود؟
** تا جایی که بهیاد دارم بنا بر گفته آقایان مظفر و آذروش 432 نفر از نمايندگان ادوار گذشته مجلس و همچنین 150 نفر از نمایندگان کنونی از آقای قالیباف و 160 نفر از نمایندگان فعلی هم از آقای ولایتی حمایت کرده و از این دو کاندیدا برای تبلیغ حکم دریافت کرده بودند. اگر چگونگی اضافه شدن 20نماینده به 290 نماینده مجلس نهم را نادیده بگیریم این حجم حمایت نمایندگان اصلاحطلب و اصولگرا از آقایان قالیباف و ولایتی حاکی از فاصله عمیق میان علایق و ذائقه سیاسی وکلا با موکلینشان و درک نادرست آنها از خواستهها و مطالبات مردم است.
* ارزیابی شما از نتایج این انتخابات چیست و کدامیک از اشخاص و جریانات سیاسی از نتیجهاین انتخابات سود بیشتری میبرند؟
** گرچه در این انتخابات ظاهرا اصولگرایان با شکست سختی مواجه و اصلاحطلبان و جناح معتدل و میانه جامعه پیروز شده و کم و بیش زمینه لازم برای خروج آنان از انزوای سیاسی فراهم شد، لیکن به دلایلی که اشاره میشود نتیجه و ثمره این انتخابات بیش از همه نصیب نظام، جامعه روحانیت، رهبری نظام و اصولگرا یان معتدل و قوه مقننه شد.
* چرا اصولگرایان با آن همه اعتماد به نفس و اطمینان از پیروزی خود، شکست خوردند؟
** اگر اصولگرایان به تعبیر شما با اعتماد نفس به پیروزی خود در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری امیدوار بودهاند، این امر دو دلیل عمده میتواند داشته باشد:
اول ناتوانی اصولگرایان از درک درست وزن اجتماعی خود و عمق نارضایتیهای گسترده در جامعه و همچنین ارایه تحلیلهای اشتباه و غیرواقعی از رفتارهای مردم در انتخابات و رویکرد آنان نسبت به انتخابات و شیوه مواجهه با آن. در این صورت باید به قدرت تشخیص و ارزیابی و تحلیلهای سیاسی آنها نسبت به شرایط کشور و مطالبات مردم تردید کرد.
دوم چیدمان مدیریت شده کاندیداهای ریاستجمهوری و اطمینان از عدم حضور کاندیداهای برجسته و مقبول مردم در رقابتها و نیز اطمینان از این که موقعیت و پایگاه اجتماعی آقایان روحانی یا عارف تا پایان انتخابات دستخوش هیچگونه تغییر معناداری نخواهد شد و این دو همچنان به رقابت با یکدیگر خواهند پرداخت، سبب ایجاد چنین اعتماد به نفسی در آنها شده و به آنها اطمینان داده بود که یکی از آقایان قالیباف، جلیلی یا ولایتی پیروز انتخابات خواهد شد.
* اگر اصولگرایان بر یک کاندیدا ائتلاف میکردند، آیا شانس پیروزی آنها افزایش نمییافت؟
** خیر! در این انتخابات جامعه به صورت دو قطبی در آمده بود، که یک قطب آن اصرار داشت روحانی پیروز انتخابات شود و قطب دیگر یا اصلا تمایلی به پیروزی وی نداشت یا بدون این که نسبت به او حساسیت منفی چندانی داشته باشد بیشتر در مقام رأی دادن به افراد دیگری به جز روحانی بود تا از این طریق مطلوبیت نهاییاش را افزایش دهد.
سرانجام معلوم شد که جمع آرای 5 کاندیدا کمتر از آرای روحانی بود، بنابراین با کنار رفتن چهار نفر دیگر به نفع یک نفر هیچ تغییر معناداری در نتیجه انتخابات رخ نمیداد.
* بهعنوان آخرین سوال اگر عارف از انتخابات کنارهگیری نمیکرد آیا باز هم روحانی میتوانست پیروز انتخابات باشد؟
** باتوجه به لب مرز بودن آرای آقای روحانی و این که وی با تفاوت حدود 350 هزار رأی در مرحله اول پیروز انتخابات شد، اگر عارف از رقابتها کنارهگیری نمیکرد آرای روحانی بین او و عارف توزیع میشد و بدون تردید انتخابات دو مرحلهای میشد و به احتمال زیاد روحانی و قالیباف به مرحله دوم صعود میکردند، در این صورت هیچ تضمینی برای پیروزی روحانی در مرحله دوم وجود نداشت و چه بسا یک ماه دیگر قالیباف بر صندلی ریاستجمهوری جلوس میکرد.
بنابراین کنارهگیری عارف در وهله اول عامل پیروزی روحانی در مرحله نخست انتخابات و در وحله دوم شکست قطعی قالیباف شد اما در هر صورت احتمال پیروزی عارف در انتخابات بسیار ضعیف بود.