فرزانه هنرمند: هنگامی که در میانه تبلیغات ریاستجمهوری سخن از لزوم اعتدال و پرهیز از افراط و تفریطهای رایج گروههای سیاسی به میان آمد کسی نپرسید و ندانست که اعتدال یعنی چه و کدام ضرورت در شانزده سال گذشته سبب شد تا هربار از یکسوی بام بیفتیم.اعلام نتایج و افتادن آبها از آسیاب فرصتی را فراهم کردتا آنچه اعتدال نامیده میشود و رئیسجمهورمنتخب در شعار انتخاباتیاش منادی آن بود،تعریف وشاید بازتعریف شود.در خبرها آمده بود؛ پس از آنکه بزرگان نظام از حسن روحانی رئیسجمهور منتخب خواستند وی تعریف خود را از «اعتدال» ارائه دهد، وی اقدام به تشکیل کارگروهی جهت تعریف مبانی گفتمان اعتدال کرده است.اتفاق خوبی که اگرچه اما و اگرهایی دارد اما این فرصت را ایجاد میکند تا به جزئیات این مشی پرداخته شود.از سوی دیگر پیروزی روحانی در انتخابات سبب شد تا چهرههای سیاسی تلاش کنند هر یک از منظر خود اعتدال را تعریف کنند و اگر این چارچوب مشخص نشود،ممکن است گروهها و اشخاص را دچار گمانه زنیهای اشتباهی کند که در نهایت به جای فراهم کردن شرایط همکاری منجر به نزاعی جدید در عرصه اداره کشور شود.
در این بین برخی اعتدال را سهم دادن به همه گروهها در اداره حکومت ارزیابی کردند و برخی به معنای میانهروی و پرهیز از افراط.اما آنچه کمابیش همه کارشناسان به آن تاکید دارند آن است که کشور ما در برههای است که بیش از همیشه نیازمند راه وروش اعتدال است.اینکه طی سالهای گذشته چه شده که نیاز به این دولت اصرار میشود خود نکاتی را در بر دارد.شاید گرفتار افراط و تفریطشدنهای سه دولت سازندگی،اصلاحات و شبه اصولگرا یکی از این دلایل باشد.در بسیاری از مطالب منتشر شده به علل دیگری اشاره شده است اعم از قانون گریزی یا در برهههایی قانون ستیزی و اجرای سلیقگی قانون؛ همچنین به شتابزدگی و حاشیهسازی نیز توجه شده است.سخن از اعتدال گفتن بدون واکاوی معنا و مفهوم آن همان میشود که بر سر تعریف «اصلاحات» رفت.دولت اصلاحات مصداق خوبی بر لزوم تعریف واژگان کلیدی دولتهاست.دولت اصلاحات زمانیکه به پایان رسید کسی نمیدانست اصلاحات دقیقا یعنی چه؟ همینهاست که لزوم تعریف و آسیبشناسی «اعتدال» را جدیتر میکند.
اعتدال در ملل مختلف
امیر محبیان، کارشناس اصولگرای مسائل سیاسی،در گفتوگو با تهران امروز مطرح میکند که اعتدالگرایی که در حوزه سیاست با لفظ میانهروی شناخته میشود،مفهومی سابقه دار است و در کشورهای مختلف آن را با عناوین مختلف میشناسند، مثلا عربها به آن حزب الوسط میگویند ودر فرهنگ اروپایی به آن سانتریسم یا میانهگرایی میگویند که منظور از آن احزابی هستند که حد وسط را در نظر میگیرند. بهگفته محبیان این مفهوم باید در ایران معنا پیدا کند زیرا ما جزو کشورهایی هستیم که همواره با نوعی افراط و تفریط مواجه بودهایم.
اعتدالگرایی در کنار عقلانیت
برای مفهوم اعتدالگرایی اندیشمندان حوزه علومانسانی شاخصهایی در نظر گرفتهاند.اما به اعتقاد محبیان در عرف، این مفهوم را با عقلانیت تعریف میکنند که برای رسیدن به مفهوم اعتدالگرایی باید دید عقلانیت چیست؟ بهگفته محبیان، هر عملی که هزینه انجام آن، کمتر از سود عملی کردن آن باشد انتخابی عقلانی است.
مهمترین وجوه اعتدال
صادق زیباکلام، تحلیلگر اصلاحطلب مسائل سیاسی با بیان اینکه،در عرصه داخلی اعتدال یعنی به رسمیت شناختن حق اندیشیدن متفاوت از حکومت،به تهران امروز میگوید: «مهمترین وجه نگاه اعتدال این است که برای مخالفان و منتقدان و کسانی که مثل ما فکر نمیکنند،حق حیات سیاسی قائل شویم.»
پرویز سروری، قائممقام جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در تعریف دولت اعتدالگرا به تهران امروز میگوید: «دولتی اعتدالگراست که اخلاق گرا باشد و ظرفیتهای مختلف را بر اساس شایستهسالاری بسیج کند و به نحوی آشتی میان نیروهای متقابل ایجاد کند.»وی میافزاید: «دولت اعتدالی دولتی است که مبتنی بر فرآیندهای قانونی بهدنبال تولید ظرفیتهای هم افزا باشد.»
غلامعلی دهقان سخنگوی حزب اعتدال و توسعه در گفتوگو با تهران امروز مطرح کرد: «اعتدال تلفیق آرمانگرایی با واقعبینی در عرصه سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و...است.میانهروی در اعتدالگرایی دیده میشود و حوزه سیاست داخلی و خارجی را تحت شعاع قرار میدهد.»
پوشش گروههای سیاسی در دولت اعتدالی
بسیاری از گروههای سیاسی معتقدند اگر حسن روحانی در چینش کابینه خود از گروههای مختلف استفاده کند اعتدالگرایی خود را اثبات کرده است. صادق زیباکلام میگوید: «قطعا روحانی در کابینه خود از کسانی دعوت میکند که علاوه بر دانش، تجربه و تخصص و توان مدیریتی، از همسویی کافی با اعتدال و عقلانیت برخوردار باشند.»وی میافزاید: «صرف اینکه افرادی در دولت پیشین از کار برکنار شدند باعت نمیشود تا در دولت جدید از آنها استفاده نشود، چراکه محور انتخاب تخصص افراد است.»پرویز سروری در باره کابینه دولت اعتدالگرا معتقد است؛ادعای تحقق دولت اعتدالگرا در معرفی کابینه متجلی میشود. غلامعلی دهقان مطرح میکند: «دولت اعتدالی از جناحها یارگیری میکند اما چگونه افرادی را؟متعادلهای هرد و جناح کلی جامعه ایران، یعنی اصلاحطلبان و اصولگرایان.در واقع معتدل بودن وجه اشتراک هردو جناح است که مد نظر قرار میگیرد.» سروری میگوید: «اگر مبتنی بر تعریف اعتدالگرایی بخواهم بگویم چه کسانی مخاطب چنین دولتی هستند باید گفت،از آنجا که دولت اعتدالی از ویژه نگاری و نگاه حزبی دوری میکند و منافع ملی را به منفعتهای گروهی ترجیح میدهد پس به متن مردم توجه دارد و مخاطبان اصلی او هم مردم خواهند بود.اما در نگاه تاریخی به این مسئله باید گفت،چون مابه ازاء خارجی برایش وجود نداشته است باید دید در عمل چگونه عمل میکنند و آنگاه میشود آن را قضاوت کرد که چه گروههایی بهدنبال چنین دولتی هستند.»
تندروها چه آفتی خواهند زد
بدون تردید اعتدال در حوزه سیاست به معنی پرهیز از افراط و تفریط است و از آنجا که طی این سالها بر اثر افراط و تفریط و عدم رعایت قانون، اصول و ارزشها خسارات و آسیبهای زیادی به جامعه وارد آمده است، به نظر میرسد استراتژی اعتدال نسخهای تاثیرگذار برای درمان آسیبها و جبران لطمات باشد. دهقان معتقد است،دولت جدید میانهروها و افراد حدفاصل اصولگرایان و اصلاحطلبان را پوشش میدهد.در شرایطی که وفاق ملی زیر سوال رفته و اصطکاک گروههای سیاسی زیاد شده است دولت اعتدالی میتواند راهکار خروج باشد.سروری به تهران امروز میگوید: «اگردولت اعتدالی توانست معتدلان دوجناح را دردولت قرار دهد -البته نه به این معنا که شرکت سهامی راه بیفتد چراکه در این صورت نمیتوان آن را اعتدالگرا نامید-و از شایستهسالاران استفاده کند میشود امید داشت تا تقابلات سیاسی هردو جناح در فرآیندی تعاملی مورد ارزیابی قرار بگیرد.»صادق زیباکلام استاد دانشگاه درباره اینکه آیا آفتی متوجه این دولت خواهد بود،میگوید:
«علیالقاعده آفتی وجود نخواهد داشت چراکه فضای اجتماعی به سوی باز شدن و پیشرفت در حرکت است.»وی درباره چالشهای دولت اعتدالی میگوید: «تنها احتمالی که میدهم آن است که یکسری افراد و گروههای متعصب و تنگنظر تنها برای خود حق حضور در قدرت را قائل هستند و ممکن است اعتراض کنند و بخواهند در جریان مدیریت دولت جدید مجددا حضور داشته باشند واینگونه دولت را به چالش بکشند.»دهقان اما از گروههای تندرو هردو جناح اصولگرا و اصلاحطلب صحبت میکند، وی به تهران امروز میگوید: «افراطیها خطرناکترین خطری هستند که دولت یازدهم را تهدید خواهد کرد.میتوان توصیه کرد که اصلاحطلبان باید مراقب باشند تا پرچم اصلاحطلبی به دست افراد تندرو نیفتد چراکه با استناد به تاریخ میتوان ثابت کرد در مقابل هرگونه رفتار تندگراینه چپ، رفتارهای افراطی راست هم ایجاد شدهاند واینگونه شرایط سختی را رقم زدهاند.»
موانع حرکت به سمت و سوی دولت اعتدالی
بسیاری از ناکامیها و ناملایمات و تنگناهای حادث شده ناشی از این است که بین مدیریتها و اعتدال فاصله ایجاد شده است؛ به عنوان نمونه یکی از الزامات اعتدال، بحث مشورت پذیری است که در حوزه سیاست خیلی کمرنگ بوده است یا شاهد این بودهایم که با روی کارآمدن هردولتی بخش زیادی از مدیران و نخبگان حذف میشوند حال آنکه امید میرود در دولتی که خود را پرچمدار اعتدال مینامد، چنین اتفاقی رخ ندهد و همه گروهها در قدرت سهیم باشند. پرویز سروری بر نگرانی خود از حضور صرف کارگزاران و اصلاحطلبان در کابینه دولت جدید تاکید میکند و میگوید: «اگر چنین اتفاقی بیفتد مشخص میشود این مطالبهای که آقای روحانی دارند و به اسم دولت اعتدالی مطرح میشود و اکنون به یک مطالبه ملی تبدیل شده است،شعار بوده و با عمل فاصله دارد.»
سروری در عین حال چالشهای دولت روحانی را متوجه اصلاحطلبان میداند و میگوید: «مطالبات اصلاحطلبان و کارگزاران از دولت جدید بالاست و این میتواند مانع از رسیدن مطالبه دولت یازدهم یعنی اعتدال شود.»وی میافزاید: «دولت فراجناحی نباید از افراد آلوده به فتنه 88 انتخاب شود در غیر این صورت اختلاف مبنایی را به وجود خواهد آورد.جریان تندرو اصلاحطلب بهدنبال حاشیهسازی برای آینده است که میتواند موانع جدی برای عدم تمرکز دولت روی مسائل جدی کشور شود.حرف از توسعه سیاسی یا خواستار رفع حصر شدن و دیگر مسائل فرعی میتواند دولت را در یک چنبره چالش زمینگیر کند.»امیر محبیان اما سخن دیگری دارد.وی میگوید: «گرفتار شدن مفهوم اعتدال در مفاهیمی مانند آزادی است که ممکن است هر کسی تعریف خودش را از آن داشته باشد.»برای جلوگیری از سلیقهای شدن این مفاهیم به اعتقاد محبیان بایستی دانشمندان در این باره بحث و تبادل نظر داشته باشند، زیرا اگر مفاهیم به شکل کلی مطرح شوند و شاخصی برای دستهبندی مفاهیم وجود نداشته باشد این مفاهیم به بیراهه میروند. به اعتقاد محبیان مهمترین آفتی که ممکن است مفهوم اعتدال را دچار چالش کند کلی گرایی است.محبیان با اشاره به اینکه در کلیات همه با هم توافق دارند میگوید: «این جزئیات است که همواره مشکل ساز شده است،هیچکس نیست که بگوید آزادی را دوست ندارد اما برداشتها و تحلیلها از مفاهیم متفاوت است.»
اگر اعتدال نباشد...
نبود اعتدال برهم زننده نظم اجتماعی است.نبود اعتدال در امور داخلی،به از دست رفتن سرمایه اجتماعی میانجامد و موجب گسترش بیاعتمادی و بدگمانی میشود. حشمتالله فلاحتپیشه استاد دانشگاه،در گفتوگو با تهران امروزاز تمایل اکثر نامزدهای انتخابات اخیر برای ارائه دولتی اعتدالی میگوید و میافزاید: «در انتخابات اخیر تمام نامزدها خود را به اعتدال ملزم میدیدند چون طی شانزده سال گذشته افراط و تفریط نوسانات جدی را در عملکرد دولت به وجود آورده و این باعث شدتاخواستهای ملی برا ایجاد دولت اعتدال به وجود آید ولیکن به دلیل اینکه آقای روحانی به صورت نهادینهتری توانستند این مسئله را مطرح کنند و حمایتهای طیفهای سیاسی گذشته را به همراه داشتند موفق شدند د ر انتخابات خرداد برگزیده شوند.»
فلاحتپیشه به آسیبهای نبود اعتدال در جامعه اشاره دارد و میگوید: «هرگونه افراط و تفریط زمانی شکل میگیرد که دولت خودرا پایبند به قانون نداند.بانبوداعتدال اولین قربانی قانون خواهد بود.اجرای قانون، اوج اعتدال در یک جامعه، از نگاه ریشه شناسی رفتارهای سیاسی خواهد بود.»وی دومین قربانی را شایستهسالاری میداند و مطرح میکند: «زمانیکه اعتدال وجود نداشته باشد مدیران خوب از یک حوزه کوچک شهرستان تا حوزه ملی و فراملی تاثیر خواهند گرفت وروسای دولتها اقدام به قلع و قمع آنها خواهند کرد.آنها برای توجیح تصمیمات خود به عملکرد جریان مقابل اشاره میکنند و اینگونه افراد به خاطر خط و ربطها قربانی میشوند.»
وی به نقش اعتدال در موضعگیریهای سیاسی چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی اشاره میکند و میگوید: «در سیاست داخلی به علت افراط، جناح هابه جایی میرسند که بقای خود را فنای دیگری میدانند و به قولی بازی «جمع جبری صفر» صورت میپذیرد.این نهایتا به ایجاد فضای دوقطبی میانجامد.در عرصه خارجی نبوداعتدال منجر به عملها و تصمیماتی خواهد شد که ملاحظات عملی و حفظ منافع ملی در آن مشاهده نخواهد شدو این هزینههای بسیاری را به کشورما تحمیل خواهد کرد.در واقع ما در دیپلماسی خود باید بهگونهای رفتار کنیم که مبین اخلاق اسلامی ما باشد.»
فلاحتپیشه معتقد است؛حوزه اقتصاد جمعی است بین عدالت و مدیریت اقتصادی.یعنی در برنامه هاو راهبردهای اقتصادی مردم فقیر فراموش نشوند واز سوی دیگر شاخصها و برنامه 5 ساله تامین شود،چراکه تامین این اهداف در بلند مدت ما رابه چشمانداز بیست ساله نزدیک خواهد کرد.