هنگامه انتخابات ریاست جمهوری سرانجام مرحله تأیید صلاحیتها را پشت سر گذاشت تا از میان 40 کاندیدای سرشناس و صاحبنظر در مسائل سیاسی تنها 8 نفر شایسته حضور در دور نهایی رقابت تشخیص داده شوند. گرایش هشت تأیید صلاحیتشده انتخابات 24 خرداد، در میان سه دسته قرار میگیرد که شامل اصولگرا، اصلاحطلب و مستقل میشود.
این ترکیب تفاوت عمدهای با آنچه که پیش از مرحله تأیید صلاحیتها شکل گرفته بود ، دارد. در ترکیب سابق، جناح اصلاحطلبی علیرغم داشتن چندین کاندیدا عزم آن را داشت که با اجماعی واحد در پشتیبانی از هاشمی رفسنجانی وارد میدان شود. هرچند که کاندیداهای این جریان و حتی حسن روحانی انصراف خود به نفع لیدر گروه را به بعد از مرحله تأیید صلاحیتها واگذار کردند و گویی تردید در تأیید صلاحیت هاشمی موجب اتخاذ این تصمیم شده بود.
با احراز نشدن صلاحیت هاشمی 79 ساله از سوی شورای نگهبان، از میان چندین کاندیدای اصلاحطلب نام نوشته برای انتخابات تنها صلاحیت محمدرضا عارف معاون اول دولت دوم اصلاحات تأیید شد تا این جریان با یک کاندیدا به دور نهایی ورود پیدا کند. تغییر دیگر در ترکیب کاندیداها پس از مرحله تأیید صلاحیتها، احراز نشدن صلاحیت مشایی بود که البته برای خیلیها قابل پیشبینی بود. با حذف نزدیکترین یار احمدینژاد ، صفبندی حامیان دولت در انتخابات کم رنگ گردید هرچند که احمدینژاد و یارانش نشان دادهاند که در تحرکات غیرقابل پیشبینی ید طولایی دارنداما به نظر می آید اردوگاه انتخاباتی دولت پس از ناامیدی از تأیید شدن مشایی، رو به پشتیبانی از یکی از کاندیدای نزدیک به خود در آرایش جدید انتخابات بیاورد .سعید جلیلی با نوع شعارها و گفتمان نزدیک به سوم تیر ، بیشترین شباهت به احمدینژاد مدل 84 دارد و مناسبترین گزینه برای هواداری دولتی ها خواهد بود.
میل حامیان دولت به معامله با جلیلی
جریان دولتی این مهم را درک کرده است که در صورت ادامه شرایط موجود ، بازنده اصلی در انتخابات خردادماه خواهد بود. بر این اساس، دو راه بیشتر پیش پای خود نخواهد داشت؛ یک راه آنست که همچنان به تلاش به نظر نافرجام خود برای گرفتن حکم حکومتی برای بازگشت مشایی به عرصه رقابت ادامه دهد که با شرایط موجود چنین امری دور از ذهن به نظر میرسد. چرا که در شرایطی که برای ورود وزنه سنگینی به مانند هاشمی رفسنجانی ارادهای بر بازگشت وجود ندارد در قیاس اولی به بازگرداندن مشایی حتی فکر هم نخواهد شد. با این شرایط جریان انتخاباتی دولت یک راه پیش روی خود خواهد دید و آن پشتیبانی از یکی از کاندیداهای نزدیک به تفکرات خود است که البته این فرآیند تنها در یک صورت روی خواهد داد.
جناح دولتی خوب میداند که پس از انتخابات و واگذاری قدرت به دولت بعدی، حاشیه امنی برای عناصر اصلی این جریان از سوی نهادهای حاکمیتی وجود نخواهد داشت و این امر به موجب عملکرد و تحرکات حاشیهسازی بوده است که برخی از اطرافیان رئیسجمهور در آن دخیل بوداند.
حال برای مصون ماندن از گزند برخوردهای احتمالی پس از واگذاری قدرت، جریان دولتی رو به امتیازگیری و به طور واضحتر اخذ ضمانتنامهای خواهد آورد تا عناصر اصلی این جریان پس از مرداد 92 آسودهخاطر در فضای سیاسی کشور نفس بکشند. از اینرو شروع مذاکره و در نتیجه قرار گرفتن در صف یکی از کاندیداهای نزدیک به این جریان در انتخابات ، محتملترین گزینه ممکن برای چگونگی حضور دولتیها در انتخابات خواهد بود. هرچند بر فرض وارد مذاکره شدن جناح دولت با کاندیدای متبوع خود در انتخابات باید دید سعید جلیلی و حامیان وی که منادی احیای گفتمان احمدینژاد در مدل 84 هستند تا چه اندازه حاضر به پذیرش حمایت دولتیها از خود و در سوی مقابل امتیازدهی به آنان هستند که به نظر میرسد با توجه به نوع گفتمان جلیلی در ابتدا پذیرش هواداران دولتی با اصطکاک روبرو شود. اما از آنجایی که جلیلی و حامیانش میدانند که برای پیروزی در انتخابات با وجود رقبای سرسخت اصولگرا کار دشواری پیش رو دارند ممکن است برای آن که میزان مقبولیت و رأیآوری خود را به رخ گروههای اصولگرا بکشند دست حامیان دولت که سبد رأی قابل توجهی خواهند داشت را برای همکاری بفشرند و از خبطهای احمدینژاد در حمایت از مشایی اغماض کنند و یا لااقل در این برهه حساس با مصلحتاندیشی باز هم بگویند که ما با احمدینژاد مشکلی نداریم اگر او از مشایی جدا باشد. این فرضیه با حضور جالب توجه برخی وزرای و مقامات دولت به همراه نمایندگان حامی جریان دولت در مجلس در اولین میتینگ انتخاباتی جلیلی پر رنگ تر شده است.
ائتلاف یا معادله پیچیده
اما با مشخص شدن تأیید صلاحیتها اگر که آرایش برخی جناحها را کاملاً بهم ریخت در عوض پایه حضور ائتلاف 1+2 در انتخابات محکمتر شد تا هر سه عضو این ائتلاف پرحرف و حدیث ، مهر تأیید صلاحیت بگیرند و وارد میدان رقابت پایانی شوند. محمدباقر قالیباف، علیاکبر ولایتی و غلامعلی حداد عادل تا قبل از مرحله تأیید صلاحیتها و احتمال حضور نهایی هاشمی رفسنجانی هر یک به تکاپو افتاده و با برجستهسازی هاشمی به عنوان حریف اصلی خود در انتخابات دو هدف را دنبال میکردند. ابتداییترین هدفشان ، ویژه و حساس نشان دادن فضا برای باقی کاندیداهای اصولگرا بود تا با بزرگ نشان دادن حریف و خطرات پیروزی احتمالی او در انتخابات، خود را تنها کاندیدای دارای توان در مقابله با او معرفی کنند و نظر باقی کاندیداها را به سوی اجماع به نفع ائتلاف 1+2 به پیش ببرند. میزان ثمردهی تاکتیک آنها در این مرحله با مجاب کردن ابوترابیفرد به عنوان تک کاندیدای ائتلاف بزرگ اصولگرایان عیان شد هرچند که برای جلیلی هم برنامه داشته و همچنان هم دارند.
اما هدف دوم کاندیدای 1+2 از برجستهسازی خطر حضور هاشمی برای اصولگرایان برای ایجاد پیام و القائی درونگروهی بود که در این هدف، اتحاد تاکتیکی بیشتری از فحوای گفتههای ولایتی و حداد عادل دیده شد. درست و چند ساعت پس از ثبتنام هاشمی رفسنجانی در انتخابات این علیاکبر ولایتی بود که پرده از تاکتیک جدید 1+2 برداشت. دیپلمات کهنهکار با برجستهسازی خطر ورود هاشمی به میدان لزوم وحدت و اجماع اصولگرایان و پرهیز از تعدد کاندیدا را برای برد در انتخابات حیاتی دانست. پس از او این حداد عادل بود که از ضرورت جمع و جور شدن اصولگرایان به نفع یک کاندیدا سخن گفت و به یکباره از سوی هر دو کاندیدا آمادگی جذب جلیلی در ائتلاف 1+2 اعلام شد. این ابراز آمادگی که گویا بدون هماهنگی با دیگر شریکشان در ائتلاف اعلام شده بود به مذاق قالیباف اصلاً خوش نیامد و موجب شد تا وی با پیامی تلفنی اعتراض خود را از این نقض عهد ابراز کند. قالیباف که تا پیش از ورود هاشمی خود را یک پای فینال انتخابات میدانست با ورود وی نتوانست نگرانی خود را کنترل کند و به ناگاه در یک سفر تبلیغاتی گفت که صورت مسأله وجود ائتلاف 1+2 پاک شده است.
در واقع اگر که حداد و ولایتی منادی دعوت از جلیلی و یا احتمال کنارهگیری به نفع او در انتخابات بودند به هدف دوم برمیگشت که چیزی غیر از کنترل کردن شریک ناآرام خود و مجاب کردن او برای کنارهگیری و تن دادن به اجماع احتمالی به نفع جلیلی نبودند. اجماعی که با کنار گذاشته شدن هاشمی از صحنه رقابت همچنان در اردوگاه اصولگرایان مطرح است و باید دید که سرانجام از ائتلاف 1+2 چه کسی به سلامت بیرون میآید. در این رابطه گفتنی بسیار است که در این فرصت نمیگنجد.
مستقلهای ناهمگون
اما جمع مستقلین یک ترکیب ناهمگون را رقم زده است. حسن روحانی، محسن رضایی و محمد غرضی سه کاندیدایی هستند که تابلوی مستقل را بر سردر ستادهای خود نصب کردهاند. حسن روحانی به عنوان کاندیدای مستقل هم از جناح طرفداران هاشمی چشم یاری دارد و هم گوشه چشمی به اردوگاه اصلاحطلبان خواهد داشت هرچند که برای خود سهمی هم از سبد اصولگرایان اعتدالگرا پیشبینی کرده است.
وی که طبق گفتههای خود قرار بود پس از مرحله تأیید صلاحیت به نفع هاشمی کنار برود حالا با بازماندن هاشمی از ورود به مرحله نهایی، بخت و فرصت مناسب دیگری را برای میل یاران هاشمی و برخی اصلاحطلبان به اجماع روی خود میبیند که البته شرایط کنونی نشان میدهد اوضاع آنگونه که روحانی هم فکر میکرد، نیست.
بسته شدن ستادهای انتخاباتی هاشمی پس از تأیید نشدن وی ، میتواند یکی از نشانههای بی میلی هاشمی و یارانش برای حمایت حداکثری از روحانی باشد. در دیگرسو با بلاتکلیفی مجدد اصلاحطلبان که با تأیید نشدن هاشمی روی داد روحانی دیگر نمیتواند بختی بالا از حمایت این جریان را برای خود ببیند. کما اینکه تنها کاندیدای بازمانده اصلاحات یعنی محمدرضا عارف نیز گفته که این خاتمی است که تکلیف کاندیدای اصلاحطلبان را روشن خواهد کرد و وی هم به نفع هیچکس کنار نخواهد کشید به این ترتیب روحانی با وضعیت پیش آمده و البته کاندیداتوری عارف در جناح اصلاحطلب نمیتواند سبد رأی قابل توجهی از این جریان را به خود اختصاص دهد. مگر آنکه در روزهای آینده معادلات دیگری در جناح اصلاح طلبی و دو گانه هاشمی- خاتمی رخ دهد.
اما دیگر کاندیدای گروه مستقلین یعنی محسن رضایی که با تأیید صلاحیت شورای نگهبان همراه شد وضعیتش نسبت به قبل از تأیید صلاحیتها تغییر نکرده و همچنان کار سختی در انتخابات پیشرو خواهد داشت.
محمد غرضی دیگر کاندیدای این گروه هم که در کمال شگفتی نامش در لیست تأیید صلاحیتشدهها نوشته شد از هماکنون پیداست که سفره خود را در بین رأیهای اقشار پاییندست و رأیهای بی هدف پهن کرده و با اعتماد به نفس عجیب راه میپیماید. در هر روی هر هشت کاندیدای تأیید شده برای رقابت نهایی در انتخابات 24 خرداد، با هفت خوان درونگروهی و برونگروهی روبرو خواهند بود که روزهای آینده نشان خواهد داد که کدام یک رستم این وادی هستند.