ازهمان اولین لحظات آغاز بحران سوریه،رهبران ایران براهمیت اجرای اصلاحات در سوریه وگشودن درها به روی تمامی جریانهاوگروههاازهرطیف وطایفهای ودعوت همه جریانها و گروهها به حضور پای میز گفتوگوجهت حل اختلافات تاکید کردند،اما با تشدیداوضاع امنیتی ونظامی درسوریه و ورود طرفهای غربی ومنطقهای وعربی به خط بحران در این کشور، تهران به این نتیجه و باوررسید که این طرح وتوطئهای برای هدف قرار دادن دمشق است تا ضمن درهم شکستن اقتدارسوریه،این کشوررا از محورمقاومت و قضیه فلسطینی دور کند، بیآنکه دراین میان،قضیهای به نام برقراری دمکراسی وآزادی وانجام اصلاحات درسوریه مطرح باشد. آنچه باورایران درخصوص وجود یک توطئه برای سوریه را تقویت کرد،رد مستمربرگزاری هرگونه مذاکره با نظام سوریه ازسوی طرفهای معارض سوری ودیگر طرفهای منطقهای برای خروج این کشوراز بحران و صرفا تکیه برگزینه نظامی برای سرنگونی نظام سوریه بود. با این حال ایران درهای خودرابه روی گفتوگوجهت یافتن راه حلی برای توقف خونریزیها درسوریه ودورکردن دخالتهای غرب دراین کشورگشودودراین راستاازتشکیل کمیته چهارجانبه متشکل از مصر،ایران،ترکیه وعربستان سعودی ک�� چندی پیش درقاهره برگزارشد،حمایت کرد.دیدگاه ایران برای حل بحران سوریه رامیتوان درمواردزیرخلاصه کرد:
توقف نبردها و عملیاتهای مسلحانه.
گفتوگو میان نظام سوریه و جریانهای معارض سوری.
حفظ وحدت ، یکپارچگی ، تمامیت ارضی ، بافت و ساختار ملی سوریه
برگزاری انتخابات ریاست جمهوری با نظارت سازمان ملل وطرفهای بین المللی ومشارکت وحضور تمامی طرفها وجریانها درآن وسر فرود آوردن دربرابرخواست واراده مردم وتصمیمات اتخاذ شده توسط آن در این انتخابات.
اما طرح ایران ودعوتهای تهران به برگزاری نشستهایی بین نظام ومعارضان، مورد پذیرش واقع نشد ومعارضان برگزینه نظامی و حمایت طرفهای منطقهای از گروههای تروریستی تاکید کردند.طبیعی بودکه تهران،تلاش برای هدف قراردادن سوریه رابه خاطرجایگاهش درمحورمقاومت،ردولحن خودراتند کندونسبت به هرگونه دخالت نظامی درسوریه که موجب وقوع جنگ فراگیردرمنطقه می شد،هشدار دهد.
شاید بتوان گفت تهدید ایران،سپر بازدارندهای دربرابرهرگونه نیت وقصد حمله خصمانه علیه سوریه، به خصوص ازسوی رژیم صهیونیستی بودکه دارای منافع بسیاردرحوادث جاری سوریه است. به اعتقاد جمهوری اسلامی ایران، مهمترین دلایل دامن زدن به بحران سوریه درموارد زیرخلاصه میشود:
نابودی سوریه و غارت آن.
تضعیف ارتش سوریه و تجزیه آن.
تغییرگزینههای استراتژیک درمیان رهبران کنونی سوریه.
درهم شکستن محورمقاومت که ازایران تا سوریه وازسوریه تا لبنان وفلسطین کشیده شده است.
سرنگونی سوریه منجربه سهولت حمله به ایران خواهد شد.
تجزیه وتکه تکه کردن منطقه ووارد کردن آن به جنگهای منطقهای ومذهبی که تماما به سود رژیم صهیونیستی است تا زمینه سازتاسیس وطن جایگزین برای فلسطینیان شود وآن راتوجیه کند.
به دلیل تمامی آنچه ذکرشد،تهران بر ضرورت مقابله با توطئهای که علیه سوریه ومنطقه تدارک دیده شده بود،تاکید کرد.این سخن«سعید جلیلی»،دبیرعالی شورای امنیت ملی ایران دردیداربا رئیس جمهوری سوریه، بیانگردیدگاه ایران درقبال حوادث جاری سوریه است که گفت:«آنچه درسوریه روی میدهد،یک قضیه داخلی نیست،بلکه نزاع بین محورمقاومت ودشمنان این محوردرمنطقه وجهان است وهدف آن ضربه زدن به نقش دمشق درمحورمقاومت است وایران به هیچ وجه اجازه نمیدهد،محورمقاومت که سوریه درآن نقش اساسی ایفا میکند،درهم بشکند .
روابط استراتژیک
سیاست خارجی سوریه از زمان زمامداری حافظ اسد،نگاهی به شرق نیز داشت و به همین دلیل دمشق همواره دارای روابطی گسترده ومستحکم با اتحاد شوروی سابق وچین وایران بود،اما این به معنای قطع ارتباط دمشق با جهان غرب وبه طورمشخص آمریکا نبود،اگرچه این روابط شاهد فراز و نشیبها و تنشهایی به خصوص درقبال نحوه تعامل واشنگتن با قضیه فلسطین وسرزمینهای اشغالی عربی بود .پیش ازبحران اخیر،روابط آمریکا وسوریه به مرحله بیسابقهای ازتنش وبحران به خاطراشغال نظامی عراق توسط آمریکا ولیست درخواستهای آمریکا از دمشق که «کالین پاول» وزیرخارجه سابق آمریکا آن رابه رهبران سوریه ارائه داده وازدمشق خواستاردوری ازمحورمقاومت شده بود،رسید.«خالد العبود»نایب رئیس پارلمان سوریه درپاسخ به این سئوال که روابط واشنگتن ودمشق درآینده نزدیک چه شکلی به خود خواهد گرفت،گفت:
« اندیشه وفکرسیاسی که نظام سوریه رادرسالهای گذشته اداره کرد،موجب شکل گرفتن مجموعه روابطی شد که درواقع معادلات سیاسی مهمی بودند که تلاش داشتند به هرطریق ممکن مانع شکست وفروپاشی نظام سوریه شوند .روابط مثبت ومستحکمی وگستردهای که میان سوریه وایران برقرارشد،تاحدودزیادی به تقویت سوریه وایران انجامید واین امرشکل گیری مجموعه معادلات اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی رابین دو کشوربه دنبال داشت که همگی سبب تقویت سوریه شد. »العبود توضیح میدهد که مجموعه روابط استراتژیکی که سوریه با محیط پیرامون خود برقرار کرد، تماما در بلند مدت به افزایش قدرت و اقتدارآن منجر شد. درباره روابط سوریه با دیگرکشورها و به خصوص روسیه، العبود اعتقاد دارد که رابطه بین مسکو ودمشق براین معادله استوار است که مسکو چگونه میتواند منافع سوریه راحفظ کند و چگونه میتوان رابطه مسکوبا دمشق را حفظ کرد، به نحوی که روسیه برای حفظ کرامت سوریها به حمایت ازآنها برخیزد.
نایب رئیس پارلمان سوریه گفت:«نظام سوریه موفق شدحمایت ازخودرامحدود به جلب رضایت وحمایت یک کشوریا طرف بین المللی نکند واین مرهون روابط گسترده وعمیقی بود که دمشق با روسیه و چین وکشورهای بریکس و برخی از نیروها وقدرتها درسطح بین المللی برقرارکرده بودکه دارای روابطی غیرثابت و غیر مستقر با آمریکا بودند و روابط پویا ومستحکم با این کشورها،همه و همه ازنظام سوریه حمایت و پشتیبانی کرد.مهمتراینکه موضع روسیه و چین،نتیجه رابطه بین آنها نبود،بلکه رهاورد رابطهای بودکه این دو کشوربا سوریه داشتندوبدون تردید اگرمقاومت وایستادگی دمشق طی دوسال گذشته نبود،روسیه هیچگاه برموضع خودثابت قدم نمیماندواین جدای ازایستادگی محورمقاومت بودکه موضع مسکووپکن رادرمحافل جهانی تقویت میکرد. نهایتابرهمه آشکارشد که سوریه تنها روی پیروزی دراین بحران شرط بسته وازرابطه با آمریکادوری گزیده است،چون به خوبی دریافته که آمریکا خیلی زودهمپیمانان وایادی خود را می فروشد و دیکتاتورهای مصروتونس ازجمله این موارد مورد ادعا هستند .
پرسشهای دشوار
هرروزکه ازبحران سوریه میگذرد،این سئوال مطرح میشود که خونریزیها تا چه وقت ادامه مییابد؟ چه وقت به سوریها اجازه داده میشود،پای یک میزبنشینند تا کشورشان راازآتشی که دامنش رافراگرفته وتروخشک رابا هم میسوزاند،خارج کنندونجات دهند؟آینده نشست سران روسیه وآمریکا چیست که قرار است ژوئن آینده برگزارشودو این نشست چه تاثیرمنفی یا مثبتی بروضعیت سوریه میگذارد؟اینها مجموعه سئوالات دشواری هستند که پاسخ به آنها بسیارسخت مینماید،به ویژه آنکه دادههای موجود نشان میدهد که طرحهاونقشههایی برای سوریه تدارک دیده شده که هنوزاهداف مورد نظرخودرامحقق نکردهاندو آمریکاوهمپیمانانش درمنطقه،همچنان برتغییروتحولات میدانی برای اجرای طرحهاونقشههایشان شرط بندی میکنندودرمقابل،طرفهای قرارگرفته در کنار دمشق یعنی تهران، پکن ومسکو، برمواضع خودمبنی بر دستیابی به راه حلی براساس نشستن طرفهای معارض ونظام پای میزمذاکره،تاکید دارند.
باوجوداین دو گروه متعارض وناهمگون،به نظر نمیرسد که برای این نبرد، به این زودیها پایانی متصورباشد و با توجه به سختی تعیین سرنوشت نبردهای جاری در میدان، باید تاکیدکرد که جنگ سوریه به درازا خواهد کشید؛اگرچه این اواخرارتش سوریه موفقیتهای چشمگیری درمناطق مختلف این کشورعلیه گروههای مسلح به دست آورده وکفه ترازو،هم اکنون به سودارتش سوریه سنگینی میکند.
راه حل دمشق
رهبران سوریه از حجم حملاتی که علیه حکومت صورت میگیرد،به خوبی آگاه هستندوبر این باورند که هدف از این حملات، طرح ویرانگری است که درصورت موفقیت،نه تنها سوریه،بلکه تمامی کشورهای منطقه رادربرخواهد گرفت. این موضوعی فراترازبرکناری بشاراسدواصلاحات دمکراتیک درسوریه است.آنچه مورد نظردشمنان سوریه است،نابودی کشوروبازگرداندن آن به دورانی سیاه است. ادامه دارد...