تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۹۲ - ۰۷:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۶۰۷۴۸
گزارشي از سخنراني دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن با موضوع؛ تاريخ ايران را چگونه مورد بررسي قرار دهيم؟

ايران؛ چهارراه حوادث


الهام مختاري

گروه فرهنگ و اجتماع: نشست پژوهشي با عنوان «تاريخ ايران را چگونه بررسي كنيم؟» با سخنراني دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن چندي پيش در سالن اجتماعات خانه هنرمندان ايران و با حضور جمعي از پژوهشگران و دانشجويان برگزار شد. دكتر اسلامي ندوشن در اين نشست به سه عامل مهم و ثابت كه تاريخ كشور ايران را شكل داده اشاره كرد و با بيان اولين عامل كه جغرافياست اظهار داشت: يكي از مهم‌ترين عواملي كه تاريخ ايران را شكل داده، جغرافياست. زيرا ايران در مركز جهان واقع شده و اين موضوع خصوصياتي را ايجاد كرده كه لازمه كشور چهارراهي است.

 كشوري كه دائماً با حوادث گوناگون روبه‌رو مي‌شود. وي سپس به عامل دوم كه بر اثر عامل اول به وجود آمده اشاره كرد و در اين باره گفت: دومين عامل را تاريخ اين كشور شكل مي‌دهد. كشوري كه در مركزيت قرار دارد و دائماً در معرض آمد و شد و هجوم‌هاي پياپي است، قطعاً با تاريخ پرحادثه‌اي روبه‌رو است. كشور ايران دائماً با چنين مشكلاتي روبه‌رو بوده است. در واقع مي‌توان گفت نسلي وجود نداشته كه جنگ يا آثار جنگ را حس نكرده باشد.

اين پژوهشگر سومين عامل را اقليم ايران دانست و در اين باره يادآور شد: سرزمين ايران به رغم كم‌آبي، داراي آب‌و‌هواي متنوع و منابع نسبتاً سرشاري است كه اين مسئله همواره نظر اقوام ديگر را به خود جلب كرده است. در واقع امتيازات اين كشور مشكلات بسياري را با خود به همراه داشته است. جذب اقوام ديگر به اين كشور بنا به خصوصيتي بود كه از لحاظ اقليم و طبيعت داشت. به همين علت كشوري پر رفت و آمد و وسوسه‌انگيز براي اقوام در دوردست بود و هميشه هجوم‌هاي پياپي از طرف شمال و شرق به دليل ناآبادي و سردي آن سرزمين و نيز هجوم‌هايي از طرف غرب به خاطر ثروت كشور ايران صورت مي‌گرفته است.

وي افزود: نخستين امپراتوري جهاني در اين كشور شكل گرفت. در آن زمان كشوري مانند ايران وجود نداشت كه بتواند سرزمين‌هاي بسياري را در سايه اداره خود درآورد. اين امپراتوري جهاني با سلطنت كوروش آغاز شد. در واقع اين نخستين امپراتوري جهاني بود كه توانست در آن زمان سبك خاصي را پيش گيرد. آنان اعتقاد داشتند، جهان‌گشايي بايد از طريق مسالمت انجام گيرد نه با فشار و خونريزي. اين دومين خصوصيتي بود كه اين كشور بر هم زد. البته اين مسائل به سرشت اين سرزمين خاص برمي‌گردد.

اين پژوهشگر درباره كتيبه داريوش مطالبي را عنوان كرده و يادآور شد: سه كلمه معروف از داريوش در كتيبه داريوش وجود دارد كه هسته مركزي تاريخ ايران را شكل مي‌دهد. داريوش در اين كتيبه آورده است – پروردگارا كشور مرا از سه چيز حفظ كن 1- دروغ 2- دشمن 3- خشكسالي. اين امر نشان مي‌دهد كه سرزمين ما با اين سه امر مواجه بوده است. وي در ادامه سخنان خود افزود: مطرح كردن حفظ ايران از خشكسالي در آن زمان به اين دليل بود كه اين سرزمين به طرف خشكي و كم‌آبي گرايش داشته است و در آن زمان بزرگترين مشكل به حساب مي‌آمد. اما هسته تمدن اين كشور را همين مسئله تشكيل مي‌داد.

در واقع آثار بزرگ اين كشور زائيده آتشناكي سرزمين و مردم آن است.

وي همچنين تصريح كرد: مطرح كردن دشمن از طرف داريوش براي سرزميني كه در چنين موقعيت جغرافيايي قرار دارد، امري طبيعي است. زيرا ايران سرزميني بوده كه همواره با دشمن روبه‌رو بوده و بر سر راه اقوام مختلف قرار داشته است. اقوام مختلف به اين كشور حمله مي‌كردند تا از اين طريق مزاياي بيشتري به دست آورند.

وي همچنين يادآور شد: طبيعي است كشوري كه قومش دائماً در ناامني به سر مي‌برد، چهره ديگري به خود گيرد. چرا كه به سلامت اجتماع و حفظ آن مي‌انديشد. به همين خاطر مجبور است تا حصار امنيت در اطراف خود به وجود آورد و اين دو چهرگي را حفظ كند.

دكتر اسلامي ندوشن در بخشي از سخنان خود به تمدن ايران در پيش و پس از اسلام اشاره كرد و با بيان اين مسئله كه هر كدام جلوه و ماهيت خاص خود را داشته است افزود: تمدن ايران در پيش از اسلام تمدني ابرقدرت بوده كه صحنه وسيعي از جهان را در بر مي‌گرفته است. به طور مثال با سفر به چين مي‌توان به اين مسئله پي برد كه چگونه تمدن ساساني در آن زمان توانسته به اين كشور راه پيدا كند. اين پژوهشگر، تمدن ايران پس از اسلام را داراي سه جنبه تلفيقي، دفاعي و واكنشي معرفي كرد و با اشاره به جنبه تلفيقي آن گفت: جنبه تلفيقي شدن ايران به دليل مركزيت اين كشور بوده است. در واقع ايران كارگاهي بود كه تمدن‌ها در آن مخلوط مي‌شدند و اين مسئله به دليل موقعيت خاص اين كشور بوده است.

وي افزود: دومين مسئله جنبه دفاعي دارد. مردم ايران در طي اين تاريخ بلند هميشه گوش به زنگ و آگاه بوده‌اند. آنان با اين روش از كشور خود كه دائماً در معرض خطر بوده است دفاع مي‌كردند. اين هجوم‌هاي پياپي باعث مي‌شد كه مردم هميشه نسبت به اوضاع و احوال زمان هوشيار و همچنين بدبين و شكاك باشند. اين مسئله در آثار ادبي كاملاً مشهود است.

او در ادامه صحبت‌هاي خود تأكيد كرد: زماني كه انسان نمي‌تواند بر فشاري كه به صورت جانبي به او وارد مي‌شود به طور مستقيم عمل كند، تحت شرايطي مجبور به ايجاد واكنش مي‌شود. اين خصوصيت جزو رگه‌هاي تركيبي تمدن ايران است و آثاري به وجود آورده كه گوياترين آن ادبيات فارسي است. در واقع ادبيات فارسي بر روي اين زمينه حركت كرده است.

اين محقق و پژوهشگر با اشاره به اين موضوع كه مردم ايران در دوران قبل از اسلام اشراق‌گرا و كردارگرا بودند مطالبي را عنوان كرده و يادآور شد: تمدن پيش از اسلام، تمدني كردارگرا بود. بنابراين مردم به دنبال كار خود بودند و از جنبه‌هاي عملي زندگي استفاده مي‌كردند. به همين علت زندگي شاد و نسبتاً سالمي را در كنار يكديگر مي‌گذراندند.

وي اضافه كرد: آنان در حين كردارگرايي، اشراق‌گرا نيز بودند. اشراقي‌ بودن، رابطه انسان با عالم بالا را تنظيم مي‌كند. اما كردارگرايي زندگي زميني و روزمره را تنظيم مي‌كند. مردم ايران در آن زمان اين دو را با هم تلفيق مي‌كردند و زندگي نسبتاً راحتي را سپري مي‌كردند.

اسلامي ندوشن در ادامه سخنان خود به تداوم و ثبات تمدن ايران اشاره كرد و در اين خصوص گفت: كشور ايران تداوم تاريخي و عناصر اصلي تمدن خود را از قديمي‌ترين زمان حفظ كرده است. اما كشورهاي متعددي هستند كه به طور كلي رابطه خود را با دوران گذشته خود از دست داده‌اند. به طور مثال ايتالياي فعلي مانند روم قديم و همچنين يونان كنوني مانند يونان قديم نيست. در حالي كه آثار گذشته ايران كاملاً نشان مي‌دهد كه چگونه تمدن اين كشور به طور مرتب تداوم يافته است. وي در ادامه يادآور شد: البته رگه‌هاي اصلي تمدن گذشته ايران در دوران پس از اسلام با اسم و چهره ديگري نمايان شد كه به عقيده من اين مسئله، مهم و اساسي نيست. چرا كه ماهيت قضيه مهم است كه اين كشور توانسته آن را حفظ كند. يكي از مسائل كه در اين امر بسيار مهم بوده، شاهنامه فردوسي است. هيچ كشور و ملتي وجود ندارد كه به اين شكل و با اين قدمت چنين كتابي را در دست داشته باشد تا از طريق آن بتواند دوران گذشته خود را جمع‌آوري و به آيندگان انتقال دهد. اگر چنين بود آن كشور نيز ادامه تاريخي مي‌يافت.

اين مترجم در بخشي از سخنان خود به مسائلي كه تاريخ ايران را در ابهام گذاشته اشاره كرد و در اين مورد گفت:‌ تاريخ ايران در دوران پيش از اسلام توسط مورخين خارجي به رشته تحرير درآمده است. در آن دوره، يونان تنها كشوري بود كه رابطه بسيار مستقيمي از لحاظ رقابت و جنگ با ايران داشت. تاريخ ايران در آن زمان توسط يونانياني نگاشته شد كه دائماً با اين كشور در حال جنگ بوده‌اند. به همين خاطر به ايران به عنوان كشور معارض نگاه مي‌كردند. گذشته از آن، افرادي كه براي ثبت تاريخ به كشور ما سفر مي‌كردند نمي‌توانستند نوع زندگي ايراني را درك و احساس كنند؛ به همين دليل تاريخ ايران نمي‌تواند براساس واقعيت ثبت شده باشد.

وي در ادامه علت نگارش تاريخ ايران توسط مورخين خارجي را ابرقدرت بودن كشور ايران دانست و در اين باره اظهار داشت: ايران در گذشته كشوري ابرقدرت بود كه سرزمين‌هاي بسيار وسيعي را اداره مي‌كرده است. بنابراين مردم آن دوره زندگي مي‌كردند و به كار خود مشغول بودند و به هيچ عنوان وارد مسائل فكري و فلسفي نمي‌شدند تا از اين طريق بتوانند تاريخ مملكت خود را ثبت كنند.

وي در مورد مشكلاتي كه براي تاريخ‌نگاران ايراني در دوران پس از اسلام وجود داشت گفت: در دوران پس از اسلام مورخين براي ثبت تاريخ ايران همچنان با مشكلات خاص خود مواجه بودند. آنان جرأت نداشتند واقعيات را به طور آزادانه بيان كنند. زيرا حكومت‌هاي آن دوره فردي و استبدادي بود و به همين خاطر مورخين مي‌بايست طوري تاريخ اين مملكت را به رشته تحرير درمي‌آوردند كه رضايت حاكم زمان خود را جلب كنند. بنابراين مورخين نمي‌توانستند در جامعه‌اي بسته مسائل را براساس واقعيت بيان كنند؛ به همين خاطر نمي‌توان به گواهي‌هاي تاريخي در آن زمان اطمينان كرد. البته ايرانشناساني بوده‌اند كه به فرهنگ و تاريخ اين كشور خدمت كرده‌اند. اما در هر حال آنان هم غير ايراني بوده‌اند و قلم، قلم غيرايراني است.

اين محقق و پژوهشگر طي سخنان خود به چند نمونه از منابع مطمئن كه مي‌توان از آن طريق تاريخ را مورد بررسي قرار داد اشاره كرده و گفت: يكي از مهم‌ترين منابعي كه مي‌توان از آن طريق تاريخ را مورد بررسي قرار داد، اشياء باستان‌شناسي است. اين اشياء با تمام سادگي كه دارند در روشن كردن تاريخ اين كشور بسيار ارزشمند هستند. زيرا از ذهن‌هاي بسيار ساده و بي‌آلايش شكل گرفته‌اند. وي در ادامه افزود: يكي ديگر از منابع بسيار مهم و اساسي، ادبيات فارسي است. در گذشته تكيه مردم ايران براساس شعر بوده است. به همين خاطر مسائلي را كه مورخين نمي‌توانستند به رشته تحرير درآورند، شاعران در قالب كنايه، مجاز و نماد، مسائل را مطرح مي‌كردند. آنان با توجه به حساسيتي كه نسبت به اجتماع از خود نشان مي‌دادند، تمام جزئيات را با دقت به ثبت مي‌رساندند.

اين استاد دانشگاه در ادامه تصريح كرد: قصه‌ها و مثل‌ها تأثير بسيار مهمي در شناخت روحيه و تمدن مردم اين كشور دارد. تاريخ‌نگاران از اين طريق مي‌توانند به طرز تفكر و آداب و رسوم آن دوره پي ببرند. در واقع مي‌توان گفت: آثار هنري، نماينده روحيه يك ملت است و باريك شدن در اين آثار، تأثير بسيار مهمي در نگارش تاريخ ايران دارد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات